* ۹۶، .، شهریور، ۹۵، ۹۴، میشه، خرداد، اینه

at-links”دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش، آرامش ذهنی، آموزش،افزایش خوشحالی، ترس، تمرین شاد بودن، خوشحالی، زندگی، زندگی شاد، قدردانی

42 دیدگاه برای «چگونه با ۵ دقیقه در روز ۲۵% شادتر باشیم!»

  1. kambizگفت:

    مرسی از مطالب خوبت صادق جان ..
    فکر کنم اگه منابعی رو هم که استفاده میکنی مفیدتر باشه
    ممنون

    پاسخ
    1. بهشتهگفت:

      بسیار زیبا و اموزنده واقعاً خوبش بود

      پاسخ
  2. kambizگفت:

    مرسی از مطالب خوبت صادق جان ..
    فکر کنم اگه منابعی رو هم که استفاده میکنی لینک بدی مفیدتر باشه
    ممنون

    پاسخ
  3. فرزانهگفت:

    سلام،

    مطلب بسیار مفیدی بود. اگه یادتون باشه این همون چیزیه که من همیشه انتظارش رو داشتم ولی هیچوقت به زبان نیومد. یادتون باشه حتی چند کلمه کوچیک و بی اهمیت میتونه شادی مضاعفی به طرف مقابل بده.. خدا رو شکر که خودتون حداقل این مطلب رو خوندید و به این نتیجه رسیدید. اما الان چیزی که شادترم میکنه اینه که اصلا نباید انتظار داشته باشم که کسی قدردانی کنه… اونوقت کمتر اذیت میشم… اما به نظر من شجاعت قدردانی موهبت بزرگیه که هرکسی نداره..

    پاسخ
  4. فرزادگفت:

    با این کار فقط داریم خودمونو گول میزنیم که مثلا زندگی خوبی داریم، در صورتی که واقعیت چیز دیگه ای هست…
    با عفل جور در نمیاد…

    پاسخ
    1. محمدگفت:

      باهات موافقم

      پاسخ
    2. ……گفت:

      من باهات موافق نیستم
      ببین من خودم توی یک سال کلی مشغله فکری داشتم و یه مدت زیادی منفی گرا بودم و حالا ازت میخوام به حرف هام توجه کنی
      توی این مطالب گفته نشده واقعیت رو بذار کنار
      واقعیت اینه که همه ماها توی زندگی مشکل داریم و این یه چیز طبیعیه واسه بعضی ها بیشتر واسه بعضی ها کمتر واسه بعضی ها سخت تر واسه بعضی ها اسون تر مهم نگرش ما نسبت به اون مشکله اگه با یه دید مثبت بری جلو و به گذشته ات فکر کنی و ببینی خدا کجا دستتو گرفته و چی بهت داده خیلی بهتر مشکلات رو حل میکنی و امیدوار تر هم میشی اما اگه با یه دید منفی بری جلو هیچ وقت شکر گزار نخواهی بود و احساس افسردگی میکنی وممکنه وسط راه جا بزنی و ادامه ندی و بعدا پشیمون بشیو فکر میکنی داری واقعیت رو قبول میکنی اما واقعیت اینه که دنیا جای قشنگی فقط لازمه بهتر نگاهش کن

      پاسخ
  5. faezehگفت:

    سلام من تا به حال به خاطر زیاد بودن گناهام افسرده ام اما از حالا می خوام همیشه و همیشه و همیشه شاد باشم دنیا ارزش افسردگی تداره باید خدا را بخوایم فقط!!!!والا!

    پاسخ
  6. احسانگفت:

    خیلی ممنون از مطالب مفیدتون من قبلا آدم منزوی و درون گرایی بودم اما از موقعی که مطالب شما رو خوندم و این تمرین رو انجام دادم خیلی خیلی آدم شاد و پر جنب و جوشی شدم. واقعا ازتون ممنونم
    I love you

    پاسخ
  7. زهرا71گفت:

