اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر حسن امیری

 

نگارش:

فرزانه فیضی

 

 

تابستان 1394

 

 

تقدیم

تقدیم به پدر و مادر مهربانم که هر لحظه وجودم را از چشمه سار پر از عشق چشمانشان سیراب می کنند.

تقدیم به همسرم به پاس قدر دانی از قلبی آکنده از عشق و معرفت که محیطی سرشار از سلامت و امنیت و آرامش و آسایش برای من فراهم آورده است.

تقدیم به دلبندانم محمد مهدی و محمد امین که آسایششان آرامش من است.

 

تقدیر و تشکر

سپاس و ستایش خدای مهربان را که پرتو لطف بی انتهایش، همواره راهنما و روشنگر راهم بوده است.

مراتب سپاس و تشکر خود را به:

به پیشگاه راهنمای ارجمندم، جناب آقای دکتر حسن امیری که در تهیه و تدوین این پایان نامه یاریم کردند، تقدیم می نمایم.

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                         صفحه

فصل اول:

مقدمه  2

بیان مساله  5

اهمیت و ضرورت مساله  8

اهداف تحقیق   10

فرضيه‏هاي تحقیق   10

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها 10

فصل دوم:

سلامت   14

تعریف سلامت روان  15

ویژگی های افراد دارای سلامت روانی   16

سلامت روان از منظر الگوی پزشکی و روان پزشکی   17

سلامت روان از نظر مکتب روان تحلیلی   19

الگوی رفتارگرایی   20

الگوی انسان گرایی   21

اعتماد به نفس    22

اعتماد به نفس از دیدگاه رویکردهای روانشناسی   23

افسردگی   26

نظریه های مربوط به افسردگی   27

نظریه ی زیست شناسی   27

نظریه روان کاوی   27

نظريه يادگيري   28

نظریه شناختی در مورد افسردگی   29

دیدگاه رفتاری   30

دیدگاه انسان گرایی یا هستی گرایی   30

انواع افسردگی و علائم آن  31

علائم افسردگی   31

بررسی علت های افسردگی   32

اعتیاد به اینترنت   33

انواع اعتیاد به اینترنت   35

1-اعتياد به سايبر سكس    35

2-اعتياد از نوع روابط سايبر  36

3-اعتياد به خريد، تجارت و مزايده 37

4-اعتياد به جست‌وجو ذخيره بيش از اندازه اطلاعات   37

5-اعتياد به كامپيوتر (انجام وسواس‌گونه بازيهاي كامپيوتري و يا برنامه نويسي علوم كامپيوتر)  37

رویکردهای نظری درباره اینترنت   38

محیط های تعاملی در اینترنت   38

نظريه كنش ارتباطي هابرماس    38

نظريه كلي و ولخارت در مورد تأثير گروه 40

محیط های شبه تعاملی   41

تئوري هاي ارتباط جمعي   41

ديدگاه ها و نظريه ها در تبيين گرایش به اينترنت   42

نظريه يادگيري اجتماعي   42

نظريه کنترل اجتماعي   43

نظريه روان كاوي   46

نظريه شناختي   46

نظریه رفتاری   46

نظريه شناختي رفتاري   48

نظريه بيولوژيکي   48

نظريه سازه گرايي اجتماعي   49

نظریه جان سولر  50

تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان، اعتماد و افسردگی   52

پیشینه پژوهش    57

پیشینه داخلی   57

پیشینه خارجی   60

فصل سوم:

مقدمه  65

روش پژوهش    65

جامعه آماری   65

حجم نمونه و روش نمونه گیری   65

ابزار جمع آوری داده ها 66

پرسشنامه افسردگی بک    66

پرسشنامه اعتماد به نفس کوپر اسمیت   67

پرسش نامه سلامت روان(GHQ-28)  67

پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ    69

روش اجرای پژوهش    70

روش های آماری برای تحلیل داده ها 70

فصل چهارم:

مقدمه  72

آمار توصیفی   72

آمار استنباطی   75

بررسی فرضیه های پژوهش    75

یافته های جانبی   79

فصل پنجم:

یافته های پژوهش    83

محدودیت های پژوهش    87

پیشنهادات   87

پیشنهادات پژوهشی   87

پیشنهادات کاربردی   88

خلاصه پژوهش    88

منابع فارسی   91

منابع لاتین  96

 

