خالی کردن ذهن تنها در ۱۵ دقیقه (افزایش قدرت ذهنی)

سلام

امروز می خوام یک تجربه جدید و بسیار مفید رو مطرح کنم که با استفاده از اون می تونیم هم از حداکثر توانایی ذهنمون استفاده کنیم و هم اینکه از شر خیلی از افکار و زباله های ذهنی خودمون راحت بشیم.

 

مطمئناً شما از این مطلب استفاده زیادی خواهید کرد. مثلاً برای موارد زیر:

  1. پاکسازی ذهن (مخصوصا وقتی که ذهن شما خیلی شلوغ هست)
  2. آرامش دادن به خود در زمانهای پر استرس، انجام کارهای سخت و وحشتناک
  3. آزاد سازی انرژی ذهن (مخصوصا زمانی که احساس خستگی شدید ذهنی میکنید)
آرامش ذهن - 1 تجربه

 

حالا بریم سر اصل مطلب که برای من خیلی مفید بود و میدونم که برای شما هم خیلی مفید خواهد بود و اگر اونو آزمایش کنید همیشه ازش استفاده خواهید کرد.

 

 این روش چگونه کار میکند – با افزایش RAM ذهن

تصور کنید ذهن شما مانند یک کامپیوتر هست که برای انجام یک سری از کارها باید از حافظه و رم استفاده کند. خوب همه می دونیم که هرچی بیشتر رم آزاد باشه سرعت انجام کارها در کامپیوتر بالاتر میره. مثلا ۳D Studio Max و یا یک بازی بسیار پیشرفته برای اینکه به خوبی کار کنند و یا اصلا کار کنند نیاز دارند که حافظه بالایی آزاد باشه. حالا برای اینکه بخواهیم از آنها به بهترین حالت ممکن استفاده کنیم باید یک سری برنامه هایی بی استفاده رو از حافظه پاک کنیم یا از آنها خارج شویم. همانطور که می دانید مثلا در ویندوز در هر زمان برنامه هایی زیادی بصورت پشت صحنه در حال کارهستند که ممکن است به آنها نیاز نداشته باشیم و با بستن آنها می توانیم میزان رم بیشتری را آزاد کنیم.

خوب حالا ذهن شما نیز دقیقا مانند یک کامپیوتر برای انجام کارهای خود مانند فکر کردن، آنالیز کردن، محاسبه کردن و یا حتی انجام امور نا خودآگاه نیاز به میزان رم آزاد دارد که بتواند بخوبی از عهده آنها بربیاید. پس شما اگر ذهن خالی تری داشته باشید بهتر می توانید روی کارهایتان تمرکز کنید و آنها را انجام دهید.

بصورت عادی معمولا ما همیشه نیمی از میزان رم ذهنمون پر هست از موارد درهم و برهم و بی استفاده که واقعا نیازی به نگه داشتن آنها در ذهن نداریم. مثل چی؟ همه چیز می تونه باشه، کارهایی که باید انجام بدیم، موسیقی که مثلا تو فروشگاه شنیدیم، تبلیغاتی که در تلویزیون دیدم یا هر چیز دیگه.

بیشتر این به همریختگی های ذهنی ناشی از محرکهای بیرونی هستند که در طول روز وجود دارند. از صبح که ما بیدار میشیم تا شب که دوباره می خوابیم بسیاری از این محرکهای بیرونی روی ذهن ما تاثیر میزارند. هر چی شما با افراد و موضوعات بیشتری درگیر باشید این محرکهای نیز بیشتر می شوند. حتی اگر شما درون یک غار زندگی کنید و با محیط بیرون ارتباطی نداشته بشید بازهم در معرض برخی از محرکهای بیرونی هستید.

این محرکهای بیرونی همان برنامه های بی استفاده در ویندوز را درون ذهن ما اجرا میکنند که فقط باعث هدر رفتن میزان رم کامپیوتر شما می شود.

خوشبختانه ما یک ابزار بیولوژیکی داریم برای خالی کردن ذهن بصورت طبیعی و اون هم خواب هست. البته باید توجه داشت که منظور خواب عمیق هست. معمولا حداکثر ۲۵% زمانی که در خواب هستیم در خواب عمیق قرار داریم و تنها در اون زمان هست که مقدار زیادی از فضای ذهنمون از افکار و محتویات درهم و برهم خالی میشه.

همچنین یکی از روشهای تخلیه ذهن از موارد بی استفاده، مدیتیشن هست. امروزه خیلی از افراد در دنیا از روشهای مختلف مدیتیشن استفاده میکنند تا بتونن به آرامش ذهنی برسند. اما یک سری محدودیتهایی هم در انجام این روش هست. اینکه شما معمولا نمی توانید در هر جایی به مدیتیشن بپردازید، هم اینکه برای رسیدن به حد نهایت آرامش نیاز به تمرین زیادی هست که هر کسی هم ممکنه به اون حد نرسه، از همه مهمتر اینه که مدیتیشن چون باعث پایین اومدن فعالیت ذهنی میشه معمولا در بسیاری از افراد باعث خواب آلودگی میشه. پس باید یک راه حل دیگه ای پیدا کرد…

 

 

حالا می خوام تجربه امروز رو براتون بگم،

 

خالی کردن ذهن با استفاده روش بیرون ریزی ذهن

 

در این روش شما باید هر چیزی که در ذهنتون هست بیرون بریزید. حالا چطوری؟! با استفاده از نوشتن!

۱- یک ابزار برای نوشتن انتخاب کنید: می تونید از قلم و کاغذ استفاده کنید و یا از یک نرم افزار واژه پرداز (مثل word یا notepad). نوعش مهم نیست مهم اینه که با کدوم راحتترین. من خودم به شخصه ترجیح میدم تایپ کنم چون اینطور حداقل می تونم اونها رو ذخیره کنم.

۲- هرچیزی که به ذهنتون میرسه رو بنویسید: وقتی میگم هر چیزی دقیقا یعنی هر چیزی! یعنی اینکه مثلا وقتی به صفحه خالی نگاه میکنید و با خودتون میگین که “وای چه صفحه سفیدی” همون رو بنویسید “وای چه صفحه سفیدی” یا اینکه مثلا میگین “خوب چی بنویسم چیزی به ذهنم نمیرسه” بنویسید “خوب چی بنویسم چیزی به ذهنم نمیرسه”. دقیقا هرچیزی که به ذهنتون اومد رو بنویسید و اصلا لازم نیست به اون چیزی که می خواین بنویسید فکر کنید.

۳- اینکار رو به مدت ۱۵ دقیقه ادامه بدید: تا زمانی که ذهن شما احساس خالی شدن کرد اینکارو ادامه بدید. ممکنه شما در ۱۰ دقیقه بتونید هر چیزی رو که تو ذهنتون هست بنویسید ممکن هم هست که ۱ ساعت طول بکشه که این معمولا وقتی فکر خیلی مشغولی دارید اتفاق میفته.

این نوشته ها و فایلها رو می تونید نگه دارین و بعضی وقتها به اونها مراجعه کنید چون ممکنه توش چیزای خوبی پیدا کنید. مثلا گاهی اوقات وقتی بعد از مدتی به اون نوشته های قبلی مراجعه می کنید ممکنه یک سری مطالب جالب رو پیدا کنید که ممکنه از یادتون رفته باشه و یا بعضی کارها که باید انجام میدادید یا یک فکر و ایده جالب که به ذهنتون خطور کرده بود رو انتخاب کنید و روش کار کنید.

همانطور که گفتم این روش واقعا کارساز هست و شما با این کار می تونید کارایی ذهن خودتون رو به مقدار غیر قابل باوری افزایش بدین. در مقایسه با دیگر روشها مثل خواب و یا مدیتیشن هم مزایای زیادی داره که از اون میشه سرعت بالای دستیابی به ذهن آزاد رو بیان کرد که در مقایسه با خوابیدن خوب همونطور که گفتم شما باید حداقل ۳ ساعت بخوابید تا به خواب عمیق فرو برید و ذهنتون آروم بشه و یا مدیتیشن هم شما باید در شرایط خاصی باشید تا بتونید مراقبه خوبی داشته باشید و نتیجه بگیرید.

پس این روش رو همین الان امتحان کنید مطمئن هستم که دیگه کنارش نمیزارید و در همه شرایط از اون استفاده می کنید. حالا سرعت تخلیه ذهن شما بستگی داره به سرعت نوشتن  و یا تایپ شما.

من از این روش برای زمانی که ذهن خیلی درگیری دارم و یا اینکه می خوام یک کاری رو شروع کنم که نیاز به تمرکز داره، استفاده می کنم. حالا شما هم از این روش استفاده کنید و تجربیات خودتون رو در بخش نظرات بزارید تا روش رو کاملتر و کاراتر کنیم تا همه بتونیم ذهن آرام و کارایی بالاتری داشته باشیم.

امیدوارم که از این تجربه هم استفاده کنید و به دوستان خود هم معرفی کنید.

موفق باشید و سربلند

صادق علوی زاده – سایت ۱ تجربه

ارسال شده در۲۰ بهمن ۹۰دسته‌هاآموزش موفقیتبرچسب‌هاآرامش، آرامش ذهنی، آموزش، آموزش موفقیت، ارامش، بالا بردن توانایی ذهن، تجربه، تمرکز، ذهن، مدیریت کارها، موفقیت، موفقیت در کار

217 دیدگاه برای «خالی کردن ذهن تنها در ۱۵ دقیقه (افزایش قدرت ذهنی)»

  1. فرزانهگفت:

    سلام،

    واقعا مطلب مفیدی بود. البته من بیشترروی کاغذ می نویسم ولی خیلی مفیده. نتایجش رو هم براتون می فرستم.

    Special Like

    پاسخ
    1. صادقگفت:

      بسیار عالی من هم منتظر دریافت نتایج اینکار شما هستم .

      موفق باشید

      پاسخ
      1. نبیگفت:

        سلام. عالی خدا ازتون راضی باشه. من مدتی بود هرکاری میکردم فکر میکردم مردم در کنارم هستن و دارن کارام رو میبینن

        پاسخ
    2. هاجر نورزادگفت:

      لطفا به من کمک نمایید فکر میکنم هیچ ذهن خوبی برای یادگیری ندارم و یک احساس باعث میشود که از تمام چیز دنیا بخصوص درس خواند ومکتب رفتن دلسرد شوم لطفا کمکم نمایید

      پاسخ
      1. حامدگفت:

        سلام خوبید
        شما باید از مطالعه زیاد فعلا دست بکشید
        ببینید در زندگی چه چیزهایی باعٿ می شوند اشتۼال ذهنی پیدا کنید
        همه وهمه را در زندگی از انها دوری کنید
        و حتی به پزشک خیلی خوب یا روانشناس ماهر و کار بلد که خیلی پیشرفته باشند مراجعه کنید
        و در صورت حل مشۼله زندگی و کم رنگ کردن آن مشۼله ، سعی کنید رابطه خود را با درس خواندن بهبود ببخشید .
        امکان ندارد چیزی یاد نگیرید .
        از اینترنت کمتر استفاده کنید
        و برای یادگیری بهتر تمرکز به روی کتاب های مورد نظرتان کنید و کم کم فعالیت خود رو روی درس متمرکز کنید در صورت احتیاج از دوستان قابل اعتماد استفاده کنید تا درس خواندن و نمره آوردن برای شما راحت تر شود
        در زندگی برای موفقیت در همه ابعاد زندگی و اعتماد به نفس نداشتن افکار منفی هست
        خواب خود رو برای موفقیت و اعتماد به نفس و دور ریزی افکار بدخیم تنظیم کنید .

        پاسخ
      2. یلداگفت:

        سلام دوست عزیز خواهشمندم افکار و انرژی منفی رو به خودت پس نزن چون اینکار باعث میشه مغز تو حرفت رو باور کنه و واقعا کند بشه هیچ کس کند ذهن نیس همه ما یادگیری مغزمون ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰……….. تا ده کیلومتر جلوی این یک صفر بذار دقیق مثل من و تو تمام دانشمندان انیشتین ادیسون و.. همه اونها افرادی بودند که افراد دور و برشون کند ذهن فرضشون میکردند اما خودشونو باور داشتند

        پاسخ
    3. Mostafaگفت:

      سلام وعرض ادب..خیلی از شما متشکرم بابت تجربه عالی من تقریبأ۱۸سالمه ومیخوام تاروزی که زنده ام ازین تجربه عالی استفاده کنم

      پاسخ
  2. پویا پارساگفت:

    ازتون خیلی خیلی متشکرم. من امروز خوندم ولی امتحانش نکردم. بعد از اینکه امتحانش کردم نتیجشو بهتون اعلام می کنم. خیلی خیلی ازتون متشکرم.
    فقط راه حل ذخیره سازی اطلاعات در حافظه بلند مدت رو هم یاد بدین خواهشا. با تشکر.

    پاسخ
  3. farzadگفت:

    salam
    vaghean aliye…
    khoda omretoon bede…
    vaghean raveshe alio bi naghsiye
    kheyli kheyli komakam kardo yeki az bozorgtarin moshkelatamo hal kard
    ishala harchi az khoda mikhayd behetun 1000 barabaresho bede… .!

    پاسخ
    1. مرتضی توکلیگفت:

      سلام دوست عزیز وقتتون بخیر و خوشی
      ببینید همه ما دوتا ذهن داریم ذهن خود آگاه و ذهن ناخودآگاه تمام کارهای مفید ما توی ذهن خود آگاهمون هست،تمام چیزهایی که مارو خوشحال میکنند هم توی ذهن خود آگاهمون هست،
      تمام نگرانی ها،فکرهامون،عمل های منفی ما توی ذهن ناخودآگاه هستند،
      البته این معقوله خیلی پیچیده و مفصل هست حتماً مطالعه داشته باشید،اما واسه اینکه ذهن ناخودآگاه رو تبدیل به خودآگاه کنیم اولین گام اینه که ذهن منفی خودمون رو تبدیل به ذهن مثبت بکنیم
      اما یه تکنیک یادتون میدم که واسه خودم خیلی مفید بود
      شما ۲دایره روی کاغذ بکشید اسمش بذارید دایره نفوذ،یکی بزرگ و یکی کوچک
      تمام نگرانی هاتون، دغدغه فکریتون،مثل قسط، مثل اجاره خونه،مثل بحثی که با خانواده کردین،یا هرچیز دیگه اونایی رو که الان میتونید راه حلی واسش پیدا کنید توی دایره بزرگ بنویسید و دایره کوچیک کارایی که هرچقدرم فکر بکنید فایده ای نداره،فقط ذهنتون درگیر میکنه، مثلا توی جلسه،توی محل کار یادتون میاد که ۱۰تا قسط عقب انداختین، خب هرچقدرم فکر کنید قسطه داده نمیشه فقط تمرکز شما رو از کاری که داشتین انجام میدادین میگیره، نه قسط ها داده میشه،نه کارتون رو خوب انجام دادین،ولی اگر کارتون خوب انجام بدید بابت اون کار درآمد بیشتری کسب میکنید و بعد میتونید از شر قسطا رهایی پیدا کنید.

      پاسخ
  4. arshamگفت:

    سلام من ذهنم پر است از اطلاعاتی که دوست ندارم باشند و همیشه خودشان را به من تحمیل می کنند و از دستشان راحتی ندارم این تکنیک هم نمی تونه کمکم کنه ایا می تونی کمک کنی یا مرکز مشاوره ای داری که به شما مراجعه کنم
    متشکرم

    پاسخ
    1. امیرگفت:

      من فکر میکنم ذهن شما درگیر مطالبی هست که ناخوداگاه شما دوست دارد درگیر آنها باشد .
      ولی باز بنویسید …
      بعد از چند بار جواب میگیرید …
      مطمئم

      پاسخ
      1. محمدگفت:

        فک کنم منم همین مشکلو دارم

        پاسخ
    2. فاعقهگفت:

      منم همینطوووور?حالا جالب اینجاس من بدتر از ایشون هستم و سن خیلی کمی دارم
      لطفا کمکم کنید?

      پاسخ
      1. Shahryarگفت:

        من میدونم قضیت چیه ..

        پاسخ
      2. مهران از اصفهانگفت:

        چند سالتون هست ؟؟
        من فکر کنم نوشتن راهه خوبی باشه
        اما بستگی داره مشغول بودن فکر ب چ‌چیزی یا چند کسی وابسته باشه؟
        من فکر میکنم علت خیلی از افکار وابستگی هست.

        پاسخ
      3. نبیگفت:

        به نظر من فقط اعتماد به نفس می‌تونه تورو از این مشکل رها کنه

        پاسخ
    3. محمدگفت:

      سلام دوست عزیز به شما توصیه میکنم به خودتان ایمان داشته باشید وفکر خودرا مشغول افکار مثبت کنید وزندگی را بدون مشکلات وسختی ها ببینید وبه گذشته هایتان فکرنکنید و همیشه در اجتماع باشید وتنهایی را کنار بگزارید وشجاع باشید و اعتماد به نفس داشته باشید هتما به نتیجه میرسید اگر مایل بودین به این سایت سری بزنید من خودم هم این سایت را مطالعه کرده ام خیلی مفید است درضمن این سایت متعلق به بنده هم نیست مثبت اندیش باشید http://www.chegane.comیاعلی

      پاسخ
    4. Bi namگفت:

      فقط باید به خدا پناه ببری ویا قران بخونی فقط راه حلش اینه………..شاعر گفت تو سحرا رفیقم زد تو گوشم رو شن نوشتم که پاک شه……….داشتم غرق میشدم تو دریا روسنگ نوشتم که تا عبد باقی بمانه

      پاسخ
  5. saidگفت:

    با سلام و خسته نباشید؛امروز من هم میخوام تجربه خودمو بیان کنم ؛من چندین مرتبه از این روش استفاه کردم ،برای اولین بار من این مصلب تو کتاب خود هیپنوتیزم استاد شعبان کاووسی خوندم ،روشهای زیاد نوشته بود یکیشون این بود به اسم خود نگاری ،همین روشی که دوست عزیزمون گفتند،دو مرتبه توعمرم این روش خیلی جواب داد البته باید به شرایطی بررسی که قبول کنی این کار جواب میده من این کار رو تو پارک انجام دادم ،و همه اونچه اذیت وآزارم میداد همه اون افکار رو تویه دفتر نوشتم شاید یک ساعتی طول کشید البته وجب نیست که همش ÷شت سر هم بنویسد میتونید یکم هم زمان بدبد به خودتون میان نوشته ها شاید این وسط چند فکرهم اومد و از نوشتن اون خوداری کردید و به قول معروف از دستتون در رفت ،شاید اصلا چیزی به ذهنتون رسید مثل یه فحش زشت وناراو که نتونستید بنویسید و ترس از اینکه مبادا به دست کس دیگه برسه و بخونه،البته بهتره بعد از اینکه ایکار انجام دادید چیزهایی که نوشتید یکبار بخونید و بعد ÷ارشون کنیو و یا آتششون بزنید من این مسله بیشتر بردم تو بعد روانشناسی و فکرم کنم شما هم از خوند اونا یکم در مورد من قضاوت بد کردید که این یارو مشکل داره شاید همداشته باشم ولی خوب تجربه من بود یه چیزایی دیگه هم میخواستم بنویسم که از ذهنم پرید یادم نیست هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. با تشکر

    پاسخ
    1. اسحاقگفت:

      سلام نه دوست من
      ممنونیم از شما واینکه زحمت کشیدید
      اتفاقا بنظر من شما شجاع هستید

      پاسخ
    2. Meytگفت:

      برای دوستان لینوکسی نیاز به آتیش زدن نیست ^_^
      cat > /dev/null

      پاسخ
  6. آیداگفت:

    سلام مطلب تنون خیلی عالی من ذهنم خیلی دره برهم اینقدر پره که نمیتونم به هیچ چیزی فکر کنم و اصالا خالیم نمیشه من سعی میکنم از اطلاعاتتون به خوبی استفاده کنم و جوابشو اطلاع میدم با تشکر.

    پاسخ
    1. Saeedگفت:

      سلام ایا واقعا این مطالب برای شما جواب داده‌؟؟ خوب هسست ذهن من خیلی آشتفه هست ..

      پاسخ
    2. Shahryarگفت:

      گوش کن . نتیجه عکس میده این کارت .. بدون راست میگم

      پاسخ
  7. آیداگفت:

    سلام مطلب تنون خیلی عالیه من ذهنم خیلی درهم برهم اینقدر پره که نمیتونم به هیچ چیزی فکر کنم و اصالا خالیم نمیشه من سعی میکنم از اطلاعاتتون به خوبی استفاده کنم و جوابشو اطلاع میدم با تشکر.

    پاسخ
  8. nassimگفت:

    به این روش اصطلاحا میگن استفراغ ذهن

    پاسخ
    1. miladگفت:

      big LIKE

      پاسخ
  9. نجمهگفت:

    من قلم چی که میرفتم پشتیبانم بهم گفت هر وقت ذهنت شلوغ بود یه برگه ی سفید بردار اگه ذهنت خیلی شلوغ بود برگه اچار بردار و هر چی تو ذهنت هست بنویس توش وبراش یه وقت تعیین کن که روش فکر کنی برای انجام دادن همین طور هرچی توذهن هستو بنویس تو برگه.
    من از اول سال(۹۲) تاحالا یه سررسید سال ۹۲ برداشتم و کارهای هر روزمو تو هر روز مینویسم اینجوری چیزایی که تو ذهنم هست تو برگه ثبت شده ودیگه فرار نمیکنه تا وقتی که انجامش بدم هر وقت انجام دادم خط میزنمش.

    پاسخ
    1. مهشادگفت:

      منم روشم همینه
      خیلی خوبه

      پاسخ
    2. Sahkگفت:

      من متوجه نشدم به فرض مثال من یه سری افکار منفی منو اذیت میکنه و نمیزاره به هیچ وجع تمرکز کنم خیلی فکرم مشغوله که بعضی وقت دوست دارم کله ای خودمپ بکنم.
      میتونید به من بگید که باید این افکار و بنوییم که باعث آذار خودم میدن یا افکار مثبت بنویسم مرسی

      پاسخ
  10. shahabگفت:

    سلام – خسته نباشی – ما دید کلی نگاه کردیم – کامنت هم گذاشتم تا بدونی بلخره افرادی هستند که بخونن! سپاس

    راستی Notify me of follow-up comments via email. پارسی کن باا افزونه

    پاسخ
  11. مهدیگفت:

    تجربه ی خوبی را در ۱ تجربه سپری کردم.با تشکر فراوان(مهدی).لطفا اگر مطالب جدیدتری هم دارید برای من ارسال کنید.مرسی

    پاسخ
  12. مراقبه گرگفت:

    اخه عزیزمن چرااطلاعات غلط به مردم میدی؟برایه به دست اوردن یک ذهن خالی که همان( بی ذهنی)طلقی میشوداولین کارنیاز به مراقبه هست مدیتیشن هم خوبه ولی ریشه همه اینهامراقبه بیذهنی یا(مراقبه جابا) باصوت مانترابرایه ازادسازی ذهنی وازادسازی چاکراهایه بدن به صورت تکرارمانترابه اوج لذت روحی وبی ذهنی میرسی ونیمکره راست مغذی فعال میشه وذهن روحت باکسازی میشه من۶ساله مراقبه میکنم اوایل برایه همه سخته ولی کم کم روح وجسمت بااین حرکت اشناشده وخومیگره تمام استادان ما.درویشها.صوفی وسالکها استادان ورانشناسان بزرگمان برایه باکسازی ذهن وروح این عمل یعنی مراقبه روتوصیه میکنندمراقبه هنروجدسرورعشق شادی ورسیدن به غایت الهی

    پاسخ
    1. مگفت:

      سلام
      من این روش را از کتاب تجسم خلاق یاد گرفتم
      و خیلی زیاد به من کمک کرده که بتونم افکار منفی و مزاحم را از ذهنم بکشم بیرون و بریزم روی کاغذ و بعد کاغذ را پاره کنم و بریزم سطل آشغال .موقع ریختن به سطل آشغال میگم شما به این مکان تعلق دارید.و ذهن من پاک و آسمانی است
      خیلی زیاد افکارم مثبت میشه وحس عالی پیدا میکنم
      روش خیلی عالی هست حتما امتحان کنید
      با پرسش شروع کنید
      چرا من الان حسم خوب نیست؟؟
      هر جوابی بدون اینکه تلاش کنید چه میخواهید بنویسید سریع بنویسید ..

      پاسخ
      1. صادق علوی زادهگفت:

        بسیار ممنونم از اینکه تجربه خودتون رو با ما به اشتراک گذاشتین.

        موفق باشید و سربلند

        پاسخ
  13. سوداگفت:

    سلام
    لطفا هر چی مطلب در مورد قدرت های ذهنی دارین برای من هم بفرستید خیلی علاقه مند هستم.مرسی

    پاسخ
  14. چاوشگفت:

    دستتون درد نکنه خیلی مفید بود واقعا سبک شدم

    پاسخ
  15. آزادهگفت:

    ممنون از مقاله خوب و مفیدتون
    خیلی ساده و راحت توضیح داده

    پاسخ
  16. Akingگفت:

    روش شما بسیار عالیه و خوب باید هم بگم گاهی حتی نیاز نیست افکارمون رو هم بنویسیم،گاهی اگه اونارو تهدید به نوشتن هم کنیم خودشون از ذهنمون پاک میشن و لازمه بگم حتی اگه به اونها عمیقا هم فکر کنیم از ذهنمون میرن ولی اونجوری به ناخودآگاهمون میرن و …دیگه شاید بدونید نتیجش چی میشه.

    پاسخ
  17. سمانهگفت:

    سلام تکنیک جالبیه، مشتاقم که امتحانش کنم. قبلا شنیده بودم که به فکرهای مزاحم نگاه کنیم ولی درگیرشون نشیم. روش نوشتن فک کنم کاربردی تره. ممنون.

    پاسخ
  18. ئاشتیگفت:

    سلام من سالهاست از این روش استفاده میکنم خیلی وقتها جواب میده . بعضی اوقات برای خالی کردن ذهن از موضوع به خصوصی چندین بار و چندین صفحه در مورد آن صحبت کنید تا موضوع کمرنگ وکمرنگ تر شود و ذهن را از آن خالی کرد .بعضی افکار هم هنگامی که روی کاغذ آمدن خود نیز متوجه می شوید آنقدر هم مهم نیستن که ذهن را درگیر کرده اند ویا راه چاره آنقدر هم ناممکن نیست.

    پاسخ
  19. امانیگفت:

    بدک نبود اما به نظرم با یک محرم مثل خانواده حرف زدن بهتر باشه

    پاسخ
  20. ?گفت:

    من روزی۴ ساعت عمیق می خوابم جوری که صبحا مادرم با لگد بیدارم میکنه ولی بازی کار سختیه که ذهنمو خالی کنم به جا نماد که من مدیتیشن نمی کنم :دی

    پاسخ
  21. آزادهگفت:

    سلام
    این روش بارها بهم جواب داده، بعضی وقتها حتی با خودم رو راست ترم می کنه، خودکار رو که دست می گیرم چیزهایی رو کاغذ میاد که شاید به راحتی عنوانش برام ممکن نیست، مثل یه شخص سوم که از بالاتر منو می بینه. اما خب متاسفانه وقتی ذهنم یه موضوع رو پس می زنه اصلا نمی تونم سمت نوشتن برم، اینرسی پیدا می کنم واسه قلم دست گرفتن.

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام ممنون از شما

      واقعا این خودش یک معضلی هست که آدم گاهی اوقات اصلا نمی تونه بنویسه و اصلا دلش نمی خواد بنویسه. ولی من به تجربه به این رسیدم که اگر هم دلتون نمی خواد بنویسید بازهم قلم وکاغذ بردارید و شروع کنید به نوشتن اینکه “دلم نمی خواد بنویسم” چند بار بنویسید بعد بنویسید “چرا دلم نمی خواد بنویسم؟” چند بار هم اینو بنویسید و همین کلنجار رفتن باعث میشه که دلیلش رو هم بیارید.

      واقعا بعضی وقتها تعجب خواهید کرد که چه چیزهایی روی کاغذ میاد و براتون خیلی هیجان انگیز میشه.

      موفق باشید

      پاسخ
    2. محمدامینگفت:

      ببینید تلقین خیلی چیز مهمی هست
      وقتی به خود تحمیل کنید از پس کوچکترین کارها هم برام نمیاید
      ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●

      •• |
      |
      واقعا این رو بخونید |

      پاسخ
  22. حسامگفت:

    سلام ممنونم من این روش رو هم برای خودم و هم برای یکی از دوستام امتحان میکنم و مطمین هم هستم که۸ نتیجه میده چون قبلا محدودترش رو انجام داده بودم و جواب گرفته بودم حالا ایثن که کامل تره

    پاسخ
  23. مریمگفت:

    سلام خسته نباشید.منم کاملا با نظرتون موافقم راستش قبلا این کارو انجام دادم البته هیچ اطلاعی نداشتم که یه روش معتبر واسه خالی کردن ذهنه .فک میکردم فقط خودم این روشو بلدم.

    پاسخ
  24. مریمگفت:

    سلام ببخشید من ی خواسته ای دارم ک دلم میخواد بهش برسم.من قانون جذبو قبول دارم اما راستش چون تا حالا چندین بار و ب شکلای مختلف برای رسیدن به خواستم تلاش کردم و جوابی نگرفتم الان نمیتونم نسبت ب بدست آوردنش خوش بین باشم و هربار دعا میکنم ترس و فکر منفی میاد سراغم برای حل این مشکل خواهش میکنم اگه میتونید کمکم کنید.