    سلام
    وقت بخیر
    بابت مطالب مفیدتون ممنون هستم….خواستم یه نکته ی راجع خودم بگم ….راجع یه مشکلی…من از دید همه ی اطرافیانم یه ادم قوی هستم یعنی تو شرایطی که هر کسی جای من بود، کم میورد من خیلی شکیبا و خوش بین و مثبت اندیش بودم(از وقتی یادم میاد!!) همش داشتم تلاش میکردم که اوضاع بهتر بشه و از زندگی لذت ببرم اما….شاید گفتنش خنده دار باشه اما الان کم اوردم ..قاطی کردم!!! یعنی همش (همه ناکامی هام)تلانبار شده و الان دارن خفم میکنننن:(((((((((….از همه هم سن و سالام بیشتر میدوم ..از همه بیشتر مسئولیت رو دوشمه…. ولی همش به بد بیاری میخورم…الان بیشترین نارضایتیم از شرایطه!! اینکه چرا من باید شرایطم این باشه و……
    خسته اممممممممممم خستههههه…..شاید همه بخوان منو نصیحت کنن …اما دیگه به ته دنیا رسیدم به ته تهشششششششششش……..:((((((((

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام ممنون از اینکه تجربه خودتون رو با ما در میون گذاشتید.

      ببینیند البته هر کسی در زندگی ناملایمات و سختی هایی رو داره و باید تحمل کنه. به نظر من در زمان مرگ دو کفه ترازوی خوشی ها و نا خوشی های انسان در طول زندگی با هم برابر هست.

      تفاوت در نگاه ما به اونهاست، اگر از خوشی ها زیادی سرمست نشیم و به ناملایمات هم بیش از اندازه اهمیت ندهیم میشه زندگی رو بهتر و ساده تر به پایان رسوند.

      ببینید منظورم اینه که اتفاقات خوب و بد تو زندگی همه ما هست، مهم اینه که ما به چه شکلی با اونها برخورد کنیم. یا در واقع نگاهمون به اونها چطور باشه. میشه در برابر بزرگترین مسائل زندگی هم با نگاه ساده و خالی از استرس و اضطراب به راحتی ایستاد و اونها رو پشت سر گذاشت.

      امیدوارم که هیچ وقت امیدتون به روزهای خوش رو از دست ندهید، چرا که همه روزها مثل هم هستن و این نگاه من و شماست که روز رو خوش یا نا خوش میکنه.

      موفق باشید

      پاسخ
      1. شبنم شکریگفت:

        باسلام ممنون از مطالب مفیدتون من خودم تجربه کرده ام وقتی دیدگاه خودمو نسبت به دیگران تغییر میدم نتیجه مثبتش رو دریافت می کنم

        پاسخ
    2. farhadگفت:

      سلام دوست عزیز
      متاسفانه شرایط ایران از لحاظ کار و مسائل اجتماعی خیلی بده ولی اینا فراموش نکن خودت از همه چیز قوی تری . خودت را باورکن . نه فقط با حرف بلکه ایمان داشته باش به خودت . به اینکه اگه بخوای هر کاری میتونی انجام بدی
      زندگی آیندت نتیجه افکاری است که الان داری و زندگی الانت نتیجه افکاریست که قبلا داشتی
      پس آینده ات را با اندیشه الانت بساز
      لطفا این کتاب را بخون . مطمئن هستم که سرنوشتت تغییر خواهد کرد
      نام کتاب : بیندیشید و ثروتمند شوید

      پاسخ
      1. شبنم شکریگفت:

        توزندگی هرچیزی رو دوست داشته باشی وبخواهی بدست می اوری

        پاسخ
    3. ناصرگفت:

      زهراجان منم قبلناخیلی مشکل داشتم ولی باس توکلمون به خدامون باشه …به نظرمن گذرزمانم همه چیوعوض میکنه.آینده شایدآنی نباشه که الان انتظارشوداریم..اصلاشایدآینده ایم درکارنباشه…..باوجودهرچی مشکله واسه یه ساعتم شده بشاددددددددد..

      پاسخ
    4. ……گفت:

      عزیز دلم انقدر زود جا نزن خدا به کسایی که بیشتر دوسشون داره سختی های بیشتری میده
      اصلا به کلمه خفه شدن و شرایط فکر نکن که مطمئن باش خوشی هاتو ازت میگیره
      میدونم سخته ولی برای پیشرفت کردن و قوی تر شدن باید سختی بیشتری بکشی
      به خدا توکل کن و روی مشکلات متمرکز شو
      ایشالا خدا کمکت کنه

      پاسخ
    5. فریدهگفت:

      سلام.عزیزم واسه هر کسی همیشه یه نقطه پایان وجود داره نقطه ای که از نظر تو نقطه آخر زندگیه اما بخدا همیشه نقطه شروع بهتر از نقطه پایانه ،عزیزم برای لحظه ای چشماتو ببند و سعی کن همه مشکلاتتو بپیچی بزاری کنار و این احساسو در خودت ایجاد کنی که هر غمی پایانی داره و این افکار خودته که باعث خوب یا بد بودن زندگیت میشه.عزیز دل خدا هرگز فراموشت نکرده فقط سعی کن کم به مشکلاتت بپیچی و آزاد زندگی کنی هر چیزی که باعث آزارته رهاش کن .به خودت حق خوب زندگی کردن بده مگه تو چی از دیگران کم تر داری فقط کافیه عاشق خودت باشی اونوقت ببین به کجا می رسی

      پاسخ
  8. بازتاب: به روز باشیم | قهوه داغ!
  9. hojiگفت:

    مطلبه خوبیه…ولی چطور بگم تا امتحانش نکردم نمیتونم نظر بدم به هر حال ممنون از این که به فکر جوونای دپرس هستین

    من خوراکه زمین خوردنم…
    تا پاشم و وایسمو دوباره از سر

    پاسخ
  10. ناصرگفت:

    حال همه ماخوب است شکرت خدا

    پاسخ
  11. yaldamohammadyگفت:

    ﺳﻼﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ

    پاسخ
  12. yaldamohammadyگفت:

    ﻫﺮ ﭼﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻢ

    پاسخ
  13. پولینگفت:

    واقعا مقاله‌ی ایده آلی بود.
    زیباتر از اون، استایل (رنگ‌بندی) زیبای وبلاگتون در کنار فونت زیبای ایران هستش.
    تبریک میگم.

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      ممنون از شما.

      شما هم مطالب بسیار خوب و مفیدی دارید در وبسایت خودتون امیدوارم که موفق باشید

      پاسخ
  14. حسنگفت:

    سلام دوستان . من از بچگی کار کردم تا بتونم درس بخونم و سختی های زیادی و متحمل شدم اما همیشه امیدم به آینده ای روشن بوده . یه روز یه دوستی بهم گفت اینقدر غصه آیندتو نخور …. گفتم چطور؟؟ گفت:: بالاخره یه روز یه تپه ای میریزه یه گودالیو پر میکنه . اون روز مفهوم حرفشو نفهمیدم اما الان همه چیز دارم . نمیتونم براتون بگم اون تپه چی یا کی بود که ریختو گودال زندگیمو پر کرد اما مطمعن باشید برای شما هم اتفاق میفته . یه کتاب هست که از خوندنش پشیمون نمیشید اما باید بگم نبایدبه شکل یه رمان بخونیدش . باید مثل سه وعده غذا که اکثر ما میخوریم, این کتابو حتما روزی یه بار مطالعه کنید و عمل کنید . کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین ترجمه گیتی خوشدل

    پاسخ
    1. فرهادگفت:

      بله کتاب خوبی هست
      و اکثر کتاب هایی که خانم گیتی خوشدل ترجمه کردند انرژی بخش هستند

      پاسخ
  15. حسنگفت:

    در ضمن از راهنمایی هاتون کمال تشکر را دارم . خیلی مطالب ارزشمندی ارایه دادید . ممنون

    پاسخ
  16. سیامکگفت:

    سلام خوبین؟
    راستش قوانین مربوط به این جهان همه و همه واقعی هستن یعنی منظورم قانون جذب و کارما و هر قانونی که شما میتونید با استفاده از اون به قدرت پول ارامش یا یک رابطه خوب برسید ولی باید به خودت قول بدین اگه کتابی میخونید اگه مقاله ای میخونید اگه سمیناری میرید یا از کسی چیزی رو میشنوید فراموشش نکنید چون دوباره برمیگردید سر خونه اول و اینکه منکر مزالب مربوط به این موضوع میشید و دیگه اوضاع خیلی بد تر از قبل میشه پس بیاییم شاد باشیم خوشحال مهربان و با ایمانننننن
    دوستتون دارم

    پاسخ
  17. ایزدیگفت:

    من خیلی افسرده و ناراحتم . از خانوادهام دورم هیچ چیز شادم نمی کنه

    پاسخ
  18. hajarگفت:

    ممنون از اینکه تجربتون را در اختیارمون گذاشتید.واقعا داشتم دیگه افسردگی می گرفتم . می خوام امتحانش کنم مطمئنم نتیجه می گیرم.