 

 

چکیده

این پژوهش با هدف بررسي تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی مقایسه ای (پس رویدادی) می باشد. برای ارزیابی متغیرها از پرسشنامه های افسردگی بک، اعتماد به نفس کوپر اسمیت، سلامت روان و اعتیاد به اینترنت یانگ استفاده شده است. انتخاب نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و از بین کلیه دانش آموزان شهرستان صحنه تعداد 140 نفر(70 دانش آموز دختر و 70 دانش آموز پسر) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سلامت روان، افسردگی و اعتماد به نفس با اعتیاد به اینترنت دانش آموزان شهرستان صحنه رابطه وجود دارد.

کلیدواژه ها: اعتیاد به اینترنت، افسردگی، اعتماد به نفس، سلامت روان

 

 

فصل اول:

کلیات پژوهش

مقدمه

اینترنت یکی از ابزارهاي پیشرفته فن آوري است که تشخیص اعتیادآور بودن آن از مصرف مفید بسیار دشوار است. اگر چه راهنماي آماري تشخیص اختلالات روانی که توسط انجمن روانپزشکان آمریکا (DSM-IV) منتشر شده جهت شناسایی این اختلال مواردي را عنوان کرده است(فرود و اسکرودر[1]، 2011). با این وجود امروزه استفاده از اصطلاح اعتیاد به اینترنت به وفور توسط پژوهشگرانی چون کندل و یونگ دیده می شود. رشد روزافزون و عوارض ناگواري که اعتیاد به اینترنت به همراه دارد باعث شده که از این اختلال به عنوان اعتیادي که سرآمد همه اعتیادهاي رفتاري است یاد شود. این اختلال یک پدیده بین رشته اي است که علوم مختلف پزشکی، رایانه اي، جامعه شناسی، حقوق، اخلاق و روان شناسی هر یک از ابعاد مختلفی این پدیده را مورد بررسی قرار داده اند. با وجود تمام محاسنی که استفاده از اینترنت براي انسان امروزي به همراه دارد ولی این فن آوري نوین ارتباطی همچون یک شمشیر دو لبه می تواند مضرات و مشکلات فراوانی را به خصوص براي نسل جوان به همراه داشته باشد(جعفری و فاتحی زاده، 1391).

اعتياد اينترنتي رفتاري وسواسي يا آرزوي برقراري پيوند يا حتي نمودي از انتقال يا بازتاب روابط و يا رفع نياز قلمداد مي شود. لفظ اعتياد، بيشتر تداعي كننده اعتيادهاي سنتي همچون اعتياد به الكل، نيكو تين، مواد مخدر و قمار است، اما اعتياد از طريق اينترنت با وجه جديدي روبه رو شده است. گسترش رايانه هاي شخصي و افزايش اتصال به اينترنت در خانه و محل كار، منجر به ظهور اعتياد آنلاين شده است. اعتياد به اينترنت شامل اعتياد به اتاق هاي گپ، آنلاين و خريدهاي اينترنتي مي شود. همچون ديگر اعتيادها، اعتياد به اينترنت، فرد معتاد را از خانواده و اطرافيانش منزوي مي سازد. اعتيادهاي رفتاري، همچون اعتياد به شبكه هاي اينترنت مي تواند موجب تخریب سلامت، روابط، احساسات و نهايتا روح و روان فرد گردند. به نظر مي رسد كه استفاده اعتيادي از اينترنت، همانند ديگر انواع اعتياد، داراي دوره تحمل و ترك مشابهي است(ین[2] و همکاران، 2007).

كامپيوتر و نفوذ گسترده تكنولوژي اينترنت در دنياي امروز باعث شده كه هر كسي به نحوي با اين تكنولوژي درگير شده و با آن سروكار داشته باشد. اين تقاضاي فزاينده به تكنولوژي اينترنت براي بسياري از افراد با مشكلات عمده بهداشت رواني و ارتباطات اجتماعي ناسالم، همراه بوده است(حسن زاده، 1388).

