رابطه بین خودتوصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل

هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی و خود توصیف گری بدنی با زضایت زناشویی معلمان متاهل شهر صومعه سرا بود. مطالعه حاضر توصیفی از نوع پژوهش های همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان زن متاهل شهر صومعه سرا بود که در طول سال تحصیلی 93 -94  در آموزش و پرورش مشغول به کار می باشند. و با استفاده از روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس  انتخاب اعضای نمونه پژوهش اقدام شد . حجم نمونه حدوداً 120 نفر است که به ازای هر متغیر پیش بین 40 نفر تعیین شده است. دراین تحقیق برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. برای سنجش متغيرها و فرضیه های پژوهش، از آزمون های آماری پارامتریک ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. در ضمن كليه عمليات آماري با استفاده نرم افزار20[1]spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان دادند که؛ مقادير همبستگی بین خودتوصیف گری بدنی و مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل از نظر آماری معنی دار است(01/0>p). بين خودتوصیف گری بدنی با رضایت زناشویی، همبستگی مثبت به میزان (35/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است(01/0>P). بين مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی، همبستگی مثبت به میزان (47/0 =r) وجود دارد که از نظر آماری معنی دار است(01/0>P). و پیش بینی رضایت زناشویی معلمان زن متاهل بر اساس خودتوصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی معنی دار است.

کلید واژه : خودتوصیف گری بدنی ، مهارتهای ارتباطی، رضایت زناشویی ، معلمان زن متاهل

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول:

کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1- مقدمه

خانواده مهمترين نهاد اجتماعي در جوامع انساني است كه تكوين و پرورش شخصيت افراد در آن شكل مي‌گيرد. براي اينكه خانواده بتواند كاركردهاي اصلي خود را به خوبي ايفا نمايد، لازم است امنيت و آرامش در كانون آن رخنه كند. واقعيت اين است كه در فرآيند چرخه زندگي خانواده مسايل و مشكلاتي بوجود مي‌آيد كه آرامش آن را هر چند براي مدت كوتاهي سلب مي‌كند (ریتزر[2]،2003). در اين ميان افزايش طلاق نيز از مسائل مهمي است كه پژوهشگران اجتماعي را بيشتر متوجه مسئله رضايت مندي زناشويي مي‌كند. از همين رو است كه از دهه 1990 تا به حال نسبت به دهه‌هاي قبل، اين مسئله، توجه تعداد زيادي از محققين، در رشته‌هاي مختلف و با اهداف گوناگون را به خود جلب كرده‌است(براد بری و همکاران [3]،2004). رضايت‌مندي زناشويي پيامد توافق زناشويي  است و به صورت دروني احساس مي‌شود. اصطلاح توافق زناشويي، رابطة مناسب زن و شوهر را توصيف مي‌كند. در رابطه با توافق بالا، هر دو زوج به گونه‌اي رفتار، تصور و ادارك مي‌كنند كه گويا نيازها و انتظار‌هايشان برآورده شده و چيزي وجود ندارد. كه در روابطشان خلل ايجاد كند. در ازدواج بدون توافق زناشويي مشكلات موجود ميان زوجين به حدي بالاست كه آنها را از احساس برآورده شدن نيازها و انتظارات باز مي‌دارد. اغلب زوج‌ها، جايي بين اين دو انتها قرار دارند و زمينه‌هايي از توافق و نبود توافق را تجربه مي‌كنند.(حیدری،1385). رضايت‌مندي زناشويي حالتي است كه طي آن زن و شوهر از ازدواج با يكديگر و با هم بودن احساس شادماني ورضايت دارند.(میر احمدی زاده،1382). اغلب رضايت‌مندي زناشويي را به صورت نگرش‌ها يا احساسات كلي فرد راجع به همسر و رابطه‌اش تعريف مي‌كنند. يعني رضايت‌مندي زناشويي يك پديده درون‌فردي و يك برداشت فردي از همسر و رابطه است. چنين تعريفي از رضايت‌مندي زناشويي بيانگر آن است كه رضايت‌مندي يك مفهوم تك بعدي و مبين ارزيابي كلي فرد دربارة همسر و رابطة اوست(فرح دوست،1386). شناخت عوامل مؤثر در روابط زناشويي، مهار و مديريت آن يكي از روش‌هاي درخور توجه در حل مشكلات زناشويي و رسيدن به رضايت از زندگي زناشويي به شمار مي‌رود.