    پاسخ
    1. علیگفت:

      مهمترین موضوع در قانون جذب باور هست. پس لطفا به اون چیزی که میخاید باور واقعی داشته باشید. یه چیزی در حد تخیل. که به مرور زمان براتون واقعی میشه و افکار و رفتارهای منتهی به اون در شما بوجود میاد.
      البته هماهنگ شدن با اون نیاز به زمان داره

      پاسخ
  25. هشام دلیجهگفت:

    سلام اقای صادق بسیار متشرک که این تجربه ای خوبتون رو به ما هم یاد دادین من امتحان کردم زودتر از اون چیزی که فکر می کردم نتیجه گرفتم ۳ دقیقه طول کشید این نشون می ده ذهن زیاد مشغولی نداشتم ولی بازم احساس سنگینی می کردم با این کار احساس می کنم تو هوا معلق ام ممنون

    پاسخ
  26. ﺧﻮﺩﻣﻢ ﺩﻳﮕﻪگفت:

    ﺳﻼﻡ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺑﺎﺑﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﻭﻣﺘﺸﻜﺮ ﻭاﻳﻨﻜﻪ ﻣﻦ اﺯ ﻣﻂﺎﻟﺒﺘﻮﻥ ﻋﻜﺲ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻴﺪ

    پاسخ
  27. parwiz Hashimiگفت:

    بهترین تعین کننده ایده بشر ذهن است مثلا یک افراد ذهن داشته باشه علم وسرنوشت اینده خودرا ویا تحصلات خویش را به صورت درست بیش برده نمیتواند ذهن است که رهنموایی درست مکند.

    پاسخ
  28. مسعود رحمانزادهگفت:

    دوست عزیز سلام
    جواب خوبی بود برای ازاد شده فکرم و نکته ای هم به ذهنم رسید که شاید بد نیست کسانی که مطلب شما رو می خونن بدونن و اون هم اینه که وقتی ما ذهنمون پر از مساءل میشه با نوشتن و این مساءل انباشته می شه با نوشتنشون نه تنها ذهن خالی می شده بلکه وقتی یاداشتشون می کنیم تفکیک شده میشن و چه بسا می تونیم براشون راه حل پیدا کنیم که علاوه بر خالی شدن اون مساءل برای اون لحظه ، با ÷یدا شدن راه حل براشون کلا از ذهنمون بیرون برن و شاید با روی کاغذ نیاوردن و به این صورت تفکیک نشده سخت باشه که بهشون بپردازیم و حل نشده مدت بیشتری در ذهنمون باقی بمونن

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام دوست عزیز ممنون از اینکه شما هم تجربه خودتون رو برای من و دیگر دوستان نوشتید.
      بله دقیقا درسته و اصلا یک مبحثی داریم برای نوشتن بدون اختیار و خودکار که بعضی وقتها یک سری مسائل عجیب و پاسخهای جالبی در اون پیدا میشه.

      موفق باشید

      پاسخ
  29. مصطفیگفت:

    سلام
    من از این روش حدود ۷سال پیش استفاده میکردم(جالب اینجاست که بطور فطری شروع به نوشتن کردم) و به جایی رسیده بود که به پر کردن چندین دفتر ۱۰۰برگ رسیده بود واقعا و واقعا تاثیر گذاره که بهش رسیدم اما به دلایلی نتونستم ادامه بدم الان خیلی دوست دارم کسانی که تا بدین لحضه این کارو نکردن انجامش بدن

    پاسخ
  30. رضاگفت:

    منم این روش رو میدونستم. ولی نمیدونم چرا استفاده نمیکنم.
    یه روش دیگه هم من بهتون یاد بدم. اونم اینه که وقتی ذهنتون درگیر هست با یک نفر به مدت ۵ دقیقه در مورد همون مواردی که ذهنتون رو درگیر کرده حرف بزنید. همین.
    ولی روش قبلی ( نوشتن ) خیلی بهتر هست.

    پاسخ
  31. امیر حسینگفت:

    با سلام واقعا عالیییییییییییی بود خیلی از شما ممنونم فکرم کلی باز شد خیلیییییی
    خیلییییییییی ازشما تشکر میکنم

    پاسخ
  32. محمدگفت:

    چه اشک شوقی تو چشمام جمع شد وقتی افکار منفیمو اتیش میزدم. انگار داشتم ازشون انتقام میگرفتم . انگار واقعا کشته میشن

    پاسخ
  33. baharگفت:

    سلام یه سری افکار مزاحم که واقعا ذهنمو در گیر کرده ازتون میخام بیشتر مطلب بفرستین چون شدید احتیاج دارم در موقعیت بدی قرار دارم .ممنون

    پاسخ
    1. فرشیدگفت:

      خواب کن بهتر میشی

      پاسخ
    2. سحرگفت:

      سلام دوست عزیز
      به نظر من تو باید در مورد همه مسایل خوب وبد بنویسی چون مثبت ها منفی ها رو پاک میکنند
      شماره بندی کن مثلا
      ۱ کسانی که تو را ناراحت میکنند
      کسانی که دوست شون داری
      ارزوهات بنویس -چیزهایی که دوست داشتی واز دست دادی-چقدر درزندگی تلاش کردی- پیروزی وشکست هارو بنویس -خوبی ها وبدی های که به دیگران کردی -چند وقت أفکار مزاحم داری -درچه موردی؟شخص- شی- تحصیل-دوستدشمن-پول-خودت با دوستات مقایسه کن از کدامیک موفق تری وکدامیک از تو موفق تر به کدام اعتماد داری-وخلاصه خیلی چیزای دیگه ای که می تونی بنویسی هم مثبت هم منفی موفق باشی

      پاسخ
  34. zahraگفت:

    salam.bayad ravesh khoobi bashe vali hanooz emtehanesh nakardam

    پاسخ
  35. zahraگفت:

    ببخشید راستش من مشکلم اینه همین افکار مزاحم مانع خوابم شده .باید اول دفعشون کنم تا بتونم بخوابم.در نتیجه من نمیتونم از روش خواب واسه بیرون ریختن این افکار استفاده کنم چون مشکلم با نخوابیدنم هست.موقع خواب این افکار هجوم میارن و نمیذارن بخوابم.

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام دوست عزیز

      من تو همین مطلب هم گفتم که می تونید بجای مدیتیشن و یا خواب برای آرام کردن ذهن و خالی کردن اون از همین متد نوشتن استفاده کنید.

      امیدوارم که با انجام این تمرینات بتونید ذهنی آرامتر و خوابی بهتر را تجربه کنید.

      شاد باشید و سربلند

      پاسخ
    2. حسنگفت:

      سلام دوست عزیز با این کار شما در حقیقت روی مشکلات تمرکز میکنید وطبقه اصل جاذبه دارید اونها(مشکلات)را به سمت خودتون میکشید خلاع فکری اصلن این نیست

      پاسخ
  36. صالحگفت:

    سلام جناب علوی زاده
    من اینکار رو با تایپ انجام دادم و راستش نیم ساعت طول کشید.
    الان احساس میکنم مثل یه دانشمند هستم که ذهنی آماده به کار داره.
    با سپاس فراوان

    پاسخ
  37. hamidگفت:

    سلام
    من همیشه این کار رو میکنم روی کاغذ نوشتن بهتر از تایپ کردنه،با دست چپ هم بنویسی بهتره چون نیمکره چپ مغز مختص به افکار واحساست هست.مدیتیشن هم عالیه

    پاسخ
    1. سجادگفت:

      نیمکره کره راست مغز،قسمت چپ مغز ونیمکره چپ مغزقسمت راست بدن راحرکت می دهد

      پاسخ
  38. فردینگفت:

    سلام من این کارو کردم. روی کاغذ نوشتم . حس کردم خیلی درهم و برهمه. بهتر شدم .ممنون. ولی بعد ۱۰ دقیقه دوباره ذهنم درگیر شد. راهنمایی میکنید لطفا؟

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام دوست عزیز خوشحالم که این تمرین به شما و دیگر دوستان کمک میکنه.

      در مورد سئوالی که پرسیدین باید بگم که ذهن انسان همیشه آماده و پذیرای افکار جدید هست و این تقریبا غیر ممکن هست که جلوی این رو بگیریم. (البته با تمرین های بسیار و خاص می تونید به حالت سکوت ذهنی برسید که از موضوع صحبت ما خارج است).

      پس اصلا انتظار نداشته باشید که بتونید ذهن رو کامل خالی کنید و یا اینکه مدت زیادی خالی نگه دارید.

      این تجربه هم برای وقتهایی هست که شما مثلا قبل از خواب یا انجام کاری نیاز به آرامش و تمرکز دارید.

      امیدوارم که موفق و باشید و سلامت

      پاسخ
      1. فردینگفت:

        با سپاس فراوان از وقتی که گذاشتید برای پاسخ و سپاس دیگر برای سایت خوبتون.
        آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما دارم.

        پاسخ
  39. نازنینگفت:

    دلم میخواد از این روش استفاده کنم اما همیشه فوبی شدیدی دارم که نوشته هامو کسی بخونه نمیدونم این ترسو چه طوری از خودم رها کنم حتی وقتی کاغذ پاره میکنم همش تو ذهنم اینکه یکی پیدا میشه اونارو میچسبونه میخونه.

    پاسخ
    1. Dehaگفت:

      خوب اتیشش بزن

      پاسخ
  40. نویدگفت:

    عاقا دمتون گرم امتحان نکردم روش رو ولی ,وقتی به پایان نوشته ها رسیدم دیدم بلهههههههههه عروس رفته گل بچینه خوشم امد امید به خدا جواب بده

    پاسخ
  41. داودگفت:

    آقای علوی زاده سلام
    مطلب فوق العاده ای رو به اشتراک گذاشتین .همه این مشکلو دارن و من شاید بیشتر از یه فرد عادی با این مشکل مواجهم .روشتونو امتحان کردم و الآن ۵،۴ روزی میشه استفاده می کنم .احساس میکنم اون فضای رمی که اشاره کردین از مغزم داره آزاد میشه. البته نه به طور کامل .ولی در هر صورت خیلی به دردم خورد و هر وقت که ذهنم مشوشه با نوشتن بداهه مغزم اونو خالی میکنم .بازم تشکر

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام

      خیلی خوشحالم که این مطلب برای شما و دیگر دوستان مفید بوده.

      این تجربه ای بوده که خودم هم داشتم و خیلی استفاده کرده ام ازش.

      امیدوارم که همیشه ذهنی آرام و زندگی شادی داشته باشید

      پاسخ
  42. فرشادگفت:

    با سلام
    از مطلب مفیدتان سپاسگذارم.

    پاسخ
  43. alirezaگفت:

    با سلام وخسته نباشید از راهنماییتون ممنون من قبلا یه دفعه امتحان کردم جواب داد ب اینطریق که یه دفتر داشتم وروش نوشته بودم ناگفته های دلم ولی بدلیل مشغله ی زیاد کنار گذاشتم امیدوارم دوبار ه بتونم شروع کنم خیلی برام لذت بخش بود

    پاسخ
  44. مهدی ناظریگفت:

    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما دوست عزیز وگرامی.این راهی رو که شما توضیح دادید من خیلی جاها به طور مختصر خونده بودم ولی باور نمیکردم انجامش انقدر مفید باشه.از اینکه این راهکار را خیلی دقیق برایمان توضیح دادید ازشما دوست عزیز متشکرم.واقعا عالی بودممنون.

    پاسخ
  45. رامینگفت:

    ب نظرم این راه خیلی عالیه و موثر است ، من چند بار اینکارو تکرار هر بار که انجام دادم ذهنم ارامش گرفته و حس سبک شدن افکار از روی مغزم شده ، این راه را یه بار امتحان کنید حتما نتیجه ی خوبی میگیرید ، ممنون از سایت عالیتون

    پاسخ
  46. فاطمهگفت:

    سلام من این روش را امتحان کردم اما ذهنم اونقدر اشوبه که نمیتونم درستش کنم اگه راه دیگه ای هست تو رو خدا کمکم کنید که از این اشوبیت خلاص بشم زندگی دیگه با این ذهن زجر اور شده

    پاسخ
  47. zebraگفت:

    عجب چرت و پرت هایی نوشتم من.

    پاسخ
  48. عظیمهگفت:

    باسلام
    من حدود ۴ساله ازین روش استفاده میکنم..بهترین روش برای خالی کردن ذهنه…وقتی مینویسم آروم میشم..هر چیزی که به ذهنم میرسه و هرچیزی که عذابم میده رو مینویسم…وقتی مینویسم تمام نظراتم و صحبتام رو با آدمایی که باهاشون رودروایسی دارم مینویسم و حتی شده که باکسی تو نوشته دعوا کنم و بد وبیراه بگم..خیلی روش خوبیه..مزیتای زیادی داره،حداقلش اینه که ذهنم به آرامش میرسه ..من اولین بار که شروع کردم از چیزایی نوشتم از دوران کودکی توذهنم بود و اذیتم میکرد..بعد مرحله به مرحله نوشتم تا به امروز…هر روز نمی نویسم ولی مدام مینویسم و این بهترین راهیه که آرومم میکنه..من همیشه یه دفتر۲۰۰برگ میخرم واسه نوشتن و خالی کردن ذهنم..شاید چنبار اول متوجه تاثیرش نشی ولی بعداز چنبار نوشتن دیگه بهش معتاد میشی وبهتون قول میدم این بهترین اعتیاد دنیاست…

    پاسخ
  49. طلاگفت:

    سلام
    خیلی برام جالب بود . چون من بدون اینکه این از این روش علمی باخبر باشم ولی این کار رو انجام می دادم و به موفقیتهایی رسیده بودم
    واگه به وبم مراجعه کنین می بینین که من دقیقاتمام ناراحتی هاو غم ها و فشارهام رو توی این یه ماه اخیر فقط بخاطر یک شکست عشقی و تنهایی و فشار زیاد این مشکل به عنوان تنها راه چاره می نوشتم و خیلی سبک شده بودم و الان خیلی خوشحالم از اینکه یه دارو و یه درمان رو بدون اینکه خودم بدونم مورد استفاده قرار داده بودم و به سلامتی وبهبودی رسیده بودم
    باز هم ممنونم

    پاسخ
    1. ramtinگفت:

      tala mishe lotfan aztojrobat baram begi ve komakam koni.manam daghighan emruz yek salo nim shod ke az shekaste atefi eshghim be shedat daram ranj mikesham lotfan be adres avrmojtaba@yahoo.comharchi tajrobe dari benevis baram ba sepas

      پاسخ
  50. علیگفت:

    سلام .
    واقعا عالی بود می خوام تجربه خودم رو در مورد قانون جذب بگم راستش من چند سال پیش از کوتاهی قدمم رنج می بردم طوری که تو مدرسه جز نفرات اخر کلاس بودم البته پدر می گفت قد مناسبه اما من راضی نبودم تا اینکه در عرض دوسال ۲۲ سانت رشد کردم الان ۱۹۱ سانت قدمه واقعا این قانون فوق العاده است به شرطی که بتونی اول قانونه صبر و شکیبایی یاد بگیری ودر زمان حال از زندگی لذت ببری.

    پاسخ
  51. سامانگفت:

    سلام
    ازتون بابت مطلبی که گذاشتین ممنون

    پاسخ
  52. حسينگفت:

    ذهنم درگیر مسایلی است که منو به جنون کشونده بانوشتن هم دردی ازم دوا نمیشه خواهشا اگه راه دیگه ای است راهنماییم کنید نیازمند یاریتان هستم

    پاسخ
    1. ناشناسگفت:

      من روانشناس نیستم ولی فکرکنم شما زیاد به اینده و گذشته فکر می کنید . گذشته ، از خودش خاطرات بد وشکست ها را به جا گذاشته که باعث مشغولیت ذهنی و ترس از تکرار شکست ها در آینده می شود .
      نوشتن باعث می شود که در زمان حال زندگی کنیم .

      پاسخ
  53. سالارگفت:

    کاش میشد اطلاعات و خاطرات مغز رو به کلی پاک کرد ? چیز شبیه وقتی ضربه مغزی میشیم

    پاسخ
  54. سیناگفت:

    با مطالب جالب که ارائه دادید واقعا آدم رو عوض میکنه و شخصا من نتیجه روهم گرفتم و بسیار ممنون

    پاسخ
  55. مهدیگفت:

    همونطوری که بعضی از چهار پایان مثل گوسفند دایما در حاله نشخار کردن هستند ودایم دارن میجوند و این کارو تکرار میکنند.ذهن ما هم همین کارو میکنه.عادت کرده و با این نشخار ذهنی به نوعی به ارامش میرسه.ولی ارامش واقعی زمانیه که ما بتونیم جلوی این نشخار رو بگیریم.تمام تلاشتون رو بکنیین.باا تمرین و تلاش و پیگیری…شااد باش

    پاسخ
  56. محمد مهديگفت:

    با سلام و خسته نباشی خدمت شما
    من این افکار در هنگام درس خواندن به ذهنم می آیند، بعضی وقت ها فقط احساس میکنم ذهنم مشغول است و هیچکاری به ذهنم نمی آید،
    مثلا احساس می کنم که کار های مهمتری از درس خواندن دارم،مثال: تلویزیون تماشا کردن، بازی کردن و از این قبیل تفکرات
    ولی بعضی وقت ها هم افکاری به ذهنم میاد، می نویسم و از ذهنم بیرون میشن
    اگر می شود راهنمایی کنید
    با تشکر

    پاسخ
  57. مهلاگفت:

    دیگه دیوونه شدم نمی دونم دیگه چی کار کنم
    الان من یه ساعته دارم تایپ می کنم همش کلمه های تکراری تو ذهنم میاد شاید نزدیک به دوصفحه من فقط هه هو ها…… نوشتم هر چی که دارم می نویسم و باهاش زمزمه هم می کنم باز ذهنم یه جای دیگسو انقد یهویی تو ذهنم چیزی میاد که واسه نوشتن یا تایپ کردن یا اونا رو یادم میره یا کلا همه ی کلمه هاش عوض میشه مخم داره می ترکه بابا من همش ۱۳ سالمه انقد ذهنم در گیره اصلا نمی تونم یه دقیقه چیزی حفظ همه امتحانامو دارم گند می زنم امروزم که پرسش دینی رو یه کلمشو نتونستم جواب بدم خودمم می دونم چه قد ذهنم درگیره از خط خرچنگ قورباغم که حالتون بهم می خوره اگه نگاش کنین معلومه در حالی که خط من در کلاس اول بهترین خط بود اما حالا وقتی حتی می خوام سریع بنویسم کنترل دستم دیگه ندارمو خط خطی می کنم
    تو تابستون که مدرسه می رفتم توی ریاضی توی کلاس فقط حرف من حرف بود ولی حالا اگه یک کلمه حرف بزنم خیلیا تو کلاس می گن باز این حرف زد حتی پارسالم المپیاد ریاضیو علوم من با گروهم مرحله ی اولشو قبول شدم که مرحله ی دومشم آموزشگاهمون دیگه بهمون خبر نداد (کلاس ها تموم شده بود و دیگه نمی رفتیم در زمان مرحله ی دوم) فرداهم imc دارم واقعا موندم چی کار کنم
    لطفا کمکم کنید

    پاسخ
  58. مهدیگفت:

    سلام… .

    تیـــشَکُر دوست عزیز !

    پاسخ
  59. حسنگفت:

    سلام.بطور اتفاقی این سات را باز اصلن فکر نمیکردم شما جوانهااین همه مشکل دارید خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون بکنم h1349h@email.com سیدحسن حسینی اگه مشگلتون واقعان حاد هست مطرح کنید با سپاس

    پاسخ
  60. بارانگفت:

    سلام منم حدود ۳ ساله که این مشکل رو دارم فکرام خیلی شلوغه واذیتم میکنه ۲ تا بچه دارم وبا اینکه مشکل خاصی تو زندگیم ندارم ولی همیشه ترس از آینده دارم وفکرای زیادی میکنم خیلی اذیت میشم لطفا من رو هم راهنمایی کنین

    پاسخ
    1. محمدگفت:

      فکر منفی را همیشه از خودت دور کن

      پاسخ
  61. علیگفت:

    عالی بود جیگر

    پاسخ
    1. محسنگفت:

      خودت جیگری

      پاسخ
  62. کاهش پینگگفت:

    دمتون گرم ولی ذهن من با این کارها خالی نمیشه ……

    پاسخ
  63. محسنگفت:

    عالییییی

    پاسخ
  64. Ericگفت:

    سلام روش جالبیه. من چند سال بود که از این روش استفاده میکردم . طوری که چهار تا سررسید پر کردم. ولی نمیدونم چی شد که گذاشتمش کنار. واقعا روش جالبیه . مث این میمونه که انگار آدم نشسته با یکی درد و دل میکنه. ممنون که یاد آوری کردین میخوام دوباره شروع کنم به انجام دادنش…
    بازم از بابت مطالب خوبی که میزارین تشکر فراوان میکنم.

    پاسخ
  65. امتحان خر استگفت:

    سلام
    ساعت پنج صبحه
    امشب نخوابیدم که درس بخونم
    حالا مغزم اونقدر پر شده که هیچی نمیفهمم
    برای الانم جواب میده؟

    پاسخ
  66. دانا بود آنکه توانا بود.گفت:

    در واقع خالی کردن ذهن نیست و نظم دهی به آن اصل ماجراست.
    گاهی نوشتن حتی ذهن رو آشفته هم میکنه. روی کاغذ فکر کردن است که یک روش کلی است.
    واضح تر بگم ما با یک مه ذهنی سروکار داریم که هیچ وقت از بین نمیرود بلکه ما فقط یاد میگیریم چگونه در این مه حرکت کنیم. خودتان هم شاهدید که بارها و بارها اشتباه میکنیم و بعد دوباره و دوباره و هیچ وقت هم نمی فهمیم درست چیست و غلط چیه.
    نمیخوام سرتونو درد بیارم، فقط اینو بگم که روی کاغذ فکر کردن مانند نقشه خودساخته ای عمل می کنه. متوجه باشید که خودساخته نه حقیقی.
    در واقع نوعی مسکن.

    پاسخ
  67. محمدرضاگفت:

    سلام چطوری میشه ی نفر رو از تو ذهنت کرد بیرون ی راه حل توپ میخوام که کلن ذهنمو خالی کنم که دیگه سمتش نرم و بادیدنشم یادش دیگه نیوفتم ممنون میشم جواب کامل بدید با تشکر

    پاسخ
  68. محمودگفت:

    سلام
    برای خالی کردن ذهن اگه من بیام یه ساعت روی افکارم فک کنم، بنویسم بعدش برم سمت مطالعه یا کاری که دارم با تمرکز بیشتری انجامش خواهم داد؟
    بنظرتون روزی یکبار یا هفته ای یکبار انجام بدیم.این کارو صبح انجام بدیم یا آخر روز؟ تیتر هر کدومو هر موقه به ذهنمون میرسه بنویسیم بعد آخر سر بصورت کامل بنویسیم؟

    پاسخ
  69. Baharگفت:

    ممنون از مطالب.منم امتحان میکنم

    پاسخ
  70. محمدگفت:

    سلام دوستان مشتاق من خیلی وقت بود که افکار منفی زیاد داشتم ولی الان میخوام امتحان کنم که هر موقع که حرف میزنم یا چیزی مینویسم یا حرفی میخوام بزنم از کلمات مثبت استفاده کنم ازتون ممنونم که من و یاد این مساله انداختید

    پاسخ
  71. بگفت:

    ذهن، نا خودآگاه، مشکل بعضی از مسایل در ذهن مربوط میشه به ناخودآگاه،
    چیزهایی که ما دوست نداریم بهشون فکر کنیم ولی از طریقی نیم کره ی دیگری از ذهن ما به آن مسایل علاقه دارند
    بنابراین باید به راهی برسیم که با ناخودآگاه خود دعوا نکنیم، بلکه ناخودآگاه خود را آرام کنیم،
    با ذهن خود با حرکات خاص خود و با هر ورزش و فکری، قسمت های مخالف ذهن خود را آرام کنیم و به آن مسایلی که می خواهیم فکر نکنیم
    و یا آرامش داشته باشیم

    پاسخ
    1. حسينگفت:

      مرسی به نکته خوبی اشاره کردی که با ناخوداگاه خود دعوا نکنیم و رامش کنیم

      پاسخ
  72. Famaleگفت:

    سلام
    پس ازاحساس خالی شدن ذهن آن رابا کار یا سرگرمی مورد علاقهخود پر کنید فعالانه یک کار ورزش تفریح مطالعه عبادت یه کار مثبت و مورد علاقه انجام دهید.ذهن خالی محل مورد علاقه شیطان است .

    پاسخ
  73. فریماهگفت:

    من خجالت میکشم بعضی از افکارو حتی بنویسم ? اخه خودم میدونم که خیلی افکار بچگانیه نمیدونم چیکار کنم
    مثلم یهو نیم ساعت دارم افکار فانتزی میکنم برا خودم ? نمیتونم با کیفیت درس بخونم

    پاسخ
  74. سمیراگفت:

    سلام من تازه میخوام امتحان کنم دعا کنید جواب بده دارم دیوونه میشم …

    پاسخ
  75. Papگفت:

    تمام افکار مخرب تو ذهنمه حس میکنم داره میترکه و هر مدلی که میجنگم باهاش بازم کم نیارم یه کمک بزرگ نیاز دارم خیلییییی بزرگ

    پاسخ
  76. امینگفت:

    با سلام
    بنده در مورد خودشناسی به دنبال مطلب بودم که با سایت شما برخورد کردم. مطالبتان بسیار زیبا و پرمحتوا بود. خواستم در کنار این مطالب، کتاب های آقای محمدعلی طاهری را به شما معرفی کنم تا آن ها را نیز مطالعه بفرمایید. ایشان در زمینه خود شناسی مطالب بسیار زیبا و ساده ای برای عموم افراد به رشته تحریر در آورده اند که خواندن آن ها خالی از لطف نیست. از جمله این کتاب ها می توان انسان از منظری دیگر، بینش انسان و انسان و معرفت را نام برد. در زیر، لینک دانلود کتاب انسان از منظری دیگر را برایتان ارسال میکنم.
    در پناه حق باشید.
    https://www.goodreads.com/ebooks/download/3189586

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      ممنونم از اینکه مطالب من رو می خونید و همینطور برای معرفی این کتاب مفید.

      در مورد ایشان شنیدم ولی تا حالا کتابی از ایشون نخوندم. که حتما خواهم خواند البته کتاب چاپی اون رو که حق ناشر هم پایمال نشه.

      باز هم ممنونم

      پاسخ
  77. مهلاگفت:

    سلام، من پیش مشاور رفتم دکتر به من گفته روی هیچ کلمه ای زوم نکن که ازارت میده، مثلأ ترس! مثلأ مریضی! یا جدایی! میگفت نذار تو ذهنت تکرار بشه تو ذهنت راهشون نده خودتو مشغول کن کم کم عادت میکنی،
    حالا سوال من اینه: من اگه این کلمات رو بنویسم و بعدها هم از روش بخونم این خودش یه جور مرورِ اون کلمه ها نیست؟ خودش میتونه کمک کنه که افکار بد بازم ملکه ی ذهنم بشه ؟ یه جور تأکید نیست؟ لطفأ راهنماییم کنید مرسی

    پاسخ
  78. مهلاگفت:

    درست مثل این جمله که میگن افکار قدرت دارند، افکار منفی هرچند ناچیز مخرب هستند، مثلأ غر زدن های معمولیه روزانه… من بد شانسم، همیشه من دیر میرسم… من عادت دارم به شکست خوردن… این کلمه های روزمره ناچیز هستند اما در جایگاه خودشون به شدت مخرب و تأثیر گذار، بدون این که شخص متوجه بشه چه اتفاقی تو مغذ میوفته، میخوام بدونم با نوشتنِ گله ها و شکایت های ذهن در روز و خوندنشون آیا اثرات منفی نداره؟
    نوشتن اینکه من افسردم ! و خوندن از روش میتونه کار ساز باشه؟ ممنون میشم جواب بدین

    پاسخ
  79. محمدگفت:

    ظاهرا نکات قابل تاملی ذکر می کنید

    پاسخ
  80. علیگفت:

    سلام اگه از جت پک استفاده میکنی قابلیت فوتون رو غیر فعال کن(تصاویرت نمایش داده نمیشن)

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      ممنون از شما مشکل برطرف شد

      پاسخ
      1. علیگفت:

        به من ربطی نداره ولی هنوز مشکل بر طرف نشده

        پاسخ
  81. m.a.d.گفت:

    من به دلیل اینکه میخوام ذهنم رو زودتر خالی کنم موفق نمیشم چون استرسی که بهم وارد میشه باعث میشه ذهنم خالی نشه که هیچ شلوغترم بشه.چیکار کنم تا اینکارو باآرامش انجام بدم تا نتیجه بده؟؟

    پاسخ
  82. امیرفرهادگفت:

    سلام
    با تشکر
    من ترجیح میدم روو کاغذ بنویسم و بعد کاغذ رو پاره کنم بریزم دور، اینطوری خیلی ذهنم رهاتر میشه..
    البته واسه فکرا و حسای خوبم یه دفتر دارم ?

    پاسخ
  83. محمدگفت:

    سلام واقعا عالیه من ذهنم خیلیییییییییییییییی خیلییییییییییی مشغول بود با این روش ذهنم آروم آروم شد

    پاسخ
  84. ریحانگفت:

    خیلی آروم شد ذهنم
    ســــــــــــــــــــــــــــــپاس
    من بهترینم من بهترینم من بهترینم با خودتون تکرار کنین:)

    پاسخ
    1. شرلوکگفت:

      ?????