استفاده بيش از حد از اينترنت، انسان ها را از جامعه و ارتباطات اجتماعي واقعي دور ساخته و با حذف تعاملات واقعي اجتماعي و تسلط بر زندگي افراد مي تواند با احساس تنهايي و در نهايت افسردگي در ارتباط باشد. زيرا كاربران اغلب با انتصاب روابط برخطي كه ساختگي و ضعيف است و جايگزيني و ترجيح آن بر تعاملات عيني زندگي، به روابط واقعي زندگي كمتر بها مي دهند و همين موضوع، مي تواند با بروز افسردگي در ارتباط باشد. با افزايش افسردگي و تنهايي، معتادان اينترنتي باز هم بيشتر و هربار براي مدت طولاني تري به اينترنت وصل مي شوند. اين همان چرخهاي است كه در الكلي ها هم ديده مي شود؛ يعني نوشيدن براي فرار از مشكلات، سپس احساس بدتر شدن و سرانجام بيشتر نوشيدن براي رهايي از احساسات ناخوشايند. نتيجه اي كه در اين بحث بدست مي آيد، اثبات اصل همايندي اعتياد به اينترنت با اختلالات ديگر است. يعني اعتياد به اينترنت غالباً با يكي ديگر از اختلالات روحي و رواني در افراد همراه است(یانگ، 1998، به نقل از بیدی و همکاران، 1391).

با توجه به عواقب اعتیاد به اینترنت، مثل تغییر دادن سبک زندگی به منظور صرف زمان بیشتر در اینترنت، کاهش عمومی فعالیت بدنی، بی توجهی به سلامت خود در نتیجه کار با اینترنت، اجتناب از فعالیت های مهم زندگی به منظور صرف وقت بیشتر در اینترنت، کاهش روابط اجتماعی، نادیده گرفتن خانواده و دوستان، مشکلات مالی و مشکلات تحصیلی، لازم است پدیده اعتیاد به اینترنت از زوایای گوناگون به طور دقیق بررسی شود و عوامل و زمینه های شکل گیری و پیامدهای آن شناسایی شود(بیدی و همکاران، 1391).

این پژوهش درصدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می باشد.

 

 

 

 

بیان مساله

تاکنون تعاریف مختلفی از سلامت روان صورت گرفته است. کارل مننجر می گوید :”سلامت روانی عبارتست از حداکثر سازش ممکن فرد با جهان اطرافش، به طوری که باعث شادی و برداشت کاملا مفید و موثر فرد از زندگی باشد”. سازمان جهانی بهداشت، نیز سلامت را نه فقط صرفا فقدان بیماری و ناراحتی، بلکه به صورت بهزیستی کامل فیزیکی، روانی و اجتماعی تعریف می کند(حسام و همکاران، 1390). عوامل مختلفی بر سلامت روان افراد تاثیر می گذارند. یکی از این عوامل اعتیاد به اینترنت می باشد. اعتیاد به اینترنت به عنوان یک ناتوانی در کنترل استفاده از اینترنت تعریف شده است. این امر ممکن است به اختلال جدی در عملکرد روانشناختی و اجتماعی فرد منجر شود. محققان گزارش کرده اند که بین خیلی از اختلالات روانپزشکی با اعتیاد به اینترنت همزیستی وجود دارد(لی[3] و همکاران، 2014).

اینترنت به خودي خود ابزار بی ضرري است، اما استفاده بیش از حد و نادرست از آن، خطر اعتیاد به آن را به دنبال دارد که این پدیده مشکل عمده اي را براي بهداشت روانی جامعه ایجاد کرده است(میرزائیان و همکاران، 1390). همانند تمام انواع ديگر اعتياد، اعتياد به اينترنت نيز با علائمي همچون اضطراب، افسردگي، کج خلقي، بي قراري و افکار وسواسي يا خيالبافي راجع به اينترنت همراه است. از طرفي، در عين حال که روابط اين افراد در جهان مجازي افزايش مي يابد، در مقابل از دامنه ي روابط آنان در جهان واقعي کاسته مي شود. اختلال اعتياد اينترنتي نوعي اختلال روان شناختي – اجتماعي است که از مشخصه هاي آن، علايم کناره گيري، اختلالات عاطفي و از هم گسيختگي روابط اجتماعي است. اعتیاد اینترنتی، انسان ها را به افرادي رها شده تبدیل می کند و بر روابط اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. در نتیجه استفاده بیش ازحد از اینترنت، بهره وري و بازده کاري کاربران اینترنت، پایین می آید. آنان با تأخیر به محل کار می روند و دچار کم کاري می شوند. عدم تحرك جسمی و چاقی به همراه علایمی چون درد کمر، پشت و ماهیچه، از دیگر تبعات این مسأله اند. این کاربران به هرحال، حتی در صورت کناره گیري از اینترنت، دچار علایم اختلال می شوند(میرزائیان و همکاران، 1390).