 

 

1-2- بیان  مساله

رضایت زناشویی موضوعی است که توجّه مشاوران و روانشناسان خانواده را به خود معطوف کرده است. بعضی از پژوهش گران رضایت زناشویی را به عنوان کیفیت رابطه زناشویی در نظر گرفته اند. این احساسات ذهنی میتواند به عنوان رضایت تلقی شود، و به عنوان تداوم رفتارهای واقعی و یا ویژگی های ازدواج مورد توجّه قرار گیرد (فقیر پور، 1383). بک (1967) معتقد است در زمینه رضایت زناشویی برداشت زن و شوهر از رفتار همدیگر بیش از رفتار حائز اهمیّت است. فردی که رضایت زناشویی بالایی داشته باشد نسبت به زندگی اش نگرش مثبتی دارد و برعکس اگر فردی از زندگی زناشویی اش ناراضی و ناخشنود باشد، نگرش منفی به زندگی و خود در او شکل می گیرد. ارتباط و مهارتهای ارتباطی در زندگی انسانها، بخصوص در زندگی زناشویی اهمیت فراوان دارد و مانند بستری است که سایر ابعاد زندگی زناشویی را در بر می گیرد. مشکلات ارتباطی شایعترین شکایتی است که زوج های جویای کمک بیان می کنند(شیرالی نیا، 1387). مهارتهای ارتباطی  شامل مهارتهای متفاوتی هستند، به عنوان مثال، توانایی گوش دادن فعالانه به عنوان یک مهارت اساسی در روابط بین فردی همواره مورد توجه بوده است(امین چهارسوقی، 1381). پژوهش های زیادی نشان می دهند که آموزش  مهارتهای ارتباطی و اصول صحیح برقراری ارتباط به همسران، سازگاری آنها را در زندگی زناشویی افزایش می دهند و موجب رشد و تکامل احساسات و ارزش های خانواده می شود.

تصور از خود همان خود ادراك شده است يعني يك نقطه نظر عيني از مهارت ها، خصوصيات و توانایی ها يی كه  فرد از خود دارد(پاپ و مک هال[4] ، 1988). کش و استرچان[5] (2002) تصور از بدن را به احساسات شخصی در رابطه با بدن و ظاهر فیزیکی مربوط می دانند. بحث در رابطه با تصور از بدن بیشتر به سمت بررسی نارضایتی از بدن پیش رفته است ( هوانگ، نورمن، زابینسکی، کالفاز  و پاتریک ، 2007).  برخی از مطالعات نشان داده اند که احساسات منفی درباره بدن با عاطفه منفی، عزت نفس پایین و آسیب پذیری به افسردگی مرتبط می باشند. پژوهشگران در مطالعه ای به این نتیجه رسیدند که تصور ناراضی کننده درباره بدن با رضایت پایین از روابط رومانتیک و سازش کلی روان شناختی مرتبط است و این عوامل باعث کاهش رضایت از زندگی می شود(ادمان وهمکاران ، 2005). تصویر بدنی در برگیرنده اطلاعات، احساسات و ادراکات آگاهانه و غیر آگاهانه شخص در مورد بدن می باشد. این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند. تغییر تصویر ذهنی بدن در پی تغییرات قابل مشاهده در بدن می تواند تاثیر زیادی روی شخصیت و رفتار فرد داشته باشد. این تصویر ذهنی عامل اساسی در تعیین چگونگی تعامل فرد با دیگران محسوب می شود. تصویر منفی از بدن می تواند منجر به احساسات منفی درباره شکل بدن شود و به عنوان یک عامل خطر و نگهدارنده در آسیب شناسی روانی ذکر شده است(ادمان و همکاران، 2005). با توجه به موارد گفته شده  این پژوهش درصدد پاسخ به این سوال هست که آیا بین خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

