رابطه بین ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس درکرمانشاه

مولتيپل اسكلروزيس(ام اس) يك بيماري وابسته به سيستم ايمني باعلل ناشناخته است ويكي ازمهم ترين بيماري هاي ناتوان كننده دربالغين است كه بخش ميلين سيستم اعصاب مركزي درآن درگير وتخريب مي شود.هدف اين مطالعه ارزيابي ميزان استرس رويدادهاي زندگي وتيپ شخصيت دربيماران مبتلا به ام اس بيمارستان امام رضا(ع)كرمانشاه مي باشد.تعداد50نفر(26مردو24زن )مبتلا به بيماري ام اس دراين پژوهش به پرسشنامه تيپ شخصيت اسپنسرومقياس افسردگي اضطراب استرس(DASS-21)پاسخ دادند.يافته هاي پژوهش نشان دادندكه بين تيپ شخصيتيAواسترس رويدادهاي زندگي افراد رابطه معني دار وجوددارد و همچنين بين تيپ شخصيتيBواسترس رويدادهاي زندگي دربيماران مبتلابه ام اس رابطه وجوددارد. همچنين نتايج نشان دادند بين استرس رويدادهاي زندگي باتوجه به نوع تيپ شخصيتي بيماران مبتلابه ام اس تفاوت معني داري درسطحp<0/01وجوددارد.همچنين بين مؤلفه هاي استرس رويدادهاي زندگي(استرس،اضطراب وافسردگي)دربيماران مبتلابه ام اس باتوجه به نوع تيپ شخصيتي آن ها تفاوت معني داري درسطح p<0/01 مشاهده مي شود.

واژه هاي كليدي:استرس،بيماري ام اس،تيپ شخصيتي

 

 

 

 

 

 

فصل يكم

مقدمه


1-1 مقدمه  پژوهش

يكي از معضلات اساسي كه درطي چنددهه اخير وباروي آوردن تدريجي جوامع به سمت زندگي به سبك مدرن، گريبان گير جوامع بشري شده است پديده استرس مي باشد.زندگي هرگز بدون فشارواسترس نيست و انسان ازبدوتولد تاپايان عمربا مشكلات فراواني روبه رواست، كه به طورروزمره باتغييرات كمي وكيفي وبه گونه هاي خاص خود ودرمراحل مختلف،زندگي انسان راتحت تاثير قرارمي دهند.استرس عبارت است از «مجموعه واكنشهاي عمومي انسان نسبت به عوامل ناسازگاروپيش بيني نشده داخلي وخارجي،بدان گونه كه هرگاه تعادل وسازگاري فردبه علت عوامل خارجي وداخلي ازميان برود،استرس پديد مي آيد. »(افروز و صالح ، 1387)

وقتي درحال استرس هستيم،بدن تعدادزيادي تغييرات فيزيولو‍‍‍‍ژيك كوچك وبزرگ تحمل مي كند.مهمترين اين تغييرات،كه مي تواند مقاومت بدن درمقابل بيماريهاراتضعيف كند،آنهايي است كه به وسيله دستگاه عصبي خودكار(سمپاتيك وپاراسمپاتيك)تنظيم مي شود.

مولتيپل اسكلروزيس1يك بيماري وابسته به سيستم ايمني باعلل ناشناخته است ويكي ازمهمترين بيماري هاي ناتوان كننده نورولوژيك دربالغين، خصوصا جوانان، است.شايعترين زمان ابتلا،سالهايي است كه درآن فرد بيشترين مسئوليت هاي خانوادگي واجتماعي رابرعهده داردودرواقع درسنين باروري است.درنتيجه اين بيماري به نيروهاي مولدجامعه آسيب رسانده واين ضايعه متوجه كل افرادي است كه دراجتماع زندگي مي كنند وبه عبارت ديگر زندگي خانوادگي،شرايط اقتصادي وارتباطات اجتماعي بيماران به دليل درگيرشدن دراين بيماري تحت تا ثيروا قع مي شود.

 

1-Multiple Sclerosis

.حدود20%افرادمبتلابه ام اس،شكل خوش خيم1 اين بيماري رادارند كه دراين صورت بعدازاولين حمله، نشانه هاي آنان كم تربوده، پيشرفت نمي كنند.تعداداندكي ازافرادنيزشكل بدخيم2 ام اس رادارندكه درنهايت به كاهش تدريجي وبدون وقفه توانايي هامنجر مي شودودرنهايت دردوره كوتاهي ناتواني شديد ياحتي مرگ فرد را از پا درمي آورد. ام-اس به جهت ماهيت اثرگذاری روی توانمندي­های حسی-حرکتی، ادراکی – شناختی و نيز روانی اجتماعی، می تواند روی بسياری از حيطه­های عملکردی مبتلايان تاثير داشته باشد.

