دو نمونه برای پروژه پونیشا – فیلم یک دقیقه ای خیلی آماتوری

رمان یاسمین رو برده بودم محل خدمت سربازی تو پادگان اوقات بیکاری و استراحت می خوندم

طوری که اینقدر سرم توی اون کتاب بود بچه ها اونجا منو یاسمین صدا می کردن

وقتی کتاب رو تموم کردم به ذهنم رسید اونو به یکی از بچه ها هدیه بدم

در صفحه اولش به یادگار اسم خودمو نوشتم و در ادامه نوشتم لطفا شما هم بعد از خواندن کتاب ان را به شخص دیگری هدیه دهید و نفر بعدی هم همینطور و….

طوری که کلا کتاب در جریان باشد

و بعد آن را به یکی از دوستان هدیه دادم

حدود دو سال بعد روزهای آخر سربازیم بود که یکی از هم گروهانی هامون کتاب خیلی رنگ و رو رفته و چروکیده ای رو برایم آورد و تا خواست توضیح بده که این کتابو بهت هدیه می کنم تو هم بعد از خوندنش اونو به یه نفر دیگه هدیه کن

درست حدس زدید

همون کتاب خودم بود

از شدت هیجان داشت اشکم در می اومد

وقتی کتاب رو باز کردم دیدم حدود 55 نفر اون کتاب رو خوندن و همشون هم اول کتاب یادگاری هاشونو نوشتن

بعد از اینکه در پمپ بنزین باکم رو پر کردم

حرکت کردم

راننده عقبی مرتب بوق می زد

فکرکردم منظورش اینه تندتر برو

اعصابم خرد شد

وسط خیابان نگهداشتم از ماشین پییاده شدم و با حالت عصبانی سمت ماشین عقبی رفتم

می خواستم بهش بد و بیراه بگم

که یهو دیدم یه دختر جوونه

کمی عصبانیتم فروکش کره بود ولی..

گفت

در باکت رو نبستی

Previous Entries فیلم نامه یک دقیقه ای Next Entries لیست همه کلمات فارسی -پارت دوم