      ب جای این ک خودتو گول بزنی واقع بین باشی اگه بهترینی نیازی نیس کسی بهت چیزی بگه یا ب خودت بگی البته انسان های معمولی این طورین دیگه کاریش نمیشه کرد

      Sherlock

      پاسخ
  85. محمدرضا خُرمدینگفت:

    من الان خوندم انجام میدم حتما
    امیدوارم که به کارم بیاد
    من یک حسابدارم و هر روز با اعداد سر و کله میزنم با مشتری ها سر قیمت ها بحث میکنم واقعا مغزم دیگه نمیکشه
    امید وارم روش خوبی باشه

    پاسخ
  86. Mehdiگفت:

    دوساعت ما رو معطل کردین که اینو بگین به نظرتون بهتر نبود همون اول اینو میگفتین. به هر حال مفید بود مرسی

    پاسخ
  87. حسينگفت:

    آقا صادق دم شما گرم من این مطلب مفیدتو دیشب خوندم و شروع کردم به نوشتن تقریبا چهار پنج صفحه شد. خیلی جواب داد خیلی خوب بود خدا خیرت بده موفق باشی همیشه

    پاسخ
  88. ارامگفت:

    الان انجامش دادم یه رب نوشتم تا ذهنم خالی شد حس جالبیه دیگهفکرا نمیان تو ذهنم و شلوغ نمی کنن ممنون??

    پاسخ
  89. امیرگفت:

    من خواب هام رو مینویسم خیلی خوبه و ایده میده .

    پاسخ
  90. شرلوکگفت:

    خیلی مسخره بود?با استفاده از قصر ذهن راحت تر میشه ب ذهنتون مسلط باشین اینا اا دیگه چین

    سرعت پاک کردن حافظه ی من حدودا ۱۰دقیقس تازه روش شما تخلیس همین چیزی رو پاک نمیکنه?

    پاسخ
    1. هلياگفت:

      میشه به من کمک کنید

      پاسخ
  91. فرهاد کوکائیانگفت:

    من سالهاست که از این روش استفاده می کنم و وقتی به دیگران توصیه میکنم دنیایی از بهونه هارو میارن که یه همچین کار کوچکی رو انجام ندهند

    پاسخ
  92. علیگفت:

    عالی بود خیلی ممنونم
    ایشاالله به لطف خدا جواب بده

    پاسخ
    1. Hoomehrگفت:

      سلام فقط می تونم اینو بگم که خدا شما دوست عزیز رو که اینرو نوشتی وگره از کار همه باز کردی به بهشت نورانی خودس می بره باتشکر فراوان اندازهی تمام ستارگان اسمان

      پاسخ
  93. طاهاگفت:

    واقعا کار ساز بود همین الان امتحان کردم ممنون

    اطلاعات توی رم تا وقتی میمونن که روی هارد ذخیره بشن
    رم ذهن هم چون حس میکنه اطلاعات داخلش خیلی مهمه تا این اطلاعات توسط ما ذخیره نشه اونو خالی نمیکنه پس شما باید اطلاعاتشو بنویسید که همون سیو کردن میشه
    تا ذهن اونا رو پاک کنه

    واقعا ممنون ?

    پاسخ
  94. Abolfazlگفت:

    سلام ب نظر من ی راه فوق العاده ساده برای فراموشی هرچند کوتاه مدت اطلاعاته حتی مهم در ذهنتون هست البته باید تمرکز زیادی داشته باشید و ی جورایی تو مدیتیشن استاد باشید اونم اینکهبعد از ی ی ربع نیم ساعت ک خوب تمرکز کردید ذهنتونو مثه ی صندوق بزرگ تصور کنید مطلب موردنظر رو به یاد بیار بعد برای صندوق ذهنتون ی در تصور کنید و در اون لحظه اون مطلبو از اون صندوق بیرون بندازید

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      روش جالبی به نظر میرسه،

      از اینکه تجربه با ارزشتون رو اینجا با دیگران به اشتراک میزارین ممنونم.

      امیدوارم که موفق باشید

      پاسخ
  95. هانیگفت:

    سلام …من عاشق یکی بودم که به دلایلی ترکم کرد ولی برای من خیلی سخته فراموش کنم تو وضیعیت روحی خیلی بدی هستم ..وبرام یاد آوریه هرچی که بوده ونوشتنشون آزار دهندست ..به نظرتون این روشی که گفتین جواب میده برای من؟؟ممنون

    پاسخ
  96. مهدی مرتضویگفت:

    من قبلا این روش رو دو بار امتحان کردم (فکر میکردم کشف خودمه ? ) نتیجش واقعا شگفت انگیز بود منتها اسم این روش رو نمیدونستم. ممنون

    پاسخ
  97. رضاگفت:

    سلام
    من دیشب این مقاله رو خوندم و قبل از خواب اجراش کردم.
    عالی بود عالی…
    هر چی تو ذهنم بود اوردم رو کاغذ و خالیش کردم
    راحت تر از همیشه خوابیدم
    واقعا ازتون ممنونم و همیشه این کار رو انجام می دم

    پاسخ
  98. شایانگفت:

    عمل نکرد اصلا بیخودی خودی

    پاسخ
    1. مجتبیگفت:

      مال من که عمل کرد.باید تمرین کنی

      پاسخ
  99. الهامگفت:

    سلام.ممنون از مطلب خوب تون.من الان شروع کردم به نوشتن.هرچی بود تو ذهنم رو نوشتم.به نظرم یه کم فضای ذهنم خالی شد.
    شاید خالی شده شاید هم نه.ولی در کل موثر بود.آروم شدم یه کم.
    مرسی

    پاسخ
  100. بهارهگفت:

    سلام جالبه من خیلی کارهایی انجام میدم که بعدا میشه روش های بهینه،مثلا همین نوشتن از بچگی عادت داشتم بنویشم مخصوصا زمانی که از دست کسی عصبانی بودم به شدت و جالبه الان یک عالمه از این دفتر ها دارم که وقتی هر سال بر می گردم هم خندم میگیره یک جاهایی افسوس میخورم یا …..

    پاسخ
    1. مجتبیگفت:

      خدا راشکر شماذهن خلاقی دارید

      پاسخ
  101. سیناگفت:

    سلام و خسته نباشید اول از همه تشکر کنم از مطلبه مفیدتون.من پیش دانشگاهیم و اصلا تمرکز ندارم ب روی درسو ذهنم ب بیراهه میراهه این روشو امتحان کردم بعدش ب شدت خابم گرفت و هنگام خابیدن مغزم تیر میکشید وقتی بیدار شدم خیلی سبک شده بودم خالی شده بود ذهنم ولی داره ازارم میده این سبکی لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ
  102. maryeگفت:

    من قبلا این کار رو انجام میدادم و واقعا جواب میداد ولی جالبه که الان چند وقتیه که ذهنم پر از افکار بیخود و منفیه و اصلا این راه رو فراموش کرده بودم .امروز دوباره مینویسم.
    البته راهکارم این بودکه خونه رو کاملا تمیز میکردم و شمع و موزیک لایت باهم انرژی بخشه ولی اگه مینوشتم مسلما جواب بهتری میداد.

    پاسخ
  103. کیاگفت:

    یکی به من بگه چطور میشه از شر فکر کردن به کسی که بهت خیانت کرده ولی هنوز دوستش داری خلاص شد. این روش جواب نمیده ?

    پاسخ
    1. مجتبیگفت:

      اون روببخش
      اگه خیلی ناراحتی به دست خدا بسپار .به نظر من بخشیدن اون فرد راحت ترین کار هست.

      پاسخ
  104. امیرحسینگفت:

    واقعا سپاسگزارم…
    روش فوق العاده کارایی بود…

    پاسخ
  105. فاطمهگفت:

    سلام آیا این کار همونیه که بهش brain dump میگن؟

    پاسخ
  106. دریاگفت:

    سلام.وااای مرسی مطالبتون خیلی ب کارم اومد.واقعا خالی شدم.خخ.
    خیلی عالی بود.
    مرسییییییییی…♥♥
    بازم از این روش استفاده میڪنم?^_^

    پاسخ
  107. Monaگفت:

    سلام
    من امتحان کردم عالی بود یکم احساس سبکی میکنم
    مرسی❤

    پاسخ
  108. Alirezaگفت:

    عالیه همین که به نیت پاکسازی ذهن خیلی خوبه

    پاسخ
  109. محمدگفت:

    سلام. جناب علویزاده ممنون از تکنیکتان خیلی مفید و جالب بود و از این که دانش خودرا دراختیار گذاشته اید مچکرم درود برشما

    پاسخ
  110. سحرگفت:

    سلام,من یه اتفاقی تو ذهنمه ک هنوز نیافتاده ولی حس میکنم یه روزی این اتفاق میافته فک کردن بهشم دیوونم میکنه توروخدا بهم کمک کنین اتفاقی مثه تصادف کردن یه شخص نزدیک زندگیم همش توذهنمه دارم روانی میشم توروخدا کمکم کنین یه ساله عذاب میکشم?

    پاسخ
  111. داودگفت:

    بچها من سه ماهه مغزم روحم اتیشه مثلا انگار نفسم قط میشه هرچقد میخوام بهش فکر نکنم نمیتونم جوری میرم تو بحثش در حد ترکیدن مغزم هرچقد میخوام بهش فکر نکنم نمیشه بقران خسته شدن کمکم کنید دیگه نمیتونم

    پاسخ
    1. ارغوانگفت:

      متاسفانه منم مثل شما همین وضعیت رو دارم. بیشتر آشوب ذهنم به خاطر کاری عقب مونده است که باعث میشه بقیه چیزها هم به نظرم بزرگتر از حدشون خودشون رو نشان بدن…
      اینقد ذهنم با خودش حرف میزنه که دیگه کلافه شدم، برای هر موضوعی که شاید کمتر هم به من ربط داشته باشه توی دهنم باهاش حرف میزنم و نظر میدم و عصبانی میشم انگار چند نفر دائما دارن با من جرو بحث میکنن هر لحظه…
      وقتایی هم میخوام بخوابم احساس میکنم سخت نفس میکشم…
      دلم واقعا آرامش میخواد

      پاسخ
  112. Faezeگفت:

    سلام لطفا کمکم کنید من الان سه سال تو سوم دبیرستان دارم درجا میزنم خیلی ذهن درگیری دارم و متاهل هستم همیشه قبل امتحانا برنامه ریزی میکنم و منتظرم که امتحانا شروع شه ولی نمیدونم چرا وقتی امتحانا میرسه اصلا نمیخونم هرچیزی توجهمو جلب میکنه جز امتحان توروخدا اگه جایی رو میشناسید کمکم کنید من ۲۱سالمه و دوست ندارم بیشتر از این درجا بزنم

    پاسخ
    1. فاطیماگفت:

      منم مثل شما هستم وقتایی ک مثلا درس میخونم ذهنم ب همممه جا میره و اصلاا درس نمیخونم اما این روش واقعا موثره حتما امتحانش کن ی برگه بزار پیشت و هر فکری ک سراغت میاد یاد داشت کن و ب خودت بگو خب من یک ساعت دیگه ک درسم تموم شد بهش فکر میکنم و حتما بهشون فک کن البته بعد ی ساعت ک ب برگه نگاه میکنی میبینی ک خیلیاشون حتی ارزش فکر کردنم ندارن

      پاسخ
  113. minaگفت:

    سلام.ممنون از مطلبتون.به نظر من خیلی روش خوبیه چون باعث میشه وقتی همه ی درگیری های ذهن رو یادداشت میکنی و بعدش میخونی تازه متوجه میشی چیزی ذهنت رو درگیر کرده بوده که خیلی بی ارزش بوده.و ارزش نداشته که درگیرش باشی وبه سرعت اون مسئله برات خیلی کوچیک میشه و به راحتی میتونی فراموشش کنی…واین تنها با نوشتن و جمع بندی افکار شلوغ،میسرمیشه…

    پاسخ
  114. فاطیماگفت:

    روش خیلی خوبیه من این رو قبلا هم امتحان کردم مخصوصا وقتایی ک دارم درس میخونم و نمیتونم تمرکز کنم ی گوشه افکارم رو مینویسم و سرییع از ذهنم خارج میشن
    اما در کل احساس میکنم بعضی وقتا ذهنم داره منفجر میشه از حجم افکاری ک توشه ب خصوص قبل از خواب ک حتی باعث میشه خواب از سرم بپره اگه میشه برای اینم ی راهنمایی کنید

    پاسخ
  115. کاظمگفت:

    خیلی ممنون روش عالی خوبی بود

    پاسخ
  116. امیرگفت:

    عالییییییییییییییییی بود.خیللللللللللللللللللی از شما متشکرم .واقعا دست تون درد نکنه. با این کار یک ارامشی گرفتم که نگو . توصیه من به بقیه این کار انجام بدید به امتحان کردنش می عرضه .

    پاسخ
  117. صادقگفت:

    من قبلا هم این روش را امتحان کرده بودم
    ولی الآن مطمئن شدم که بهترین روش همینه

    پاسخ
  118. تنهاییگفت:

    ممنون.من ۵ ساله خاطرات روزانمو می نویسم.خیلی خسته ام .اصلا تمرکز ندارم.فکرام درهمه .مشغوله.فکر میکنم کم آوردم.فکر میکنم کند ذهن شدم.حتی حرفهای ساده را هم نمی فهمم.انگار شدم یه کودن به تمام معنا.هیچ کاری از دستم بر نمیاد.و متاسفم برای خودم.انگار خیلی نامهربونم با خودم.

    پاسخ
  119. Farshadگفت:

    من با نوشتن ذهنم خالی نمی شه که هیچی
    تازه مشغول تر از قبل هم میشه. دلیل؟

    پاسخ
  120. ناشناسگفت:

    من ب مرز جنون رسیدم …ذهنم پره،پر از چیزایی که نمیخوامشون…نمیخوام وجود داشته باشه ..همیشه با منه هر لحظه مثل یه فیلم از جلو چشمام داره رد میشه …حتی موقعی که دارم نماز میخونم …..من دارم دیوونه میشم

    پاسخ
  121. ..گفت:

    البته مدیتیشن از شیطان پرستی میاد

    پاسخ
  122. رضاگفت:

    من الان غرق تو افکارم هستم احساس میکنم چیزی دست من نیست درضمن پدر مادرم هم خیلی منفی نگر هستن بنظرتون با این روش میتونم کاری بکنم

    پاسخ
  123. ارسلانگفت:

    همیشه مطالب جدید خیلی جالب هستن امروز من یه درس خوب یاد گرفتم و از روزمرگی دراومدم باید بیشتر روش کار کنم . شاید برای بعضی از ما این تجربه ای که در میان گذاشتید نجات یه زندگی باشه واقعا تشکر میکنم

    پاسخ
  124. زهراگفت:

    من کنکوری هستم و الان یه مشکل بزرگ دارم.اونم اینکه با یکی از دوستام دعوام شده و ۳روزه که نمیتونم درس بخونم .همش حرف های زشتش میاد تو ذهنم و با خود میگم چرا بهش اینجوری نگفتم و از این حرفا .این روشتون خوب بود ولی دوباره حرفاش میاد تو ذهنم بعد از چند. ساعت….

    پاسخ
  125. هستیگفت:

    سلام آقای علوی
    ممنونم از اینکه اینقدر صادقانه و خالصانه مطالب مفیدتون رو در اختیار ما قرار میدین
    میخواستم بدونم روش دیگه ای وجود داره برای بیرون ریختن افکار منفی ؟
    اگر مثلا به کسی از بچگی گفته باشن تو زشتی . تو خنگی . تو بی عرضه ای و این باور ذهنی اون شخص شده باشه و زندگیش رو مختل کرده باشه باید چکار کنه و چجوری از شر این باورهای غلط و افکار منفی خلاص بشه ؟
    ممنون میشم پاسخ بدین

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام بر شما

      ببینید خالی کردن ذهن و آرامش لحظه ای ذهنی یک چیز هست و کنار گذاشتن باورهای ذهنی که ریشه در کودکی داره چیز دیگریست.

      البته که شما با استفاده از روشهایی میتونید باورهاتون رو هم تغییر بدین ولی قطعا نیاز به ممارست و تلاش بیشتری دارین.

      یکی از بهترین راههای تغییر در اینگونه افکار اینست که این افکار را تحت نظر داشته باشین. مثلا اگر جایی می خواهید کاری رو انجام بدین و با خودتون بگین که من نمی تونم این کار رو انجام بدم سریع به خودتون بگین که چرا. چرا من نمی تونم چرا دیگران توانسته اند.

      در واقع اولین قدم در از بین بردن افکار، عادات و ذهنیات منفی آگاه بودن نسبت به وجود اونهاست. باید بپذیرید که این نکته منفی در شما وجود داره و بعد هم آگاه باشید که کجاها اون سر بیرون میاره و با شما مبارزه میکنه تا بتونید شما هم باهاش مبارزه کنید.

      امیدوارم که همیشه در زندگی امیدتون به بهتر شدن رو از دست ندید و دچار یاس و ناامیدی از چیزهایی که در درونتون کاشته شده نشید.

      همیشه بدونید که راهی برای بهتر شدن هست و می توان تغییر کرد.

      شاد باشید

      پاسخ
  126. ابوالفضلگفت:

    این مطالب برا قرتی های بالا شهر خوبه نه ما که هزارتا مشکل داریم…مجبوریم بهش فکر کنیم چون زندگی نمی چرخه.

    پاسخ
  127. مرتضیگفت:

    سلام
    آقا خدا خیرت بده عالیه.دوستان نظرات منفی بالارو سعی کنید اصلا نخونید چون این افرادی که دارن میگن نمیشه واقعا با مشکل بزرگی مواجهن.ذهنشون اضلا برای منفی گرایی طراحی شده.این راه خوبی برا زندگیه بهتره از دستش ندید.بنویسید…عالیه

    پاسخ
  128. Aliگفت:

    سلام توصیه میکنم درباره حدیث نفس هم اطلاعاتی کسب کنین و راه های جلوگیری از ان میتونه برای بعضی هاتون مفید باشه
    ممنون

    پاسخ
  129. سارهگفت:

    سلام
    منم به طوری غریزی از دوران نوجوانی مینویسم واقعا واقعا بهترین روش ممکن هستش ذهن و روح آدم خالی میشه به حالتهای قبلیش خنده اش میگیره و انرژی مضاعف میگیره ؛ به همه افرادی که روحشون خیلی حساسه و با اتفاقات دوروبرشون زود درگیر میشن پیشنهاد میکنم حتما این کار رو انجام بدن , الان در اوج شلوغی ذهنم هستم ممنون که یاداوری کردید.
    ممنووووون از مطالب مفیدتون

    پاسخ
  130. Fatemeگفت:

    به نظر من این روش برای افکاری هست که بعدا بهش نیاز داریم ? ولی من افکاری دارم که ازشون متنفرم…

    پاسخ
  131. aliگفت:

    Merxi

    پاسخ
  132. مرتضیگفت:

    من وقتی میخوام اینکارو بکنم
    دوتا ورق برمیدارم
    تو یکیش بدبدختی ها و تو یکی دیگش سانس ها وخوبختی هامو مینویسم
    بد میشمارم ببینم بد بختی هام بیشتره یا خوشبختی هام
    اینکارو کردم وجواب مثبت وخوبی گرفتم و به زندگی امیدوارتر شدم

    پاسخ
  133. اندره گارسیاگفت:

    حداقل فایدش اینه که خواب دم صبح رو از سرم پروند
    این روزها خیلی به ذهنم فشار میارم و درس میخونم. این روش به نظر یه ارامش ذهنی بهم داد
    ممنون

    پاسخ
  134. میناگفت:

    سلام
    من هر اتفاقی برام میوفته تو ذهنم میمونه
    بخصوص حرف های که میزنم اونم اگه از نظر خودم بد باشه
    مثلا شده تو اون جمع کسی ناراحت نشده باشه یا اصلا بد نبوده یا حالا بد بوده فرقی نداره ولی من مدتها به خاطر اون موضوع عصبی ام بهش که فکر میکنم نا خودآگاه داد میکشم هر کاری میکنم این اتفاقات فراموش کنم نمیتونم

    پاسخ
  135. melikaگفت:

    یه روشی که من خودم خیلی ازش استفاده میکنم اینه که چشمامون رو ببندیم دستمون رو روی شقیقمون قرار بدیم و مغزمون رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیریم بعد تمام خاطرات بد مشغله های روزانه ناراحتی ها و…از جلوی چشممون عبور بدیم و تو دلمون بگیم حذف خواهیم دید که اون اطلاعات در ذهنمون کمرنگ میشه و کمتر ذهنمون رو مشغول میکنه(بهتر تو ارامش و سکوت این کار انجام بشه مثل شب قبل خواب) خب این روش برای من جواب میده نمیدونم برای بقیه چه طوری به هر حال هر انسان موجودی منحصر به فرده و ذهن خواص و طرز کار خاص خودشو داره که خود شخص باید کشقش کنه

    پاسخ
  136. شقایقگفت:

    سلام من تا میخام درس بخونم ذهنم به سمت گذشته و اکشیده میشه اصلا تمرکز ندارم یه کتاب میزارم جلوم وقتی به ساعت نگاه میکنم میبینم دقیقه ها گذشته و من تو فکر بودم کمکم کنید

    پاسخ
  137. منگفت:

    هم اکنون هر گونه فکر کاذب که در صفحه ی نیمه هوشیار مغزم نقش بسته است محو و نابود میشود
    اینک نور خدا بر تک تک سلولهای بدنم میتابد
    و من برای شادمانی و داشتن ذهنی ارام و منظم که خدا هم اکنون ب من بخشیده است شکرگزارم

    این جمله معجزه میکنه

    پاسخ
  138. رعدگفت:

    سلام خسته نباشید مرسی بابت مطالب مفیدتون
    من دگیری ذهنی زیادی دارم ک باعث میشه نتونم درست بخوابم یا موقعه خواب خوابای درهم برهم ببینم این روش روهم قبلا انجام دادم نتیجه خوبی نگرفتم
    راه حل دیگه ای هست واسه خالی کردن ذهن اگه هست بهم بگین خواهش میکنم

    پاسخ
  139. solinaگفت:

    من دوست دارم فراموشی بگیرم چون خاطراتی دارم که همش میان تو ذهنم و باعث میشن که ناراحت بشم یه روش واسه این می خوام لطفا کمکم کنید

    پاسخ
  140. فاطمهگفت:

    سلام ممنون از گفته هاتون
    من هرروز همه درگیری هامو فکرامو کارای روزانمو همشو توی دفترم مینویسم اوایلش خالی میشدم اما احساس میکنم هرچی این دفترم نوشت هام سنگین تر میشن حالم بدتر میشه ذهنم هیچ وقت خالی نیست و یک شبم با ارامش نخوابیدم همیشه استرس شدید … پیش مشاور هم رفتم و هیچ فایده ای نداشت
    چیکار کنم نمیتونم به درسم برسم

    پاسخ
  141. paymanگفت:

    بنام خالق جهان
    سلام تقدیم
    براى من یک راه حل جدید بیشنهاد کنید جون همه اینها امتحان کرده ام اما بعضی مواقع اصلند بدرد من نمیخورند جون همه اینها تکرار تکراری شده اند . اکثر مواقع بخصوص شب وقتی میخواهم بخوابم . ذهنم بسیار بسیار اشفته میباشد کاملا از کنترول خودم خارج میشود , حتا جیز به جیز های فکر میکند که که روانم راهم برهم میزند . و اصلا خوابم نمیبرد . خیلی از این حالت بدم میاید . لطفا راهی برایم ازین حالت رهایى یابم . من بسیار موضوعات بخصوص ارامش خوانده ام اما نمیدانم جرا اون موقع هر راهی برای ارامشم انتخاب میکنم تا بخوابم .من اشفته تر میشوم
    اکر نظر دارین بنده را ممتون سازید .

    پاسخ
  142. مرضیهگفت:

    خواهش میکنم کمکم کنین ، الان کلاس دهمم رشتم تجربیه به رشتمم علاقه دارم اما از وقتی مدرسه ها شروع شده خیلییییی افسردم و خیلی گریه میکنم تازگیا ، چون هم از دوستای سالای پیشم دور شدم هم استرس درسارو دارم هم اینکه اصلا به این جو جدید عادت ندارم کلا همه چی بهم انرژی منفی میدن . چیکار کنم که از شر این انرژیای منفی راحت شم و شاد باشم ؟

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام

      بحث افسردگی و این موارد اگر بصورت خفیف باشه با مثبت اندیشی و افکار جایگزین میشه برطرفش کرد ولی اگر بصورت حاد باشه باید به پزشک مراجعه بشه.

      اما با توجه به موردی که شما گفتید من پیشنهاد میکنم که در همه شرایط سعی کنید بدترین شرایط رو در نظر بگیرید و ببینید در بدترین حالت چه اتفاقی ممکنه بیفته و بعد وقت به این فکر میکنید میبینید که اونقدرها هم که فکر میکردید این موقعیت ها ترسناک نیستند و این عدم آگاهی ما از اونها باعث ترس و استرس ما میشن.

      فکر میکنم مطلب تسکین درد با تصور بدترین حالت رو که در همین جا نوشتم رو بخونید.

      امیدوارم که هرچه زودتر به روزهای شاد گذشته بازگردید

      پاسخ
  143. پرنیانگفت:

    روش جالبیه اما من واسه خالی کردن ذهنم از روش دیگه ای استفاده میکنم
    بعضی از آدما شبها خیلی دیر خوابشون میبره
    جدا از اینکه خسته نیستن و یا ساعت بیولوژیک بدنشون تنظیم نیست یه سریا هستن که شبا ناخوداگاه به همه چی فکر میکنن
    و منم از اون دسته ام!
    واسه اینکه شبها در عرض یه ربع به جای یه ساعت خوابم ببره تو ذهنم صفحه ی گوشیو تصور میکنم
    که دکمه ی Home رو نگه میدارم تا برنامه هایی که بازن رو با انگشت بگیرم و ببندم
    این برنامه های باز همون فکرایی هستن که ذهنمو به خودش مشغول کرده
    و جالبیش اینجاست که نماد این فکر ها هم تو مغزم تجسم میشن!
    حالا من با انگشت اونا رو میکشم و میبندم و وقتی تموم شدن به صفحه اصلی برمیگردم که عکس یه ساحله
    اون موقع است که دیگه ذهنم خالی میشه و راحت میخوابم
    این روش برای درس خوندن هم خیلی مفیده به شرط اینکه درست انجام بشه
    امتحانش ضرری نداره! انجامش بدین!

    پاسخ
  144. ارمانگفت:

    من احساس میکنم هیچی از درسام یادنمی گیرم مثلاوقتی ریاضی میخونم میگم هیچی یاد ندارم یابلدبلدنیستم یاهمه درسام یاتوزندگیم میگم همچیزوفراموش میکنم ولی دارم تودبیرستان دانشگاه نمونه ولی احساس هیچی یاد نمی گیرم یابلد نیستم منو دیونه میکنه خواهشایکی راهنمایی کنه.

    پاسخ
  145. شیریگفت:

    سلام دوستان خوبین خواهشن کمکم کنین شیش ماه پیش پرش عضله گرفتم اصلا خیالم نبود پرش گرفتم ولی چند روز پیش یکی از دوستان از تیمارستان گفت و از مریض ها گفت الان چند روزه هم فکر پرش عضله رفته مغزم و هم که خودم به خودم تلقین کردم دیونه شدم خیلی اعصابمو بهم ریخته از فکر بیرون نمیاد با هرکی حرف میزنم یادم میاد پرش عضله و دیونه شدم چطوری اینو از سرم بکشم بندازم بیرون خواهشن به هم زبانتون کمک کنین این جیمیلم منه پیام بدین چیکار کنمshirimilad652@gmail.comمرسی منتظره کمک شما هستم

    پاسخ
  146. علیگفت:

    تماشای ستارگان

    زیبایی های طبیعت

    گوش دادن به موسیقی ایرانی

    یوگا و مراقبه خیلی کمک میکند.

    پاسخ
  147. نجيبگفت:

    من خیلی استرس دارم . تو دهنم ترس جای گرفته نمیتوانم دورش کنم من خیلی تلاش کردم که دورش کنم ولی تا هنوز اوجود داره از خیلی برنامهً های زندگیم منو عقب زده این استرس . أیا راهی است ؟
    ممنونم

    پاسخ
  148. نجيبگفت:

    من خیلی استرس دارم . تو ذهنم ترس جای گرفته نمیتوانم دورش کنم من خیلی تلاش کردم که دورش کنم ولی تا هنوز اوجود داره از خیلی برنامهً های زندگیم منو عقب زده این استرس . أیا راهی است ؟
    ممنونم

    پاسخ
  149. امیدگفت:

    با سلام.
    خیلی وقته که فکر های بدی ذهن منو درگیر کرده. مثل اینکه فکر میکنم یک مریضی دارم تووجودم یا اینکه میخوام بمیرم. این فکر و استرس باعث میشه بدجور ضربان قلبم بره بالا و تازگیا حالت های دیگه ای بهم دست میده. نیاز به کمک دارم. ممنون میشم کمکم کنید.