    پاسخ
  19. MAHگفت:

    مرسی از مطلب و کامنتای قشنگتون.

    پاسخ
  20. آموزش وردپرسگفت:

    مطلب جامع و مفیدی بود.. ممنون از انتشار اون

    پاسخ
  21. http://yeknam.comگفت:

    مطلب خوبی بود و امیدوارم زندگیه همه پر از شادی باشه اما در کل همیشه سعی کنید صلح قبل از هر کاری ورزش کنید و یک لیوان چای حتما بنوشید و صبح زود همیشه روحیه رو خیلی خوب میکنه.

    پاسخ
    1. هاناگفت:

      مرسی بسیار مفید بود ???

      پاسخ
  22. فرهادگفت:

    قدردانی همیشه حس خوبی به آدم میده
    قدردانی از خدا.. از خودمون… از عزیزانمون… از زندگی
    قدردانی رو دست کم نگیرید ?

    پاسخ
  23. سانازگفت:

    من حدود ۳ سال پیش این تمرین رو با هشتگ معروف #۱۰۰happydays شناختم و شروعش کردم. ۱۰۰ روز، بدون فاصله، سعی کردم در هر روز نکتۀ خوب و قشنگی برای ثبت کردن پیدا کنم. عکس می‌انداختم و به اشتراک می‌ذاشتم. واقعاً تأثیر مثبتی در من و زندگیم داشت.
    بعد از اون، ناخودآگاه در هر روز نکتۀ مثبتی پیدا می‌کنم. حتی اخیراً پیش اومده بود که هیچ نکتۀ مثبت، حتی کوچکی در طول یک روز پیدا نکردم، در نتیجه شب قبل از خواب، خودم اثر مثبتی درونم خلق کردم و نذاشتم روزم بد تموم بشه.
    به همه توصیه می‌کنم این تمرین رو دست‌کم نگیرن. واقعاً تأثیر داره.

    پاسخ
  24. احسان ترکیگفت:

    برای توضیحات کامل و انجام دقیق این تمرین ، میتونید به کتاب معجزه سپاسگزاری خانم راندابرن رجوع کنید.

    پاسخ
  25. تیناگفت:

    هیچ تاثیری نداشت.گیر آوردین ملتو

    پاسخ
  26. رهاگفت:

    سپاس بخاطر پیشنهاد عالیتون

    پاسخ
    1. رهاگفت:

      خواهش میکنم

      پاسخ
  27. یاسر مطیعیگفت:

    از قدیم گفتن به هر چی فکر کنی سرت میاد . حالا میخواد مثبت باشه یا منفی
    این مقاله هم مصداق همین جمله است. یه جورایی همون قانون جذب هست.
    تشکر فراوان مهندس علوی زاده بابت این مطالب انرژی بخش

    پاسخ
  28. مهلاگفت:

    مطالبتون خیلی خوبن
    ممنون
    من چند وقتیه که همه اش درباره ی آینده نگرانم میترسم عزیزانم رو از دست بدم و میترسم اتفاقات بدی بیفتن نمیدونمکچی کار کنم که این افکارو از ذهنم بیرون کنم
    خواهش میکنم کمکم کنین

    روش «۵ چرا» برای رسیدن به ریشه مشکل

    همیشه یکی از دغدغه های ما این هست که بتونیم دلیل اصلی یا ریشه یک اتفاق را پیدا کنیم و مشکل رو بصورت ریشه‌ای حل کنیم. در زندگی روزمره، کسب و کار و یا حتی مسایل مهم مملکتی اگر نتونیم ریشه مشکل رو درست تشخیص بدیم نخواهیم توانست راه حل مناسبی رو هم پیدا کنیم.

    برای همین بعد از ارایه راه حل و انجام اون می‌بینیم که مشکل برطرف نشده و یا به شکل دیگه‌ای بروز کرده! (مثل خیلی از راه‌حل‌هایی که امروزه در سطح جامعه زیاد می‌بینیم!!)

    در این تجربه یک روش جالب و بسیار کاربردی رو آوردم که من خودم بارها از اون استفاده کردم. هم تو کار و هم برای برخی از مشکلات غیر کاری. با این روش شما خواهید توانست برای هر مشکلی راه حل مناسب و درمان قطعی پیدا کنید.