   رابطه زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است. داشتن رابطه با همسر، می تواند سرچشمه احساس آرامش، حمایت و لذت برای هر کس باشد و این در حالی است که همین رابطه گاهی می تواند به منشا اضطراب، احساس ناکامی و نارضایتی تبدیل شود. زمانی که دو نفر با سلایق و نیازهای مختلف در کنار هم قرار می گیرند، دوام و کیفیت زندگی به دانش، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد( دیو ، 2008). یکی از جوانب بسیار مهم یک نظام زناشوئی، رضایتی است که همسران در ازدواج تجربه می کنند (تانی گوچی  و همکاران ، 2006). اما آمار طلاق که معتبرترین شاخص آشفتگی زناشوئی است، نشانگر آن است که رضایت زناشوئی به آسانی قابل دستیابی نیست (رزن گراندن  و همکاران[6] ،2004)؛ چه از یکسو در همان هفته ها و ماههای اول ازدواج ، عدم توافق های جدی ايجاد می گردد که چنانچه حل نگردند، می توانند رضایت و ثبات این رابطه را تهدید کنند (تالمن  و هسیا، 2004).  همچنین مشکلات زناشویی با کاهش بهره وری شغلی، بروز مشکلات جسمانی و روانی و ضعف عملکرد سیستم ایمنی  ارتباط دارد(گلاسر[7] ،2000).  یکی از مهم ترین عوامل مشکل ساز در زمینه رضایت زناشویی، ارتباط می باشد. ارتباط فرآيند اصلي در روابط زناشويي است و عبارتند از فرآيندي كه زن و شوهر به صورت كلامي و غيركلامي درقالب گوش دادن، مكث، حالت چهره با يكديگر به تبادل احساسات و افكار مي پردازند(شیرالی نیا و همکاران، 1387) موضوع ارتباطات در روابط زناشويي به قدري مهم است كه بيش از 90% زوجين آشفته ناتواني در برقراري ارتباط را به عنوان يك مسئله مهم در روابط خود مطرح كرده اند(خسروی، 1386).

اصطلاح تصویر بدنی اولین بار به وسیله شلدر (1920) به عنوان تصویر ذهنی، از بدن و جسمان و نحوه ي ظهور آن در نظر خودمان تعریف شد. این تعریف داراي دو بعد ادراکی و نگرشی است(گلسون و فریک، 2006). یکی از شایع ترین مشکلات روانشناختی زنان، وجود نقص در تصویر بدن است. ظاهر فیزیکی قسمت مهمی از تصویر بدنی است، زیرا اولین منبع اطلاعاتی است که دیگران براي تعاملات اجتماعی با فرد، از آن استفاده می کنند  بنابراین، این عامل نقش اساسی در تعیین باورها و رفتارها درباره بدن فرد، بازي می کند. اثرات روانشناختی تصویر بدنی شامل عوامل ادراکی، تحولی و فرهنگی_اجتماعی است(ریردان  و کاف، 1997). تصویر ذهنی بدنی از سه مفهوم اصلی واقعیت بدن، یعنی بدن فرد آنگونه که هست، بدن ایده آل، یعنی بدنی که فرد آرزومند آن است و بدن نمایشی، یعنی بدنی که فرد نمایش می دهد و از دو دسته واکنش تعدیل کننده شخصی یعنی شیوه هاي سازگاري و شبکه حمایت اجتماعی تشکیل شده است (پرایس[8]، 1993). تحقیقات مختلف نشانگر حساسیت بسیار بالا و آسیب زاي زنان و دختران نسبت به تصویرذهنی بدنی تصویر بدنی، بازنمایی درونی ظاهر بیرونی فرد است که ابعاد ، میباشد (تامسون و هاینبرگ[9]، 1994). اهمیت تصویر بدنی و ، جسمانی و ادراکی و نگرش نسبت به آنها را در برمی گیرد (پارزینسکی [10]، 1990) جذابیت ظاهري در بین زنان و نوجوانان بیشتر از سایر اقشار جامعه است (محمدي و سجادي نژاد،2007).

1-4- اهداف تحقیق

اهداف پژوهش؛ در این تحقیق به شرح زیر دنبال شده است:

هدف اصلی:

بررسی رابطه بین خودتوصیف گری بدنی و مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل.

اهداف فرعی:

1- بررسی رابطه بین خودتوصیف گری بدنی با رضایت زناشویی در معلمان زن متاهل.

2- بررسی رابطه بین خودتوصیف گری بدنی با مهارتهای ارتباطی در معلمان زن متاهل.

3_ بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی در معلمان زن متاهل.