اعتیاد به اینترنت می تواند منجر به افسردگی افراد شود. افسردگي اختلالي روانشناختي است كه باعث ايجاد تغييرات زيادي در خلق و خو، ديدگاه، كمال طلبي، توانايي تفكر ، ميزان فعاليت و فرايندهاي بدني نظير خواب، انرژي و اشتهاي افراد مي شود(همان). آمار سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد كه نزديك به 41 ميليون نفر از كل جمعيت جهان مبتلا به افسردگي هستند كه علل آن بيش از 50 مورد ذكر شده است. در حالي كه نمازي[4] و همكاران (2005)، دريافتند بين ميزان استفاده از اينترنت و افسردگي كاربران رابطه معنادار وجود ندارد اما كاربراني كه بيشتر از اتاق هاي گفتگو(چت) استفاده مي كنند افسرده تر هستند(به نقل از میرزائیان و همکاران، 1390). كينگ استورم[5](2003)، افراد معتاد به اينترنت را كمرو، خجالتي و افسرده دانسته. كوبي، لاوين و باروز[6](2001)، افراد معتاد به اينترنت را داراي مشكلات خواب، تحصيلي، تنهايي، جسمي، اضطراب و افسردگي دانسته است.

اعتياد به اينترنت، با عزت نفس نيز در ارتباط است .به نظر برخي پژوهشگران ، افرادي كه عزت نفس پايين و مهارتهاي اجتماعي كمي دارند، بيشتر از همه احتمال دارد كه وسوسه شوند تا در فضاي مجازي، كنترل را به دست بگيرند و احساس هويت و جايگاهي را كه در زندگي واقعي ندارند به دست آورند. با اين همه نوع رابطه بين عزت نفس و اعتياد به اينترنت معلوم نيست و نمي توان گفت كه عزت نفس پايين از اعتياد به اينترنت حاصل مي شود يا اين كه كساني كه عزت نفس پايين دارند به سراغ اينترنت رفته و به آن معتاد مي شوند. رابطه عزت نفس پايين با اعتياد به اينترنت در تحقيقات متعددي، تأييد شده است. (جانسون، 2011).

طبق دیدگاه های موجود هنوز مشخص نیست اعتیاد به اینترنت نتیجه سلامت روان پایین، افسردگی و اعتماد به نفس کم می باشد یا افرادی که سلامت روان پایین، افسردگی و اعتماد به نفس پایینی دارند به اینترنت معتاد می شوند. می توان گفت که فرد ارتباط با اینترنت را به عنوان راه فرار از مشکلات واقعی، خلاص شدن از احساس کسالت خود، رهایی از احساسات درماندگی، گناه، تنهایی، اضطراب یا افسردگی انتخاب کرده است و از آن استفاده می کند(آندرسون، 2001).

با توجه به اهمیت شناخت اعتیاد به اینترنت و اشاعه این نوع اعتیاد به ویژه در بین کودکان و نوجوانان، این پژوهش درصدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می باشد.

 

 

 