    این روش که به «۵ چرا» (۵Whys) معروف هست اولین بار توسط آقای «ساکچی تویودا» از موسسین شرکت عظیم تویوتا (TOYOTA) و همینطور از رهبران بزرگ انقلاب صنعتی ژاپن، مطرح شد و هنوز هم در این شرکت برای رسیدن به ریشه و پاسخ مناسب مشکلات این روش بکار میرود. من زیاد نمی خوام به تاریخچه و نحوه پیدایش  بپردازم ولی اگر شما علاقه مند هستید می تونید در اینجا بیشتر مطالعه کنید.

    در این روش برای رسیدن به ریشه مشکل ۵ بار پشت سر هم می‌پرسیم چرا. به هر یک پاسخ میدیم و بعد یک چرا اول پاسخ می‌گزاریم و دوباره میپرسیم.

    گاهی اوقات وقتی ریشه مشکل رو پیدا میکنیم تازه متوجه میشیم که چقدر میتونه اون ریشه دور از ذهن باشه و در واقع بصورت عادی ممکن هست هیچ وقت به اون نرسیم.

    یک مثال خیلی ساده میزنم، فرض کنیم من دارم با ماشین، پسرم رو میبرم به مدرسه که وسط راه ماشین بنزینش تموم میشه و خاموش میشه! حالا هم مدرسه پسرم دیر میشه و هم من خیلی وقتم به هدر میره.(یک مشکل) تصمیم گرفتم که کاری کنم که دیگه این اتفاق نیفته پس باید راه حلی براش پیدا کنم و برای پیدا کردن راه حل باید اول بتونم ریشه مشکل رو پیدا کنم.

    حالا می خوام ببینم ریشه این مشکل چیه. از خودم چرا های زیر رو میپرسم.

    ۱- چرا بنزین تموم شد؟ -پاسخ: چون باک بنزین ماشین خالی شد و من هم بنزین نزدم.

    ۲- چرا بنزین نزدم؟ -پاسخ: چون حواسم به چراغ بنزین نبوده و یا دیدم و توجهی نکردم.

    ۳- چرا حواسم به چراغ بنزین نبوده و یا توجه نکردم؟ -پاسخ: چون فکرم این روزها خیلی درگیر بوده.

    ۴- چرا فکرم این روزها درگیر بوده؟ (در واقع درگیر چی بوده؟) -پاسخ: فکرم درگیر کارم هست و اصلا کارم درست پیش نمیره.

    ۵- چرا کارهام درست پیش نمیره؟ -پاسخ: چون حجم کارهام زیاده و نمی‌تونم به همشون برسم.

    هنوزم می تونیم این پرسیدن چرا رو ادامه بدیم ولی تا همینجا به ریشه مشکل رسیدم و فهمیدم که اگر من بتونم تو کارم برنامه ریزی داشته باشم و طبق برنامه عمل کنم دیگه ماشینم بدون بنزین نخواهد موند!

    البته این مثال خیلی ساده بود و می تونست مشکل بزرگتری باشه ولی در این مثال خوب می‌بینیم که ریشه اصلی یک مشکل به ظاهر ساده چقدر میتونه دور از ذهن و در جایی باشه که اصلا در نگاه اول دیده نمیشه. با پیدا کردن و برطرف کردنش هم مشکل اصلی حل خواهد شد و هم دیگر مشکلاتی که از آن ناشی می‌شود نیز خودبخود حل می گردد.

    آقای Charles Duhigg (نویسنده کتاب بسیار موفق «قدرت عادت») در یک کتاب خیلی خوب دیگه ای به نام Smarter Faster Better: The Secrets of Being Productive in Life and Business که سال ۲۰۱۶ نوشته (که نمی‌دونم به فارسی ترجمه شده یا نه) هم به این روش پرداخته و در اون یک مثالی میزنه که بد نیست خیلی اجمالی به اون هم اشاره کنم.

    مشکل اینه که آقای داهیگ میگه «من و همسرم یک مشکلی داشتیم، اینکه شبها نمی‌تونستیم به همراه بچه‌هامون شام بخوریم.  برای همین با استفاده از این روش خواستیم ببینیم ریشه مشکل چیه.»

    ۱- چرا هیچ وقت برای شام نمی‌تونیم با بچه‌هامون باشیم؟ – چارلز داهیگ:«چون من و همسرم معمولا شبها خیلی دیرتر از اونی که باید برسیم به خونه میرسیم.»