درطول ساليان طولاني،روانشناسان براي طبقه بندي شخصيت ها به انواع تيپ ها،روش هاي بسياري رامطرح كرده اند.یکی از متداولترین طبقه بندی هایی که روان شناسان برای شخصیت بکار می برند تیپ های شخصیتیی A و B است .افراد تیپ A  با الگوی رفتاری ویژه از قبیل تکلم سریع، رقابت جویی، بی حوصلگی، سخت کوشی، پرخاشگری، خشونت، احساس کمبود وقت شدید و انجام همزمان چند کار مشخص می شوندو در مقابل تیپ شخصیتی B، سهل گیر، محتاط ، حساس به کیفیت زندگی ، همرنگ با جماعت، پای بند به قواعد و مقررات در حالی که تیپ A به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند.رفتار تیپ A با موفقیت های اجتماعی – ا قتصادی در ارتباط است به طوری که هرچه درآمد اشخاص بیشتر می شود رفتار تیپ A تشدید می گردد. فرید من(2006) در تحقیقاتی که در زمینه ی سلامت روان و، ویژگی های شخصیتی انجام داد بیان داشت که مجموعه صفات تیپ های شخصیتی A و B با بیماری های جسمی و روانی در ارتباط است. مثلا احتمال ابتلا به بیماریهای کرونر قلبی در تیپ A بیشتر از تیپ B می باشد.

 

1-beningn

2-malignant

اصل تفاوت های فردی بیانگر آن است که نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی بلکه از میزان آسیب پذیری در برابر حوادث نیز با هم متفاوت اند. این تفاوت ها علاوه بر آنکه امکان دارد از تفاوت سطح دانش، نگرش و نظام ارزشی آنها متاثر باشد از رابطه ی متفاوت هر یک سرچشمه می گیرد.تیپ شخصیتی افراد دررفتار و نوع گرایش های آنان و میزان تحمل استرس ها و سلامت روان آنها تاثیر دارد. به طوری که بعضی از آنان به تغییرات تدریجی و بعضی به تغییرات تحولی گرایش دارند. همچنین وجود مشکلات شخصیتی و روانی می تواند تاثیر قابل توجهی بر انگیزه ها، عملکردها و… کارکنان داشته باشد.

1-2  بيان مسئله

بدون تردید، درتاریخ تمدن بشری، مهمترین جستجوی انسان، تلاش برای شناخت واقعیت خودش بوده است. توسعه علوم مختلف انسان شناسی و ناگزیر هستی-شناسی، نتیجه همین کنکاش بی پایان و بی انجام بوده و هست. حتّی میتوان پذیرفت پیشرفت بسیاری از علوم دیگر نیز، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به میزان توفیق آدمی در درک بهتر ساختار حیرت انگیز و خارق العاده خویش میباشد. رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب واسترس از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌ است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود.  ( روث وكوهن،1986).

امروزه هر چند مردم از لحاظ جسمی فعالیتهای زیادی دارند، ولی اکثر فعالیتهای بدنی آنها معمولا فعالیتهای سالمی نیستند،مثل دویدن با سرعت برای رسیدن به اتوبوس و… بیشتراین فعالیتها جزء فعالیتهای سالم بشمار نمی‌روند و در نتیجه در اغلب اوقات موجب ایجاد استرس در فرد می‌شوند.استرس شايعترين مشکل جوامع بشري است که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. بيشترين آن،خود تحميلي است. درجامعه‌ي‌ امروزي ما يکي از شايعترين بيماريهاي تهديدکننده‌ي سلامتي است و رقمي درحدود ٧٠٪ مراجعات به پزشکان راتشکيل مي‌دهد و اين مشکل استرس، فشار و فرسایش بدن، به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. اثرات استرس ما را ناگزیر به عمل می‌کند و چشم انداز مهیج جدیدی برای ما به ارمغان می‌آورد.آثار مثبت آن باعث کمک به ما درراستای حفاظت از خود می شود.آثار منفی استرس احساس بی اعتمادی ، طرد ، خشم و افسردگی می‌آفریند که این احساسات به نوبه خود به مشکلاتی مانند سردرد ، ناراحتی معده ، ، بی‌خوابی ، فشار خون بالا ، بیماری قلبی واعصاب و… می‌انجامد.مرگ یک عزیز ، تولد یک کودک ، ارتقای شغلی یا ایجاد یک رابطه جدید استرس به دنبال می‌آورد. چون این تغییرات ما را مجبور به سازگاری مجدد با زندگی خود می‌کند. سازگاری با شرایط متغیر، بسته به نوع واکنش ما می‌تواند آسیب زا باشد.در اکثر اوقات افراد پراسترس دارای شیوه زندگی نادرستی هستند، تغذیه ناسالم دارند، برنامه ریزی مناسب ندارند و اغلب اوقات سرشان بی‌خود و بی‌جهت شلوغ است که این نیز می تواندآسیب رساننده باشد. در مجموع ،استرس در دنیای مدرن اجتناب ناپذیر است و برای همۀ افراد پیش می آید. گاهی این استرس بیش از حد قابل انتظار است یا به صورت مزمن و دائمی وجود دارد که باعث تنش شدید فرد می شود و بر عملکرد او تأثیر می گذارد. در این موارد استرس مضر خواهد بود و نتایج منفی آن بر کیفیت زندگی، افزایش احتمال ابتلا به بیماری های جسمی یا تشدید بیماری ها یی مانند بیماری دیابت دیده می شود. (شاه منصوری ویکی پدیا،دانشنامه ازاد،1390)

