لیست کامل کلمات مترادف فارسی حرف ی

يا: 1 الا، اي، ايا، هان، هاي 2 اگر 3 خواه

يائس: 1 يائسه، بي حيض 2 عقيم 3 مايوس، نااميد، نوميد يابس: خشك، قابض، يبوست آور يابو: 1 اسب باركش، استر، يابو 2 نفهم ياخته: 1 سلول 2 آخته 3 آموخته، پرورده

ياد: 1 ذكر، يادآوري، يادكرد 2 حافظه 3 آموزش، تعليم 4 خاطره 5 انديشه، خاطر، فكر 6 يادبود، & فراموشي

يادآور: خاطرنشان، متذكر

يادآوري: تذكار، تذكر، خاطرنشان، ، ياد، يادكرد يادبود: خاطره، يادگار، يادمان، يادواره يادشده: مذكور، مزبور، نامبرده يادكرد: تذكر، تذكير، ياد، يادآوري يادگار: 1 يادبود، يادمان 2 خاطره، يادواره يادگيري: 1 آموزش، تعلم 2 آموزشي 3 تعليم

يار: 1 جانانه، جانان، دلبر، دلداده، دلدار، محبوبه، محبوب، معشوق، نگار، ول 2 حبيب، خليل، دوست، رفيق، صديق، محب 3 صحابه، مصاحب، معاشر، همدم، همراه، هم صحبت، همنشين 4 پشتيبان، حامي، دستگير، دستيار، دوستدار، طرفدار، كمك، مددكار، معاضد، معاون، معين، ناصر، نصير، ياور 5 هم بازي، هم تيمي & اغيار، دشمن

يارا: استطاعت، تاب، تحمل، توان، طاقت، فرصت، قدرت، قوه، مجال، مقاومت، نيرو يارانه: 1 سوبسيد 2 دوست وار، دوست وارانه & خصمانه، دشمنانه يارو: 1 حضرت، طرف، فلاني، مكيم 2 ياردانقلي

ياره: 1 سينه ريز، طوق، گردن بند 2 دست برنجن 3 باج، خراج 4 تاب، تحمل، مقاومت، يارا

ياري: 1 اعانت، امداد، حمايت، خلط، دستگيري، رفاقت، عون، غوث، كمك، مدد، مساعدت، مظاهرت، معاضدت، معاونت، هم دستي، همراهي، ياوري 2 دوستي، مصادقت ياري جويي: استعانت، استمداد، كمك خواهي، كمك طلبي، مددخواهي ياريگر: پشتيبان، حامي، ظهير، مددكار، معاضد، ناصر ياسا: 1 قانون 2 سزا، سياست، قصاص، كيفر

ياسر: 1 چپ، يسار 2 قمار، ميسر 3 قمارباز، مقمر، ، يسير ياسمن: سمن، ياسمين

ياغ: سركش، طاغي، گردنكش، نافرمان، ياغي & رام، مطيع

ياغي: سركش، شورشي، طغيانگر، عصيانگر، گردنكش، متجاسر، متمرد، نافرمان & رام، مطيع ياغيگري: تجاسر، تمرد، سركشي، طغيان، عصيان، گردنكشي، نافرماني & اطاعت، فرمانبري يافتن: 1 پيدا كردن، جستن، كشف 2 درك كردن، فهميدن & گم كردن يال: 1 گردن 2 زور، قدرت، قوه

ياور: 1 پشتيبان، حامي، دستگير، دستيار، ظهير، كمك، مددكار، معاون، معاضد، معين، ناصر، نجده، نصير، يار 2 سرگرد

ياوري: تاييد، عون، كمك، مدد، معاضدت، نصرت، همرايي، ياري

ياوه: اراجيف، بي معني، بيهوده، پوچ، ترهات، جفنگ، چرت، چرند، حرف مفت، ژاژ، ژاژ، عبث، لاطائل، لغو، ليچار، مزخرف، مهمل، هذيان، هرز، يافه ياوه درا: بيهوده گو، ژاژاخا، هرزه خا، ياوه سرا

ياوه سرا: بيهوده گو، ژاژخا، ليچارباف، مهمل باف، ياوه درا ياوه گو: پراكنده گو، فضول، وراج، هرزه درا

ياس: بي مرادي، حرمان، دلسردي، دلشكستگي، ، سرخوردگي، نااميدي، ناكامي، نامرادي، نوميدي & اميد

ياس آميز: نوميدانه، ياس آلود & اميدوارانه يبس: خشك & لين يبوست: خشكي، قبض & لينت يبوست آور: يابس، يبوست زا & ملين

يتيم: 1 بي پدر، پدرمرده 2 بي مانند، بي نظير يتيم خانه: پرورشگاه، دارالايتام يحتمل: احتمالاً، شايد، محتملاً & محققاً

يخ: 1 بارد، يخ بندان 2 بي لطف، بي مزه، خنك، لوس يخ زدگي: انجماد، تجمد، يخ بندان يخ زده: بسته، ، منجمد، يخ بسته يخبندان: برودت، سرما، يخ زدگي يخه: جيب، گريبان، يقه

يد: 1، دست 2 سلطه، قدرت، نفوذ 3 ارتباط، رابطه يدكي: اضافي، زاپاس، يدك

يراق: 1 چفت، قفل 2 اسباب، اسلحه، سازوبرگ، فراويز يرغو: استنطاق، بازپرسي، سياست

يزدان: آفريدگار، اﷲ، ايزد، پروردگار، جان آفرين، خدا، رب & شيطان يزداني: الهي، ايزدي، رباني، صمداني & شيطاني يزك: پيش قراول، ديده بان، ديده ور، قراول

يسار: 1 چپ، ميسره، ياسر 2 استطاعت، تمول، توانگري 3 شوم، ناميمون & يمين يسر: 1 آساني، سهولت، يسير 2 توانگري & عسر يغما: تاراج، تالان، چپاول، غارت، غنيمت، نهب يغماگر: تاراجگر، چپاولگر، چپوچي، غارتگر يقظه: 1 بيداري 2 شب زنده داري، شبگيري & نوم يقه: جيب، گريبان، يخه

يقين: 1 اطلاع، اطمينان، اعتقاد، ايقان، باور، بصيرت 2 بي شبهه، بي گمان، حتمي، قطع، مسلم يقيناً: البته، بالقطع، بدرستي، براستي، بي ترديد، بي شبهه، بي گمان، قطعاً، محققاً، مسلماً، مطمئناً يقيني: 1 حتمي، قطعي، محقق، مسلم 2 اعتقادي، باوري

يكتا: 1 تنها، فرد، مفرد، منفرد، واحد، وحيد، يگانه 2  بيمانند، بي نظير،  بيهمال،  بيهمتا 3  يكدانه، يك عدد

يكتاپرست: حنيف، خداپرست، موحد & بت پرست يك ثلث: سه يك

يكجا: روي هم رفته، كلاً، مجموعاً، يك كاسه

يك جانبه: يك جهته، يكراهه، يكسويه، يك طرفه & چندجانبه

يك جهت: هم آهنگ، همرس، يك سو يكدل: بي ريا، صميمي، متفق، متفق القول، مخلص

Previous Entries لیست کامل کلمات مترادف فارسی حرف ه Next Entries