اهمیت و ضرورت مساله

جامعه ما اكنون در حال انتقال تاريخى از اشكال صنعتى توليد به سوى يك شكل اطلاعاتى نظم اجتماعى است. اين انتقال تا حدى به اين معناست كه اشكال جديدى از كنش متقابل اجتماعى به كار گرفته خواهد شد. در نتيجه، چيزى كه امروزه به عنوان اعتياد اينترنتى ترسيم مى شود ممكن است در سال هاى آتى به عنوان رفتارى متداول تلقّى شود. ما در حال مشاهده تولد يك نظم اجتماعى تكنونولوژيكى تازه اى هستيم كه براى تحقيقات جامعه شناختى اهميت فراواني دارد. اگر قرار باشد تعريفي نسبتاً جامع از اعتياد اينترنتي ارائه دهيم بايد بگوييم كه «اعتياد اينترنتي به گستره وسيعي از مشكلات رفتاري و كنترل انگيزه استفاده از اينترنت اشاره دارد و به‌عنوان يك رفتار وسواسي، يا آرزوي برقراري پيوند، يا شايد حتي نمودي از انتقال و يا بازتاب روابط، و يا رفع نياز قلمداد مي‌شود(معيدفر و همكاران، 1386). اين اعتياد داراي جنبه هاي بسياري از جمله اعتياد به سايبر سكس، اعتياد از نوع روابط سايبر، اعتياد به خريد، تجارت و مزايده، اعتياد به جست‌وجو ذخيره بيش از اندازه اطلاعات و بالاخره اعتياد به كامپيوتر مي باشد. اعتياد اينترنتي داراي پيامدها و عوارض خواسته و ناخواسته بسيار جسمي و روحي مي باشد. حجم رو به رشدي از تحقيقات صورت گرفته پيرامون گرايش هاي اينترنتي، حكايت از آن دارد كه اختلال اعتياد اينترنتي نوعي اختلال روانشناختي ـ اجتماعي است كه از مشخصه‌هاي آن، تحمل، علائم كناره‌گيري، اختلالات عاطفي، و ازهم‌گسيختگي روابط اجتماعي است. به هر حال، پديده اعتياد اينترنتي، همزمان با افزايش دسترسي روزانه مردم به منابع آنلاين شايع‌تر مي‌شود. وب، داراي منابع غني و سرگرم‌كننده است. اما براي بسياري از مردمي كه به آن معتادند، اين منافع، در حال تبديل شدن به آسيبها و نابهنجاريهاي رواني و رفتاري است. مطالعات نشان داده است كه 14 درصد از كاربران اينترنت، دچار علائم رفتارهاي وسواسي، حالت روان‌شيدايي، افسردگي و جز اين‌ها هستند (میرزائیان و همکاران، 1390). از ديدگاه رفتارى- شناختى نشانه هاى اختلال اعتياد به اينترنت شامل افكار وسواسى دربارة اينترنت، كنترل تكانة ضعيف، ناتوانى در متوقف كردن استفاده از اينترنت و مهم تر از همه اين باور است كه اينترنت تنها دوست فرد است. علاوه بر اين در موقعى كه تماس برقرار نيست به فكر اينترنت بودن، بار آينده تماس گرفتن را پيش بينى كردن و صرف مخارج زياد دربارة اينترنت و كارهاى مربوط به آن نيز نشانه هاى ديگر اين اختلال هستند. مشكل عمده ديگر جداكردن فرد از دوستان خود به نفع دوستان اينترنتى است و در نهايت نوعى احساس گناه، دربارة استفاده از اينترنت و دروغ گفتن به دوستان درباره وقت صرف شده و به صورت سرى نگهداشتن آن نشانه هاى ديگر اين اختلال هستند. اين افراد در حاليكه مى دانند كارشان از نظر اجتماعى مورد پسند نيست، نمى توانند آن را متوقف كنند چرا كه خود به خود به خودارزشى كمتر و در نتيجه نشانه هاى بيشتر مى انجامد(خانجانی و اکبری، 1390).

با توجه به شیوع استفاده از اینترنت و وابستگی جمع کثیری از کودکان، نوجوانان و جوانان بررسی تاثیرات وابستگی و اعتیاد به اینترنت ضرورت دارد. از آنجایی که کودکان و نوجوانان به مرحله بلوغ عقلی کامل نرسیده اند امکان دارد با استفاده از اینترنت جنبه های دیگر زندگیشان را فراموش کنند و نیز از اینترنت استفاده نابجا کنند، لذا در این پژوهش دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفته اند. با انجام این پژوهش دانش آموزان از مضرات اعتیاد به اینترنت و تاثیرات آن بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان آگاه می شوند. مدیران و مسئولین مدارس می توانند طبق نتایج این پژوهش آموزش های لازم برای آگاهی از تاثیرات اعتیاد به اینترنت به دانش آموزان داده می شود. پژوهشگران آینده نیز طبق نتایج این پژوهش می توانند به بررسی بیشتر اعتیاد به اینترنت و آثار آن بپردازند. بنابر توضيحات فوق و گسترش روزافزون پديده اجتماعي- روانشناختي اعتیاد به اینترنت، بسيار حائز اهميت است كه تحقيقات علمي و روشمندانه مبتني بر داده هاي برگرفته از واقعيت هاي موجود جامعه، صورت بگيرد و منجر به ارائه راهكارهاي عملي و كاربردي درين خصوص گردند. لذا این تحقیق در صدد بررسی تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه می باشد.