4- تبیین رضایت زناشویی معلمان متاهل زن با خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی

 

1-5-  سوالات تحقیق

بر اساس مسئله تبیین شده سوالات در تحقیق حاضر به شرح زیر است:

سوال اصلی:

آیا بین خودتوصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد؟

سوالات فرعی

  • آیا بین خودتوصیف گری بدنی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد؟
  • آیا بین خودتوصیف گری بدنی با مهارتهای ارتباطی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد ؟
  • آیا بین مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد ؟

4-آیا خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی میزان رضایت زناشویی را در معلمان متاهل زن تبیین می کند؟.

1-6- فرضیه های تحقیق

فرضیه اصلی:

  بین خودتوصیف گری بدنی و مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد.

فرضیه های فرعی:

1-  بین خودتوصیف گری بدنی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد.

2- بین خودتوصیف گری بدنی با مهارتهای ارتباطی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد .

3- بین مهارتهای ارتباطی با رضایت زناشویی معلمان زن متاهل رابطه وجود دارد.

4– خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی میزان رضایت زناشویی را در معلمان متاهل زن تبیین می کند.

 

1-7-  تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها واصطلاحات تحقیق

در این تحقیق خود توصیف گری بدنی و مهارت های ارتباطی به عنوان متغیرهای پیش بین ، رضایت زناشویی به عنوان متغیر ملاک و جنسیت به عنوان متغیر تعدیل کننده مورد مطالعه قرار گرفتند .

1-7-1- تعاریف مفهومی متغیرهای تحقیق

خودتوصیف گری بدنی: ارزشیابی قد، وزن و جنبه هاي دیگري که ظاهر فیزیکی بدن فرد را تشکیل می­دهد را گویند. این متغیر به شدت تحت تاثیر متغیر هاي والدینی و متغیر هاي فرهنگی، گروه همسالان و نگرش هاي اجتماعی قرار دارد )کش[11]، 1997).

مهارتهای ارتباطی: مهارتهای ارتباطی آن دسته از مهارت هایی هستند که به واسطه آنها افراد می توانند درگیر تعامل های بین فردی و فرایند ارتباط شوند. مهارتهای ارتباطی فرایندی است که افراد در طی آن اطلاعات، افکار و احساسات خود را از طریق مبادله کلامی و غیر کلامی با یکدیگر در میان می گذارند (بروکس و هیث[12]، 1993، به نقل از هاریجه[13] و دیکسون[14]، 2004).

رضایت زناشویی: الیس معتقد است که رضایت زناشویی عبارت از احساسات عینی از خشنودی و رضایت و لذت تجربه شده زن یا شوهر، موقعی که همه جنبه­های ازدواج­شان را در نظر می­گیرد (الیس، 1989).

 

1-7-2- تعاریف عملیاتی متغیرهای تحقیق

خودتوصیف گری بدنی: در این پژوهش  منظور از خودتوصیف گری بدنی،  میزان نمره ای است که زنان متاهل مورد مطالعه از پرسشنامه خود توصیف گری بدنی مارش( PSDQ) 1996 كسب مي كند.

مهارتهای ارتباطی: در این پژوهش منظور از مهارت های ارتباطی نمره ای است که مراجع از پرسشنامه 34 سوالی جرابک[15](2004) كسب مي كند(حسین چاری و فدارکار،1384).

رضایت زناشویی: در این پژوهش میزان رضایت زناشویی نمره­ای است که زنان متاهل در پرسشنامه  رضایت زناشویی اینریچ(السون1998؛به نقل از سلیمانیان1373 )كسب مي كند.

1-8-قلمرو تحقیق

قلمرو تحقیق مشخص می نماید که محقق از لحاظ موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق را به چه صورت انجام داده است.

1-8-1- قلمروزمانی: این تحقیق بازه زمانی شهریور ماه سال1393 تا بهمن ماه سال 1393 انجام شده است.

1-8-2- قلمرو مکانی: در این تحقیق قلمرو مکانی شهر صومعه سرا  می باشد که کلیه معلمان متاهل شهر صومعه سرا  مورد مطالعه قرار گرفتند .