هاوسليتر ، برون و جاكل اذعان دارند كه ميلين زدايي فيبرهاي عصبي نه تنها بر كاركرد سيستم هاي حسي و حركتي اثر می گذارد، بلكه ممكن است موجب نشانه ها و علائم آسيب شناختي رواني شود.ام اس یکی از شایعترین بیماریهای مغز و اعصاب بوده و در حدود ۵٠٠٠٠ نفر در ایران و١۴۵٠ نفر در کرمانشاه به آن مبتلا هستند.و عمدتا در بالغین جوان بروز میکند. این بیماری از نظر بالینی با درگیری قسمتهای مختلف سیستم اعصاب مرکزی در زمانهای مختلف مشخص میگردد.بدین شرط که دیگر اختلالات عمل چند کانونی سیستم اعصاب مرکزی رد شده باشد. بیشترین میزان بروز بین٢٠-۴٠ سالگی است و زنان تقریبا دوبرابر مردان مبتلا میشوند.بیشتر آسیب این بیماری به ورید ها یا سیاهرگها است.این ضایعات در ماده سفید نخاع و مغز و در عصب بینایی دیده میشود.متأسفانه علت این بیماری مشخص نیست و هنوز ژن خاصی برای این بیماری مشخص نشده است، اما استعداد ارثی و اختلال در سیستم ایمنی فرد به دلایل نامشخص و عوامل زیست‌محیطی، نژادی، ویروس‌هایی که قبلاً به بدن فرد وارد شده است، واکسن‌های غیراستاندارد و استرس نقش مؤثری در ابتلا به این بیماری دارد. (شولتز،1389)

استرس های روحی و جسمی ، چه بصورت مزمن و چه بصورت حاد وناگهانی ، ممکن است سبب تاثیر دراین بیماری شوند. چنانچه مطالعات نشان می دهند . شایعترین استرس های روحی شامل طلاق ، سوگواری ، خشم ، شکست عاطفی ، و شغلی می باشند. (دکتر اشلی.ب .هارت ، 1383 ).

اتیولوژی ام اس معلوم نیست و یک اختلال چند عاملی پیچیده است که در آن عوامل محیطی در افراد از نظر ژنتیک مستعد با هم تعامل می کنند.شواهدی که از نقش عوامل ژنتیک در رویداد ام اس حمایت می کنند، عبارتند از:تجمع خانوادگی ، استعداد ابتلای کمتر در نژادهای غیر سفید پوست، رویداد زیاد هاپلوتیپهای خاص در بین موارد ام اس، رویداد زیادتر بیماری در اروپای شمالی نسبت به افراد بومی همان مناطق جغرافیایی، عدم وجود موارد ام اس زیادتر در فرزندخوانده گان مبتلایان به ا م اس(١٢-١۴). ام اس به احتمال زیاد ناشی از تعامل بین یک عامل محیطی و یک پاسخ ایمنی شناختی نسبت به یک عامل مشخص ژنتیک است. (عزیزی، جانقربانی، حاتمی١۳٨٩).

شخصیت، که تقریباً جامع تمام مباحث روان شناسی عمومی است، نه تنها مورد بحث روان شناسان، جامعه شناسان، انسان شناسان قرار گرفته است، بلکه فیلسوفان و حتی بعضی از دانشمندان دیگر نیز به مطالعه ی آن پرداخته اند. استرس با تیپ های شخصیتی و عملکرد فرد رابطه داشته و یکی از مولفه های موثر بر روان ، ایمنی و آسودگی افراد است.