اهداف تحقیق

1-تعیین تاثیر اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان دانش آموزان شهرستان صحنه

2- تعیین تاثیر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی دانش آموزان شهرستان صحنه

3- تعیین تاثیر اعتیاد به اینترنت بر اعتماد به نفس دانش آموزان شهرستان صحنه

فرضيه‏هاي تحقیق

1-بین سلامت روان و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد.

2- بین افسردگی و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد.

3-بین اعتماد به نفس و اعتیاد به اینترنت رابطه وجود دارد.

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

تعریف مفهومی سلامت روان

سلامت روانی عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردي اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب. شخصی که بتواند با محیط خود و اطرافیان و به طورکلی، اجتماع سازگار شود از نظر بهداشت روانی بهنجار است (میرزائیان و همکاران، 1390).

تعریف عملیاتی سلامت روان

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه سلامت روان GHQ-28 به دست آورده است.

 

 

تعریف مفهومی افسردگی

افسردگی یک مشکل مهم سلامت عمومی است که شیوع بالایی دارد و بر افراد و جامعه تاثیر ویرانگری می گذارد(لو و همکاران، 2014). افسردگی، رایج‌ترین اختلال روانی است كه اخیرا به شدت رو به افزایش نهاده است. افسردگی را سرماخوردگی بیماری روانی نیز می‌نامند. تقریبا همه، حداقل به صورت خفیف احساس افسردگی كرده‌اند. احساس دمغی، بی‌حوصلگی، غمگینی، ناامیدی، دلسردی و ناخشنودی همگی از تجربیات افسردگی رایج هستند. این حالت را افسردگی بهنجار می‌گویند(روزنهان، ترجمه سید محمدی، 1391).

تعریف عملیاتی افسردگی

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه افسردگی بک به دست آورده است.

تعریف مفهومی اعتماد به نفس

واژه اعتماد به نفس که از قرن هفدهم به کار گرفته شده، همان باور آدمی به توانایی های خود است به نحوی که از هیچ کوششی فرو گذار نکند و از سختی راه ناامید نشود. تعریفی که باری ال. ریس و روندا برانت از اعتماد به نفس ارائه داده اند عبارت است از :”آنچه که درباره خود می اندیشید و احساسی که درباره خود دارید و آن برآیند اطمینان به خود و احترام به خویشتن است”(لواسانی و آذربایجانی، 1391).

تعریف عملیاتی اعتماد به نفس

میزان نمره ای است که فرد از پرسشنامه اعتماد به نفس کوپر اسمیت به دست آورده است.

تعریف مفهومی اعتیاد به اینترنت

اعتیاد به اینترنت با عباراتی نظیر اختلال ناشی از استفاده بیش از حد از اینترنت یا استفاده نامعقول و بیمارگونه از اینترنت تعریف می شود. گاهی از این بیماري با عنوان اختلال اعتیاد به اینترنت یا اعتیاد مجازي نیز نام برده می شود. اعتیاد به اینترنت شامل اعتیاد به اتاق هاي گپ، هرزه نگاري و قمار درون خطی است که می تواند زمینه تخریب سلامت روابط احساسات و در نهایت روح و روان افراد را فراهم نماید(فلاح مهنه، 2007، به نقل از میرزائیان و همکاران، 1390).

تعریف عملیاتی اعتیاد به اینترنت

میزان نمره ای که فرد از پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ به دست آورده است.

 

 

 

فصل دوم:

ادبیات و پیشینه پژوهش

 

 

سلامت

سلامت[7] از واژه هايي است كه بيشتر مردمان با آنكه اطمينان دارند معناي آن را مي دانند، تعريفش را دشوار مي يابند. در فرهنگ هاي گوناگون تعريف هاي بسياري از سلامت شده است:

در فرهنگ وبستر سلامت وضع خوب و عالي بدن، انديشه و روح و بويژه بر كنار بودن از درد يا بيماري جسمي تعريف شده است. در فرهنگ آكسفورد به معني وضع عالي جسم يا روح و حالتي كه اعمال بدن به موقع و به گونه موثر انجام شود آمده است. جالينوس سلامت را عبارت از وجود نسبت معيني از عناصر گرمي، سردي، رطوبت و خشكي تعريف مي كند. ابن سينا معتقد است : سلامت سرشت يا حالتي است كه در آن اعمال بدن به درستي انجام مي گيرد… نقطه مقابل آن بيماري است( سجادي، 1383).