    ۲- چرا دیر به خانه میرسیم؟ – «چون با وجود داشتن کارمندان خوب، باز هم کارهای زیادی برای آخر وقت می‌ماند که آنها باید انجام دهند. و ما هم منتظر می‌مانیم تا کار آنها تمام شود.»

    ۳- چرا آنها کارهای زیادی برای انجام دادن در آخر وقت دارند؟ – «زیرا آنها همیشه می‌خواهند صبح‌ها به موقع سرکار حاضر شوند، ولی همیشه با عجله و شتابزده و همینطور دیر می‌رسند و معمولا هم با کارها یا جلسات بزرگ و مهمی که باید در آن لحظه انجام دهند روبرو می‌شوند.»

    ۴- چرا آنها صبحها دیر به سر کار میرسند؟ -چون آنها با اینکه صبح زود از خواب بیدار میشوند گاهی تا ۲۰ دقیقه از وقت خود را برای حاضر کردن بچه های خودشان برای رفتن به مدرسه، صرف میکنند.

    ۵- و در نهایت چرا این مقدار زمان میبرد که بچه ها را برای رفتن به مدرسه آماده کنند؟ – برای اینکه بیشتر این زمان برای پیدا کردن لباسها و وسایل مدرسه‌ی بچه ها صرف میشه.

    خوب حالا اینجا چارلز داهیگ میگه که «راه حل اینجا اینه که کارمندان باید شب قبل همه‌ی لباسهای بچه ها رو آماده کنند تا صبح ها مجبور نباشند وقت زیادی صرف پیدا کردن اونها کنند.» همینطور به سمت بالا مشکلات حل میشه و در نهایت داهیگ و همسرش می‌تونند شبها در کنار بچه های خودشون باشند.

    در این مثال هم می‌بینیم که ریشه مشکل اصلا ارتباطی به خود آقای چارلز و همسرش نداشته و کلا در جای دیگه‌ای بوده.

    از این مثالها زیاد میشه آورد و شما می‌تونید همین الان بشینید و برای چندتا از مشکلاتی که دارید هم به این روش ریشه‌یابی کنید.

    اما چندتا نکته مفید در انجام این روش:

    • اول اینکه تا حد امکان سعی کنید اینکار را به کمک یک یا چند نفر دیگه انجام بدین. یعنی اول یک تیم ریشه یابی بسازید. مثلا فرض کنیم در شرکت شما تعداد مشتریان ناراضی از روند تحویل سفارش زیاد شده. حال باید با همکاران خودتون بشینید و با استفاده از پرسیدن ۵ چرا به ریشه مشکل برسید.

     

    • نکته بعدی این هست که ممکنه در پاسخ برخی از چرا ها به چند شاخه برسیم. یعنی ممکنه دوتا یا بیشتر پاسخ برای یک چرا وجود داشته باشه. اشکالی نداره شما میتونید از اونجا دو یا چند مسیر رو طی کنید و برای هرکدوم چراهای جداگانه بپرسید و در هر مسیر به ریشه‌ی آن برسید.

     

    • نکته آخر هم اینکه اینجا عدد ۵ شاید بر اساس تجربه و بررسی بدست اومده باشه ولی ممکنه شما با پرسیدن ۴ چرا به ریشه برسید و یا حتی ممکنه بیشتر از ۵ تا چرا لازم داشته باشید.

    امیدوارم که این روش رو در زندگی کاری و شخصی خودتون انجام بدین و زندگی خوب با کمترین مشکل رو داشته باشید.

    ارسال شده در۱۲ اردیبهشت ۹۶دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌ها۵ چرا، 5whys، حل مشکلات، راه حل مشکل، روش حل مشکل، ریشه مشکلات، ریشه یابی، زندگی شاد، مشکل یابی

    8 دیدگاه برای «روش «۵ چرا» برای رسیدن به ریشه مشکل»

    1. محسن برجیگفت:

      راهکار کاربردی و خوبی است؛ مبتنی بر تجربه‌های واقعی از زندگی.
      ممنون از به اشتراک‌گذاری.

      پاسخ
    2. بهروز کریمیگفت:

      تجربه بسیار کاربردی بود من قبلاً هم از این روش استفاده می کردم، فوق العاده جواب می ده!

      پاسخ
    3. میرهادی خطیبیگفت:

      بسیار پر محتوا بود. تشکر

      پاسخ
    4. بهارگفت:

      مفید و جالب بود .