1-8-3- قلمرو موضوعی تحقیق: با توجّه به موضوع مورد تحقیق ، متغیرهای رضایت زناشویی، مهارتهای ارتباطی و خود توصیف گری بدنی در  کلیه معلمان متاهل شهر صومعه سرا  مورد مطالعه قرار می گیرد. و در حوزه مطالعات روانشناسی عمومی جای دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم:

مبانی نظری و

پیشینه تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2- 1- پیش درآمد

ازدواج رابطه ای انسانی، ظریف و پویا و در عین حال پیچیده است. این پدیده یکی از مهمترین وقایع زندگی هر انسان پس از تولد محسوب می شود. رابطه زناشویی به عنوان مهمترین واساسی ترین رابطه انسان توصیف شده است، زیرا ساختاری اولیه را برای بنا نهادن رابطه خانوادگی و تربیت کردن نسل آینده فراهم می سازد(کاپلان و بنجامین[16] ،2001). در این فصل ابتدا مباحث نظری در خصوص خود تصویر گری بدنی، احساس رضایت مندی از زندگی و رفتار های پر خطر بیان خواهد شد و سپس نمونه ایی از پیشینه های پژوهشی ذکر خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول:

رضایت زناشویی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-2- رضایت زناشویی

یک جنبه ی مهم سازگاری با موضوع ازدواج و احساس رضامندی از زندگی زناشویی مرتبط است. ازدواج و زندگی زناشویی مستلزم وجود سطح پایداری از سازگاری از جانب زوج ها است و احساس رضایت از ازدواج نقش مهمی در میزان کارکردهای بهنجار خانواده ایفا می کند. الیس  معتقد است سازگاری زناشویی عموماً به عنوان احساسات عینی خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده از طرف همسر با در نظر گرفتن همه جنبه های زناشویی تعریف شده است. این مفهوم به وضوح یک متغیر نگرشی است. بنابراین رضامندی زناشویی مفهومی ایستا و ثابت نیست و اگر زوج ها طی زندگی مشترک خود تغییرات جزئی را در میزان رضامندی تجربه می کنند و در نتیجه آن ها همواره ناگریزند خود را فعالانه با جنبه های گوناگون و تغییرپذیر فیزیکی، اجتماعی و روانی محیط خود سازگار کنند(برنت[17]،2005).

رضایت زناشویی حالتی است که از جنبه ي درون فردي با تجارب ذهنی خوشایند و از جنبه ي بین فردي با هماهنگی میان انتظارات یک طرف با رفتارهاي طرف مقابل خود را نشان می دهد و در زمینه هاي گوناگون چون سبک زندگی، ارتباط با اطرافیان، رابطه جنسی، درآمد، تصمیم گیري وقت آزاد با دوستان نمود دارد. خانواده یک نهاد اجتماعی اولیه و حیاتی است که تثبیت و تضمین سلامت فرد و بقاي جامعه در این کانون شکل می گیرد. فرد نه تنها از نظر جسمی و زیستی، بلکه از نظر عاطفی-روانی و شخصیتی نیز تحت تأثیر خانواده قرار دارد، چرا که خانواده جایگاهی است که فرد می تواند با تکمیل شخصیت خویش رضایت زناشویی یکی از فاکتورهاي مهم مؤثر بر سلامتی زنان و از مهم ترین شاخص هاي رضایت از زندگی است که بر میزان سلامت روانی زوجین نیز تأثیر می گذارد. عوامل متعددي بر رضایت مندي زناشویی همسران تأثیر دارد که می توان به میزان تحصیلات، نوع انتخاب همسر، نقش زوجین در انتخاب طرف مقابل، نزدیکی فرهنگی و اقتصادي همسران و همچنین رضایت مندي جنسی زوجین اشاره کرد. از سوي دیگر ناسازگاري زناشویی موجب اختلال در روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات اجتماعی و افول ارزش هاي فرهنگی بین زن و شوهر می شود. جهت تداوم و استحکام زندگی زناشویی، رضایت جنسی مورد نیاز است(موحد و عزیزی،1390 ).

 

2-3- اهميت تشكيل خانواده در رضایت زناشویی

خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی دربرگیرنده بیش ترین، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی است و علاوه بر آن که منبع نیازهای اساسی فرد فرد محسوب می شود. موقعیت های متعدد را برای یادگیری و شکل گیری نگرش ها و تشکیل باورهای اساسی یک فرد را فراهم می آورد که برای زندگی اجتماعی و بهره وری از میراث فرهنگی و انتقال آن حائز اهمیت است. خانواده به عنوان یک واحد و سازمان اجتماعی دارای نقش ها و وظایف متعددی است. یک خانواده می تواند نقش تولیدی و نیز خدماتی را برای خود و تعدادی از افراد اجتماع ایفا می کند. نقش آموزشی و تربیتی خانواده نیز مشخص و مسلم است همچنین در رفع نیازهای جسمانی و روانی اعضایش نقش غیرقابل انکاری به عهده دارد(یانگ و لانگ[18]،1998). آنچه مهم است برآورده شدن نیازهای افراد در چهارچوب زندگی مشترک و ارتباط متقابل با اعضای خانواده است. در یک خانواده متعادل و سازگار بودن زن و شوهر عامل حفظ نظام و تقویت حیات روانی خانواده می شود(ملازاده،1381).