اين ،” تواناييِ داشتن يك زندگي مثمر از نظر اقتصادي و اجتماعي ” در سالهاي اخير با گنجانده شدن تعريف كامل تر شده است. سلامت بيشتر به عنوان ابزاري براي رسيدن يك هدف منظور شده است كه مي توان آن را از لحاظ كاركردي به صورت يك منبع بيان كرد ؛ منبعي كه به مردمان امكان مي دهد به گونه فردي، اجتماعي و اقتصادي زندگي كنند. سلامت تنها زندگي كردن نيست، بلكه منبعي براي زندگي روزمره است ؛ سلامت يك مفهوم مثبت است كه بر منابع و امكانات اجتماعي و شخصي و همچنين توانايي هاي جسماني تأكيد دارد( پوراسلامي، 1379).

سازمان جهاني بهداشت، سلامت را بهزيستي كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه صرف نبودن بيماري و يا رنجوري تعريف مي كند. بنا براين سلامت منبعي برا ي زندگي روزمره است و نه براي هدف زندگي. سلامت مفهوم مثبتي است كه علاوه بر ظرفيتهاي جسمي بر منابع اجتماعي شخصي تأكيد دارد ( محمد نبي، 1386).

سلامت داراي 6 بعد مختلف مي باشد: سلامت جسمي، سلامت رواني، سلامت عاطفي، سلامت معنوي، سلامت جنسي و سلامت اجتماعي( سجادي، 1383).

تعریف سلامت روان[8]

موضوع بهداشت روانی گرچه ظاهراً به مسایل درونی و غیر قابل رویت استناد می شود، امّا از آنجا که روح و روان انسان با جسم او به هم وابسته و این وابستگی جدایی ناپذیر جلوه می کند، در جنبه های جسمانی و اجتماعی هم مورد ملاحظه قرار می گیرد. در زد و بندهای اجتماعی، اگر بعد بهداشت روانی به قدر کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مسایل و مشکلات رفتاری، آن قدر رو به فزونی خواهد گذاشت که عوارض ناشی از بی توجهی به ابعاد مختلف آن بحران های فردی، خانوادگی و اجتماعی خانواده را فرا خواهد گرفت و تأثیرات سوء و غیر قابل جبران را بر جا خواهد گذاشت(افضل نیا، 1385).

تأمین سلامت افراد جامعه یکی از مهم ترین مسائل اساس است که باید به آن از دیدگاه سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی نگریست. بعد روانی بهداشت در بسیاری از کشورها در حال توسعه بنا به دلایل مختلفی مورد توجه قرار نگرفته است(جنانی، 1380؛ به نقل از موسوی، 1388).

به طور کلی بهداشت یا سلامت روان عبارتست از «سازگاری فرد با خود و محیط و استفاده به هنجار و موفقیت آمیز از تمامی امکانات و توانایی های و قابلیت های خویش در طول دوران زندگی.»بنابراین هنجار بودن آن، بدون مقایسه با اجتماع افراد یا ملاک های مقایسه ای در باورهای دینی و اخلاقی، سنتی و مردمی، قانونی و رسمی ما تنها ملاک سلامت و سازگاری قرار می گیرد(نوایی نژاد، 1381؛ به نقل از افضل نیا، 1385).

سازمان جهانی بهداشت در سال 1948 بیان داشت که: سلامت روان عبارت است از تندرستی و رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی و در سالهای اخیر با گنجاندن توانایی داشتن” یک زندگی مثمرثمر از نظر اقتصادی و اجتماعی” این تعریف را غنی نموده است.