      پاسخ
    5. اژدریگفت:

      ایده جالب و البته کاربردی.
      سپاس
      کتاب باهوش تر، سریع تر، بهتر توسط انتشارات آرایان، در سال جاری (۱۳۹۶) و با ترجمه سرکار خانم المیرا محمدی منتشر شده است.

      پاسخ
    6. یاسر مطیعیگفت:

      آیا ممکنه برای بعضی چرا ها جوابی نباشه ؟

      پاسخ
    7. پرینترگفت:

      خیلی ممنونم از این اطلاعات خوبی که به رایگان در اختیارمون میزارید.موفق باشید

      پاسخ
    8. علیگفت:

      جناب علوی زاده با سلام و خسته نباشید،چرا کم کار شدین؟مطالب شما خیلی مفید هستن،ممنون میشم باز هم مطالب جدیدی بنویسین…
      سلامت باشید

      روش بیست ثانیه برای مقابله با به تعویق اندازی انجام کارها

      شما هم مثل من در انجام دادن کارهای روزمره یا وظایف کاری و درسی خودتون یک احساس تنبلی یا اصطلاحاً پشت گوش اندازی داشتین؟

      قبلا هم در این مورد نوشته بودم که ترس یکی از دلایل اصلی بسیاری از مشکلات ما از جمله همین پشت گوش اندازی کارهاست. ترس از اینکه انجام کار برامون راحت نباشه و ما رو از محدوده راحت خودمون دور میکنه. همینطور ترس از اینکه نتونیم اون کار رو به نحو احسن و به بهترین حالت ممکن انجام بدیم هم می تونه دلیل انجام ندادن یک کاری باشه.

      این مشکلی هست که در زمینه های مختلف دیده میشه و می تونیم بصورت روزمره در خودمون و دیگران به دفعات ببینیم.

      برای حل این مشکل من راههای زیادی رو امتحان کردم و مطالب و مقالات زیادی رو مطالعه کردم، اما نکته مهمی که بهش رسیدم و حداقل در بیشتر موارد پشت گوش اندازیهای من صادق بود در واقع مشکل در شروع کار بود.

      همیشه شروع کردن یک کار، سخت‌تر و نیازمند انرژی، قصد و اراده بیشتری است تا ادامه دادن آن.

      البته اینجا منظور من کارهایی هست که در زندگی و کار باید حتما انجام دهیم و در واقع به نوعی بنا به وظیفه متعهد به انجام اون هستیم ولی فکر میکنیم که می تونیم اون رو بعداً هم انجام بدیم. مثل درس خوندن شب امتحان دیگه کاری هست که هر دانش آموز و یا دانشجویی انجام میده، ولی خوندن درس در طول ترم کاری هست که باید بتونیم انجام بدیم و معمولا هم انجام نمیدیم و پشت گوش میندازیم.

      حالا در این تجربه که خودم خیلی از اون استفاده میکنم می خواهیم به از بین بردن مانع برای شروع یک کار بپردازیم.

      نام روش رو بر اساس کاری که باید انجام بدیم روش بیست ثانیه ای گذاشتم. یعنی اینکه از لحظه‌ای که قصد انجام یک کاری رو میکنید و یا اینکه حس میکنید الان وقت انجام اون کار هست، بدون هیچ فکری در کمتر از بیست ثانیه اولین حرکتی که برای انجام اون کار لازم هست رو انجام بدین.

      یعنی مثلا اگر قصد نظافت اتاقتون رو دارید، وقتی نشستین تو اتاق و به فکرتون میرسه که باید اتاق رو تمیز کنم سریع و بدون فکر کردن از جا بلند شین و مثلا جارو برقی رو بردارین و بیارین وسط اتاق.

      یا مثلا می خواهین مطلبی تو وبلاگ بنویسید سریع روی گوشی یا سیستمتون یک ادیتور باز کنید و نوشتن تیتر رو شروع کنید.

      اتفاقی که می‌افتد اینست که خودبخود کار ادامه پیدا میکنه و احتمال زیاد به اتمام هم میرسد.

      حالا دلیل علمی‌ای که میشه برای این روش آورد اینه که این ذهن شماست که با مقایسه کردن شرایط فعلی شما که احتمالا راحت هستین و شرایط در حین انجام کار که خوب ممکنه زیاد راحت نباشین برای شروع کار بهانه می آورد و به نوعی سد راه شما برای انجام کار خواهد شد.