2-4 – مدل های سازگاری (رضامندی) زناشویی

جنبه ی مهم سازگاری با موضوع ازدواج و احساس رضامندی از زندگی زناشویی مرتبط است. ازدواج و زندگی زناشویی مستلزم وجود سطح پایداری از سازگاری، از جانب زوجها است و احساس رضایت ازدواج نقش مهمی در میزان کارکردهای بهنجار خانواده ایفا می کند. برای تعریف مفهوم سازگاری یا رضایمندی زناشویی شیوه های زیادی وجود دارد. برای مثال، از دیدگاه الیس سازگاری زناشویی عموماً به عنوان «احساسات عینی خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده از طرف همسر، با در نظر گرفتن همه جنبه های زندگی زناشویی اش » تعریف شده است(صادقی،1380؛ به نقل از تیرگری،1383). این مفهوم به وضوح یک متغیر نگرشی است و در نتیجه ویژگی شخصیتی یک زوج محسوب می شود و ساگاری با سایر جنبه های زندگی احتمالاً رضامندی زناشویی را تحت تأثیر قرار می دهد. این متغیر به صورت یک پیوستار[19] تصور می شود که از رضامندی بسیار تا نارضایتی بسیار امتداد دارد. نتایج پژوهش های اغلب محققان نشان داده است که هم عواملی مانند موضوعات رشدی درون فردی شامل ویژگی های شخصیتی، بازخوردها، باورها، ارزش ها و انتظارات و هم موضوعات رشدی بین فردی مانند عشق، صمیمت، تعهد، عواطف و رابطه ی جنسی، الگوهای ارتباطی، موضوعات اجتماعی بر میزان رضامندی زناشویی موثرند. نکته ی اساسی این است که چنان که (نیم کوف و گریک،1985؛ به نقل از تیرگری،1383) اظهار کرده اند، سازگاری زناشویی تحت تأثیر عوامل بسیاری است که این عوامل ممکن است از زوجی به زوج دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشد. با توجه به سازه های نظری و یافته های عینی پژوهش در حوزه ی سازگاری زناشویی، این موضوع پذیرش عام یافته است که رضامندی زناشویی یک مفهوم چند بعدی[20] است و در برگیرنده ی عوامل گوناگونی است که همگی در رضایت یا عدم رضایت عمومی در روابط، سهم دارند. گرچه زوج ها از روابط خود انتظارات متفاوتی دارند، اما می توان گفت در این که چه چیزی یک ازدواج(رابطه ی شاد) را تشکیل می دهد، اتفاق نظر وجود دارد. بنابراین می توان چنین بیان کرد که سازگاری (رضامندی ) زناشویی مفهومی ایستا و ثابت نیست و اکثر زوج ها طی زندگی مشترک خود تغییرات جزیی را در میزان رضامندی تجربه می کنند و در نتیجه آن ها همواره ناگریزند خود را فعالانه با جنبه های گوناگون و تغییرپذیر فیزیکی، اجتماعی و روانی محیط سازگار کنند(تیرگری،1383).

 

2- 5- ديدگاه هاي نظري در مورد رضايت مندي زناشويي

1.اليس

وي رضايت زناشويي را چنين تعريف مي كند”احساسات عيني از خشنودي رضايت و لذت تجربه شده توسط زن با شوهر موقعي كه همه جنبه هاي ازدواجشان را در نظر مي گيرند”. رضايت يك متغير نگرشي است، بنابراين يك خصوصيت فردي زن و شوهر محسوب مي شود. طبق تعريف فوق رضايت زناشويي در واقع نگرش مثبت و لذت بخشي است كه زن و شوهر از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي خود دارند و نارضايتي زناشويي در واقع نگرش و منفي و ناخشنود از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي است. اساساً اگر رضايت مندي زناشويي حاصل مبادله رفتارهاي پاداش بخش باشد، عدم رضايت مندي فقط هنگامي خواهد بود كه دو شريك از چيزي رنج ببرند. البته نظر افراد در مورد اينكه چه اموري رضايت بخش و يا نارضايت بخش است ممكن است با گذشت زمان تغييركند. رابطه اي را كه يك زوج در بيست سالگي فوق العاده رضايتبخش مي دانند ممكن است در چهل سالگي باايجاد علايق وشغلهاي جديد در طي اين سالها چندان رضايتبخش نيابند(سليمانيان، 1373).