    پاسخ
  150. علیگفت:

    عالی بود

    پاسخ
  151. ناشناسگفت:

    سلام، من از بعد زایمانم دچار این مشکلات روحی و روانی شدم، دایما فکرم درگیره، تمرکز ندارم، همش یک جمله یا یک قطعه شعر یا یک چیز چرند و بی معنی یا هرچی که فکر کنید تو ذهنم تکرار میشه، از صبح که پا میشم تا آخر شب باهامه، خیلی آزار دهنده اس، مثلا وقتی میخوام اسم بچم یا شوهرمو صدا بزنم یه دفعه قاطی میکنم و مثلا اسم بابام یا برادرام میاد سر زبونم، این حالت خیییلی عذابم میده، یا حتی یه دفعه حالت فحاشی و پرخاشگری میاد سراغم که به شدت خودمو سرکوب میکنم تا افکارم تراوش نکن به زبانم، بسیار حالتهای آزار دهنده ای رو دچار میشم، موقع خواب مغزم میخواد منفجر بشه، یه دفعه میخوام داد بزنم یا پرخاش کنم، خیلی به خودم فشار میارم و خودمو کنترل میکنم، ده ماهه دارم این عذابو میکشم، گاهی به مرگم راضی میشم، افکاری که من دارم اصلا شبیه افکار بقیه آدما نیست، نه با کسی مشکل و درگیری دارم نه کدورتی از کسی دارم، نه به مسایل مالی و مادی فکر میکنم، برعکس همش به اون دنیا و آخرت و خدا و دوری از بچم و بی مادر شدن بچم و… میرم تا آخر خط، روزی میلیاردها بار اینا از ذهنم میگذره، بسیار روزگار سختی رو میگذرونم، دایم از خودم میپرسم اثر داروی بیهوشیه؟؟؟ پس حاملگی بعدیمو چیکار کنم؟؟؟!!! همین سوالو هزار بار نشخوار میکنم، نماز و دعا و قرآنم زیاد میخونم ولی وقتی اون حالتها بهم دست میده دیگه هیچی کارساز نیست، فکرا مثه یک دارکوب مغزمو سوراخ میکنه، تمام این ده ماه دو ساعت مداوم نخوابیدم به خاطر بچه، نمیتونید تصور کنید که ده ماه خواب عمیق نکنید، امکان مراقبه و مدیتیشن هم برام نیست با وجود بچه. امیدوارم این روش جواب بده، اگه جواب بده خیلی دعاتون میکنم، بعضا صبح ها با همون تکرار یک جمله یا یک شعر چرند از خواب بیدار میشم، مثلا آهنگ تبلیغات تلویزیون یا حتی یک جمله ساده، نمیدونید چه عذابیه…

    پاسخ
  152. بازتاب: 13 راهکار برای سریع به خواب رفتن – گوگلی
  153. بهارهگفت:

    خیلی روش خوبی بود الان آروم آرومم ذهنم خالی از هر فکر و خیالیه که همیشه اذیتم میکرد واقعا به خاطر این روش فوق العادتون ازتون ممنونم

    پاسخ
  154. حسین3018گفت:

    با سلام و خسته نباشید و تشکر از مطلب مفیدی که قرار دادین…
    فقط یه چیزی رو نگفتین که انجام اینکار ممکنه تنبلی و فراموشی به همراه بیاره چون رم کامپیوترم وقتی چن بار برنامه هاتو ببندی دیگه بازش نمیکنه تا از خودت دستور بگیره،حالا اگه ایطور که گفتین ما افکارمون رو نوشتیم یا تایپیدیم بعد یه مدت قدرت نگه داشتن یه دستور یا فکر یا حالا هر چیزی که باید حواسمون بهش باشه رو از دست میدیم و اونموقع است که باید اون چیز هر چند ساده رو بنویسیم و این خودش یه اشکال بوجود میاره که ما برا رسیدن به یه ذهن آرام اونو وارد یه نوع تنبلی کردیم که همش باید بنویسیم تا یادمون نره چیکار باید بکنیم .بازم ممنون از سایتتون.

    پاسخ
  155. hanieگفت:

    من بی نهایت باهوشم،یعنی مطمئنم که از لحاظ هوشی استثناسی و نابغه م…..چون وقتی یه چیزی رو نهایتا دوبار میخونم تا ابد توی ذهنم حک میشه….ولی یه مشکل بزرگی که داشتم تنبلی و به عقب انداختن کارها بود،همچنین نشت افکار مزاحم.ـ.ولی از وقتی که این روش نوشتن افکار رو به کار بردم دیگه مشکلی ندارم…..واقعا ازتون ممنونم??

    پاسخ
  156. فاطمهگفت:

    سالام من چی کار کنم به باور ذهنی برسم لطفا اگه ایده دارید. راهنمایی کنید. ممنون

    پاسخ
  157. سحرگفت:

    سلام من ی ۱۵ روزی هست بعد از ی تصادف کاملا ۶مه چبز برام بی ارزش شده .ذهنم ب مساعلی ک بی ارزش بودن همه چیو ثابت میکنه کشیده میشه.این روش و شروع کنم ب نظرتون ذهنم از این آشوب در میاد؟

    پاسخ
  158. baharehگفت:

    دمتون گرم من به صورت فطری این کارو میکنم تو بچگی بیش فعال بودم ولی الان ۱۸ سالمه اروم ترم وترسید مکه عدم تمرکزم دوباره اون باشه ولی دیدم نه بابا ربطی به اون نداره ذهن خودمه که زیاد چرت میگه باور کنید ذهن من از همه تون داغون تره ولی نوشتن عااااااااااااااااااااااااااااااااالیه برای سبک شدن هی بنویسید تا ببینید چقدر حس خوبیه ارامش روان.به امید روان اروم تررررررررررر

    پاسخ
  159. میناگفت:

    سلام به همه
    دوستان عزیز من که هیچ امیدی به زندگی نداشتم
    و پراز افکار منفی
    بایه کانال قانون جهان هستی آشنا شدم
    که هرچی منفی باف باشی
    زندگیت روز به روز بدتر میشه
    تنها راه از بین بردن افکار منفی
    اینه که هر وقت افکار منفی اومد سراغت سریع بنویس
    و مثبت رو مقابلش و پارش کن
    حتی اگه جایی هستی تو ذهنت بنویس باید نوشته بشه
    و راه دوم اینکه هر روز افکار مثبت به خورد خودت بده
    تاکید کن میشه باورت و زندگیت و سرنوشتت
    پر از انرژی میشی
    و خدا هم خودش دستتو میگیره
    افکارای منفی این آشغالای ذهن رو
    تورو خدا الکی نگیرید
    به مرور زمان آدم باورش میشه وافسرده میشه
    اگه خودتو دوس داری به خودت صدمه نزن عزیز من
    پاشو و همین الان تصمیم بگیر
    و هر روز تکرار کن خداراشکر که من اینهمه انرژی دارم
    و کلی کلمات مثبت
    با اهنگ غمگین و فیلم ایرانیا
    که اخر افسردگین خخخخخ
    و هر چیز منفی خداحافظی کن
    و خودت رو بشناس و خدارا برای همیشه
    در قلبت حس کن
    ببخشید طولانی شد
    اخه خودم بالای ۱۷سال درگیر این افکارای منفی بودم

    پاسخ
  160. تنهاگفت:

    خیلی عالی و رویه بخش بود

    پاسخ
  161. شادیگفت:

    آره نوشتن خییییلی خوبه ☺
    منم قبلا می نوشتم و رو به راه بودم ولی یه مدت بود که ننوشته بودم و افکار یهویی و خره وار و مزاحم بیچارم کرده بودند !
    مررررسی که یاد آوردی کردید
    انجام دادم و الان حالم خوبه ?

    چگونه با ۵ دقیقه در روز ۲۵% شادتر باشیم!

    حتماً بیاد میارید مثلا وقتی که یک پولی دستتون میاد و میرین یک ماشین جدید میخرید خوشحالیتون از اون خرید همیشگی نیست. یا حالا خرید هر چیز جدیدی فقط ممکنه یک خوشحالی کوتاه مدت بهتون بده.

    من که خودم اینطوری هستم!

    حالا واقعا چرا اینطوری هست؟ ما در زندگی چیزهای جدید می خریم، به یک سری از اهدافمون میرسیم، بعضی از کارهایی که خیلی برامون مهم هستن رو تموم میکنیم و به سر انجام میرسونیم، ولی بازم یک خوشحالی و شادی بلند مدتی نداریم!

    چگونه با 5 دقیقه در روز 25% شادتر باشیم
    زندگی شاد

    پس حالا چطور میتونیم خوشحال باشیم و زندگی شادی رو تجربه کنیم؟

    تحقیقات علمی به این سئوال جواب داده و اون قدردانی هست!

    بله درسته. در حقیقت دلیل اصلی شاد نبودن ما ترس هست. به عبارت دیگه ترس ازنداشتن به اندازه کافی یا ترس از کافی نبودن چیزی.

    ترس میتونه جلوی خیلی از خوشحالیهای ما رو بگیره و نزاره که ما در زندگی شاد باشیم. مثلا در محل کار ترس از اینکه نتونیم کارمون رو درست انجام بدیم و از کار بر کنار بشیم همیشه باعث میشه که ما در محل کار شاد نباشیم. ترس از نداشتن پول کافی و یا اینکه ممکنه پولی رو از دست بدیم ، یا اینکه در رانندگی (مخصوصاً رانندگی در ایران!) ترس از اینکه کسی جلوی ما نپیچه و یا تصادف نکنیم همیشه از شاد بودن ما در هنگام رانندگی جلوگیری میکنه.

    اما قدردان بودن می تونه ترس رو خنثی کنه. اگر ما سعی کنیم همیشه این تمرین رو داشته باشیم که در بیشتر مواقع قدردان باشیم در نتیجه در همون بیشتر مواقع ترس رو از خودمون دور کردیم و در کل زندگی شادتری خواهیم داشت.

    البته انجام این اصلا یک کار خارق العاده و یا سخت نیست. برای تمرین کردن فقط کافیه که هر شب قبل از خوابیدن یک لیست ۵تایی از اون چیزهایی که در اون روز برامون اتفاق افتاده و ما رو برای لحظه ای هم که شده شاد کرده و می خواهیم از اونها قدردانی کنیم رو یادداشت کنیم.

    قدردان داشتن  خانواده ، دوست خوب، غذایی که امروز خوردید، آفتابی که امروز در آسمون دیدید، هوایی که امروز تنفس کردین. حتی باید یاد بگیرید که اگر اتفاق بدی هم افتاد بازهم سپاسگذار باشیم که اتفاق بدتری نیفتاده!

    برای تهیه لیست اصلا لازم نیست خیلی فکر کنید و یا بشینید قضاوت کنید که کدوم اتفاق خوب بوده و باید از اون قدردانی کنید. همونطور که گفتم باید قدردان همه چیز باشید حتی اتفاقهای بد. فقط سعی کنید حداقل ۵ مورد رو بنویسید.

    با این تمرین مدتی زیادی طول نخواهد کشید که تبدیل به آدمی شادتر می شین. تعداد زیادی از افرادی که این تمرین رو انجام داده اند و مورد آزمایش بوده اند تنها بعد از ۲ هفته ۲۵% زندگی شادتری نسبت به دیگران داشته اند.

    این روش چگونه کار میکند

    با تهیه روزانه این لیست شما به مغز و ذهن خودتون آموزش میدید که به مثبتها بیشتر توجه کنه. ما در هر دقیقه در حال دریافت اطلاعات زیادی از محیط اطرافمون هستیم و مغز اونها رو فیلتر میکنه و در خودش نگه میداره.

    تصور کنید که با هر تیک ساعت و یا با هر قدمی که برمی داریم می تونیم یک سری اطلاعات رو دریافت کنیم. ولی اینطوری نیست و خیلی چیزها رو ما اصلا توجه نمیکنیم و اگر هم از جلوی چشم ما رد بشن ما نمیبینیم. بزارید یک مثال بزنم که موضوع بهتر روشن بشه. شما هر روز یک مسیری رو طی میکنید به محل کار میرین یا به مدرسه و یا هر جای دیگه. ودر خیابون ماشینهای زیادی رو میبینید. اما وقتی که همسایتون یا دوستتون یک ماشین خاصی و یا رنگ خاصی رو میخره و شما اونو میبینید از فردا اون ماشین و یا رنگ خاص رو دیگه همه جا میبینید و با خودتون فکر میکنید که چقدر زیاد شده این ماشین و این رنگ. ولی در واقع شما هر روز ممکن بود از جلوی اون ماشین هم رد بشین ولی اصلا نمیدیدینش.

    این یعنی اینکه ذهن شما اونو فیلتر میکرده و نیازی نمیدیده که اونو نگه داری کنه تو حافظه. اما حالا مغز شما روی اون مدل و یا رنگ متمرکز شده و شما هم بیشتر میبینید.

    حالا شما با انجام این تمرین در واقع به ذهنتون یاد میدید که توجهش رو روی مواردی که شما همیشه در اون لیستتون ازش قدردانی میکردید متمرکز کنه و با ادامه این تمرین مغزتون دیگه فقط همونها رو جمع آوری میکنه و در خودش نگه داری میکنه.

    نتایج مثبت

    برخی از افرادی که این تمرین را به مدت ۲۱ روز انجام داده اند در آزمایشات، بیان کردند که نه تنها زندگی فرح بخش و شادتری نسبت به گذشته دارند، بلکه شبها خواب راحتتر و درد و آزردگی کمتری هم تجربه کرده اند. یعنی آرامش بیشتری پیدا کرده اند.

    جالب اینجاست که در یک آزمایش دیگه از تعدادی خواسته شد که تنها یک هفته به نوشتن این لیست بپردازند. و بعد از اون، اونها نه تنها احساس شاد بودن بیشتر و افسردگی کمتری داشته اند، بلکه تا ۶ ماه بعد هم این تجربه ها را داشته اند و این تنها با تمرین کردن فقط به مدت یک هفته بوده.

     

    من خودم تازه با این روش آشنا شدم و در موردش خوندم که حاصلش رو در اینجا براتون نوشتم، ولی دارم روش کار میکنم و میدونم که برای من مفید خواهد بود.

    شما هم این تمرین رو انجام بدین و تحربیاتتون رو هم در اینجا بنویسید و برای کمک به شاد کردن زندگی دوستان و عزیزانمون این مطلب رو با اونها هم به اشتراک بزارید.

    شاد و سربلند باشید

    ارسال شده در۰۵ اردیبهشت ۹۱دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش، آرامش ذهنی، آموزش،افزایش خوشحالی، ترس، تمرین شاد بودن، خوشحالی، زندگی، زندگی شاد، قدردانی

    42 دیدگاه برای «چگونه با ۵ دقیقه در روز ۲۵% شادتر باشیم!»

    1. kambizگفت:

      مرسی از مطالب خوبت صادق جان ..
      فکر کنم اگه منابعی رو هم که استفاده میکنی مفیدتر باشه
      ممنون

      پاسخ
      1. بهشتهگفت:

        بسیار زیبا و اموزنده واقعاً خوبش بود

        پاسخ
    2. kambizگفت:

      مرسی از مطالب خوبت صادق جان ..
      فکر کنم اگه منابعی رو هم که استفاده میکنی لینک بدی مفیدتر باشه
      ممنون

      پاسخ
    3. فرزانهگفت:

      سلام،

      مطلب بسیار مفیدی بود. اگه یادتون باشه این همون چیزیه که من همیشه انتظارش رو داشتم ولی هیچوقت به زبان نیومد. یادتون باشه حتی چند کلمه کوچیک و بی اهمیت میتونه شادی مضاعفی به طرف مقابل بده.. خدا رو شکر که خودتون حداقل این مطلب رو خوندید و به این نتیجه رسیدید. اما الان چیزی که شادترم میکنه اینه که اصلا نباید انتظار داشته باشم که کسی قدردانی کنه… اونوقت کمتر اذیت میشم… اما به نظر من شجاعت قدردانی موهبت بزرگیه که هرکسی نداره..

      پاسخ
    4. فرزادگفت:

      با این کار فقط داریم خودمونو گول میزنیم که مثلا زندگی خوبی داریم، در صورتی که واقعیت چیز دیگه ای هست…
      با عفل جور در نمیاد…

      پاسخ
      1. محمدگفت:

        باهات موافقم

        پاسخ
      2. ……گفت:

        من باهات موافق نیستم
        ببین من خودم توی یک سال کلی مشغله فکری داشتم و یه مدت زیادی منفی گرا بودم و حالا ازت میخوام به حرف هام توجه کنی
        توی این مطالب گفته نشده واقعیت رو بذار کنار
        واقعیت اینه که همه ماها توی زندگی مشکل داریم و این یه چیز طبیعیه واسه بعضی ها بیشتر واسه بعضی ها کمتر واسه بعضی ها سخت تر واسه بعضی ها اسون تر مهم نگرش ما نسبت به اون مشکله اگه با یه دید مثبت بری جلو و به گذشته ات فکر کنی و ببینی خدا کجا دستتو گرفته و چی بهت داده خیلی بهتر مشکلات رو حل میکنی و امیدوار تر هم میشی اما اگه با یه دید منفی بری جلو هیچ وقت شکر گزار نخواهی بود و احساس افسردگی میکنی وممکنه وسط راه جا بزنی و ادامه ندی و بعدا پشیمون بشیو فکر میکنی داری واقعیت رو قبول میکنی اما واقعیت اینه که دنیا جای قشنگی فقط لازمه بهتر نگاهش کن

        پاسخ
    5. faezehگفت:

      سلام من تا به حال به خاطر زیاد بودن گناهام افسرده ام اما از حالا می خوام همیشه و همیشه و همیشه شاد باشم دنیا ارزش افسردگی تداره باید خدا را بخوایم فقط!!!!والا!

      پاسخ
    6. احسانگفت:

      خیلی ممنون از مطالب مفیدتون من قبلا آدم منزوی و درون گرایی بودم اما از موقعی که مطالب شما رو خوندم و این تمرین رو انجام دادم خیلی خیلی آدم شاد و پر جنب و جوشی شدم. واقعا ازتون ممنونم
      I love you

      پاسخ
    7. زهرا71گفت:

      سلام
      وقت بخیر
      بابت مطالب مفیدتون ممنون هستم….خواستم یه نکته ی راجع خودم بگم ….راجع یه مشکلی…من از دید همه ی اطرافیانم یه ادم قوی هستم یعنی تو شرایطی که هر کسی جای من بود، کم میورد من خیلی شکیبا و خوش بین و مثبت اندیش بودم(از وقتی یادم میاد!!) همش داشتم تلاش میکردم که اوضاع بهتر بشه و از زندگی لذت ببرم اما….شاید گفتنش خنده دار باشه اما الان کم اوردم ..قاطی کردم!!! یعنی همش (همه ناکامی هام)تلانبار شده و الان دارن خفم میکنننن:(((((((((….از همه هم سن و سالام بیشتر میدوم ..از همه بیشتر مسئولیت رو دوشمه…. ولی همش به بد بیاری میخورم…الان بیشترین نارضایتیم از شرایطه!! اینکه چرا من باید شرایطم این باشه و……
      خسته اممممممممممم خستههههه…..شاید همه بخوان منو نصیحت کنن …اما دیگه به ته دنیا رسیدم به ته تهشششششششششش……..:((((((((

      پاسخ
      1. صادق علوی زادهگفت:

        سلام ممنون از اینکه تجربه خودتون رو با ما در میون گذاشتید.

        ببینیند البته هر کسی در زندگی ناملایمات و سختی هایی رو داره و باید تحمل کنه. به نظر من در زمان مرگ دو کفه ترازوی خوشی ها و نا خوشی های انسان در طول زندگی با هم برابر هست.

        تفاوت در نگاه ما به اونهاست، اگر از خوشی ها زیادی سرمست نشیم و به ناملایمات هم بیش از اندازه اهمیت ندهیم میشه زندگی رو بهتر و ساده تر به پایان رسوند.

        ببینید منظورم اینه که اتفاقات خوب و بد تو زندگی همه ما هست، مهم اینه که ما به چه شکلی با اونها برخورد کنیم. یا در واقع نگاهمون به اونها چطور باشه. میشه در برابر بزرگترین مسائل زندگی هم با نگاه ساده و خالی از استرس و اضطراب به راحتی ایستاد و اونها رو پشت سر گذاشت.

        امیدوارم که هیچ وقت امیدتون به روزهای خوش رو از دست ندهید، چرا که همه روزها مثل هم هستن و این نگاه من و شماست که روز رو خوش یا نا خوش میکنه.

        موفق باشید

        پاسخ
        1. شبنم شکریگفت:

          باسلام ممنون از مطالب مفیدتون من خودم تجربه کرده ام وقتی دیدگاه خودمو نسبت به دیگران تغییر میدم نتیجه مثبتش رو دریافت می کنم

          پاسخ
      2. farhadگفت:

        سلام دوست عزیز
        متاسفانه شرایط ایران از لحاظ کار و مسائل اجتماعی خیلی بده ولی اینا فراموش نکن خودت از همه چیز قوی تری . خودت را باورکن . نه فقط با حرف بلکه ایمان داشته باش به خودت . به اینکه اگه بخوای هر کاری میتونی انجام بدی
        زندگی آیندت نتیجه افکاری است که الان داری و زندگی الانت نتیجه افکاریست که قبلا داشتی
        پس آینده ات را با اندیشه الانت بساز
        لطفا این کتاب را بخون . مطمئن هستم که سرنوشتت تغییر خواهد کرد
        نام کتاب : بیندیشید و ثروتمند شوید

        پاسخ
        1. شبنم شکریگفت:

          توزندگی هرچیزی رو دوست داشته باشی وبخواهی بدست می اوری

          پاسخ
      3. ناصرگفت:

        زهراجان منم قبلناخیلی مشکل داشتم ولی باس توکلمون به خدامون باشه …به نظرمن گذرزمانم همه چیوعوض میکنه.آینده شایدآنی نباشه که الان انتظارشوداریم..اصلاشایدآینده ایم درکارنباشه…..باوجودهرچی مشکله واسه یه ساعتم شده بشاددددددددد..

        پاسخ
      4. ……گفت:

        عزیز دلم انقدر زود جا نزن خدا به کسایی که بیشتر دوسشون داره سختی های بیشتری میده
        اصلا به کلمه خفه شدن و شرایط فکر نکن که مطمئن باش خوشی هاتو ازت میگیره
        میدونم سخته ولی برای پیشرفت کردن و قوی تر شدن باید سختی بیشتری بکشی
        به خدا توکل کن و روی مشکلات متمرکز شو
        ایشالا خدا کمکت کنه

        پاسخ
      5. فریدهگفت:

        سلام.عزیزم واسه هر کسی همیشه یه نقطه پایان وجود داره نقطه ای که از نظر تو نقطه آخر زندگیه اما بخدا همیشه نقطه شروع بهتر از نقطه پایانه ،عزیزم برای لحظه ای چشماتو ببند و سعی کن همه مشکلاتتو بپیچی بزاری کنار و این احساسو در خودت ایجاد کنی که هر غمی پایانی داره و این افکار خودته که باعث خوب یا بد بودن زندگیت میشه.عزیز دل خدا هرگز فراموشت نکرده فقط سعی کن کم به مشکلاتت بپیچی و آزاد زندگی کنی هر چیزی که باعث آزارته رهاش کن .به خودت حق خوب زندگی کردن بده مگه تو چی از دیگران کم تر داری فقط کافیه عاشق خودت باشی اونوقت ببین به کجا می رسی

        پاسخ
    8. بازتاب: به روز باشیم | قهوه داغ!
    9. hojiگفت:

      مطلبه خوبیه…ولی چطور بگم تا امتحانش نکردم نمیتونم نظر بدم به هر حال ممنون از این که به فکر جوونای دپرس هستین

      من خوراکه زمین خوردنم…
      تا پاشم و وایسمو دوباره از سر

      پاسخ
    10. ناصرگفت:

      حال همه ماخوب است شکرت خدا

      پاسخ
    11. yaldamohammadyگفت:

      ﺳﻼﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ

      پاسخ
    12. yaldamohammadyگفت:

      ﻫﺮ ﭼﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻢ

      پاسخ
    13. پولینگفت:

      واقعا مقاله‌ی ایده آلی بود.
      زیباتر از اون، استایل (رنگ‌بندی) زیبای وبلاگتون در کنار فونت زیبای ایران هستش.
      تبریک میگم.

      پاسخ
      1. صادق علوی زادهگفت:

        ممنون از شما.

        شما هم مطالب بسیار خوب و مفیدی دارید در وبسایت خودتون امیدوارم که موفق باشید

        پاسخ
    14. حسنگفت:

      سلام دوستان . من از بچگی کار کردم تا بتونم درس بخونم و سختی های زیادی و متحمل شدم اما همیشه امیدم به آینده ای روشن بوده . یه روز یه دوستی بهم گفت اینقدر غصه آیندتو نخور …. گفتم چطور؟؟ گفت:: بالاخره یه روز یه تپه ای میریزه یه گودالیو پر میکنه . اون روز مفهوم حرفشو نفهمیدم اما الان همه چیز دارم . نمیتونم براتون بگم اون تپه چی یا کی بود که ریختو گودال زندگیمو پر کرد اما مطمعن باشید برای شما هم اتفاق میفته . یه کتاب هست که از خوندنش پشیمون نمیشید اما باید بگم نبایدبه شکل یه رمان بخونیدش . باید مثل سه وعده غذا که اکثر ما میخوریم, این کتابو حتما روزی یه بار مطالعه کنید و عمل کنید . کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین ترجمه گیتی خوشدل

      پاسخ
      1. فرهادگفت:

        بله کتاب خوبی هست
        و اکثر کتاب هایی که خانم گیتی خوشدل ترجمه کردند انرژی بخش هستند

        پاسخ
    15. حسنگفت:

      در ضمن از راهنمایی هاتون کمال تشکر را دارم . خیلی مطالب ارزشمندی ارایه دادید . ممنون

      پاسخ
    16. سیامکگفت:

      سلام خوبین؟
      راستش قوانین مربوط به این جهان همه و همه واقعی هستن یعنی منظورم قانون جذب و کارما و هر قانونی که شما میتونید با استفاده از اون به قدرت پول ارامش یا یک رابطه خوب برسید ولی باید به خودت قول بدین اگه کتابی میخونید اگه مقاله ای میخونید اگه سمیناری میرید یا از کسی چیزی رو میشنوید فراموشش نکنید چون دوباره برمیگردید سر خونه اول و اینکه منکر مزالب مربوط به این موضوع میشید و دیگه اوضاع خیلی بد تر از قبل میشه پس بیاییم شاد باشیم خوشحال مهربان و با ایمانننننن
      دوستتون دارم

      پاسخ
    17. ایزدیگفت:

      من خیلی افسرده و ناراحتم . از خانوادهام دورم هیچ چیز شادم نمی کنه

      پاسخ
    18. hajarگفت:

      ممنون از اینکه تجربتون را در اختیارمون گذاشتید.واقعا داشتم دیگه افسردگی می گرفتم . می خوام امتحانش کنم مطمئنم نتیجه می گیرم.

      پاسخ
    19. MAHگفت:

      مرسی از مطلب و کامنتای قشنگتون.

      پاسخ
    20. آموزش وردپرسگفت:

      مطلب جامع و مفیدی بود.. ممنون از انتشار اون

      پاسخ
    21. http://yeknam.comگفت:

      مطلب خوبی بود و امیدوارم زندگیه همه پر از شادی باشه اما در کل همیشه سعی کنید صلح قبل از هر کاری ورزش کنید و یک لیوان چای حتما بنوشید و صبح زود همیشه روحیه رو خیلی خوب میکنه.

      پاسخ
      1. هاناگفت:

        مرسی بسیار مفید بود ???

        پاسخ
    22. فرهادگفت:

      قدردانی همیشه حس خوبی به آدم میده
      قدردانی از خدا.. از خودمون… از عزیزانمون… از زندگی
      قدردانی رو دست کم نگیرید ?

      پاسخ
    23. سانازگفت:

      من حدود ۳ سال پیش این تمرین رو با هشتگ معروف #۱۰۰happydays شناختم و شروعش کردم. ۱۰۰ روز، بدون فاصله، سعی کردم در هر روز نکتۀ خوب و قشنگی برای ثبت کردن پیدا کنم. عکس می‌انداختم و به اشتراک می‌ذاشتم. واقعاً تأثیر مثبتی در من و زندگیم داشت.
      بعد از اون، ناخودآگاه در هر روز نکتۀ مثبتی پیدا می‌کنم. حتی اخیراً پیش اومده بود که هیچ نکتۀ مثبت، حتی کوچکی در طول یک روز پیدا نکردم، در نتیجه شب قبل از خواب، خودم اثر مثبتی درونم خلق کردم و نذاشتم روزم بد تموم بشه.
      به همه توصیه می‌کنم این تمرین رو دست‌کم نگیرن. واقعاً تأثیر داره.

      پاسخ
    24. احسان ترکیگفت:

      برای توضیحات کامل و انجام دقیق این تمرین ، میتونید به کتاب معجزه سپاسگزاری خانم راندابرن رجوع کنید.

      پاسخ
    25. تیناگفت:

      هیچ تاثیری نداشت.گیر آوردین ملتو

      پاسخ
    26. رهاگفت:

      سپاس بخاطر پیشنهاد عالیتون

      پاسخ
      1. رهاگفت:

        خواهش میکنم

        پاسخ
    27. یاسر مطیعیگفت:

      از قدیم گفتن به هر چی فکر کنی سرت میاد . حالا میخواد مثبت باشه یا منفی
      این مقاله هم مصداق همین جمله است. یه جورایی همون قانون جذب هست.
      تشکر فراوان مهندس علوی زاده بابت این مطالب انرژی بخش

      پاسخ
    28. مهلاگفت:

      مطالبتون خیلی خوبن
      ممنون
      من چند وقتیه که همه اش درباره ی آینده نگرانم میترسم عزیزانم رو از دست بدم و میترسم اتفاقات بدی بیفتن نمیدونمکچی کار کنم که این افکارو از ذهنم بیرون کنم
      خواهش میکنم کمکم کنین

      روش «۵ چرا» برای رسیدن به ریشه مشکل

      همیشه یکی از دغدغه های ما این هست که بتونیم دلیل اصلی یا ریشه یک اتفاق را پیدا کنیم و مشکل رو بصورت ریشه‌ای حل کنیم. در زندگی روزمره، کسب و کار و یا حتی مسایل مهم مملکتی اگر نتونیم ریشه مشکل رو درست تشخیص بدیم نخواهیم توانست راه حل مناسبی رو هم پیدا کنیم.