      اما وقتی بلافاصله اقدام کنید در واقع فرصت بهانه آوردن و مقاومت به ذهن نمیدید و تا اون بخواد یک جوری شما رو مجبور به موندن در اون حالت کند شما کار رو شروع کردین.

      یک روشی هم برای مقابله با مشکل به تعویق اندازی شروع کارها و عادتهای جدید قبلا گفته بودم که کوچک کردن کردن اونهاست که اونجا هم گفته شد برای انجام یک کار باید مقاومت ذهن رو در هم شکست.

      امیدوارم که این تجربه براتون مفید باشه.

      ارسال شده در۲۷ اسفند ۹۵دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاانجام کار، به تعویق اندازی، پشت‌گوش اندازی کارها، مقاومت ذهن

      7 دیدگاه برای «روش بیست ثانیه برای مقابله با به تعویق اندازی انجام کارها»

      1. محسن برجیگفت:

        جناب علوی زاده عزیز،
        یادداشت کاربردی و مؤثری بود.
        از آن دست تجربه‌هایی که در عین سادگی، خیلی هم کارا هستند.
        ممنون از به اشتراک‌گذاری آن.

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          سلام جناب برجی،
          ممنونم از شما که دنبال میکنید نوشته ها رو و میدونم که خودتون در این زمینه ها استاد هستین.

          آرزوی بهترینها رو براتون دارم

          پاسخ
      2. آرمان ناصرانی پورگفت:

        عالی بود

        پاسخ
      3. بهروزگفت:

        ممنون
        اشتراک این تجربه میتونه در به سرانجام رساندن خیلی از کارهایی که ما قصد انجام آن را داریم کمک کنه.

        پاسخ
      4. محمدگفت:

        بسیار عالی بود حرف نداشت من این موضوع رو تو برنامه ted نگاه کرده بودم که اسم این موضوع روpanic monsterگذاشته بود اما راهکارش اصلا به اندازه که روش شما آدم رو به هیجان می آره نمی آورد. ممنونم

        پاسخ
      5. بهار.سگفت:

        خوب بود .مرسی

        پاسخ
      6. زکیهگفت:

        سلام .من به این موضوع به صورت تجربی پی بردم ممنون.
        اگه مطلب در مورد سحر خیزی هم بزارید عالی میشه

        پاسخ

      لذت از زندگی با داشتن رازهای کوچک

      همیشه انسان به دنبال لذت بردن از زندگی بوده و هست. فلاسفه بسیاری در این مورد گفته‌اند و نوشته‌اند، حتما بعدا در مورد برخی از انها خواهم نوشت، اما اینجا قصد دارم تا یک تجربه خوب و کاربردی را با شما به اشتراک بزارم در مورد یک راه برای اینکه شادی و لذت رو در درون خود به بهترین نحو حس کنیم.

      البته اشتراک این تجربه به نوعی نقض همین تجربه هست! چرا که چیزی که می خوام بگم اینه که نباید در این مورد چیزی بگین! میدونم خیلی گیج کننده بود اما اگر با من همراه باشید در آخر متوجه میشید چرا میگم نباید بگم.

      مدتی پیش در کتاب معجزه و رازهای موفقیت نوشته سریکومار رائو (که پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را بخونید) یک روشی را خواندم که البته در چند جای دیگر و از افراد دیگری (به روشهای مختلف) هم بیان شده است.

      قبل از این، یک نکته‌ای رو لازمه ذکر کنم که عموما ما در موردش اشتباه میکنیم و آن اینست که فکر میکنیم اگر در مورد کارهای خوب و مفیدی که انجام میدهیم با دیگران صحبت کنیم، کار خوبی هست و باعث میشود از انجام آن کار لذت ببریم. ولی در واقع این گفتن و صحبت کردن در مورد کارهای خوبی که در زندگی انجام میدهیم تنها از روی«نیاز به تایید شدن» از طرف دیگران هست. و این «نیاز به تایید دیگران» چیزی هست که اگر گرفتارش بشویم واقعا شادی و لذت از زندگی ما خواهد رفت و در حالت افراطی باعث از دست دادن اعتماد به نفس در درون ما میشود.

      یکی از بهترین کارهایی که انسان میتواند برای شاد کردن زندگی خودش انجام بدهد اینست که هیچ توجهی به اینکه دیگران چه نظری در مورد کارهای او دارند، نکند.

      بله کاملا درست متوجه شدید به معنای