سلامت روانی حالت موفقیت آمیز یک کنش روانی است که نتایج فعالیتهای ثمربخش، روابط رضایت بخش با دیگران، توانایی سازگاری با تغییرات و کنارآمدن با ناملایمات است. سلامت روانی یا رفاه شخصی و روابط خانوادگی و بین فردی و ایفای نقش در اجتماع رابطه تنگاتنگ دارد سلامت روانی از اوایل کودکی تا لحظه مرگ در پرورش مهارتهای فکری و ارتباطی، یادگیری، رشد عاطفی، انعطاف پذیری و عزت نفس غیر قابل انکار است. این عوامل به فرد کمک می کند تا در جامعه به گونه ای موفقیت آمیز به ایفای نقش بپردازد(میر خشتی، 1385، به نقل از موسوی، 1388).

ویژگی های افراد دارای سلامت روانی

بنا به تحقیقات، ملی بهداشت روانی ویژگی های افراد دارای سلامت روانی در ذیل ذکر شده است.

الف) افراد دارای سلامت روان، احساس راحتی می کنند، خود را آنگونه که هستند می پذیرند، از استعدادهای خود بهره می برند، در مورد عیوب جسمانی و ناتوانایی های خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمی شوند. دید واقع گرایانه دارند و دشواری های زندگی را سوال می انگارند، آنها وقت کمی را در نگرانی، ترس، اضطراب و یا حسادت سپری می کنند. اغلب آرامند، نسبت به عقاید تازه گشاد رو بوده و دارای طیب خاطر هستند، شوخ طبع هستند و اعتماد به نفس دارند، اگر چه از حضور در جمع لذت می برند، امّا به تنها بودن نیز اهمیت می دهند و وحشتی از آن ندارند. همچنین از سیستم ارزشی برخودارند که از تجارب شخصیشان سرچشمه می گیرند، بدین معنی که یک احساس شخصی مبتنی بر درست یا غلط بودن امور دارند.

ب) افراد دارای سلامت روان احساس خوبی به دیگران دارند. می کوشند تا دیگران را دوست بدارند و به آنان اعتماد کنند، چرا که تمایل دارند دیگران نیز آنها را دوست داشته باشند و به آنها اعتماد نمایند. چنین افرادی قادرند که با دیگران رابطه گرمی داشته باشند ولی روابط را ادامه دهند، به علایق دیگران توجه می کنند و احترام می گذارند. آنها به خود اجازه نمی دهند که از سوی دیگران مورد حمله و فشار قرار گیرند و نیز سعی نمی کنند که به دیگران تسلط یابند. آنها با احساس یکی بودن با جامعه، نسبت به دیگران احساس مسئولیت می کنند.

ج) قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند، معمولاً نسبت به اعمال خود احساس مسئولیت می کنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ می دهد، برخورد می کنند، دارای پندارهای واقع گرا در مورد آنچه که می توانند یا نمی توانند انجام دهند، هستند. بنابراین آنها محیط خود را تا آنجا که می توانند شکل می دهند و نیز آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می شوند(به نقل از میرخشتی، 1375).

سلامت روان از منظر الگوی پزشکی و روان پزشکی

در این الگو، بهداشت روانی به معنای عدم وجود و حضور علایم بیماری است. بر اساس این الگو، انسان سالم کسی است که نشانه های بیماری در او دیده نمی شود; همان گونه که انسان سالم از حیث جسمانی کسی است که نشانه های بیماری مثل درد، تب و لرز در وی به چشم نمی خورند. طبق این دیدگاه، هدف انسان و جوامع انسانی رهایی و خلاصی انسان از نشانه های بیماری است. در این الگو، نشانه ها و پدیده هایی از قبیل اضطراب، وسواس، افسردگی، توهّم و هذیان، و پرخاشگری کنترل نشده، نشانه بیماری محسوب می شوند و اگر در کسی یافت شوند آن فرد نابهنجار و غیرطبیعی (مریض و ناسالم) است و چنانچه در فردی یافت نشوند این فرد سالم، طبیعی و بهنجار محسوب می گردد. صاحبان این دیدگاه عوامل فیزیکی و بیولوژیکی را پایه هستی بشر می دانند و معتقدند: تمام حالات ذهنی و فکری بشر زیر بنای مولکولی و سلولی دارند.

برخی از پیش فرض های عمده این دیدگاه را می توان در چند مورد خلاصه کرد:

۱) فرد بیمار، ناتوان است و درمان بدون

Next Entries لیست کامل کلمات مترادف فارسی حرف الف