لیست کامل کلمات مترادف فارسی حرف ژ

ژاژخا: بيهوده گو، هرزه درا، هرزه لاف، ، ياوه درا، ياوه سرا

ژاژخايي: بيهوده گويي، هرزه درايي، ياوه درايي، ياوه سرايي

ژاله: 1 بشك، جليد، شبنم، طل 2 جاله

ژاندارم: امنيه

ژتون: بن، كوپن

ژرف: عمق دار، عميق، گود، نغول

ژرفا: 1 ژرفنا، عمق، قعر، گودي 2 غور، كنه

ژرف بين: دورانديش، ژرف نگر، عاقبت انديش، غوررس

ژرف نگر: دقيق، ژرف بين، عاقبت انديش

ژرفنا: 1 ته، عمق، قعر 2 غور

ژست: ادا، اطوار، حركات، قيافه

ژله: لرزانك

ژن شناسي: ژنتيك

ژنتيك: ژن شناسي

ژند: 1 پاره، خرقه، كهنه 2 آتش زنه، چخماق

ژنده: پاره، پاره پوره، پوسيده، خرقه، خلق، غاز، فرسوده، كهنه، مندرس

ژنده پوش: پاره پوش، خرقه پوش، كهنه پوش

ژنراتور: دينام، دينامو، مولد

ژنرال: امير، سپهبد، سرتيپ، سردار، سرلشكر، مير

ژورنال: روزنامه، مجله، مجله مد

ژورناليست: جريده نگار، خبرنگار، روزنامه چي، روزنامه نگار

ژوليدگي: آشفتگي، پريشي، شوريدگي

ژوليده: آشفته، پريشان، درهم، كاليده & بسامان، مرتب

ژيان: 1 خشمگين، دمان، غضبناك 2 درنده، سبع

ژيگولو: فكلي، قرتي &

ژيگولت سئانس : 1 جلسه، نشست، مجلس، اجلاس  سئانس : نشست، اجلاس، جلسه

Previous Entries لیست کامل کلمات مترادف فارسی حرف ز Next Entries امکانات سایت درج نشده