      برای همین بعد از ارایه راه حل و انجام اون می‌بینیم که مشکل برطرف نشده و یا به شکل دیگه‌ای بروز کرده! (مثل خیلی از راه‌حل‌هایی که امروزه در سطح جامعه زیاد می‌بینیم!!)

      در این تجربه یک روش جالب و بسیار کاربردی رو آوردم که من خودم بارها از اون استفاده کردم. هم تو کار و هم برای برخی از مشکلات غیر کاری. با این روش شما خواهید توانست برای هر مشکلی راه حل مناسب و درمان قطعی پیدا کنید.

      این روش که به «۵ چرا» (۵Whys) معروف هست اولین بار توسط آقای «ساکچی تویودا» از موسسین شرکت عظیم تویوتا (TOYOTA) و همینطور از رهبران بزرگ انقلاب صنعتی ژاپن، مطرح شد و هنوز هم در این شرکت برای رسیدن به ریشه و پاسخ مناسب مشکلات این روش بکار میرود. من زیاد نمی خوام به تاریخچه و نحوه پیدایش  بپردازم ولی اگر شما علاقه مند هستید می تونید در اینجا بیشتر مطالعه کنید.

      در این روش برای رسیدن به ریشه مشکل ۵ بار پشت سر هم می‌پرسیم چرا. به هر یک پاسخ میدیم و بعد یک چرا اول پاسخ می‌گزاریم و دوباره میپرسیم.

      گاهی اوقات وقتی ریشه مشکل رو پیدا میکنیم تازه متوجه میشیم که چقدر میتونه اون ریشه دور از ذهن باشه و در واقع بصورت عادی ممکن هست هیچ وقت به اون نرسیم.

      یک مثال خیلی ساده میزنم، فرض کنیم من دارم با ماشین، پسرم رو میبرم به مدرسه که وسط راه ماشین بنزینش تموم میشه و خاموش میشه! حالا هم مدرسه پسرم دیر میشه و هم من خیلی وقتم به هدر میره.(یک مشکل) تصمیم گرفتم که کاری کنم که دیگه این اتفاق نیفته پس باید راه حلی براش پیدا کنم و برای پیدا کردن راه حل باید اول بتونم ریشه مشکل رو پیدا کنم.

      حالا می خوام ببینم ریشه این مشکل چیه. از خودم چرا های زیر رو میپرسم.

      ۱- چرا بنزین تموم شد؟ -پاسخ: چون باک بنزین ماشین خالی شد و من هم بنزین نزدم.

      ۲- چرا بنزین نزدم؟ -پاسخ: چون حواسم به چراغ بنزین نبوده و یا دیدم و توجهی نکردم.

      ۳- چرا حواسم به چراغ بنزین نبوده و یا توجه نکردم؟ -پاسخ: چون فکرم این روزها خیلی درگیر بوده.

      ۴- چرا فکرم این روزها درگیر بوده؟ (در واقع درگیر چی بوده؟) -پاسخ: فکرم درگیر کارم هست و اصلا کارم درست پیش نمیره.

      ۵- چرا کارهام درست پیش نمیره؟ -پاسخ: چون حجم کارهام زیاده و نمی‌تونم به همشون برسم.

      هنوزم می تونیم این پرسیدن چرا رو ادامه بدیم ولی تا همینجا به ریشه مشکل رسیدم و فهمیدم که اگر من بتونم تو کارم برنامه ریزی داشته باشم و طبق برنامه عمل کنم دیگه ماشینم بدون بنزین نخواهد موند!

      البته این مثال خیلی ساده بود و می تونست مشکل بزرگتری باشه ولی در این مثال خوب می‌بینیم که ریشه اصلی یک مشکل به ظاهر ساده چقدر میتونه دور از ذهن و در جایی باشه که اصلا در نگاه اول دیده نمیشه. با پیدا کردن و برطرف کردنش هم مشکل اصلی حل خواهد شد و هم دیگر مشکلاتی که از آن ناشی می‌شود نیز خودبخود حل می گردد.

      آقای Charles Duhigg (نویسنده کتاب بسیار موفق «قدرت عادت») در یک کتاب خیلی خوب دیگه ای به نام Smarter Faster Better: The Secrets of Being Productive in Life and Business که سال ۲۰۱۶ نوشته (که نمی‌دونم به فارسی ترجمه شده یا نه) هم به این روش پرداخته و در اون یک مثالی میزنه که بد نیست خیلی اجمالی به اون هم اشاره کنم.

      مشکل اینه که آقای داهیگ میگه «من و همسرم یک مشکلی داشتیم، اینکه شبها نمی‌تونستیم به همراه بچه‌هامون شام بخوریم.  برای همین با استفاده از این روش خواستیم ببینیم ریشه مشکل چیه.»

      ۱- چرا هیچ وقت برای شام نمی‌تونیم با بچه‌هامون باشیم؟ – چارلز داهیگ:«چون من و همسرم معمولا شبها خیلی دیرتر از اونی که باید برسیم به خونه میرسیم.»

      ۲- چرا دیر به خانه میرسیم؟ – «چون با وجود داشتن کارمندان خوب، باز هم کارهای زیادی برای آخر وقت می‌ماند که آنها باید انجام دهند. و ما هم منتظر می‌مانیم تا کار آنها تمام شود.»

      ۳- چرا آنها کارهای زیادی برای انجام دادن در آخر وقت دارند؟ – «زیرا آنها همیشه می‌خواهند صبح‌ها به موقع سرکار حاضر شوند، ولی همیشه با عجله و شتابزده و همینطور دیر می‌رسند و معمولا هم با کارها یا جلسات بزرگ و مهمی که باید در آن لحظه انجام دهند روبرو می‌شوند.»

      ۴- چرا آنها صبحها دیر به سر کار میرسند؟ -چون آنها با اینکه صبح زود از خواب بیدار میشوند گاهی تا ۲۰ دقیقه از وقت خود را برای حاضر کردن بچه های خودشان برای رفتن به مدرسه، صرف میکنند.

      ۵- و در نهایت چرا این مقدار زمان میبرد که بچه ها را برای رفتن به مدرسه آماده کنند؟ – برای اینکه بیشتر این زمان برای پیدا کردن لباسها و وسایل مدرسه‌ی بچه ها صرف میشه.

      خوب حالا اینجا چارلز داهیگ میگه که «راه حل اینجا اینه که کارمندان باید شب قبل همه‌ی لباسهای بچه ها رو آماده کنند تا صبح ها مجبور نباشند وقت زیادی صرف پیدا کردن اونها کنند.» همینطور به سمت بالا مشکلات حل میشه و در نهایت داهیگ و همسرش می‌تونند شبها در کنار بچه های خودشون باشند.

      در این مثال هم می‌بینیم که ریشه مشکل اصلا ارتباطی به خود آقای چارلز و همسرش نداشته و کلا در جای دیگه‌ای بوده.

      از این مثالها زیاد میشه آورد و شما می‌تونید همین الان بشینید و برای چندتا از مشکلاتی که دارید هم به این روش ریشه‌یابی کنید.

      اما چندتا نکته مفید در انجام این روش:

      • اول اینکه تا حد امکان سعی کنید اینکار را به کمک یک یا چند نفر دیگه انجام بدین. یعنی اول یک تیم ریشه یابی بسازید. مثلا فرض کنیم در شرکت شما تعداد مشتریان ناراضی از روند تحویل سفارش زیاد شده. حال باید با همکاران خودتون بشینید و با استفاده از پرسیدن ۵ چرا به ریشه مشکل برسید.

       

      • نکته بعدی این هست که ممکنه در پاسخ برخی از چرا ها به چند شاخه برسیم. یعنی ممکنه دوتا یا بیشتر پاسخ برای یک چرا وجود داشته باشه. اشکالی نداره شما میتونید از اونجا دو یا چند مسیر رو طی کنید و برای هرکدوم چراهای جداگانه بپرسید و در هر مسیر به ریشه‌ی آن برسید.

       

      • نکته آخر هم اینکه اینجا عدد ۵ شاید بر اساس تجربه و بررسی بدست اومده باشه ولی ممکنه شما با پرسیدن ۴ چرا به ریشه برسید و یا حتی ممکنه بیشتر از ۵ تا چرا لازم داشته باشید.

      امیدوارم که این روش رو در زندگی کاری و شخصی خودتون انجام بدین و زندگی خوب با کمترین مشکل رو داشته باشید.

      ارسال شده در۱۲ اردیبهشت ۹۶دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌ها۵ چرا، 5whys، حل مشکلات، راه حل مشکل، روش حل مشکل، ریشه مشکلات، ریشه یابی، زندگی شاد، مشکل یابی

      8 دیدگاه برای «روش «۵ چرا» برای رسیدن به ریشه مشکل»

      1. محسن برجیگفت:

        راهکار کاربردی و خوبی است؛ مبتنی بر تجربه‌های واقعی از زندگی.
        ممنون از به اشتراک‌گذاری.

        پاسخ
      2. بهروز کریمیگفت:

        تجربه بسیار کاربردی بود من قبلاً هم از این روش استفاده می کردم، فوق العاده جواب می ده!

        پاسخ
      3. میرهادی خطیبیگفت:

        بسیار پر محتوا بود. تشکر

        پاسخ
      4. بهارگفت:

        مفید و جالب بود .

        پاسخ
      5. اژدریگفت:

        ایده جالب و البته کاربردی.
        سپاس
        کتاب باهوش تر، سریع تر، بهتر توسط انتشارات آرایان، در سال جاری (۱۳۹۶) و با ترجمه سرکار خانم المیرا محمدی منتشر شده است.

        پاسخ
      6. یاسر مطیعیگفت:

        آیا ممکنه برای بعضی چرا ها جوابی نباشه ؟

        پاسخ
      7. پرینترگفت:

        خیلی ممنونم از این اطلاعات خوبی که به رایگان در اختیارمون میزارید.موفق باشید

        پاسخ
      8. علیگفت:

        جناب علوی زاده با سلام و خسته نباشید،چرا کم کار شدین؟مطالب شما خیلی مفید هستن،ممنون میشم باز هم مطالب جدیدی بنویسین…
        سلامت باشید

        روش بیست ثانیه برای مقابله با به تعویق اندازی انجام کارها

        شما هم مثل من در انجام دادن کارهای روزمره یا وظایف کاری و درسی خودتون یک احساس تنبلی یا اصطلاحاً پشت گوش اندازی داشتین؟

        قبلا هم در این مورد نوشته بودم که ترس یکی از دلایل اصلی بسیاری از مشکلات ما از جمله همین پشت گوش اندازی کارهاست. ترس از اینکه انجام کار برامون راحت نباشه و ما رو از محدوده راحت خودمون دور میکنه. همینطور ترس از اینکه نتونیم اون کار رو به نحو احسن و به بهترین حالت ممکن انجام بدیم هم می تونه دلیل انجام ندادن یک کاری باشه.

        این مشکلی هست که در زمینه های مختلف دیده میشه و می تونیم بصورت روزمره در خودمون و دیگران به دفعات ببینیم.

        برای حل این مشکل من راههای زیادی رو امتحان کردم و مطالب و مقالات زیادی رو مطالعه کردم، اما نکته مهمی که بهش رسیدم و حداقل در بیشتر موارد پشت گوش اندازیهای من صادق بود در واقع مشکل در شروع کار بود.

        همیشه شروع کردن یک کار، سخت‌تر و نیازمند انرژی، قصد و اراده بیشتری است تا ادامه دادن آن.

        البته اینجا منظور من کارهایی هست که در زندگی و کار باید حتما انجام دهیم و در واقع به نوعی بنا به وظیفه متعهد به انجام اون هستیم ولی فکر میکنیم که می تونیم اون رو بعداً هم انجام بدیم. مثل درس خوندن شب امتحان دیگه کاری هست که هر دانش آموز و یا دانشجویی انجام میده، ولی خوندن درس در طول ترم کاری هست که باید بتونیم انجام بدیم و معمولا هم انجام نمیدیم و پشت گوش میندازیم.

        حالا در این تجربه که خودم خیلی از اون استفاده میکنم می خواهیم به از بین بردن مانع برای شروع یک کار بپردازیم.

        نام روش رو بر اساس کاری که باید انجام بدیم روش بیست ثانیه ای گذاشتم. یعنی اینکه از لحظه‌ای که قصد انجام یک کاری رو میکنید و یا اینکه حس میکنید الان وقت انجام اون کار هست، بدون هیچ فکری در کمتر از بیست ثانیه اولین حرکتی که برای انجام اون کار لازم هست رو انجام بدین.

        یعنی مثلا اگر قصد نظافت اتاقتون رو دارید، وقتی نشستین تو اتاق و به فکرتون میرسه که باید اتاق رو تمیز کنم سریع و بدون فکر کردن از جا بلند شین و مثلا جارو برقی رو بردارین و بیارین وسط اتاق.

        یا مثلا می خواهین مطلبی تو وبلاگ بنویسید سریع روی گوشی یا سیستمتون یک ادیتور باز کنید و نوشتن تیتر رو شروع کنید.

        اتفاقی که می‌افتد اینست که خودبخود کار ادامه پیدا میکنه و احتمال زیاد به اتمام هم میرسد.

        حالا دلیل علمی‌ای که میشه برای این روش آورد اینه که این ذهن شماست که با مقایسه کردن شرایط فعلی شما که احتمالا راحت هستین و شرایط در حین انجام کار که خوب ممکنه زیاد راحت نباشین برای شروع کار بهانه می آورد و به نوعی سد راه شما برای انجام کار خواهد شد.

        اما وقتی بلافاصله اقدام کنید در واقع فرصت بهانه آوردن و مقاومت به ذهن نمیدید و تا اون بخواد یک جوری شما رو مجبور به موندن در اون حالت کند شما کار رو شروع کردین.

        یک روشی هم برای مقابله با مشکل به تعویق اندازی شروع کارها و عادتهای جدید قبلا گفته بودم که کوچک کردن کردن اونهاست که اونجا هم گفته شد برای انجام یک کار باید مقاومت ذهن رو در هم شکست.

        امیدوارم که این تجربه براتون مفید باشه.

        ارسال شده در۲۷ اسفند ۹۵دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاانجام کار، به تعویق اندازی، پشت‌گوش اندازی کارها، مقاومت ذهن

        7 دیدگاه برای «روش بیست ثانیه برای مقابله با به تعویق اندازی انجام کارها»

        1. محسن برجیگفت:

          جناب علوی زاده عزیز،
          یادداشت کاربردی و مؤثری بود.
          از آن دست تجربه‌هایی که در عین سادگی، خیلی هم کارا هستند.
          ممنون از به اشتراک‌گذاری آن.

          پاسخ
          1. صادق علوی زادهگفت:

            سلام جناب برجی،
            ممنونم از شما که دنبال میکنید نوشته ها رو و میدونم که خودتون در این زمینه ها استاد هستین.

            آرزوی بهترینها رو براتون دارم

            پاسخ
        2. آرمان ناصرانی پورگفت:

          عالی بود

          پاسخ
        3. بهروزگفت:

          ممنون
          اشتراک این تجربه میتونه در به سرانجام رساندن خیلی از کارهایی که ما قصد انجام آن را داریم کمک کنه.

          پاسخ
        4. محمدگفت:

          بسیار عالی بود حرف نداشت من این موضوع رو تو برنامه ted نگاه کرده بودم که اسم این موضوع روpanic monsterگذاشته بود اما راهکارش اصلا به اندازه که روش شما آدم رو به هیجان می آره نمی آورد. ممنونم

          پاسخ
        5. بهار.سگفت:

          خوب بود .مرسی

          پاسخ
        6. زکیهگفت:

          سلام .من به این موضوع به صورت تجربی پی بردم ممنون.
          اگه مطلب در مورد سحر خیزی هم بزارید عالی میشه

          پاسخ

        لذت از زندگی با داشتن رازهای کوچک

        همیشه انسان به دنبال لذت بردن از زندگی بوده و هست. فلاسفه بسیاری در این مورد گفته‌اند و نوشته‌اند، حتما بعدا در مورد برخی از انها خواهم نوشت، اما اینجا قصد دارم تا یک تجربه خوب و کاربردی را با شما به اشتراک بزارم در مورد یک راه برای اینکه شادی و لذت رو در درون خود به بهترین نحو حس کنیم.

        البته اشتراک این تجربه به نوعی نقض همین تجربه هست! چرا که چیزی که می خوام بگم اینه که نباید در این مورد چیزی بگین! میدونم خیلی گیج کننده بود اما اگر با من همراه باشید در آخر متوجه میشید چرا میگم نباید بگم.

        مدتی پیش در کتاب معجزه و رازهای موفقیت نوشته سریکومار رائو (که پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را بخونید) یک روشی را خواندم که البته در چند جای دیگر و از افراد دیگری (به روشهای مختلف) هم بیان شده است.

        قبل از این، یک نکته‌ای رو لازمه ذکر کنم که عموما ما در موردش اشتباه میکنیم و آن اینست که فکر میکنیم اگر در مورد کارهای خوب و مفیدی که انجام میدهیم با دیگران صحبت کنیم، کار خوبی هست و باعث میشود از انجام آن کار لذت ببریم. ولی در واقع این گفتن و صحبت کردن در مورد کارهای خوبی که در زندگی انجام میدهیم تنها از روی«نیاز به تایید شدن» از طرف دیگران هست. و این «نیاز به تایید دیگران» چیزی هست که اگر گرفتارش بشویم واقعا شادی و لذت از زندگی ما خواهد رفت و در حالت افراطی باعث از دست دادن اعتماد به نفس در درون ما میشود.

        یکی از بهترین کارهایی که انسان میتواند برای شاد کردن زندگی خودش انجام بدهد اینست که هیچ توجهی به اینکه دیگران چه نظری در مورد کارهای او دارند، نکند.

        بله کاملا درست متوجه شدید به معنای واقعی «هیچ توجهی» نکند. همین یک کار را اگر بتوانیم در زندگی خود در نظر بگیریم لحظات شاد و لذت بخش‌تری خواهیم داشت.

        کار خیر انجام دادن برای انسان لذت و شادی به ارمغان می آورد، اما باید به یک نکته دقت داشت و آن اینکه اگر شما بهترین کار دنیا را هم انجام دهید باز ممکن است در نظر برخی افراد کار شایسته ای نیاید و یا اینکه آنها از دید خود آنرا تفسیر کنند. به قول مولانا «هر کسی از ظن خود شد یار من  –  از درون من نجست اسرار من» 

        پس چرا کاری کنیم که شیرینی عمل خود را از بین ببریم؟ به همین سادگی:

        از کارهای خیر و مفیدی که برای دیگران انجام میدهید با هیچ کس صحبت نکنید و لذت و شادی آنرا برای خود بصورت یک راز نگه دارید.

        برای بدست آوردن شادی بیشتر و لذت بالاتر می توانید هر روز کارهای خیلی کوچکی را برای افرادی انجام دهید که نمی شناسید و آنها هم شما را نمیشناسند. لازم نیست حتما مبلغی را ببخشید به کسی و یا اینکه به یک سازمان خیریه و مردم نهاد بپیوندید. البته اگر تواناییش رو دارید خیلی هم خوب هست.

        باید از خلاقیت خود استفاده کنید. مثلا در همان کتاب چند مورد را نوشته که یکی از آنها این بود که فردی در هنگام عبور از عوارضی متنی را به متصدی می داد که به فرد بعد از او بدهد و در آن آرزوی خوشبختی و شادی برای خواننده کرده بود. یا کسی یک بلیط در دستشویی مترو گذاشته که زیر آن یادداشتی هم گذاشته که اگر لازم دارید بردارید و استفاده کنید.

        با انجام اینکار هم برای خود لذت سرشار ایجاد می‌کنید و هم باعث میشوید که در دیگران هم حس خوبی بوجود بیاورید که باعث اپیدمی شادی و حس خوب در جامعه میشود. چون قطعا کسی که این عمل شما را ببیند حتما آنرا برای دیگری تکرار خواهد کرد.

        اما نکته مهم که باید توجه کرد تکرار این موضوع هست که اصلا اهمیتی ندارد که چه حسی در فرد مخاطب ایجاد میکند و تنها مهم اینست کاری انجام دهیم که از انجام آن لذت میبریم و احساس شادی میکنیم. تمام!

        من به شخصه این تجربه را بارها و بارها داشته‌ام و خوب البته نمی توانم در مورد آنها اینجا بنویسم، به دلیل اینکه برخی از خوانندگان ممکن است مخاطبان من بوده باشند.

        کلام آخر اینکه شاد باشید و از زندگی لذت ببرید و اصلا نگران نظر دیگران نباشید!

        تسکین درد با تصور بدترین حالت!

        در طول زمانهایی که مسئولیتهای کاری زیادی داشتم، ترس از عواقب کار و اضطراب ناشی از اینکه ممکنه اتفاق بدی رخ بده و یا اینکه به اون هدفی که داریم نرسم همیشه یکی از دغدغه های من بوده. مثلا ترس از بدهی و عدم توانایی در پرداخت اونها و یا مشکل در بخش فروش و خیلی چیزهای دیگه.

        برای مقابله با این موضوع روشها و متدهای زیادی توسط افراد مختلف بیان شده که من بسیاری از اونها رو تجربه کرده بودم. اما در این بین یک متدی بود که خیلی به من کمک میکرد و باعث آرامشم میشد و حداقل اون حس ترس و اضطراب ناشی از اتفاقی که ممکن بود در آینده رخ بده رو کاهش میداد.

        در این روش تنها کاری که لازم هست انجام بدیم فکر کردن به بدترین حالتی که ممکن است اتفاق بیفتد و پیدا کردن راه حلی برای آن است.

        با اینکار در واقع شما از نظر ذهنی برای بدترین حالت آماده میشین و این به این معناست که به ضمیر ناخودآگاه خود میگیم که دیگه در بدترین حالت این اتفاق خواهد افتاد که من هم این کار را انجام خواهم داد پس دیگه لازم نیست نگران باشم.

        البته یکی از دلایل کاهش اضطراب در این روش در واقع اینه که گاهی اوقات وقتی به بدترین حالت ممکن فکر میکنید، میبینید اونقدرها هم بد نیست و تنها این ذهن شماست که اون رو بزرگ کرده.

        دیگر مزیتی که این روش داره اینست که شما برای بدست آوردن بدترین حالت باید حالتهای زیادی رو بررسی کنید تا ببینید کدام یک بدتر هست و این کار کمک میکنه به شما که راهها و حالتهای مختلفی رو ببینید که ممکن بود در حالت عادی توجهی به اونها نکرده باشید.

        مثالهای زیادی در این مورد هست، ولی فکر میکنم با توجه به اینکه این متد می تونه در موارد بسیار گسترده ای کاربرد داشته باشه، ترجیح میدم با آوردن مثال مطلب رو به جهتهای خاص سوق ندم.

        شما هم می تونید از این روش ساده استفاده کنید و از نتایج سریع و کاربردی اون در جهت بهبود زندگی و کسب آرامش بیشتر لذت ببرید.

        ارسال شده در۰۹ اسفند ۹۵دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش ذهن، تسکین درد، مقابله با اضطراب

        5 دیدگاه برای «تسکین درد با تصور بدترین حالت!»

        1. ابوالفضلگفت:

          سلام. تشکر بابت مطالب خوبتون:)
          اگر میشه راجب بی ارادگی و مشغله های ذهنی که یک دانشجو میتونه داشته باشه و راه هایی که بتوان اونو کنترل کرد حتما بنویسید!

          پاسخ
        2. حسین مرکبیگفت:

          سلام بدون اغراق باید بگم که استفاده کردم از مطلب خوبتان و نوشته روان و جالبتان – آدرس تلگرامی گروه تجربه هایی از زندگی را خدمت شما تقدیم می کنم- شاید بهتر بتوانیم از تجارب هم استفاده کنیم- موفق باشید.

          https://telegram.me/joinchat/Av-5XT5MIyIOrSf36hx3SQ

          پاسخ
          1. صادق علوی زادهگفت:

            بسار ممنون از شما

            امیدوارم که موفق باشید

            پاسخ
        3. محمدحسن بهرامیگفت:

          با سلام،
          بعضی اوقات این چنین فکر کردن یعنی بدترین حالت منجر به استرس می شود.
          من هم گاهی اوقات این چنین فکر می کنم اما بعد دچار حالت استرس بدی می شوم
          با تشکر

          پاسخ
        4. علیگفت:

          واقعا اگه کسی بتونه این راه رو عملا به کار ببنده به جرات میگم به ارامش میرسه رسیدن به این حالت شاید حتی یه کشف روانی باشه برای بیرون امدن از جهنم درون و رسیدن به بهشت درون.

          ۵ دلیل برای اینکه باید برنامه نویس شویم

          چند روز پیش دقیقا نمی دونم چطور شد که یاد اولین خط کدهایی افتادم که تو زندگیم نوشتم و البته از همون موقع زندگیم تغییر کرد. از اون موقع حدود بیست و سه چهار سال میگذره و هنوز یادم هست چی نوشتم.  حالا داستان اینکه چی شد و چطور من اصلا وارد  دنیای برنامه نویسی کامپیوتر شدم خیلی مفصل هست و در اینجا نمیگنجد فقط باید بگم که ورود من بصورت کاملا اتفاقی و بدون هیچ پیش زمینه ای بود چون من دقیقا تا صبح روزی که اولین برنامه زندگیم را نوشتم (یا در واقع فقط تایپ کردم از روی دفتر بدون اینکه بدونم چی هست) و اجراش کردم و از شدت هیجان لرزیدم، کلا علاقه مند به الکترونیک بودم و در این زمینه هم کلی پیشرفت کرده بودم هرچند که اینها همه مربوط به دوازده سالگی من میشه.

          خوب حالا اینها را گفتم که بگم من تا الان بیشتر عمرم را در دنیا برنامه نویسی سپری کردم البته چند سالی تو این زمینه کار نمیکردم ولی بازم برای خودم کدنویسی می کردم. و در حال حاضر فکر میکنم که باید برای گسترش این فن در جامعه خودم تلاش کنم.

          امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته آموزش برنامه نویسی به افراد مختلف جامعه را در برنامه کاری خودشون قرار داده اند. در کشور آمریکا چند وقت پیش حتی باراک اوباما گفته بود که همه باید اصول برنامه نویسی را یاد بگیرند. تعداد زیادی هم از افراد سرشناس از ورزشکاران تا هنرپیشه ها و بزرگان کسب و کار در آنجا هم در این مورد صحبت کرده اند و هم خودشان وارد این دنیای هیجان انگیز شده اند.

          مزایای برنامه نویسی زیاد هست و من فقط چند تا از اونها را در زیر آوردم:

          ۱- بالا رفتن توانایی ذهن در حل مسئله، چون شما وقتی می خواهید برای انجام یک کاری یک برنامه ای بنویسید باید فکر کنید و بهترین راه حل را پیدا کنید و این فکر کردن و راه حل پیدا کردن و آزمایش آن و احتمالا دوباره فکر کردن و یافتن یک راه حل دیگر این توانایی و قدرت حل مسئله را در شما بالا میبرد.

           

          ۲- خلاق شدن ذهن و عادت به خلاقیت،  در واقع نوشتن یک برنامه یعنی خلق کردن یک چیزی که تا قبل از اون وجود نداشته است. اینکار باعث میشود که همیشه به دنبال خلق راهکارهای جدید و همینطور به فکر بهبود عملکرد و شیوه های موجود باشیم.

           

          ۳- یادگیری تفکر سیستمی و رعایت سلسله مراتب انجام امور، شما در برنامه نویسی باید کدها را بر اساس یک سلسله مراتب بنویسید و گاهی اوقات جابجا بودن و یا در جای نا مناسب بودن یک کد درست می تواند کل نتیجه را خراب کند.

           

          ۴- تقسیم کارهای بزرگ به تکه کارها یا وظایف کوچکتر، این مهم که در واقع در راستای مورد قبلی هم هست به این معنی است که در برنامه نویسی شما باید کل کار را در نظر داشته باشید ولی باید کدهای کوچک بنویسید و از در کنار هم قراردادن اونها با رعایت مورد قبلی کل کار را به انجام برسانید.

           

          ۵- داشتن یک حس لذتبخش در انتهای کار، همیشه یک برنامه نویس از اینکه نتیجه کار را میبیند و یا  کار کردن دیگران با برنامه خود را که میبیند، لذت خاصی میبرد و همین انگیزه ای می شود در طول کار که کار را به پایان برساند.

          البته من زیاد قصد تخصصی کردن بحث را ندارم و تنها قصدم اینست که یک انگیزه ای در شما ایجاد کنم که وارد این دنیای لذت بخش بشوید.

          تنها محدودیتی که وجود دارد سن شما برای شروع اینکار هست که باید بین ۶ تا ۱۰۶ سال باشد کمتر یا بیشتر از این سن اگر  باشید هم می توانید شروع کنید البته یکم سختتر!!!