2.السون[21]

براي تشكيل زندگي خانوادگي مراحلي را مطرح مي كند معتقد است كه ميزان رضايتمندي زناشويي در هريك از اين مراحل متفاوت است. مراحلي را كه مطرح كرده عبارتند از1) زوجهاي جوان بدون بچه، 2) خانواده با بچه هاي پيش دبستاني، 3) خانواده با بچه هاي دبستاني، 4) خانواده با فرزندان نوجوان، 5) خانواده با فرزندان كه شروع به ترك خانه مي كند. 6) خانواده بدون فرزند(كه دراين مرحله فرزندان خانه را ترك گفته اند. 7) خانواده در دروان بازنشستگي و پيري(السون،1988).

3.نظریه مبادله اجتماعی نای[22]

یکی از نظریه های مهم در زمینه ازدواج و خانواده که توجیه مناسبی برای روابط رضایت بخش و بالعکس می باشد نظریه مبادله اجتماعی نای است. از این نظریه پاداش ها و هزینه های موجود در تمایلات مورد توجه قرار می گیرند، افراد به دنبال مبادلات پاداش دهنده هستند و تلاش کمتری را برای حفظ هزینه ها در مقایسه با پاداش ها می کنند. اکثر مطالعات در مورد کیفیت تصمیم گیری در خانواده، توجیه علت و چگونگی تصمیم گیری ، از این نظریه ها استفاده نموده اند. نظریه مبادله اجتماعی، بر یک مدل اقتصادی از رفتار انسانی است و فرض اساسی در نظریه فوق این است که روابط با پاداش های بیشتر و هزینه های کمتر، رضایتمندی بیشتری را ایجاد خواهد کرد و دوام بیشتری خواهد داشت. شواهدی وجود دارد که دوام یک رابطه با سطح کلی پاداش های موجود مرتبط می باشد(روشنی،1389).

این نظریه اشاره به این مطلب دارد که هر کس منبع مانند پول، دانش، استعداد، عاطفه و … دارد که برای پاداش مناسب به دیگران از این منابع استفاده می کند. چنین منابعی می تواند منبع قدرت در تصمیم گیری زوجین باشد. نظریه مبادله اجتماعی به طور گسترده ای برای کمک به زوجین در موقعیت های تعارض استفاده می شود. اثر درمان های موفق زناشویی بر حداکثر سازی جنبه های پاداش دهند روابط و به حداقل رساندن موانع تاکید می کند.

 

 

 

 

4.نظریه چرخه زندگی زناشویی[23]

شواهد حاکی از آن است که در ازدواج ، دوره های خاصی وجود دارد که سطح رضایتمندی پایین تر از سایر دوره هاست . نظریه چرخه زناشویی با تقسیم بندی مراحل زندگی و تغییرات و تنش و نقش های خاص هر مرحله به بررسی تفاوت ها در سطح رضایتمندی زناشویی که از تغییرات دوره های مختلف است می پردازد. الیس معتقد است که میزان رضایت یا نارضایتمندی زناشویی ممکن است در طول رشد طبیعی انسان تغییر کند. رابطه ای که زوج در 20 سالگی یا اوایل ازدواج فوق العاده رضایت بخش تلقی می کنند ممکن است با 40 ساله شدن آنها و تغییراتی در زندگی و ایجاد علائق جدید در طی این توالی منظم و قایع قبلی می داند. چنین رویکردی برای توجیه تاثیرات چرخه زندگی بر روابط مفید می باشد. مفهوم مهمی که اغلب متخصصین خانواده درمانی، جامعه شناسان و طراحان چرخه زندگی به آن اشاره کرده از پدیده اپی ژنی تیسم ارتباطی است. با توجه به اصل اپی ژنیک مطرح کرده است که مبادلات هر مرحله رشدی بر اساس تبادلات قبلی می باشد. موفقیت یا شکست در مراحل بعدی بستگی به پیامدهای تکالیف و تبادلات مراحل قبلی دارد و همین موضوع برای متخصصین مربوطه مدل جالبی از چهار جریان عمده در اپی ژنی تیسم ارتباطی بادوام ارائه می دهد که عبارتند از (دلبستگی، مراقبت، ارتباط، حل مساله مشترک و متقابل) (لوکاس[24]،2003)