روانشناسان سلامت نياز روز افزون به تمركز بر اندازه گيري وسيع تر وضعيت سلامت،نسبت به آمار صرف مرگ ومير و ميزان ابتلا به بيماري را دريافته است.يكي از اندازه گيري هايي كه مورد پذيرش بيشتري قرار مي گيرد اندازه گيري رويدادهاي زندگي است.رويداد زندگي به قضاوت ادراك شده فردي در مورد اينكه چقدر از زندگي خود راضي است اشاره مي كند و اين امر ممكن است شباهت كمي به وضعيت سلامت جسمي واقعي آنها داشته باشد.تحقيقات نشان مي دهند،در آنچه كه رويداد زندگي را تشكيل مي دهد نه تنها تفاوت هاي فردي وجود دارد،بلكه تفاوت هاي بين فرهنگي نيز مؤثرند.اين امر موجب مي گردد كه اندازه گيري رويدادهاي زندگي چالش انگيز شود.(سزابو و همكاران،1997).

بنا به مطالب بالا، مسئله اين تحقيق اين است که آيابين استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت دربیماران مبتلا به ام اس ارتباط وجوددارد؟

 1-3  اهميت و ضرورت انجام پژوهش

با پيشرفت علم و مشخص شدن بسیاری از بیماریها‏، دیدگاههای نوینی در راستای درمان به وجود آمده است كه داراي مشخصات، ملاك‌ها و معيارهاي متفاوتي نسبت به دوران گذشته است. در جهان كنوني مشخص شده است که بسیاری از بیماریها از يكديگر تأثير می پذيرند.در عرصه جديد، افكار يا به تعبير بهترمسائل روحی روانی به عنوان يك عامل تأثيرگذار شناخته شده و در برنامه‌ريزي­هاي درمان منظور مي‌گردند. در نتيجه تحولات وپیدایش بلوغ علمی بیشتر، شناخت روان ومهار مسائل تنش زایی که از ان نشات می گیرندنسبت به گذشته كاملاً تغيير یافته ومورد توجه می باشد. ارتباط میان بیماریهای جسمی و روحی همواره بخش عمده ای ازمطالعات جدید را به خود اختصاص داده ودر علم روانشناسی امروزه همواره روح وروان ومسائل مربوط به ان،بعنوان مهمترين بخش مورد توجه هستند.در این تحقیق سعی بر بررسی وتشریح عوامل موثر بربیماریهای جسمانی را داریم.تا بتوانیم با زیرکی بیشتری مسائل پیرامون خودرا مورد بحث قرار دهیم.

از نظر کاربردی اين پژوهش می تواند راهکارهای کاهش استرس را به متخصصین آموزش دهد تا بتوانند به دور از هرگونه تنيدگی و استرس به درمان بیماران ام اس بپردازند همچنين به خود بیماران ام اس نيز در جهت کاهش استرس و بهبود عملکرد درمان کمک مي کند .

از نظر بنيادی نيز به افزايش دانش روانشناسی وبهبود کل فرايند درمان درمان بیماران ام اس منجر شود.

1-4  اهداف پژوهش

 1-4-1 هدف اصلي:

رابطه بین ارزیابی میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت Aدربیماران مبتلابه ام اس درکرمانشاه.

1-4-2 اهداف فرعي:

١-تعیین میزان استرس رویدادهای زندگی وتیپ شخصیت Bدربیماران مبتلابه ام اس درکرمانشاه.

٢- تعیین رابطه بین استرس وتيپ شخصيتي بيماران مبتلابه ام اس.

3-تعيين رابطه بين مؤلفه هاي استرس رويدادهاي زندگي(استرس،اضطراب وافسردگي)دربيماران مبتلابه ام اس وتيپ شخصيت.

1-5  فرضيه‏هاي تحقیق

1-5-1 فرضیه اصلی

بین ارزيابي ميزان استرس رويدادهاي زندگي باتيپ شخصيتي نوع Aدربيماران مبتلابه ام اس رابطه وجوددارد.

1-5-2 فرضیه فرعی

١- بین ارزيابي ميزان استرس رويدادهاي زندگي باتيپ شخصيتي نوع Bدربيماران مبتلابه ام اس رابطه وجوددارد.

٢-بین تيپ شخصیتی مبتلايان به ام اس و استرس رابطه وجوددارد.

۳-بین مؤلفه هاي استرس رويدادهاي زندگي دربيماران مبتلابه ام اس باتيپ شخصيتي رابطه وجوددارد.