          خوب حالا برای شروع کردن به نظرم بهترین گزینهء آنلاین سایت code.org هست که البته برای آموزش به کودکان و کسانی که هیچ آشنایی با برنامه نویسی ندارند طراحی شده و روشهای یادگیری خیلی جالبی دارد. جالب است که بدانید این سایت توسط دو برادر ایرانی در آمریکا راه اندازی شده است و بیشتر قسمتهای آن به زبان و در این مدت کم فعالیت خود توانسته همکاری شرکتها و افراد بسیار بزرگ و معروفی را جلب نماید. از شرکتهای مانند گوگل، فیسبوک، آمازون و بسیاری دیگر گرفته تا دانشگاهها و مراکز آموزشی بزرگ و کوچک در تمام دنیا.

          نکته جالب این سایت اینجاست که با استفاده از یک سری بازی و بدون نیاز به نوشتن یا تایپ کردن کد شما یک سری دستورالعملهایی را باید ایجاد کنید که مثلا یک کاراکتر کارتونی را به مقصد مورد نظر برسانید.
          حتما امتحان کنید من مطمئن هستم که لذت میبرید. من خودم چندتا از مراحلش را جلو رفتم خیلی حس خوبی بود.

          بازهم تاکید میکنم که نیازی نیست شما یک برنامه نویس حرفه ای بشوید و یا اینکه حتما علاقه مند به این موضوع باشید و قصد کار کردن در این حرفه را داشته باشید فقط مهم اینست که با اصول اولیه برنامه نویسی آشنا باشید.

          من بزودی یک حرکتهایی را در زمینه آموزش برنامه نویسی بصورت همگانی شروع خواهم کرد و سعی می کنم تا حد توانم آنرا ادامه دهم.

          اگر ‌شما هم می توانید در این زمینه به من کمک کنید لطفا با من تماس بگیرید و حتما به اطرافیانتون هم توصیه کنید برنامه نویسی یاد بگیرند و حتما حتما فرزندانتان را در این زمینه تشویق کنید.

          افراد موفق الزاما افراد باهوشی نیستند بلکه آنهایی هستند که علاوه بر پشتکار و مداومت در انجام امور، روشهای تفکر نوین و خلاق را هم می دانند. پس بیایید با هم در این زمینه بکوشیم تا آینده ای بهتر برای خودمان و فرزندانمان رقم بزنیم.

          چگونه نوشتن می تواند زندگی را تغییر دهد؟

          من الان شاید بیشتر از پنج سال هست که برای خودم می نویسم، و حدود دو سال هم میشه که اینکار را بصورت روزانه (یا بهتره بگم شبانه)  دارم انجام میدم.

          نوشتن دارای انرژی ای هست که می‌تواند جریانات مفیدی را در زندگی ما به راه بندازه و حتی ممکنه مسیر زندگی ما را تغییر بده. در این زمینه هنریت کلاوسر هم یک کتاب خوبی نوشته که پیشنهاد میکنم حتما بخونید با نام “بنویس تا اتفاق بیفتد”. 

          البته قبلا هم در مورد نوشتن افکار روی کاغذ تجربه ای رو نوشتم ولی اونجا بیشتر در موقعی از نوشتن استفاده میکردیم که ذهن شلوغی داشتیم و می خواستیم خالی کنیم. ولی تو تمرین نوشتن روزانه یا همیشه نوشتن علاوه بر اون خاصیت آروم و خلوت کردن ذهن مزیتهای دیگری هم وجود دارد که یکی از انها ثبت خاطرات و رخدادهای زندگی هست که شاید سالها بعد خوندشون خالی از لطف نباشه.

          اما یک مزیت دیگر این کار در واقع نوشتن در مورد چیزهایی هست که برای ما مهم هستند. یعنی در زندگی ما نقش مهمی دارند، حالا یا مثبت و یا ممکنه منفی باشند. نوشتن این چیزها باعث میشه که ما روی انها بیشتر متمرکز بشیم و اگر مثبت هستند که گسترش بدیم و اگر منفی هستند از خودمون و از زندگیمون دورشون کنیم.

          ولی نکته اینجاست که چگونه هر روز بنویسیم؟ چگونه این عادت رو در خودمان نهادینه کنیم و ادامه اش بدیم؟ چه راهها و ابزارهایی وجود داره که اینکار رو برامون ساده‌تر کنه؟

          من خودم تمام نوشته هام رو بوسیله گوشی موبایلم و با استفاده از اپ Evernote می نویسم و هر شب قبل از خوابیدن حتی اگر شده دو خط رو می نویسم و بعد می خوابم. این اپ رایگان هست و امکانات و قابلیتهای زیادی در اختیارتون میزاره که شاید در یک مطلب دیگه بیشتر در موردش نوشتم. اما می تونید از این لینک ثبت نام کنید و بعد اپ اون رو روی گوشی خودتون نصب کنید و استفاده کنید. یک مزیتی که داره اینه که مطالبی رو که می نویسید رو توی ابرها! نگه داری میکنه و شما از هر جایی و هر زمانی می تونید به انها دسترسی داشته باشید.

          پس همین الان که دارین این تجربه رو می خونید اینکار رو انجام بدین و از همین امشب شروع کنید به نوشتن.

          جالب هست که بدونید بیشتر نوشته هایی که الان دارم اینطور شروع شده “امروز اتفاق خاصی نیفتاد فقط… “ و بعدش چند خطی نوشتم.  بله این برای شما هم اتفاق خواهد افتاد که تا می خواهید شروع به نوشتن کنید چیزی به ذهنتان نمی رسد و فکر میکنید چیزی برای نوشتن ندارید.

          مهم نیست، همین “چیزی برای نوشتن ندارم” رو بنویسید و مطمئن باشید بعدش یک چیزی میاد.

          این کار رو برای حداقل یک ماه انجام بدین و بعد از یک ماه می تونید بشینید بخونید و ببینید که واقعا چه چیزهایی تو زندگی براتون مهم هستند و چه فکرهایی تو ذهنتون بیشتر میگذره یا حتی چه افرادی بیشتر شما رو به خودشون درگیر میکنند و خیلی چیزهای دیگه که شما رو واقعا شگفت زده خواهد کرد.

          بعد از یکسال هر از گاهی بصورت تصادفی چند روز رو انتخاب کنید و بخونید، اینکار اونقدر می تونه جالب باشه که تا انجام ندین نمی تونید لذتش رو درک کنید. دیدن یک ایده، یک فکر، یک تصمیم برای انجام کاری که ممکنه انجامش نداده باشین یا اونطوری که فکر میکردید انجام نشده، سختی ها و درگیریها و … بعد که برمیگردید و می خونید میبینید که زندگی واقعا درگذر هست و نباید در یک روزش گیر کرد و فقط باید حرکت کرد و جلو رفت.

          خوب امیدوارم که این تمرین رو هم انجام بدین و مثل من از نتایج خوبش بهره ببرید. اگر در این زمینه تجربه ای دارین خیلی دوست دارم اون رو با من و دیگر دوستان هم به اشتراک بزارید.

          ارسال شده در۲۸ اردیبهشت ۹۵دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش ذهنی، آموزش، انرژی مثبت، تغییر زندگی، رسیدن به اهداف، نوشتن، نوشتن روزانه

          3 دیدگاه برای «چگونه نوشتن می تواند زندگی را تغییر دهد؟»

          1. محسن برجیگفت:

            مطلب خوبی بود.
            استفاده از اپ‌های کلود مثل اورنوت خیلی کمک می‌کند برای تداوم در کار.
            ممنون از به اشتراک‌گذاری تجربه‌تان.

            پاسخ
          2. محمدگفت:

            استفاده کردیم و انجام دادیم متشکرم

            پاسخ
          3. zeynabگفت:

            سلام
            من چند تا از مقاله هاى شمارو خوندم واقعأ عالین و خیلى بهشون احتیاج داشتم (مخصوصأ مطلبی که در مورد تسلط بر خود بود) که هیچ جاى دیگه بهش توجه نکرده بودند.
            متشکرم
            لطفأ زیاد مطلب بگذارید???

            چگونه از غذا خوردن بیشترین لذت را ببریم؟

            دوست عزیز سلام،

            خیلی وقتها میشه که بعد از خوردن بهترین و لذیذترین غذاها هم، اون لذتی که قبلش فکر میکنم باید ببرم رو نمیبرم و حتی گاهی اوقات بعد از اتمام غذا خوردن اصلا یادم نمیاد غذا چه مزه ای بوده!! شما هم حتما این را تا حالا داشتید.

            در این تجربه عملی می خوام یک تمرینی رو بگم که خودم  مدتی هست روش کار کردم و خیلی کمکم کرده. با این تمرین از غذا خوردنم خیلی لذت میبرم حالا هر چیزی که باشه. قبلا در مورد اینکه باید سعی کنیم از تمام کارهایی که در حال انجامشون هستیم آگاهی داشته باشیم نوشتم. اینکه در حال انجام هرکاری که هستید سعی کنید روی همون کار فقط تمرکز داشته باشید. با اینکار می تونیم هم اون کار رو به بهترین حالت به اتمام برسونیم و هم اینکه از انجامش لذت ببریم.

            خوب، خیلی از ما ممکنه در این مورد مطالب زیادی شنیده باشیم که در هنگام غذا باید ساکت بود، نباید فکر و ذهنمون درگیر باشه و باید به غذایی که می خوریم نگاه کنیم و … همه اینها باعث هضم بهتر، جذب بهتر و علاوه بر مزایایی که برای سلامتی دارد باعث لذت بردن از خوردن آن غذا میشود. اما شاید تا حالا یک راه عملی و اجرایی برای اینکار پیدا نکرده باشیم.

            اما شما از امروز سعی کنید در هر بار که مشغول خوردن غذا شدید این تمرین رو انجام بدین و ببینید که واقعا چه آرامش و لذتی به شما می دهد.

             

            هر لقمه ای را که در دهان میگذارید، دقیقاً ۳۰ بار بجویید!

             

            بله به همین سادگی! تنها کافیه که هر لقمه ای که در دهان میگذارید (حالا هر چیزی می خواد باشه) را ۳۰ بار بجویید.

            البته فکر میکنید ساده هست، شروع که بکنید متوجه خواهید شد برای اینکه این تمرین رو بصورت کامل انجام بدین باید خیلی حواستون جمع باشه. در اول کار، خیلی وقتها فراموش میکنید چه شماره ای بودید، ولی مهم نیست از لقمه بعدی دوباره شروع کنید تا ذهنتون بیشتر و بیشتر آماده بشه.

            البته تعداد ۳۰ بار جویدن ممکن است برای غذاهای مختلف کم یا زیاد باشد، مثلا شما نمی توانید سوپ را ۳۰ بار بجویید!! یا برای جویدن یک تکه ته دیگ سفت شاید بیشتر از ۳۰ بار باید بجوید. ولی سعی کنید این عدد را تا حد امکان تغییر ندین. مثلا کاری که من انجام میدم اینه که اون وسطها (یعنی بعد از شماره ۱۵) یک نیم لقمه دیگه هم اضافه میکنم تا به ۳۰ برسم!!!

            اینجا مهم شمردن هست.

             

            چند مزیت این تمرین:

            • اول اینکه با اینکار تمرکز شما روی غذا، مقدار اون در دهان، طعم و مزه، جویده شدن و حتی باز شدن بافت غذا، زیاد میشه.
            • دوم برای اینکه شمارش رو فراموش نکنید باید حواستون رو جمع کنید و این یعنی نمی تونید به چیز دیگه ای فکر کنید. یعنی آرامش!
            • چون ۳۰ بار میجوید غذا کاملا در دهان شما با بزاق مخلوط می شود و اینکار باعث هضم و جذب بهتر غذا می شود.
            • و در آخر چون در برخی از موارد (اغلب موارد) اینکار باعث کند شدن غذا خوردن و طولانی شدن مدت زمان خوردن می شود در نتیجه معده سریعتر سیر میشود و حجم غذایی که می خورید کمتر می شود و این یعنی کاهش وزن و جلوگیری از پرخوری!

            علاوه بر این مواردی که من گفتم مزایای دیگری هم وجود دارد که از حوصله اینجا خارج هست. اما فقط این را بدانید که با انجام این تمرین و آموزش دادن آن به دیگران (در واقع همسفره ای های خود) می توانید زمان غذا خوردن را به یک زمان آرام و آرامش بخشی تبدیل کنید و در عین حال حداکثر لذت را از خوردن ببرید.

            من که از انجام این تمرین ساده خیلی لذت میبرم امیدوارم که شما هم این تمرین رو انجام بدین و بیش از پیش از غذاخوردن که به نظر من یکی از بهترین لذات دنیا می باشد، لذت ببرید.

             

            منتظر شنیدن تجربیات شما در این مورد هم هستم.

             

            شاد و سلامت باشید

            ارسال شده در۲۵ اردیبهشت ۹۴دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش، تمرکز، سالم خوری،شمردن جویدن، غذاخوردن، کاهش وزن، مقابله پرخوری، هضم بهتر غذا

            11 دیدگاه برای «چگونه از غذا خوردن بیشترین لذت را ببریم؟»

            1. nedگفت:

              سلام بسیار عالی تاحالا امتحانش نکردم
              حتما امتحانش میکنم اما مطمئنم که حتما از پرخوری جلوگیری میکنه
              ممنون از تجربه خوبتون
              منتظر تجربه های بعدی تون هستم

              پاسخ
              1. صادق علوی زادهگفت:

                سلام

                ممنون از شما برای اینکه مطالب من رو می خونید و دنبال میکنید.

                امیدوارم که مطالب همواره بتواند مفید باشد.

                موفق باشید

                پاسخ
            2. الناگفت:

              سلام
              وقتتون بخیر باشه:)
              خیلی این روش خوبه منتها برای ادم های عجول و بیش فعالی مثل من خیلی زود کنار گذاشته میشه ?
              البته بازهم سعی میکنم تمرین بیشتری داشته باشم…
              مطالب سایتتون بدلیل کاربردی بودن و ساده بودن باعث شده همیشه دنبال کنم… البته هیچ وقت نظر نذاشتم…. ممنون که هستین و تجارب خوبتون رو مینویسید …. برای من درواقع مثل یادآوری و تذکر دادن میمونه ?
              خیلی پر حرفی کردم ? ممنون ?

              پاسخ
              1. صادق علوی زادهگفت:

                سلام دوست عزیز

                ممنونم از اینکه وقت میزارید و مطالب این سایت رو می خونید. امیدوارم که همیشه بتونه مطالب مفید واقع بشه.

                در مورد این تجربه هم باید بگم که همونطور که گفتم خیلی ممکنه اول سخت باشه ولی اگر کمی ممارست کنید میبینید که چقدر می تونه حتی غذا خوردن هم برای شما لذت بخشتر باشه.

                موفق باشید و پاینده

                پاسخ
            3. ستارهگفت:

              سلام. وب بسیار جالب و مفیدی دارید. و همچنین مطالب بسیار عالی.
              فقط کاش یکمی سریع تر آپدیت بشه. ?

              پاسخ
            4. javadگفت:

              مطالب سایت شما را دنبال می کنم. چیزها از شما یاد گرفنتم.این مطلب را هم امتحان کردم. خیلی خوب بود. دارم سعی میکنم هر روز بیشتر به لقمه ها دقت کنم. تجربه جالبیه. کاش زودتر شروع کرده بودم ولی الان هم راضی ام شاد باشید.

              پاسخ
            5. امیر ارسلانگفت:

              با عرض سلام و خسته نباشید.
              این تجربه هم تجربه ی مفیدی بود.اما مایه ی تعجب است که مدت زیادی است(نزدیک به شش ماه) هیچ تجربه ی جدیدی در آن گذاشته نشده است.
              با تشکر

              پاسخ
            6. فاطمه(آبی آسمونی)گفت:

              واقعا خیلی جالب بود ممنونم.
              لطفا به وب منم بیاین

              پاسخ
            7. مجید جافریگفت:

              دوست داشتم زودتر با نوشته های شما آشنا میشدم در صورت امکان سری به وبلاگ”هر حرفی از هر دری “بزنید و نظر بدهید.متشکرم

              پاسخ
            8. یونیتیگفت:

              بسیار عالی.ممنون از تجربه های عالیتون.

              پاسخ
            9. شیرآلاتگفت:

              بسیار خوب و جالب بود.

              بخوان، اگر حتی چیزی نمی ماند!

              من از نوجوانی علاقه زیادی به مطالعه کردن کتابهای مختلف داشتم و حتی در برخی مواقع کتابهایی می خواندم که هیچی از اون نمی فهمیدم!

              اما مدتی این عادت مطالعه کردن رو کنار گذاشتم. برای اینکه اینقدر درگیر کار و زندگی شده بودم که حتی اگر کتابی هم می خواندم بعد از مدتی حتی نام کتاب و یا نویسنده اون رو هم به یاد نداشتم. این مشکل بسیاری از شما هم ممکنه باشه.

              اما چند سال پیش داستانی رو در یک سایتی خواندم (که الان یادم نیست کجا بود!!) که منو خیلی تکان داد و باعث شد که دوباره به مطالعه و خواندن کتابهای مختلف بپردازم. چون تمام داستان را یادم نیست نمی تونم ترجمه کامل اون رو براتون بیارم ولی فقط مطلب اصلی رو تا اونجایی که در ذهنم هست آوردم.

              ماجرا از این قرار بود که در یک کلبهء کوهستانی پیرمردی با فرزند جوانش زندگی می کردند و پیرمرد عادت داشت که هر روز مطالعه کند و همیشه در زمانهای بیکاری کتابی به دست داشت و مشغول خواندن آن بود.

              تا اینکه روزی پسر جوان که از بیکاری در خانه بی حوصله شده بود نزد پدر پیر خود آمد و طبق معمول پدر مشغول مطالعه بود. پسر گفت: “پدر من هم به مطالعه علاقه دارم و کتاب خواندن را دوست دارم ولی نمی فهمم دلیل این همه مطالعه چیست وقتی بعد از مدتی هیچ مطلبی از اون کتاب در ذهن آدم باقی نمی ماند و در گیر و دار زندگی تمامی اون داستان یا رمان یا هر موضوعی فراموش میشود؟

              پیرمرد که نزدیک شومینهء سنگی که درونش مقداری خاکستر و ذغال بود نشسته بود، یک سبد حصیری که داخلش ذغال نگهداری میکرد را برداشت ذغالهایش را خالی کرد و به پسر داد و از او خواست که به پایین تپه برود و از رودخانه آب بیاورد.

              پسر نگاهی به سبد انداخت و بدون تامل به سوی پایین تپه رفت و بازگشت اما وقتی وارد خانه شد دید که داخل سبد آبی وجود ندارد. پسر گفت من داخل این سبد آب ریخته بودم ولی تا اینجا رسیدم از داخل روزنه های آن آب خارج شده.

              پدر گفت حتما خیلی آهسته آمده ای برو و اینبار بعد از اینکه داخلش آب ریختی با سرعت بیشتری بیا.

              پسر رفت و اینبار سریعتر آمد ولی بازهم آبی نبود و پدر خواست که سریعتر این حرکت را انجام دهد. پسر با آخرین سرعتی که می توانست به پایین رفت از رودخانه سبد را پر کرد و با تمام سرعت خود به بالا برگشت و نفس نفس زنان به نزد پدر آمد و گفت پدر اینکار بی فایده است و من با هر سرعتی که بیایم بازهم درون این سبد آبی باقی نمی ماند و اینکار بی حاصل است. اگر آب می خواهی من با یک ظرف دیگر می روم و آب میاورم.

              پدر به پسر گفت درست است که تو آبی برای من نیاوردی ولی به درون سبد نگاه کن.

              پسر وقتی به سبد نگاه کرد دید که آن سبد سیاه و کثیفی که درونش ذعال نگه داری میشد در اثر پر و خالی شدن آب درونش کاملا تمیز شده و هیچ اثری از سیاهی و ذغال درون آن نیست.

              بعد پدر ادامه داد که درست است که آبی باقی نمانده ولی سبد تمیز شده. و مطالعه و کتاب خواندن هم با انسان همینکار را می کند.

              با هر کتابی که می خوانی درونت پاکتر و تمیزتر می شود حتی اگر بعد از مدتی به ظاهر چیزی از آن کتاب را به یاد نداشته باشی.

              پایان

               

              خوب دوستان عزیز فکر کنم این داستان خودش کاملا گویای همه چیز هست و نیازی نیست که چیزی به آن اضافه کنم.

              اگر هنوز شروع نکرده اید دیر نیست، در هر سنی و هر موقعیتی می توان زمانهایی را برای مطالعه پیدا کرد. قبلا هم گفتم که اگر می خواهید عادتی را در خود نهادینه کنید باید تا حد زیادی آنرا کوچک کنید. پس می توانید مثلا از ۲ صفحه در روز شروع کنید.

               

              به امید موفقیت و سربلندی شما

              ارسال شده در۰۴ فروردین ۹۴دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هافواید مطالعه، کتاب خواندن،کتابخوانی، مطالعه

              15 دیدگاه برای «بخوان، اگر حتی چیزی نمی ماند!»

              1. رامتینگفت:

                عالی بود . خیلی وقت بود از شما خبری نبود . استفاده کردم .

                پاسخ
                1. صادق علوی زادهگفت:

                  ممنونم.

                  خودم خیلی دوست دارم بنویسم و کلی حرف برای گفتن دارم.

                  امیدوارم که در سال بیشتر بتوانم درکنار شما باشم.

                  خوش باشید

                  پاسخ
              2. امیر ارسلانگفت:

                از مطلب آموزنده و مفیدتون ممنون.
                این تجربه هم مثل تجارب قبلی عالی بود.

                پاسخ
                1. صادق علوی زادهگفت:

                  ممنونم از شما

                  امیدوارم که با اینکارم کمکی هر چند ناچیز در جهت علاقه مند کردن افراد (یا حتی یک نفر) برای مطالعه بیشتر کرده باشم.

                  پاسخ
              3. nedگفت:

                سلام.ممنون از مطلبتون
                مثل تجربه های قبلی عالی و مفید بود.منتظره مطالب جدیدتون هستیم.

                پاسخ
              4. سوشیانت زوارزادهگفت:

                داستان بسیار زیبایی بود و من رو بر آن داشت که خوراک تارنما رو پیگیر بشم

                پاسخ
                1. صادق علوی زادهگفت:

                  ممنون از اینکه مطالب من رو می خونید.

                  پاسخ
              5. ضحاک میرعالیگفت:

                سلام جناب علوی..ازمطالب زیبایتان استفاده کردم .خداحفظتان کندوباانرژی بیشترکارراادامه دهیدوشک نکنیدکه تاثیرگذارهست..تشکر

                پاسخ
                1. صادق علوی زادهگفت:

                  سلام و ممنون از شما دوست خوب

                  مطمئن باشید همین همراهی و نظرات خوب شما من رو بیشتر ترغیب میکنه که بیشتر مطلب بزارم.

                  سربلند باشید

                  پاسخ
              6. Saeedگفت:

                سلام علیکم
                من الان با وب شما آشنا شدم
                خععععلی جالب بود
                اگه در مورد تند خوانیم چیزی در بساط داشتی بزار
                شدیدا نیاز دارم
                دمت گرم

                پاسخ
              7. مهربانگفت:

                مطالب وب شما عالیه نظیر نداره و این رو میتونم اضافه کنم که
                ما می تونیم با یادداشت نکات کلیدی هر کتاب و هر مطلب و مرور به موقع اونها طبق منحنی فراموشی به حافظه بلند مدت بفرستیم
                و این رو بدونید که مدت زمان برای مرور اون مطلب بیشتر از چند دقیقه با روش های تندخوانی طول نمیشکه
                http://www.rfast.rozblog.com

                پاسخ
              8. بخوانید حتماگفت:

                سلام من یک دانش آموز چهارم دبیرستانی هستم و همیشه سوالم این بود که چرا درس می خوانیم و واقعا به چه درد می خورد واز همه اینها بگذریم چرا نمی ماند.من به معلمان امتحان نمی داده و بیان می کردم من خودمسول آنچه می خوانم و برایش وقت گرانبهای خود را می گذارم هستم واین شد که پس از مدتی دیدم نه نمره دارم نه مثلا لغات زبانی که دیروز خوانده بودم فراموش می کردم.اما تسلیم نشدم می دانستم که انسان در بهترین صورت خلق شده است و مهم نیست که چقدر زیاد امکانات داریم مهم این است که چگونه از امکانات هرچند کمی که الان در اختیارمان است استفاده کنیم بنابر این جوینده یابنده است راهکارهایی را پس از جستجوی فراوان یافتم که هرکس به راحتی هزارن لغت،شعر،آیه قرآن و …به راحتی حفظ می شوند.اما با این حال این را می خواهم بگوییم حافظه خوب بسیار عالی است اما اینکه شما بیایید یک سری لغات،دانش اصلا همه چیز دنیا را در کله خود کنید خوب که چی؟اصلا وقت داری تا درباره همشون به نتیجه ای برسی خوب در این صورت جهان بعد از تولد تو چه فرقی با قبل از بودنت کرد؟مثلا بدونی این اسمشچیه(البته دانش خوبه)نه عزیز.خلق النسان فی احسن تقویم شما باید ببینید که باتوجه به شرایط مغزت چگونه عمل کنید.بنابر این شما رو به سایت متمم بخش یادگیری راهنمایی می کنم تا ببینید اصلا علم چیست و انسان چرا وچگونه باید یاد بگیرد.

                پاسخ
              9. aliگفت:

                سلام به شما،صادق علوی زاده عزیز و گرانی،تقریبا”یک هفته ای هست که با وب سایت شما آشنا شده و احساس می کنم که در همین مدت کوتاه هم بسیار مفید بوده،امیدوار همینطور ادامه بدی و مارو بی نسیب نزاری از مطالب و تجارب با ارزشت…
                خدا حفظت کنه برادر

                پاسخ
              10. امیرگفت:

                مرسی مطالبتون خیلی خوبه . در عین سادگی واقع بین هم هست . و چه قدر خوب که نوشته هایی رو که میزاری مساله خودت هم هست

                پاسخ
              11. علی از قمگفت:

                سلام عزیزدلم
                ممنونم دلم زنده شد.
                دوست دارم

                ریشه تمامی مشکلات ما چیست؟

                من و شما دارای مشکلاتی هستیم در زندگی که گاهی اوقات تاثیرات زیادی در آرامش و سطح استرس ما میزاره. افراد زیادی به روشها و راههای گوناگون سعی در حل این مشکلات کرده اند و راهکارهایی هم برای افراد دیگر ارائه می کنند. اما به نظر من اول باید ریشه یابی کرد و دید که این مشکلات از کجا ناشی می شوند، بعد به دنبال راه حل گشت.

                اما ریشه تقریبا بسیاری از مشکلات ما یک چیز است: “ترس”

                بله دوستان همه مشکلات ما از ترس ما ناشی میشه و اگر بتونیم ترس رو در خودمون کنترل کنیم خواهیم توانست بسیاری از مشکلات خود رو هم کنترل کنیم.

                البته این نکته ذکرش در اینجا مهمه که همه افراد در همه زمانها می ترسیده اند!!

                یعنی اینکه حتی انسانهای شجاع که هر کدوم از ما ممکنه تعدادی از اونها رو دیده یا در مورد اونها شنیده باشیم، همگی این ترس را داشته اند و اصلا بشر ترس رو دارد و امکان حذف اون در کسی وجود ندارد.

                تفاوت تنها در برخورد با ترس است. انسانهای شجاع می ترسند ولی ترس خود را کنترل میکنند، و انسانها ترسو، ترس آنها را کنترل میکند.

                در واقع ترس رو نمیشه کنار زد ولی میشه باهاش کنار اومد، اگر بدونید چطور با اون کنار بیایید می تونید با مشکلاتی که ترس برای شما ایجاد میکنه هم کنار بیایید.

                البته ترس داشتنش خوبه، مثلا ترس از آیندست که باعث میشه ما کار کنیم، درس بخونیم و به دنبال فرصتهای جدید باشیم. اما نباید بزاریم این ترس اونقدر به ما غلبه کنه که دیگه از زندگی کردن در حال بیفتیم.

                حالا به بررسی چند مشکل که ریشه در ترس دارند می پردازم.

                 

                به تعویق انداختن کارها:

                یکی از بزرگترین مشکلات خود من به تعویق انداختن انجام کارها بوده و همچنان هم هست. میدونم که خیلی از شما دوستان هم به نوعی با این مشکل روبرو هستید.

                حتما میگین چه ارتباطی با ترس داره. یکی از دلایلی که من کارها رو که میدونم باید انجام بدم رو به تعویق میندازم در واقع ترس من از چند چیزه: یکی اینکه فکر میکنم که نمی تونم اون کار رو به نحوه احسنت انجام بدم، دوم اینکه فکر میکنم انجام دادنش سخته و میترسم که من رو ناراحت کنه، سوم اینکه میگم برای انجام دادنش نیاز دارم که یک سری چیزها رو بدونم و می ترسم که نتونم اونها رو یاد بگیرم. حالا شما هم ممکنه به این تعدادی اضافه کنید.

                اما باید بدونم که هر کاری که قابل انجام توسط یک فرد هست و یا قبلا کسی انجام داده، من هم می تونم انجامش بدم. این مهم نیست که اون کار رو به بهترین نحو انجامش بدم مهم اینه که انجامش بدم. و باید ترس اینکه دیگران ممکنه چی بگن، یا ترس از اینکه شاید کسانی باشند که اون کار رو بهتر از من انجام میدن رو بزارم کنار.

                حالا در این مورد (یعنی مقابله با به تعویق انداختن کارها و یا تنبلی در انجام کارها) چند روش و تمرین هست که من خودم دارم اونها رو انجام میدم که نتایج خوبی هم داشته و بزودی در موردش یک مطلب مفصل خواهم نوشت.