(زمانی منفرد1375؛ به نقل  از روشنی،1389) اشاره می کند که هر چه مدل های مختلف چرخه زندگی زناشویی اساس و نشانه های رشدی و مراحل متفاوتی را ارائه کرده (از سه مرحله فلوری تا 2مرحله راجرز) اما به میزان قابل توجهی در مراحلی مانند داشتن یا نداشتن فرزند، مدت زمان ازدواج، سن فرزندان، جریان های اپی ژنتیک همپوشی دارند. همچنین وی به نقل از برپلر مدل پنج مرحله ای از چرخه زندگی زناشویی را به قرار ذیل مطرح می کند:

مرحله اول : سالهای اولیه ازدواج [25]

مرحله دوم : انتقال به دوره والدینی [26]

مرحله سوم : نیمه زندگی [27]

 

مرحله چهارم : فرا والدینی [28]

مرحله پنجم : مرحله اوج [29]

 

2- 6- مدل چند مختصاتي نظام هاي زناشويي

اين مدل بر سه بعد توجه دارد: همبستگي، انعطاف پذيري و ارتباط، فرض اساسي اين مدل آن است كه نظام هاي متعادل در مقايسه با نظام هاي نامتعادل كاركرد مناسبتري دارند.

1.همبستگي زناشويي: عبارت است از وابستگي عاطفي زوج ها نسبت به هم در مدل چند مختصاتي متغيرهايي براي تشخيص، اندازه گيري ابعاد همبستگي خانوادگي مورد استفاده قرار مي گيرند كه عبارتند از: وابستگي عاطفي، وجود مرزها، يكپارچگي زمان، مكان، دوستان، تصميم گيري، علايق و سرگرمي ها، تمركز اين سازه برآن است كه نظام هاي خانواده چگونه بين جدايي در برابر يكپارچگي اعضاي خود تعامل برقرار مي كند. زوج هاي متعادل درچرخه ي زندگي كاركرد خوبي دارند. سطوح نامتعادل همبستگي در دو حد افراطي قراردارند، يا خيلي پايين (بي تفاوت) و يا خيلي بالا (در هم تنيده) در رابطه بي تفاوت؛ يك نوع جدايي عاطفي، تعامل در حداقل و جدايي و استقلال در حداكثر است. در رابطه در هم تنيده نزديكي عاطفي خيلي زياد است و به وفاداري اهميت زياد داده مي شود. افراد وابستگي زيادي به هم دارند و به يكديگر پاسخ مي دهند و جدايي فردي و فضاي خصوصي در حداقل است.

  1. انعطاف پذيري: ميزان تغيير فرد در رهبري، نقش ها و قواعد رابطه اي خودش، مفاهيم ويژه عبارتند از رهبري ( كنترل)، سبك هاي گفتگو، نقش ها و قواعد رابطه اي، توجه مفهوم انعطاف پذيري بر چگونگي ثبات متعادل نظام ها در برابر تغييرات است.

3.ارتباط: ارتباط براي آسان سازي حركت به طرف دو ديگر نقش حساسي دارد، ارتباط زوج ها با توجه به مواردي همچون گوش دادن، صحبت كردن، خود افشايي، احترام اندازه گيري مي شود    يافته ها نشان مي دهد كه خانواده هاي متعادل ارتباط مطلوبي دارند درحالي كه در نظام خانوادگي نامتعادل ارتباط ضعيفي وجود دارد(فقيرپور، 1383).

2- 7- رفتارهاي آرامش بخش در روابط زوجين

 الف)رفتارهاي مرد نسبت به زن:

گفتگوي عاشقانه داشتن، گوش دادن به دردل همسر، داشتن گفتگوي صميمي با وي، گذاشتن وقت براي تفريح و سرگرمي، گذشت

Previous Entries * .، اجتماعی، منزلت، پلیس، ارتباطات، انسان­ها، امنیت، عاطفی Next Entries * .، نگرانی، بدنی،، نارضایتی، /، زنان، &، اختلال