1-6 تعاریف مفهومی وعملیاتی

1-6-1 عریف مفهومی

١- استرس: اِستـِرس یاتـَنیدگی  یا فشار روانی در روان‌شناسی به معنی فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود.(هاوارد،1997)

٢-بیماری ام اس :تصلب متعدد(تصلب منتشر) بیماری مزمن دستگاه عصبی مرکزی  است که طی ان نواحی کوچک و پراکنده ای از بافت مغز و مغز تیره دچاراستحاله می شوند.غلاف این تارها از بین می رود و توانایی انتقال تحریکات عصبی را از دست می دهد.(ام سي دونالد،1986)

۳-تیپ شخصیتی: به اشخاصی اشاره می‌کند که چندین صفت یا ویژگی مشترک رادارند.( دکتر حمزه گنجي،1378)

1-6-2 تعریف عملیاتی

استرس:میزان نمره ای است که آزمودنی هادرتست استرس بدست آوردند.

ام اس:افرادی هستندکه دربیمارستان امام رضادارای پرونده پزشکی هستندوبیماری ام اس آنهانیزموردتاییدقرارگرفته است.

تیپ شخصیتی:میزان نمره ای است که ازپرسشنامه شخصیتی اسپنسر بدست  آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

پيشينه پژوهش


در اين فصل به بررسي رويکرد و مباني نظری استرس،مبانی نظری تیپ شخصیت ومطالعات مربوط به استرس  وبیماری ام اس پرداخته می شود.

2-1 استرس

استرس يکي از مفاهيم مهم در مطالعه روانشناسي و بهداشت رواني به شمار مي آيد و به کیفيات گوناگون در زندگي اطلاق مي شود و به عنوان علل بسياري از درد ها ،ناراحتي ها تلقي مي شود.  مردم عادي آن راپديده اي رنج آوروناخوشايند ،پزشکان مسئله رااز ديدواکنش هاي فيزيولوژيک، روانپزشکان بنا را بر فشارهاي عصبي و به کار بردن مکانسيم هاي سايکوفيزيولوژيک و بالاخره روانشناسان آن را تغيير رفتار و حالات هيجاني و بحراني مي دانند.(اتکينسون ، ترجمه براهني ، 1982 ).

استرس در طول تاریخ وجود خود،مفهومی نسبتا پیچیده ای بوده و سردرگمی زیادی ایجاد کرده است و در واقع مفهومی است مربوط به علم فیزیک و به مقدار نیرویی اشاره دارد که برشیء فیزیکی واردمی شودواين اصطلاح در حوزه های زیست شناسی،پزشکی وروانشناسی در مورد ارگانیسم انسان بکار رفته است.این مفهوم هم برای اشاره به فشار جسمی (مانند تحمیل باری بر ارگانیسم که از قدرت آن خارج است)و هم برای اشاره به فشار روانی (مانند وقتی که فرد بر اثر تعارض در روابط با دیگران به واکنشهای عاطفی منفی دچار می شود) بکار رفته است.متاسفانه مفهوم استرس در فرایند تحول خود هر چه بیشتر شهرت داشته،از قدرت آن کاسته شده است(دیماتئو،1991).در واقع امروزه مردم هنگامی که به هر گونه ملالتی ( از خستگی گرفته تا خشم)دچار می شوند می گویند تحت استرس اند گرچه این لفظ کار برد گسترده و جاذبه عامه پسندی دارد، ولی مفهومی بسیار آشفته است .

2-1-1 تاریخچه استرس

استرس پدیده جدیدی نیست و عمری به قدمت عمر انسانها دارد.انسانها در هر دوره ای در معرض مسائل ویرانگر و مخربی مانند فجایع زیست محیطی،تراژدی های خانوادگی ،زیان های مالی ، قحطی و خشکی ، بیماری های لاعلاج ،جرم و جنایت ، مرگ و استسمار و… قرار گرفته اند.درزندگی امروز شتابزدگی دائم به ابزار و وسایل ماشینی ،سرعت ،آلودگی صوتی  ، خشونت شدید در زندگی ، فیلم های خشن و پر حادثه و… ابعاد جدیدی را به معضل استرس افزوده اند (هاوارد،1997)

استرس در طول زمان همیشه وجود داشته است .هر یک از ما دائما استرس های بسیاری را با نتایج متعدد ان تحمل میکنیم . استرس به قدری مهم است که متخصصا ن  و پزشکان زیادی روی آن کار کرده اند .معروفترین محققی  که روی استرس کارکرده است،دکتر سیل میباشد که زندگی خود را وقف تحقیقاتش نموده است. (فيرس،ترجمه فيروزبخت،1382)