                 

                قرض و بدهی:

                اینم یکی از مواردی هست که این روزها زیاد باهاش سرو کار داریم!! حالا بدهی از کجا بوجود میاد؟ وقتی بیشتر از درآمدمون خرج کنیم مجبوریم قرض کنیم و یا پرداختش رو حواله کنیم به بعداً، اینطوری بدهی بوجود میاد. حالا نقش ترس این وسط چیه؟ چرا ما باید بیشتر از درآمدمون خرج کنیم خوب؟

                ترس از نداشتن یک سری چیزها، ترس از به زحمت افتادن و ناراحت شدن، ترس از اینکه دیگران چی میگن در مورد ما، ترس از اینکه اگر الان نگیرم ممکنه دیگه نتونم بگیرم.

                بله واقعا در شرایط فعلی ممکنه خیلی از افراد درگیر همون حداقلهای زندگیشون باشن و برای بدست آوردن همون هم باید قرض کنند و به بدهی های شون اضافه کنند، ولی نکته اینجاست که اگر بتونن با ترس خودشون کنار بیان حداقل کمتر به مشکل قرض و بدهی گرفتار میشن.

                حالا خودتون فکر کنید ببینید واقعاً آخرین لباسی که خریدید، آخرین ماشینی که خریدید و یا هر چیز دیگه رو واقعا چقدر ترس شما در اون نقش داشته. آیا بدون خریدن اون زندگی شما مختل میشد؟ پس ترس از اختلال باعث خریدش بوده. آیا اگر ارزونترش رو میخریدید امکانات و قابلیتهای کمتری داشت؟ پس ترس از اینکه ممکنه احساس راحتی نکنیم باعث خریدش بوده. و خیلی موارد دیگه که خودتون هم می تونید بهش فکر کنید.

                 

                مشکلات ارتباطی با دیگران: 

                بیشتر ما برای این در ارتباطاتمون با دیگران مشکل داریم که در واقع انتظار داریم افراد مقابل برخوردی که ما دوست داریم رو انجام بدهند و ترس از اینکه اونها ممکنه اون برخورد رو نداشته باشند،  باعث میشه که ما همیشه در برقراری ارتباط مقاومت کنیم. حتی در مورد روابط جاری که داریم هم همین مشکل هست.

                چند سال پیش من خودم همیشه یکی از بزرگترین مشکلاتی که در کارم داشتم تلفن زدن به مشتری (حالا مشتری احتمالی یا قبلی) بود. واقعا چرا نمی تونستم تلفن بزنم؟ برای اینکه نمی دونستم اون چه برخوردی با من میکنه و چه جوابی میده و یا چه چیزی می خواد. و این در من ترس بوجود میاورد و همین ترس باعث میشد که تلفن زدن رو به تعویق بندازم و خیلی وقتها این باعث از دست رفتن فرصتها میشد و یا موقعیت من رو در کارم بدتر میکرد.

                اما بعد من مدیر فروش یک کارخانه شدم و باید اینکارو انجام میدادم. رفتم دنبال ریشه ماجرا و روزی که فهمیدم ریشه این عدم تمایل من به تماس گرفتن ترسم هست، سعی کردم با اون کنار بیام و گفتم آره ترس داره ولی انجام دادنش بهتر از انجام ندادنش هست. پس ترس رو کنار نزدم و باهاش کنار اومدم. اینطوری شد که تونستم خیلی تو کارم موفق بشم و در مدت کمتر از یک ماه کاری که انجامش ممکن بود ماهها طول بکشه رو انجام دادم.

                 

                دوستان من مواردی زیادی هست که خیلی دوست داشتم در موردشون بنویسم ولی الان که فکر میکنم هر کدومش میتونه یک مطلب مفصل باشه پس ترجیح میدم که در آینده در مورد هر کدوم بیشتر بنویسم. مشکل عدم موفقیت در کار، عدم تمایل به ورزش و نرمش کردن، استرس و نگرانی، عدم توانایی یادگیری مطالب که در همه اینها می توان ترس را پیدا کرد.

                 

                اگر از خوانندگان مطالب یک تجربه باشید می دونید که من همیشه سعی دارم از تجربیات خودم بنویسم و کمتر علاقه به بازنویسی و یا ترجمه مطالب دارم، برای همین ممکنه فاصله بین نوشتن هام زیاد باشه که این بیشتر به دلیل همین هست که دوست دارم بهترین تجربه هامو اینجا بزارم.

                در واقع این کم نوشتن من یکی از دلایلش همین ترس هست که گفتم!!! ترس از اینکه مطلبی که می نویسم حتما مفید باشه، کامل باشه، کاربردی باشه و… وگرنه من الان اونقدر در سایتها و وبلاگهای دیگر عضو هستم و روزانه حجم زیادی از مطالب میاد که من حداقل یک نگاهی بهشون میندازم و اگر فقط بخوام اونها رو اینجا بازنویسی و یا ترجمه کنم براتون شاید روزی بیش از ۱۰ مطلب بشه ولی با توجه به زمان و وقتی که دارم سعی میکنم اگر می نویسم چیزی باشه که واقعا از تجربه و ذهن خودم باشه. البته که برای نوشتنش قبلش تحقیقاتی میکنم و چند جای دیگه رو هم مطالعه میکنم.

                این رو از این جهت گفتم که در این مدت طولانی که از نوشتن آخرین مطلب من گذشته دوستان زیادی که به من لطف داشتن ابراز نگرانی کردند که چرا دیگه نمینویسم.

                ولی سعی میکنم که با این ترسم کنار بیام و از این به بعد بیشتر بنویسم. البته که برای کنار اومدن با این ترس نیاز به همراهی شما دوستان عزیز دارم که با نظرات، پیشنهادات و تجربیات خودتون به من انگیزه میدید.

                 

                موفق باشید و سربلند

                ارسال شده در۰۸ دی ۹۳دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش، استرس، به تعویق اندازی، ترس،ریشه مشکلات، غلبه بر مشکلات، مشکل در ارتباطات، مقابله با ترس

                16 دیدگاه برای «ریشه تمامی مشکلات ما چیست؟»

                1. خورشید زیباگفت:

                  سلام

                  ممنونم که باز مطلب نوشتین.
                  من ترس اول رو زیاد دارم و کارهام به تعویق افتاده.
                  بی‌صبرانه منتظرم تا مطالبتون در این مورد رو زودتر روی وب‌سایت بگذارین.

                  پاسخ
                  1. صادق علوی زادهگفت:

                    سلام

                    در واقع این مشکل رو همه ما داریم من خودم که خیلی باهاش درگیرم ولی مدتی هست که دارم روش کار میکنم بزودی حتما بیشتر در موردش خواهم نوشت.

                    در ضمن از نظری که دادی هم ممنونم

                    پاسخ
                2. nedگفت:

                  بازهم مثل همیشه بسیارخوب و آموزنده. ممنون که برامون مینویسین منتظر مطالب جدیدتون هستم

                  پاسخ
                  1. صادق علوی زادهگفت:

                    ممنون از شما که مطالب رو می خونید.

                    پاسخ
                3. کاظمگفت:

                  مطلب جالبی بود ولی سعی کنید در نوشتن از ادبیات نوشتاری استفاده کنید .

                  پاسخ
                4. حامدگفت:

                  سلام
                  ما باید در بازه زمانی دنیای مادی و اخروی داری یک اصول مشخص و واضح باشیم تا در زیر بازه که یکی دنیا و یکی دنیای اخرت هست بدونیم چه کار باید بکنیم .دوباره در بازه زمانی دنیا که خودش به بازه های (مراحل) کودکی نوجوانی بزرگسالی ازدواج پیری ختم می شود بدونیم چه کاری رو باید کرد. حال هر کدام از ما در یکی از این مراحل قرار داریم و ممکن هست با مشکلاتی روبه رو باشیم حل این مشکلات بر می گردد به اون اصولی (جهان بینی ) که ما در زندگی خود قبول کردیم و نمی توان از جز به کل رسید و نمی توان بدون داشتن تفکر و اصول محکم با مشکلات رو به رو شد چرا که مشکلات بوجود می ان و از بین می رن و ممکن در در زمان از بین رفتنشون ما رو هم با خود از بین ببرن. حال یه سوال کدوم تفکر باید تفکر غالب بر ذهن و عمل ما باشد؟؟؟

                  پاسخ
                5. farhadگفت:

                  سلام
                  ممنون از مطلب مفیدتون و صداقت شما
                  گاهی اوقات ترس زندگی منو فلج میکنه ولی یاد گرفتم در موردش با یه نفر صحبت کنم و یا بنویسم. ترس وجود داره و باید پذیرفت و حرکت کرد.

                  پاسخ
                6. سجاد …گفت:

                  آقا صادق گل روشهای مقابله با به تعویق انداختن کارها یا جلوگیری از تنبلی در انجام کارها رو اگه میشه زود مطالبشو بذارید…خیلی هم عااالی ،ممنونم از مشاوره ی رایگانت…بهترین هارو برات آرزو میکنم?

                  پاسخ
                  1. صادق علوی زادهگفت:

                    سلام دوست خوبم

                    چشم در این زمینه تجربه های خوبی دارم که حتما بزودی در موردش می نویسم تا شما و دیگر دوستان هم بتونید از اونها استفاده کنند.

                    ممنون از اینکه مطالب رو دنبال میکنید.

                    شاد باشید

                    پاسخ
                7. واحدگفت:

                  خیلی مطلب جالبی بود، به نظر من چیزی به نام ترس بخودی خود بوجود نمیاد بیشتر ترس هایی که ما داریم از ندونستن و کمبود اطلاعات در مورد مساله مورد نظر هست و به نظرم برای غلبه بهش راه های خیلی متفاوت وجود داره منتها الان چیزی که به ذهنم میرسه مورد تکیه گاه های ذهنی آنتونی رابینز تو کتاب به سوی کامیابی به من خیلی کمک کرد ولی از بس من نمی تونم یه چیزی رو واسه خودم عادت قرار بدم بعد از فاصله گرفتن از کتاب همون ترس ها با شدت بیشتری به سمتم سرازیر شدن و الان دقیقا نمی دونم باید کدوم فاکتور رو بیشتر کنترل کنم که دچار همچین مواردی نشم.

                  پاسخ
                8. نادیگفت:

                  اقای علوی نژادمن بعداز یک ماه لازم بازم تمرین کنم؟

                  پاسخ
                9. محمد عليپورگفت:

                  سلام

                  “خوشحالم که هستید”

                  خیلى وقت ها بخاطر کمال گرایى هم هست که ترس به سراغمان میاد با واژه ‘سعى’ میکنم انجامش بدم تا حد زیادى کمک میکنه ترس رو کنترل کنیم

                  ممنون که دانشتون رو در اختیارمون گذاشتید تا بتونیم خردمندانه زندگى کنیم.

                  پاسخ
                10. رضاگفت:

                  بسیا عالی .سپاس گزارم از لطفتون.مسایل مطرح شده درد من واجتماع من است

                  پاسخ
                11. nmeگفت:

                  بسیار زیبا دوست من . حس میکنم همش از زبون من مینویسید

                  پاسخ
                12. پریاگفت:

                  حرف ها و تجربه هاتون خیلی عااااالیه بی صبرانه منتظر بقیه تجربه هاتون هستیم

                  پاسخ
                13. saminگفت:

                  نوشته هاتون خیلی خوب بود …
                  تقریبا راجب هرچی که دنبالش بودم صحبت شده بود . ممنون

                  خورده عادتها: عادتهای کوچکتر، نتایج بزرگتر

                  قبلا هم گفته بودم که اگر می خواهی کاری را انجام دهی باید اون کار رو کوچک کنی. اما در این تجربه می خوام بگم که در واقع باید انقدر کوچک کرد که دیگه هیچ بهانه ای برای انجام ندادنش نداشته باشی.

                  من همیشه یکی از بزرگترین مشکلاتم در ایجاد یک عادت و یا شروع یک کار جدید در واقع همون شروعش و یا اولین گام بوده. اگر شما هم ایده های زیادی دارید و یا می دونید که اگر یک کاری رو در زندگی انجام بدین می تونه نتایج بزرگی براتون داشته باشه ولی هیچ وقت اون کار رو شروع نکردید نگران نباشید این یکی از خصوصیات انسان هست که از تغییر وضعیت فعلی خودش بیزاره و تا می تونه در برابر تغییر مقاومت میکنه.

                  مدتی پیش یک کتابی رو خوندم که عنوانش همین عنوان پست من هست Mini Habits: Smaller Habits, Bigger Results

                  من قصد ندارم اون کتاب رو اینجا کامل بزارم ولی دوست دارم تجربیات خوبی که ازش داشتم رو اینجا با شما دوستان درمیون بزارم و فکر میکنم که می تونه خیلی مفید باشه.

                  جالبه که نویسنده کتاب که در واقع مدرس روشهای ارتقا سطح زندگی و کمک به افراد برای موفقیت در زندگی هست میگه: “من دوست داشتم که به روزی نیم ساعت نرمش کردن عادت کنم ولی هیچ وقت حتی اون رو شروع نکردم و هر وقت که می خواستم شروع کنم به دلیلی نشده.”

                  معجزه روزی اتفاق میفته که یک حرکت شنا میره! و روز بعد هم فقط یک شنا و همین طور ادامه میده و بعد از مدتی بدون اینکه متوجه باشه میبینه که عادت کرده به نرمش کردن روزانه!

                  خودش تعجب میکنه و میگه باید برای شروع اونو به طرز احمقانه ای کوچک کرد! واقعا یک شنا یا یک حرکت بارفیکس یا حتی یک دراز نشست شاید از نظر خیلی ها نرمش محسوب نشه ولی می تونه شروعی باشه برای ایجاد یک عادت در خود.

                  اگر می خواهی به مطالعه عادت کنی کافیه خودت رو مجبور کنی که روزی یک خط (جمله) از کتابی رو بخونی . حتی یک صفحه یا پاراگراف هم نه فقط یک جمله!!

                  واقعا باید به شکل کاملا احمقانه ای کوچک کنیم تا شروع کنیم بعد میشه با عادت کردن به همون و از بین رفتن مقاومت ذهن در مقابل اون تغییر، بهش افزود. حتی این افزودن معمولا بصورت خودکار اتفاق میفته.

                  من الان دوتا عادت رو که به شدت کوچیک کردم رو مدتی هست شروع کردم که یکیش نوشتن تنها ۵۰ کلمه در هر روز و دیگری انجام دو حرکت شنا صبحها بعد از بیدار شدن از خواب هست .

                  حالا تنها کاری باید انجام بدی اینه که نذاری این زنجیر عادتهای کوچک پاره بشه. کم کم با همین عادتهای ریزه میزه می تونی به نتایجی در زندگی دست پیدا کنی که شاید سالها آرزوی رسیدن به اونها رو داشتی.

                  برای من که اینطور بوده، امیدوارم که برای شما هم مفید باشه.

                  این یک تجربه کوچک بود ولی می تونه تاثیر بزرگی در زندگی ما ایجاد کنه. پس همین الان دو یا سه عادت رو که دوست داری داشته باشی رو انتخاب کن و اون رو تا حد ممکن و حتی احمقانه کوچیک کن و شروع کن.

                  اگر هم فکر میکنی عادتهای انتخابیت قابل بیان کردن برای همه هست حداقل من خوشحال میشم که اینجا با من و دیگران در میون بزاری و اون حداقلی که انتخاب کردی رو هم ذکر کنی.

                  به امید نتایج بزرگ و اثربخش در زندگی همه ما

                  ارسال شده در۱۲ خرداد ۹۳دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هارسیدن به اهداف، عادت، عادتهای کوچک، نتایج بزرگ

                  20 دیدگاه برای «خورده عادتها: عادتهای کوچکتر، نتایج بزرگتر»

                  1. حسینگفت:

                    سلام
                    ممنون پس تست میکنیم ببینیم نتیجه میده

                    پاسخ
                  2. انعکاسگفت:

                    دست گلتون درد نکنه .

                    پاسخ
                    1. صادق علوی زادهگفت:

                      ممنون از شما

                      پاسخ
                  3. محسن برجیگفت:

                    ممنون از این یادداشت عالی.
                    واقعا جواب می‌ده.
                    من هم اتفاقا برای عادت نوشتن، از این تکنیک استفاده می‌کنم.
                    یک راهکار کمکی هم این است که یادآور روزانه یا هفتگی برای پیگیری این عادت‌های کوچک برای خودمان بگذاریم. مثلا یک یادآور دوره‌ای در کلندار گوگل ثبت کنیم که هر روز یا هر هفته انجام آن کار را به ما یادآوری کند.

                    پاسخ
                    1. صادق علوی زادهگفت:

                      سلام جناب برجی،

                      کاملا حق با شماست و باید این عادات را به هر شکل ممکن یادآوری کرد چون اولش عادت نیست تنها یک کار جدید هست و کم کم مبدل به عادت میشه و اون وقت دیگه بصورت خودکار میشه نیازی به یادآوری نیست.

                      ممنونم از این نظر بسیار مفیدی که برای من و دوستان گذاشتید.

                      پاسخ
                  4. شهرامگفت:

                    گاهی هم نیاز هستش که یک عادت رو ترک کنیم! من معمولاً برای ترک یک عادت یهو قطعش می کنم! مثل عادت نا پسند و اخخخخِ سیگار کشیدن :دی

                    پاسخ
                    1. صادق علوی زادهگفت:

                      سلام شهرام عزیز،

                      بله برای پیشرفت و رشد چه کاری و چه شخصی باید در کنار ایجاد عادتهای جدید خوب، عادتهای بد رو هم کنار گذاشت. البته باید گفت که روشها و تمرینها برای کنار گذاشتن عادات بد شاید کمی متفاوت باشه و تخصص خودش رو میطلبه.

                      مثل ساختمان که مهندس معمار تخصص تو ساختن داره و مهندس تخریب تخصص تو خراب کردن. سعی میکنم در مورد کنار گذاشتن عادات بد هم تجربیاتی رو در اینجا بزارم که امیدوارم مفید باشه.

                      موفق باشید

                      پاسخ
                  5. arsalanگفت:

                    تجربه ی خیلی جالبی بود.من وقتی دانش اموز بودم غیر مستقیم تو درسام ازش استفاده می کردم ولی تا حالا بهش دقت نکرده بودم.
                    بابت نوشته های خوبتون ممنون

                    پاسخ
                  6. Maedeگفت:

                    سلام، همه مطالب سایتتون رو خوندم، خیلی جالب بود.
                    دلم میخواد همه رو انجام بدم! فقط بمباران اطلاعاتی شدم یکم گیجم هنوز!
                    خواستم تشکر کنم!!
                    مرسی!
                    موفق باشید و ادامه بدین!

                    پاسخ
                  7. حامدگفت:

                    سلام – من هم میخوام تجارب م رو اشتراک گذاری کنم – پس ثبت نام برای چی بود؟ من هم میخوام مطلب بگذاری برای ملت

                    پاسخ
                    1. صادق علوی زادهگفت:

                      سلام دوست عزیز

                      این وبلاگ بصورت شخصی راه اندازی شده، ولی شما اگر دوست دارید می تونید در قسمت نظرات تجربیات مرتبط با مطالب گفته شده رو بزارید.

                      ممنونم از اینکه ابراز علاقه کردید.

                      موفق باشید

                      پاسخ
                  8. عمادگفت:

                    سلام
                    من هنوز هم امیدوارانه به سایت سر میزنم به امید دیدن یک پست جدید خیلی انتظار طولانی شده ولی چون به نوشته های شما خیلی علاقه دارم هنوز ناامید نشدم امیدوارم خوب و سلامت باشید و مجدداً برگردید

                    پاسخ
                    1. صادق علوی زادهگفت:

                      سلام آقا عماد

                      ممنون از لطفتون. من خیلی خوشحالم که مطالب من مورد توجه شما واقع شده و هم اینکه خیلی متاسفم که فاصله مطالب زیاد شده.

                      ولی تمام سعی من بر اینست که از این پس بیش از پیش در خدمت شما دوستان باشم.

                      سربلند باشید

                      پاسخ
                  9. حسینگفت:

                    سلام
                    ممنون از مطالب خوبتون
                    لینک دانلود کتاب رو میتونید بذارید ؟

                    پاسخ
                    1. صادق علوی زادهگفت:

                      سلام دوست عزیز

                      متاسفانه لینک دانلودی برای اون من ندارم و خودم تو سایت آمازون اون رو مطالعه کردم.

                      موفق باشید

                      پاسخ
                  10. farhadگفت:

                    سلام
                    از مطالب مفیدتون سپاسگزارم. برای من بسیار اموزنده بود.

                    پاسخ
                  11. Faeze kheyrabadiگفت:

                    سلام.از مطلب بسیار مفیدتون ممنونم منم تصمیم گرفتم ی عادتو در خودم تقویت کنم واون زود بیدارشدن ازخوابه!شایدخنده دار باشه اماچند وقته شبابیدارم وروزا میخوابم.واین داره کلافم میکنه احساس میکنم زندگیم ازحالت عادی خارج شده…امیدوارم موفق شم

                    پاسخ
                  12. مرضیهگفت:

                    جالب بود- بهانه شروع کار از شنبه را از من گرفت

                    پاسخ

                    چگونه از شر افکار مزاحم خلاص شویم

                    افکار مزاحم یکی از معضلات زندگی های امروزی هست که تمامی افراد با آن درگیر هستند. بله درسته دقیقا تمام افراد. این مشکلی هست که همه روزه افراد با آن دست و پنجه نرم میکنند. برخی به شدت تحت تاثیر آنها قرار میگیرند و برخی دیگر با یادگیری روشهای مقابله با آنها، سعی میکنند تا جای ممکن از آنها تاثیری نگیرند.

                    قبلا در مورد اینکه چطور میتونیم ذهن رو خالی کنیم مطلبی نوشته بودم که خیلی هم مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گرفت، اما در این تجربه می خوام روشهایی رو بیارم که بتونه در همه حالتی به افراد در مواجهه با افکار منفی کمک کنه.

                    افکاری مانند ترس، نگرانی، منفی بافی و … همیشه در ذهن بشر جریان داشته و ما نمی تونیم کاری کنیم که هیچ وقت آنها به ذهن ما راه پیدا نکنند، اما می تونیم با آنها کنار بیاییم و اجازه ندهیم که زندگی ما را تحت تاثیر خودشون قراربدن و هیچ وقت نباید با اونها درگیر بشیم یا باهاشون بجنگیم.

                    در این تجربه که سعی کردم از دانسته های خودم و جستجو در مطالب دیگر جمع آوری کنم، راههایی رو برای کنار اومدن و زندگی کردن با افکار مزاحم رو شرح میدم که مطمئن هستم برای هر کدوم از ما می تونه بسیار مفید باشه. راههایی که در نگاه اول خیلی ساده و بعضا خنده دار میاد ولی با انجام دادنشون خواهید دید که چقدر می تونید در مقابل افکار منفی مقاوم بشین.

                    اول اینکه همیشه باید چند سئوال رو، وقتی فکری به ذهنتون میرسه از خودتون بپرسید:

                    – آیا این فکر درسته؟

                    – آیا این فکر مهمه؟

                    – آیا این فکر مفیده؟

                    با پرسیدن این سئوالات مقدار زیادی از توجه شما از افکار مزاحم برداشته میشه و بطور اتومات ذهنتون به اونها کمتر توجه میکنه، اما این ساده ترین و اولین قدم هست.

                     

                    • یک برچسب به افکار خود بزنید.

                      بجای اینکه بگین “من یک بازنده هستم” بگین “من فکر میکنم که یک بازنده هستم” یا بجای اینکه بگین “این کار درست انجام نخواهد شد” بگین “من فکر میکنم که اینکار درست انجام نخواهد شد”. شاید این نکته خیلی ساده به نظر بیاد ولی یک نکته خیلی ظریف داره اونم اینه که به ذهن میگه این فقط یک فکر هست و ممکنه که درست نباشه.

                     

                    • از افکار خود تشکر کنید.

                      همیشه وقتی یک فکر منفی میاد تو ذهنتون مثلا نگرانی از اینکه یک اتفاق بدی بیفته از فکرتون تشکر کنید. مثلاً “نکنه که این هواپیما سقوط کنه … یا نکنه خلبان زیاد وارد نباشه و نتونه این پرواز رو با موفقیت به پایان برسونه”، این موقع بگین “ممنون فکر من، از اینکه به فکر سلامتی من هستی و نگران حال من هستی متشکرم، ولی جای نگرانی نیست من خودم حواسم هست” . حتی می تونید هر از گاهی برای فکرتون یک تقدیر نامه بنویسید و بابت اینکه حواسش به شما هست قدردانی کنید.

                     

                    • افکار منفی را به پرواز درآورید.

                      تصور کنید که افکار منفی خود را روی یک برگ یا یک بادکنک می نویسید و آنها را رها می کنید و میبینید که از شما دور می شوند. برای هر فکر یک برگ یا بادکنک تصور کنید و برای فکر منفی بعدی یکی دیگه و همینطور ببینید که اونها دارند پرواز میکنند و از شما دور می شوند.

                     

                    • افکار مزاحم رو به ترانه تبدیل کنید.

                      سعی کنید فکر منفی که میاد تو ذهنتون بصورت آواز در بیارید و اون رو بخونید. اینکار کمک میکنه که به ذهنتون بفهمونید که این فکر خیلی مسخره و پوچ هست. حتی بهتره که این آواز رو به زبون بچه گانه و کمی هم مسخره بخونید.

                     

                    • برای داستان خود یک نام برگزینید.

                      معمولا بیشتر اوقات افکار مزاحم حول محور یک چیز می گردند و در مورد یک داستان هستند. یا در مورد کار هستند یا درس یا یک رابطه و … در اینصورت میتونید برای اون داستان یک نام انتخاب کنید. مثلا فکری که خیلی وقتها وجود داره اینه که “من نمیدونم که الان واقعا دارم چیکار میکنم یا کاری که می کنم درست هست یا نه” در اینجا می تونید بگین که “آهان این ادامه همون داستان “منِ گیج” هست” و به همین سادگی اجازه میدید اون فکر بیاد و بره.

                     

                    • در هر صورت اقدام کنید.

                      نکته خیلی مهمی که باید همیشه مد نظر داشته باشید اینه که شما وقتی که افکار منفی در ذهنتون هست می تونید در همان حال رفتار یا واکنشی هم داشته باشید. یعنی در واقع لازم نیست که بشینین تا اون فکر که تموم شد بعد اقدام کنید. ذهن شما این امکان رو داره که در آن واحد چند کارو با هم انجام بده، پس بلافاصله هنگام ورود فکر به ذهنتون شروع به واکنش نشون دادن بکنید.

                     

                    در انتها بازهم باید مثل همیشه تاکید کنم که دونستن این نکات مفید هست ولی ارزش چندانی نداره اگر به آنها عمل نکنیم.

                    امیدوارم که ذهنی همواره مثبت و آرام داشته باشید

                    ارسال شده در۰۷ فروردین ۹۳دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش، آرامش ذهنی، افکار مزاحم،افکار منفی

                    31 دیدگاه برای «چگونه از شر افکار مزاحم خلاص شویم»

                    1. علیرضا اسمعیل زادگفت:

                      عالی بود ممنون این یکی از بزرگ ترین مشکلات من بود.
                      موفق باشید

                      پاسخ
                      1. صادق علوی زادهگفت:

                        سلام

                        خوشحالم از اینکه این مطلب تونسته به شما کمک کنه.

                        موفق باشید

                        پاسخ
                    2. انعکاسگفت:

                      به نظرم این آهنگ از گروه “آبجیز” توصیف مناسبی ست برای افکارِ مزاحم

                      ادّعا ادّعا بسه دیگه بابا چقدر ادّعا

                      برخورد های عصبی، پرخاش و دعوا
                      بسه دیگه بابا چقدر ادّعا
                      رفاقت زیادی، دخالت های بیجا
                      اظهار علاقه های غیر عادّی،
                      لطف های تحمیلی، توقّع زیادی
                      فداکاری های عجیب و جور و واجور
                      کمک های بزرگ امّا اونم با زور

                      ادّعا ادّعا بسه دیگه بابا چقدر ادّعا

                      بسه دیگه بابا چقدر ادّعا
                      برخورد های عصبی، پرخاش و دعوا
                      بسه دیگه بابا چقدر ادّعا
                      رفاقت زیادی، دخالت های بیجا
                      اظهار نظر های بی مورد و “خاص”
                      تصمیم های جدّی، ولی خوب بی اساس
                      تظاهر به علم و عقل و افکار امروزی
                      از بس متعصّب که مایه ی دلسوزی….

                      از خوندنِ مطالبتون واقعا لذت میبرم ، مرسی .

                      پاسخ
                    3. d&mگفت:

                      عاااااالی بود!

                      پاسخ
                    4. ساراگفت:

                      خیلی مرسی …..
                      راهکارهای ساده و قابل اجرا ….
                      که ذهن آدم می تونه راحت باهاشون ارتباط بر قرار کنه ……

                      پاسخ
                    5. tn3گفت:

                      بسیار بسیاااااااار ممنونم از این راه کار های جالب و کار آمد

                      پاسخ
                    6. tn3گفت:

                      فقط ببخشید مورد آخر رو نمیتونم درک کنم

                      پاسخ
                      1. صادق علوی زادهگفت:

                        سلام دوست عزیز
                        اول ممنون برای نظری که دادین.
                        در مورد آخر به این موضوع اشاره میشه که شما در هنگام مواجهه با افکار منفی باید بلافاصله با یکی از روشهای گفته شده به مقابله با آن بپردازید و یا اینکه در واقع سعی کنید اون رو کنار بزارید.
                        نباید بزارید اون فکر خیلی زیاد تو ذهنتون بمونه و منتظر پایانش باشید تا بعد شروع به اقدام کنید.
                        امیدوارم که تونسته باشم منظورم رو برسونم.

                        شاد باشید

                        پاسخ
                    7. shگفت:

                      سلام. میشه بیشتر کمک کنین؟ …
                      من به حرفا و رفتارای بقیه خیلی فکر میکنم
                      بعضی وقتا باعث میشه تمام روز اعصابم داغون باشه…

                      پاسخ
                    8. زهراگفت:

                      سلام افکار من بیشتر در زمینه رویا بافیها ست چیکار کنم هر چقدر ذهنم رو درگیر چیزای دیگه میکنم بازم ناخودآگاه فکرم به رویا بافی میره

                      پاسخ
                      1. صادق علوی زادهگفت:

                        درود به شما

                        ذهن همیشه در حال رویا بافی و چرخوندن چیزهایی هست که شما در زندگی با اونها سروکار دارید. نمیشه یک شبه هم از شر اونها خلاص شد، شما با تمرین می تونید کم کم از تعداد و شدت اونها کم کنید.

                        فقط نکته ای که هست اینه که نباید با اونها تو ذهنتون بجنگید و باید بزاری بیاد و خودش بره. اینکه کمتر به افکار مزاحم اهمیت بدیم کم کم ذهن می فهمه که اونها برای ما اهمیتی نداره و خودش فیلتر میکنه.

                        موفق باشید

                        پاسخ
                    9. روهامگفت:

                      بسیار کارآمد و مفید ممنونم
                      من با اجازه کپی کردم البته با ذکر منبع

                      پاسخ
                    10. پرویزگفت:

                      سلام،من چجوری دیدم رو نسبت افراد خوب و مثبت کنم؟ یعنی اینکه در ارتباط با دیگران فکر و احساس منفی و مخربی نداشته باشم لطفا پاسخ بدید با تشکر

                      پاسخ
                    11. مهدیگفت:

                      ممنونم .
                      ساعت دو نیمه شب هستش و من این مطالب رو خودم و استفاده کردم به خاطر اینکه تا الان درگیر یک سری فکر بیهوده بودم که با خوندن مطالب شما نجات پیدا کردم.

                      پاسخ
                    12. لالایی عشقگفت:

                      سلام واقعاااا عااااالی بود مرسی
                      من عذاب وجدان دارم چیکارکنم در مقابل نامزدم..من قبلا در دوران مجردی یه کاری انجام دادم که الآن خیییییییلی پشیمونم وتوبه کردم خواب دیدم خدا توبه مو پذیرفته..یه مدت آروم بودم ولی دوباره عذاب وجدان اومده سراغم از بس فکر منفی کردم دیگه فکر میکنم نامزدمو دوست ندارم همش فکر میکنم دارم ب زور باهاش ازدواج میکنم..ولی اینطور نیس..از یه طرفم مغزم قلبم با تموم وجود دوسش دارم..نمیدونم دچار دوگانگی شدم..کمکم کنید لطفااااا

                      پاسخ
                      1. محسنگفت:

                        خدا توبه کاران را دوست دارد.
                        شیطان از هر راهیی میخواهد به ما ضربه بزند ، این افکارهم یکی از راه های اونه.
                        شما با توکل به خدا بر شیطان پیروز میشید ، نگران نباشید و در اینجور وقتها از شر این تفکار به خدا پناه ببرید.

                        پاسخ
                    13. علیگفت:

                      سلام.من یک عکس ترسناک دیدم که نوشته بود با دیدن این عکس شما افسرده میشوید و من این را باور کردم و آنقدر با خود افکار منفی ساختم که حالا حالم بد شده و مدام اضطراب دارم.آیا من باید با این ترسم روبرو بشم؟آیا این روشها برای ترسم و استرسم خوبه؟

                      پاسخ
                    14. مهدی شگفت:

                      ممنون از مطالب خودتون

                      پاسخ
                    15. علیگفت:

                      زنده باد
                      مطالبت عالین…

                      پاسخ
                    16. Majidگفت:

                      دمتون گرم مرسی

                      پاسخ
                    17. ریحانهگفت:

                      سلام
                      ممنون خیلی مفید بود

                      پاسخ
                    18. مانیگفت:

                      من دوسال پیش دچار وسواس عملی شدم و پس از سه ماه درمان شدم ولی چند روز پیش دوباره دچار وسواس فکری شدم لطفا بگید برای رهایی از آنها چکار کنم

                      پاسخ
                      1. صادق علوی زادهگفت:

                        سلام دوست عزیز،

                        من اصلا تجربه ای در مورد روانشناسی ندارم و نمی تونم هیچ نظری در این مورد بدم.

                        شما باید با یک متخصص مشورت کنید.

                        امیدوارم که بازهم روزهای خوبی‌رو‌ داشته باشید

                        پاسخ
                    19. ????گفت:

                      Like دم شما گرم. استفاده کردم.

                      پاسخ
                    20. یه بنده خداییگفت:

                      سلام من یک مشکل خیلی بزرگ دارم و اونم مزاحمت یک شخصه که قبلا باهام دوست بود و الان چون ارتباطمون به هم ریخته چند وقتیه که مزاحمت های خیلی شدیدی برام ایجاد میکنه و ابرومو از هر لحاظ برده منم چند وقتیه دیوونه شدم واقعا ?? کوچیک ترین کاری هم که میکنه تا چند تو فکرمه و اصابم رو خورد میکنه واقعا نمیدونم چی کار کنم!!

                      پاسخ
                    21. امیرحسینگفت:

                      سلام.از مطالبتون شدیدا ممنونم.من در سن ۱۵سالگی هستم و چند وقتیه که افکار شدیدا زشت و مخرب میاد تو دهنم.قبلا هم اینطوری شده بودم و بعد دو هفته خودم خودمو خوب کردم ولی الان یکم موضوع پیچیده شده.خواهش میکنم راهنمایی کنید

                      پاسخ
                    22. بی نامگفت:

                      ممنون بابت همه مطالب مفیدتون.من پونزده روزپیش خبر بدی راجع بخودم بهم دادن.چندروز ازهم پاشیدم.افکارمنفی.زندگی تلخ گذشته همه میاد جلوی چشمام.امااز صبح که بیدارشدم دارم مطالب شمارومیخونم.باچیزایی که فهمیدم یه برنامه ریختم که خودمو زندگی وهمسرمو از دست ندم.ممنونم

                      پاسخ
                    23. بنده خداگفت:

                      سلام
                      من وقتی جای شلوغ میرم ترس دارم و خیلی استرس میگیرم و سرم گیچ میشه.چکار باید بکنیم

                      پاسخ
                    24. mohammadگفت:

                      سلام خسته نباشید ممنون از مطالب خوبتون..
                      من چند سالی هست که وقتی با یک نفر بگو مگو دارم یا چند نفر رو میبینم که برام مزاحمت ایجاد میکنن تا چند وقت همش افکار منفی تو ذهنم ایجاد میشه که باید چی میگفتم یا خودخوری میکنم خیلی اذیتم لطفا اگه میشه راهنمایی کنین مرسی ممنون

                      پاسخ
                    25. فرزانهگفت:

                      واقعا عالی بود ممنون ازشما،الان که میخوندم تمرین کردم،واقعا جواب میده

                      پاسخ
                    26. زندگی نوگفت:

                      سلام. من۱۰ماه پیش عمل لازک چشم کردم درحالیکه نمره چشمم خیلی بالا بود. حالا که کمی درد و سوزش چشم دارم و ۵ ماه دیگه مصاحبه دکتری ست به کلی خودمو باختم و پشیمونی و احساس شکست خوردگی (افسردگی) همراه با وسواس فکری (تصویر با عینکم که با اون خوشحال تر بودم) تمام روز تو ذهنم نشخوار میشه. مداخله دارویی هم دارم میگیرم. امیدوارم این تکنیک ها جواب بدن.

                      پاسخ
                  13. رضا بابائیگفت:

                    من این روش رو تست کردم واقعا جواب میده
                    مرسی عالی بود

                    پاسخ
                  14. faribaگفت:

                    آقای علوی ممنون از مطالب خوبتون .

                    ۱۰ قانون برای آرامش بیشتر و لذت بردن از زندگی

                    دوستان امروز می خوام چند قانون مهم که مدتها قبل در سایت ZenHabits خوندم و خیلی روی من تاثیر گذاشت رو اینجا برای شما بیارم که مطمئنم که اگر تنها به یکی از اونها عمل کنید می تونه زندگی رو برای شما آرامتر و لذتبخشتر کنه. ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز با سرعت زیاد در حال گذار است و در معرض به اصطلاح بمباران اطلاعات و داده هایی هستیم که اگر بشینیم و فکر کنیم متوجه میشیم که بدون دانستن بسیاری از اونها هم میشه زندگی خوبی داشت. همه ما درگیر گسترش کار و فعالیتهای روزمره هستیم و سعی میکنیم برای اینکه از قافله عقب نیفتیم هر روز سریعتر از دیروز باشیم. اما قافل از اینیم که با دویدن نمیشه به معنای زندگی برسیم و همین سرعت زیاد باعث میشه که ما زیباییهای اطرافمون رو نبینیم.

                    به قول مولانا : دویدند نرسیدند، نشستند و رسیدن

                    من این جمله رو که سالها پیش از یکی از اساتیدم شنیدم، اول زیاد برام قابل هضم نبود ولی الان تو این سالهای سخت و شلوغ و پر استرس می فهمم که واقعا منظورش چی بوده. حالا سعی میکنم در نوشته های بعدیم بیشتر به این موضوع بپردازم و در این تجربه می خوام ۱۰ قانونی رو براتون بگم که واقعا می تونهبه ما کمک کنه که زندگی شادتر و آرام تری داشته باشیم. همچنین با توجه به اینکه در آستانه سال جدید هم هستیم فکر کنم اگر همت کنیم و حداقل بخشی از اون رو در سال جدید سرلوحه کار و زندگیمون قرار بدیم، کمک زیادی به اینکه بتونیم مفهوم لذت از زندگی رو درک کنیم بکنه.

                    ۱- کمتر فعالیت کنید.

                    البته میدونم که این نکته اول کمی بار منفی در ذهن داره چون همیشه شنیدیم که تا میتونیم باید کار کنیم. اما باید کار و فعالیتهامون رو محدود کنیم. محدود به کارها و فعالیتهایی که واقعا انجام دادنشون ضروری هست. بله. متمرکز بشین روی کارهایی که حتما باید انجام بدین و در هر لحظه فقط یک کار رو انجام بدین. بعد از تموم شدنش یک فاصله ای بزارید و کار مهم بعدی رو شروع کنید. با اینکار اول اینکه الویت بندی کارها رو یاد میگیریم و دوم اینکه خیلی از کارهای زائد که انجام دادنشون جز وقت تلف کردن چیزی برامون نداره رو حذف میکنیم. (حتما در مورد کمتر کار کردن یک مطلب مفصل خواهم گذاشت)

                    ۲- همیشه در زمان حال باشید.

                    اینکه فقط فعالیت کمتری انجام بدیم کافی نیست، باید هر کاری که مشغول انجام دادنش هستیم فقط به همون فکر کنیم و از فکر کردن به اینکه قبلا چه اتفاقی افتاده و فردا چی میشه و از این فکرها دوری کنیم. پس هر کاری که انجام میدین باید تمام ذهن و فکرتون فقط و فقط روی تمام کردن اون کار متمرکز باشه. البته که اینکار سختی هست، ولی واقعاً ضروری هست و هم اینکه باعث میشه کاری که با تمرکز انجام بدیم بهتر و سریعتر به اتمام برسه.

                    ۳- قطع ارتباط کنید!

                    تو این دوره زمونه همه به نوعی همیشه وصل هستند. یکی با گوشی در حال ارتباط هست یکی پای کامپیوتر، یکی تو اینترنت یکی با اس ام اس دیگری با تلفن و … همین خودش دنیایی از استرس رو برای ما میاره. از این به بعد سعی کنیم تا جایی که ممکنه قطع ارتباط کنیم. تمرین کنیم ساعاتی رو اصلا گوشیمونو خاموش کنیم، کامپیوتر و اینترنت رو تعطیل کنیم. پس یکی از قوانینی که برای بدست آوردن آرامش خیلی لازم هست اینه که تا جای ممکن ارتباط خودمون رو قطع کنیم و به اطلاعات و اخبار بیهوده اجازه ورود به ذهنمون رو ندیم.

                    ۴- روی افراد تمرکز کنید.

                    همه ما عادت کردیم که با دیگران ملاقات داشته باشیم ولی در واقع با آنها نباشیم! در ظاهر  دارید با کسی صحبت میکنید ولی ذهنتون در حال گشت و گذار تو چیزهای دیگست. با دوستی کنار هم نشستید ولی در حال ور رفتن با گوشیتون هستید. تو خانواده هستین ولی تو فکر کار و گرفتاریهای خودتون هستید. باید تمرین کنیم که زمانی که با افراد هستیم فقط روی بودن با اونها متمرکز باشیم و اگر داریم با کسی صحبت میکنیم ذهنمون فقط روی صحبتها و حرفهای اون باشه. این مهم می تونه به شدت به آرامش و لذت بردن شما از بودن با دیگران کمک کنه. در یک جمله باید با دیگران مرتبط بشیم بجای اینکه فقط با آنها باشیم.

                    ۵- قدر طبیعت را بدانید.

                    همه ما خودمون رو تو خونه، محل کار، ماشین و … زندونی کردیم. و اصلا از دنیای بیرون خبری نداریم. اگر حتی بیرون هم میریم یا در حال قدم زدن در یک مسیری هستیم یا با تلفن در حال صحبتیم یا اینکه تو فکر هزار و یک چیز دیگه هستیم.هر از گاهی بیاین بیرون ، بدون مقدمه و بدون دلیل بزنید بیرون از خونه، از محل کار، از تو ماشینتون. اصلا برنامه هایی برای خودتون ترتیب بدین که تو طبیعت باشه. مثل پیاده روی، شنا، کوه نوردی. بزارید پوستتون نسیم رو حس کنه، بزارید آب یک رودخونه یا جویبار به بدنتون بخوره و کلا سعی کنید با طبیعت بیشتر عجین باشید و تا حد امکان استفاده کنید. اگر میخواهید لذت ببرید و یا اینکه آرامش درونی رو حس کنید برای چند دقیقه در هفته هم که شده اینکارو انجام بدین.

                    ۶- آهسته غذا بخورید.

                    غذا خوردن سریع و به عبارتی بلعیدن غذا چیزی هست که این روزا زیاد میبینیم. حتی خودمون هم اگر یکم به غذا خوردن خودمون نگاه کنیم مبینیم که داریم به همین شکل غذا می خوریم. این نکته علاوه بر اینکه برای سلامتی ضررهای زیادی داره، باعث میشه که میزان لذت بردن ما از غذا خوردن کم بشه . آهسته تر غذا بخورید و اجازه بدین که از تک تک جویدنها لذت ببریم. تمرین کنید که هنگام غذا خوردن به شکسته شدن بافتهای غذا زیر دندانها توجه کنید، سعی کنید که از طعم و مزه غذا لذت ببرید. سعی کنید همیشه آگاه باشید. این نکته همچنین باعث میشه که زودتر و با غذای کمتری سیر شویم که این خودش به سلامتی و تناسب اندام کمک میکنه. البته پیشنهاد میشه که غذاهای سالمتری هم مصرف بشه و از خوردن فست فودها، نمک، چربی و غذاهای با ارزش غذایی کمتر اجتناب کنید.

                    ۷- آهسته برانید.

                    در هنگام رانندگی سعی کنید که همیشه آهسته برانید. این یک پیام آموزشی راهنمایی رانندگی نیست! بلکه منظورم بیشتر اینه که با آهسته راندن و مقاومت در برابر با سرعت زیاد رفتن، حتی در خیابانهای خلوت و باز، در واقع تمرین آهسته بودن رو انجام میدیم. هرچند که آهسته رانندگی کردن مزایای زیادی داره مثل مصرف سوخت کمتر، آرامش بیشتر، احتمال خطر کمتر و از همه مهمتر استرس و فشار عصبی کمتر. خیلی جالبه، من خودم زیاد میبینم تو خیابونهای شلوغ برخی از رانندگان چنان با سرعت رانندگی میکنند انگار که نمی دونند که چند صد متر جلوتر به چراغ راهنمایی می رسند و باید توقف کنند حالا اینکه زودتر به چراغ برسند نمی دونم چه تاثیری در زودتر به مقصد رسیدن داره. مثل این می مونه که بگیم اگر واگن اول قطار یا صندلی جلو اتوبوس بشینی زودتر به مقصد میرسی!

                    ۸- در هر کاری به دنبال جنبه های جالب آن باشید.

                    سعی کنید هر کاری که انجام می دهید دقیقا تنها و تنها مشغول به همان کار باشید. این نکته البته خیلی شبیه به قانون دوم در زمان حال بودن هست، اما جنبه های بیشتری را شامل می شود. مثلا اگر در حال ظرف شستن هستید سعی کنید از آن کار لذت ببرید. از حرکت آب روی ظرفها، از کفهای بوجود اومده، از صدای آب و خلاصه از کوچکترین جنبه های آن لذت ببرید. اگر همین تمرین کوچک رو فقط انجام دهید مطمئن باشید که زندگی خودتون رو لذت بخشتر و جذابتر خواهید کرد.

                    ۹- یک کاره باشید!

                    بجای اینکه چندین کار رو با هم انجام بدین سعی کنید همیشه یک کاره باشید. وقتی دارید یک کاری رو انجام می دید روی همون کار متمرکز باشید و اگر فکر کردید که کار فوری پیش اومده که مجبورید کار فعلی خودتون رو قطع کنید، یک لحظه همه چیز رو متوقف کنید یک نفس عمیق بکشید و خودتون رو مجبور کنید که برگردید سر کار خودتون.

                    ۱۰- نفس عمیق بکشید.

                    هر وقت احساس کردین که استرس دارید و یا دارید خیلی تند و سریع کار میکنید، لحظه ای مکث کنید، یک نفس عمیق بکشید و به همراه هوایی که به داخل می برید احساس آرامش رو به درون بدید و در هنگام خروج استرس و نگرانیها رو بیرون بریزید. با نفس عمیق کشیدن می تونید خیلی به زندگیتون آرامش بدین. از قدرتی که نفس عمیق کشیدن داره هرگز غافل نشین. در این مورد می تونید مطلب قبلی من در مورد نفس عمیق کشیدن رو هم بخونید.

                     

                    حالا در آخر ازتون می خوام که همین الان یک نفس عمیق بکشید….

                    یکی دیگه هم بکشین …

                    و این ۱۰ قانون رو هر چند بار که می تونید بخونید. و برای هر تعداد از دوستانتون که فکر میکنید میتونه برای اونها هم مفید باشه ارسال کنید.
                    شاد باشید و آرام

                    ۱۰ قانون برای آرامش بیشتر و لذت بردن از زندگی

                    دوستان امروز می خوام چند قانون مهم که مدتها قبل در سایت ZenHabits خوندم و خیلی روی من تاثیر گذاشت رو اینجا برای شما بیارم که مطمئنم که اگر تنها به یکی از اونها عمل کنید می تونه زندگی رو برای شما آرامتر و لذتبخشتر کنه. ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه چیز با سرعت زیاد در حال گذار است و در معرض به اصطلاح بمباران اطلاعات و داده هایی هستیم که اگر بشینیم و فکر کنیم متوجه میشیم که بدون دانستن بسیاری از اونها هم میشه زندگی خوبی داشت. همه ما درگیر گسترش کار و فعالیتهای روزمره هستیم و سعی میکنیم برای اینکه از قافله عقب نیفتیم هر روز سریعتر از دیروز باشیم. اما قافل از اینیم که با دویدن نمیشه به معنای زندگی برسیم و همین سرعت زیاد باعث میشه که ما زیباییهای اطرافمون رو نبینیم.

                    به قول مولانا : دویدند نرسیدند، نشستند و رسیدن

                    من این جمله رو که سالها پیش از یکی از اساتیدم شنیدم، اول زیاد برام قابل هضم نبود ولی الان تو این سالهای سخت و شلوغ و پر استرس می فهمم که واقعا منظورش چی بوده. حالا سعی میکنم در نوشته های بعدیم بیشتر به این موضوع بپردازم و در این تجربه می خوام ۱۰ قانونی رو براتون بگم که واقعا می تونهبه ما کمک کنه که زندگی شادتر و آرام تری داشته باشیم. همچنین با توجه به اینکه در آستانه سال جدید هم هستیم فکر کنم اگر همت کنیم و حداقل بخشی از اون رو در سال جدید سرلوحه کار و زندگیمون قرار بدیم، کمک زیادی به اینکه بتونیم مفهوم لذت از زندگی رو درک کنیم بکنه.

                    ۱- کمتر فعالیت کنید.

                    البته میدونم که این نکته اول کمی بار منفی در ذهن داره چون همیشه شنیدیم که تا میتونیم باید کار کنیم. اما باید کار و فعالیتهامون رو محدود کنیم. محدود به کارها و فعالیتهایی که واقعا انجام دادنشون ضروری هست. بله. متمرکز بشین روی کارهایی که حتما باید انجام بدین و در هر لحظه فقط یک کار رو انجام بدین. بعد از تموم شدنش یک فاصله ای بزارید و کار مهم بعدی رو شروع کنید. با اینکار اول اینکه الویت بندی کارها رو یاد میگیریم و دوم اینکه خیلی از کارهای زائد که انجام دادنشون جز وقت تلف کردن چیزی برامون نداره رو حذف میکنیم. (حتما در مورد کمتر کار کردن یک مطلب مفصل خواهم گذاشت)

                    ۲- همیشه در زمان حال باشید.

                    اینکه فقط فعالیت کمتری انجام بدیم کافی نیست، باید هر کاری که مشغول انجام دادنش هستیم فقط به همون فکر کنیم و از فکر کردن به اینکه قبلا چه اتفاقی افتاده و فردا چی میشه و از این فکرها دوری کنیم. پس هر کاری که انجام میدین باید تمام ذهن و فکرتون فقط و فقط روی تمام کردن اون کار متمرکز باشه. البته که اینکار سختی هست، ولی واقعاً ضروری هست و هم اینکه باعث میشه کاری که با تمرکز انجام بدیم بهتر و سریعتر به اتمام برسه.

                    ۳- قطع ارتباط کنید!

                    تو این دوره زمونه همه به نوعی همیشه وصل هستند. یکی با گوشی در حال ارتباط هست یکی پای کامپیوتر، یکی تو اینترنت یکی با اس ام اس دیگری با تلفن و … همین خودش دنیایی از استرس رو برای ما میاره. از این به بعد سعی کنیم تا جایی که ممکنه قطع ارتباط کنیم. تمرین کنیم ساعاتی رو اصلا گوشیمونو خاموش کنیم، کامپیوتر و اینترنت رو تعطیل کنیم. پس یکی از قوانینی که برای بدست آوردن آرامش خیلی لازم هست اینه که تا جای ممکن ارتباط خودمون رو قطع کنیم و به اطلاعات و اخبار بیهوده اجازه ورود به ذهنمون رو ندیم.

                    ۴- روی افراد تمرکز کنید.

                    همه ما عادت کردیم که با دیگران ملاقات داشته باشیم ولی در واقع با آنها نباشیم! در ظاهر  دارید با کسی صحبت میکنید ولی ذهنتون در حال گشت و گذار تو چیزهای دیگست. با دوستی کنار هم نشستید ولی در حال ور رفتن با گوشیتون هستید. تو خانواده هستین ولی تو فکر کار و گرفتاریهای خودتون هستید. باید تمرین کنیم که زمانی که با افراد هستیم فقط روی بودن با اونها متمرکز باشیم و اگر داریم با کسی صحبت میکنیم ذهنمون فقط روی صحبتها و حرفهای اون باشه. این مهم می تونه به شدت به آرامش و لذت بردن شما از بودن با دیگران کمک کنه. در یک جمله باید با دیگران مرتبط بشیم بجای اینکه فقط با آنها باشیم.

                    ۵- قدر طبیعت را بدانید.

                    همه ما خودمون رو تو خونه، محل کار، ماشین و … زندونی کردیم. و اصلا از دنیای بیرون خبری نداریم. اگر حتی بیرون هم میریم یا در حال قدم زدن در یک مسیری هستیم یا با تلفن در حال صحبتیم یا اینکه تو فکر هزار و یک چیز دیگه هستیم.هر از گاهی بیاین بیرون ، بدون مقدمه و بدون دلیل بزنید بیرون از خونه، از محل کار، از تو ماشینتون. اصلا برنامه هایی برای خودتون ترتیب بدین که تو طبیعت باشه. مثل پیاده روی، شنا، کوه نوردی. بزارید پوستتون نسیم رو حس کنه، بزارید آب یک رودخونه یا جویبار به بدنتون بخوره و کلا سعی کنید با طبیعت بیشتر عجین باشید و تا حد امکان استفاده کنید. اگر میخواهید لذت ببرید و یا اینکه آرامش درونی رو حس کنید برای چند دقیقه در هفته هم که شده اینکارو انجام بدین.

                    ۶- آهسته غذا بخورید.

                    غذا خوردن سریع و به عبارتی بلعیدن غذا چیزی هست که این روزا زیاد میبینیم. حتی خودمون هم اگر یکم به غذا خوردن خودمون نگاه کنیم مبینیم که داریم به همین شکل غذا می خوریم. این نکته علاوه بر اینکه برای سلامتی ضررهای زیادی داره، باعث میشه که میزان لذت بردن ما از غذا خوردن کم بشه . آهسته تر غذا بخورید و اجازه بدین که از تک تک جویدنها لذت ببریم. تمرین کنید که هنگام غذا خوردن به شکسته شدن بافتهای غذا زیر دندانها توجه کنید، سعی کنید که از طعم و مزه غذا لذت ببرید. سعی کنید همیشه آگاه باشید. این نکته همچنین باعث میشه که زودتر و با غذای کمتری سیر شویم که این خودش به سلامتی و تناسب اندام کمک میکنه. البته پیشنهاد میشه که غذاهای سالمتری هم مصرف بشه و از خوردن فست فودها، نمک، چربی و غذاهای با ارزش غذایی کمتر اجتناب کنید.

                    ۷- آهسته برانید.

                    در هنگام رانندگی سعی کنید که همیشه آهسته برانید. این یک پیام آموزشی راهنمایی رانندگی نیست! بلکه منظورم بیشتر اینه که با آهسته راندن و مقاومت در برابر با سرعت زیاد رفتن، حتی در خیابانهای خلوت و باز، در واقع تمرین آهسته بودن رو انجام میدیم. هرچند که آهسته رانندگی کردن مزایای زیادی داره مثل مصرف سوخت کمتر، آرامش بیشتر، احتمال خطر کمتر و از همه مهمتر استرس و فشار عصبی کمتر. خیلی جالبه، من خودم زیاد میبینم تو خیابونهای شلوغ برخی از رانندگان چنان با سرعت رانندگی میکنند انگار که نمی دونند که چند صد متر جلوتر به چراغ راهنمایی می رسند و باید توقف کنند حالا اینکه زودتر به چراغ برسند نمی دونم چه تاثیری در زودتر به مقصد رسیدن داره. مثل این می مونه که بگیم اگر واگن اول قطار یا صندلی جلو اتوبوس بشینی زودتر به مقصد میرسی!

                    ۸- در هر کاری به دنبال جنبه های جالب آن باشید.

                    سعی کنید هر کاری که انجام می دهید دقیقا تنها و تنها مشغول به همان کار باشید. این نکته البته خیلی شبیه به قانون دوم در زمان حال بودن هست، اما جنبه های بیشتری را شامل می شود. مثلا اگر در حال ظرف شستن هستید سعی کنید از آن کار لذت ببرید. از حرکت آب روی ظرفها، از کفهای بوجود اومده، از صدای آب و خلاصه از کوچکترین جنبه های آن لذت ببرید. اگر همین تمرین کوچک رو فقط انجام دهید مطمئن باشید که زندگی خودتون رو لذت بخشتر و جذابتر خواهید کرد.

                    ۹- یک کاره باشید!

                    بجای اینکه چندین کار رو با هم انجام بدین سعی کنید همیشه یک کاره باشید. وقتی دارید یک کاری رو انجام می دید روی همون کار متمرکز باشید و اگر فکر کردید که کار فوری پیش اومده که مجبورید کار فعلی خودتون رو قطع کنید، یک لحظه همه چیز رو متوقف کنید یک نفس عمیق بکشید و خودتون رو مجبور کنید که برگردید سر کار خودتون.

                    ۱۰- نفس عمیق بکشید.

                    هر وقت احساس کردین که استرس دارید و یا دارید خیلی تند و سریع کار میکنید، لحظه ای مکث کنید، یک نفس عمیق بکشید و به همراه هوایی که به داخل می برید احساس آرامش رو به درون بدید و در هنگام خروج استرس و نگرانیها رو بیرون بریزید. با نفس عمیق کشیدن می تونید خیلی به زندگیتون آرامش بدین. از قدرتی که نفس عمیق کشیدن داره هرگز غافل نشین. در این مورد می تونید مطلب قبلی من در مورد نفس عمیق کشیدن رو هم بخونید.

                     

                    حالا در آخر ازتون می خوام که همین الان یک نفس عمیق بکشید….

                    یکی دیگه هم بکشین …

                    و این ۱۰ قانون رو هر چند بار که می تونید بخونید. و برای هر تعداد از دوستانتون که فکر میکنید میتونه برای اونها هم مفید باشه ارسال کنید.
                    شاد باشید و آرام

Previous Entries متن آهنگ پرنده Next Entries سایت یک تجربه