همه انسانها دچار استرس شده اند و می شوند . حتی انسان عصر حجر هم وقتی با بد خلقی وبی تابی منتظر همسرش می ماند تا از کار وتلاش روزانه رهایی یابد استرس را به خوبی می شناخت . زمانی که شکارچی صید خود را نشانه می گرفت و کمان را می کشید غده های فوق کلیوی او آدرنالین ترشح می کرد.در حدود صد سال پسش نیز ، نیاکان مااسترس را به خوبی می شناختند و با وجود آن به خوبی زندگی را سپری می کردند.تنهاعده بسیار معدودی مانند انسان امروز تسلیم آن می شدند و از پای در می آمدند . در واقع نیاکان ما بر اثر بیماری های عفونی بیماری های مادر زادی و …. می مردند واسترس آنها را از پای در نمی آورد. نکته مهم این است که ما متجدد و متمدن هستیم وبا شیوه نوین و امروزی زندگی می کنیم .دراین شرایط ، استرس کمین کرده تا به روح و جسم ما آسیب شدید و جدی برساند .کسی که مجبور است با شرایط  جدید و امروزی وبا جریانات عصر جدید همگام شود ،ناگزیر با شرایطی پر استرس مواجه می شود و باید ظرفیت بالایی برای پذیرفتن برای پذیرفتن استرس  و کنار آمدن با آن داشته باشد(فيرس،ترجمه فيروزبخت،1382)

2-1-2 تعاريف استرس

استرس فرسودگی بدنی یا عاطفی است که بر اثر  مسائل و مشکلات واقعی یا ذهنی پدید می آید.در تعریف دیگری استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار وپیش بینی نشده ی داخلی و خارجی اطلاق می گردد؛ بدین گونه که هر گاه تعادل داخلی و یا خارجی از میان برود ، استرس پدید می آید.دکتر هانس سلیه یکی از پیشتازان پژوهش در زمینه استرس ،استرس را به عنوان پاسخ نامشخص بدن به هر گونه تقاضا نامیده است.وی حالت سازگاری عمومی را ابداع کرد . حالت سازگاری عمومی پاسخ خود به خودی به هر گونه تهدید  بدنی یا احساسی نسبت به سلامت یک ارگانیسم است. استرس عارضه ای است که طی فرآیند سازمانی در سه مرحله ی واکنش آگاهی دهنده ، مقاومت و فرسودگی در افراد شکل می گیرد (لازاروس ، 1966).

امروزه بیش از سیصد تعریف متفاوت از استرس وجود دارد.از نظر لغوی استرس در لاتین (استریکتوس)1 است تعریف فنی استرس میزان انرژی است که برای تطبیق دادن خود باشرایط درونی وبیرونی زندگیتان در مدت زمان مشخص به آن نیاز دارید.(شعاري نژاد،1390).

 

1-Strictus

در فرانسه استریکسیون به معنای سخت گیری و شدت می باشد . از نظر دکتر سیل {استرس پاسخ معمولی بدن به تمام تقاضاهایی  است که  از وی می شود ویا سازگاری با توقعات بسیار نابجا که عوامل استرس زا نامیده میشوند }(كراس،شيلد،ترجمه عباس چيني،1371).

واکنش اشخاص در شرایط پر استرس  و پر تنش بسيار گوناگون و غیر قابل پیش بینی است ،به طوری که  پاسخ های رفتاری آنها همانند چهره ی افرادی که در خیابان پر رفت و آمد شلوغ می بینیم  ،ویا طرح و نقش برگها بسیار متفاوت می باشد .  شرایط و وضعیت  مشابه و یکسان در افراد مختلف وحتی در یک شخس خاص واکنش های گوناگونی ایجاد می کند که این امر به ذهنیت هر کس بستگی دارد . نوع و چگونگی عکس العمل فرد ،اغلب تعیین کننده ی میزان فشار روانی اوست . به طوری که به راحتی می توان  بر میزان خشم وعصبانیت فردی که ناراحت است افزود .(شعاري نژاد،1390).

در فیزیو لوژی استرس به صورت واکنش های داخلی بدن  در برابر آثار فیزیکی نامطلوب مانند گرما وسرمای شدید ، تنگنا و مضیقه ،فقر ، ضایعه ، درد ،عفونت و مسمومیت شدید و… تعریف شده است(كراس،شيلد ،ترجمه عباس چيني،1371).

شایددراینجا مفید باشد که بین استرسورها،پاسخ های مربوط به استرس و استرس که این تعریف به آن اشاره دارد،تفاوت قائل شویم. استرسورهارویدادهای هستند که «بهزیستی»جسمی یا روانشناختی فردرا به خطرمی اندازند. به تعبیر روانشناختی، استرس ممکن است به محرکهای محیطی مانند(سلیه 1956)پاسخی به محرکهای محیطی یا تعاملی از هر دوی آنهاباشد. (هي وارد، 1998)

استرسورها می توانند درونی (مانند درد )،بیرونی( مانند تغییرات محیط، گرما،شلوغی یا سرو صدا)یا اجتماعی(مانندسخنرانی کردن) باشند.پاسخهای مربوط به استرس ،به واکنش نسبت به چنین رویدادهایی اشاره دارد و ممکن است شامل تغییرات بدنی که آمادگی برای مواقع اضطراری(پاسخ جنگ یا گریز)است و همچنین واکنشهای روانشناختی مانند اضطراب،خشم ،بی تفاوتی وآسیب شناختی می شود.  استرس حالتی است که وقتی رخ دهد ،افراد با رویدادهای روبرو می شوند که آنها را تهدید کننده سلامت جسمی یا روانشناختی خود می یابند.این نتیجه وقتی حاصل می شود که برای انسان ،فرد احساس می کند آن درخواستها فراتر از توانایی اش برای مقابله موثر با آنهاست.بطور خلاصه،استرس،حالتی است که توسط استرسورها به وجود می آید و به ایجاد پاسخهای مربوط به استرس که برای مقابله موثر و موقعیت ناخوشایندی برنامه ریزی شده اند، منجر می شود. (کرتیس، ترجمه آشتیانی-آشتیانی،1387 )

استرس رامي‌توان به دو بخش داخلي وخارجي تقسيم‌بندي کرد.بيشتر استرس‌ها که واقعاً آنها را احساس مي‌کنيم خود پرداخته و يا داخلي است وچون که ما خالق آنها هستيم پس بايد راجع به آنها آگاه باشيم. واقعيت ساده راجع به استرس اين است که بايد آن را مديريت کنيم وبايد که ما تغيير کنيم به عبارتي بايد براي اين تغيير ومشکل فکري کرد.(کوچک زاده،١۳٨٩)

استرس یک اصطکاک،تاخیرویافشاری است که تحمل آن سخت است وروز به روزبروزروی توانایی های فردتاثیرمی گذارد.هنگامی که یک فردبراثراصطکاک مداوم باموضوع یامحیطی خاص ازدست یافتن به آنچه درپی آن است محروم ویابراثریک فشار روانی صعب دچاریک رکود دربه کار گیری توانایی های خویش می شود،دراین موقعیت می گوییم فرددچاراسترس شده است.(آشلی،ترجمه امینی،1383)

2-2 علت های استرس

2-2-1 دگرگونیهاي زندگی

استرس در همه زمینه های زندگی ودر همه جا،بادرجات مختلف،حضوردارد.علت های اصلی استرس عبارتند ازدگرگونی های زندگی(رویدادهای مهمی که زندگی راتحت تاثیرقرارمی دهند،مثل ازدواج، فوت یکی ازاعضا و…طبق نظر هولمزوراهه(١٩٦٧)مواجه شدن باتعدادزیادی ازموقعیتهای استرس زا،دریک زمان کوتاه،می تواند برای بهداشت روانی پیامدهای نامساعدداشته باشد)،استرس بلندمدت(ازدواج باشکوه یا حقیرانه،موقعیت های کاری نامناسب یاجو سیاسی خفقان آورنیز می توانندبه صورت عاملهای استرس آوربلندمدت جلوه کنند.) . (گنجی ، ١۳٨٧)

2-2-2 گرفتاریهای زندگی

گرفتاری های زندگی(به استرس های روزانه نسبت داده می شودکه شامل گرفتاری ها وکارهای روزانه است این گرفتاریها که به ظاهر بی معناوکم اهمیت است مثل پیداکردن جای پارک برای اتومبیل و…می توانندبه منابع مهم استرس تبدیل شوندوبهداشت روانی رابانوسانهای زیان آورمواجه کنند.) ،ناکامی(عبارت است ازحالت فرضی کسی که درراه پیگیری یکی ازهدفهای طبیعی خودبه مانع برخورده است.) وتعارض(عبارت ازیک حالت هیجانی منفی است که به علت ناتوانی درانتخاب دست کم یکی از دو هدف ناسازگار به وجود می آید.). (گنجی،١۳٨٧)

 

2-3 برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌

  • مرگ‌ اخیر فرد مورد علاقه‌ (همسر، کودک‌، دوست‌).
  • از دست‌ دادن‌ هر چیزی‌ که‌ برای‌ فرد ارزشمند باشد.
  • آسیب‌ها یا بیماری‌های‌ شدید.
  • اخراج‌ شدن‌ یا تغییر شغل‌.
  • نقل‌ مکان‌ کردن‌ به‌ یک‌ شهر یا استان‌ جدید.
  • مشکلات‌ جنسی‌ بین‌ فرد و شریک‌ جنسی‌ او.
  • ورشکستگی‌ مالی‌ یا مقروض‌ شدن‌ شدید مثلاً به‌ خاطر خرید یک‌ خانه‌ جدید.
  • تعارض‌ مدام‌ بین‌ فرد و یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ ، دوست‌ نزدیک‌ یا همکار.
  • خستگی‌ دایمی‌ ناشی‌ از استراحت‌، خواب‌ یا تفریح‌ ناکافی‌ (كراس،شيلد،ترجمه عباس چيني،1371).

2-4 انواع استرس

وقتي استرس به صورت انگيزهاي مثبت عمل كند، سودمند به حساب مي آيد ولي اگر از حد مطلوب فراتر رود، مضر است. ما در واقع با سه نوع استرس رو به رو هستيم:

2-4-1 يوسترس: استرس خوب است و در موقعيتي ايجاد ميشود كه شخص آن را انگيزه دهنده يا الهام بخش ارزيابي ميكند. اين استرسها لذت بخش هستند و تهديد به حساب نمي آيند. مثل عاشق شدن يا ملاقات يك بازيگر مشهور سينما يا استرس شب امتحان كه فرد را به تكاپو وا ميدارد.

2-4-2 نوسترس: اشاره به محرك حسي دارد كه تأثيري بر جاي نميگذارد. نوسترس نه خوب است و نه بد. شنيدن خبر وقوع زلزله در يك نقطه دورافتاده ميتواند در اين رديف جاي بگيرد.

 2-4-3 ديسترس: استرس بد است كه دو حالت دارد: استرس حاد كه بسيار شديد است و به سرعت از بين مي رود و استرس مزمن كه ممكن است خفيف يا شديد باشد ولي تا مدتهاي طولانی (ساعتها، روزها و حتي ماهها) باقي مي ماند. (عیوضی، 1390)

2-5 نشانه‌های استرس

کم حوصلگی، سردرد، تغییر ضربان قلب، خستگی جسمی، خشم و پرخاشگری، بی خوابی، فشار در سینه، اختلال گوارشی، سوزش معده، عرق کردن، خشکی دهان، بی‌اشتهایی، داغ شدن و یا سرد شدن بدن، غمگینی، لرزش بدن، میل به سیگار، از دست دادن تمرکز، احساس سرگیجه، تغییر تنفس، تکرر ادرار، کم شدن حافظه، دردهای بدنی پراکنده، آه کشیدن، تمایل به تنهایی، آشفتگی، التهاب، سرخ شدن پوست صورت و… (غلامعلي افروزوصالح،1387)

 

 

2-6 فیزیولوژی استرس

2-6-1 نقش دستگاه عصبی

عملکرداصلي دستگاه عصبی،یکپارچه کردن تمام دستگاههای بدن با استفاده از یک شبکه ارتباطی برای تقویت اطلاعات در مورد شرایط درونی و بیرونی به مغز و از مغز است. عناصر اصلی سازنده دستگاه عصبی،سلولهای عصبی1 یا« نرون2»ها هستند. اعمال هر نرون،الکتروشیمیایی است. داخل هر نرون یونهایی وجود دارد که بطور الکتریکی شارژ شده و دارای پتانسیل  برای تخلیه الکتریکی است. وقتی بار الکتریکی تخلیه می شود،جریان الکتریکی ضعیفی ،تمام طول نرون را طی می کند. این امر باعث آزاد سازی مواد شیمیایی بنام«انتقال دهنده های عصبی»3می شود که درون هر نرون ساخته شده و در انتهای هر نرون ذخیره می شود.انتقال دهنده های عصبی آزاد شده،در عرض شکاف سیناپسی،فضای بین هر نرون پخش می شوند. این فرایند به مثابه«گفتگوی» دستگاه عصبی،با استفاده از علایم شیمیایی و الکتریکی ادامه می یابد. .(کرتیس ، آشتیانی،1387)

ساختمان اصلی دستگاه عصبی،بر اساس سلسله مراتب بخشهای فرعی و اصلی است .دو بخش مهم دستگاه عصبی«دستگاه عصبی مرکزي»4و«دستگاه عصبی پیراموني» 5است.دستگاه عصبی مرکزی از مغز و نخاع تشکیل شده است.دستگاه عصبی پیرامونی شامل تمام نرون های دیگر است. دستگاه عصبی پیرامونی  (که خارج از مغز

 

2-Neurrone                                                                                                                                                                     1-Nerve cell

3-Neurotransmitter                                   4-Central  Nervous  System(CNS)

5-Peripheral nervous system(PNS)

و نخاع قرار دارد) از دو قسمت تشکیل می شود:«دستگاه عصبی بدنی» و« دستگاه عصبی خود مختار»دستگاه عصبي بدني پیامهایی را که از تحریک پوست و ماهیچه

Previous Entries * E.، &، C.، D.، Personal، Transcendental، D [85]، Conscious Next Entries * شخصیت، اسکلروز، شیوع، ،، .، روان، سنخ، وخیم