• ضحاک میرعالیگفت:

    سلام جناب علوی..ازمطالب زیبایتان استفاده کردم .خداحفظتان کندوباانرژی بیشترکارراادامه دهیدوشک نکنیدکه تاثیرگذارهست..تشکر

    پاسخ
    1. صادق علوی زادهگفت:

      سلام و ممنون از شما دوست خوب

      مطمئن باشید همین همراهی و نظرات خوب شما من رو بیشتر ترغیب میکنه که بیشتر مطلب بزارم.

      سربلند باشید

      پاسخ
  • Saeedگفت:

    سلام علیکم
    من الان با وب شما آشنا شدم
    خععععلی جالب بود
    اگه در مورد تند خوانیم چیزی در بساط داشتی بزار
    شدیدا نیاز دارم
    دمت گرم

    پاسخ
  • مهربانگفت:

    مطالب وب شما عالیه نظیر نداره و این رو میتونم اضافه کنم که
    ما می تونیم با یادداشت نکات کلیدی هر کتاب و هر مطلب و مرور به موقع اونها طبق منحنی فراموشی به حافظه بلند مدت بفرستیم
    و این رو بدونید که مدت زمان برای مرور اون مطلب بیشتر از چند دقیقه با روش های تندخوانی طول نمیشکه
    http://www.rfast.rozblog.com

    پاسخ
  • بخوانید حتماگفت:

    سلام من یک دانش آموز چهارم دبیرستانی هستم و همیشه سوالم این بود که چرا درس می خوانیم و واقعا به چه درد می خورد واز همه اینها بگذریم چرا نمی ماند.من به معلمان امتحان نمی داده و بیان می کردم من خودمسول آنچه می خوانم و برایش وقت گرانبهای خود را می گذارم هستم واین شد که پس از مدتی دیدم نه نمره دارم نه مثلا لغات زبانی که دیروز خوانده بودم فراموش می کردم.اما تسلیم نشدم می دانستم که انسان در بهترین صورت خلق شده است و مهم نیست که چقدر زیاد امکانات داریم مهم این است که چگونه از امکانات هرچند کمی که الان در اختیارمان است استفاده کنیم بنابر این جوینده یابنده است راهکارهایی را پس از جستجوی فراوان یافتم که هرکس به راحتی هزارن لغت،شعر،آیه قرآن و …به راحتی حفظ می شوند.اما با این حال این را می خواهم بگوییم حافظه خوب بسیار عالی است اما اینکه شما بیایید یک سری لغات،دانش اصلا همه چیز دنیا را در کله خود کنید خوب که چی؟اصلا وقت داری تا درباره همشون به نتیجه ای برسی خوب در این صورت جهان بعد از تولد تو چه فرقی با قبل از بودنت کرد؟مثلا بدونی این اسمشچیه(البته دانش خوبه)نه عزیز.خلق النسان فی احسن تقویم شما باید ببینید که باتوجه به شرایط مغزت چگونه عمل کنید.بنابر این شما رو به سایت متمم بخش یادگیری راهنمایی می کنم تا ببینید اصلا علم چیست و انسان چرا وچگونه باید یاد بگیرد.

    پاسخ
  • aliگفت:

    سلام به شما،صادق علوی زاده عزیز و گرانی،تقریبا”یک هفته ای هست که با وب سایت شما آشنا شده و احساس می کنم که در همین مدت کوتاه هم بسیار مفید بوده،امیدوار همینطور ادامه بدی و مارو بی نسیب نزاری از مطالب و تجارب با ارزشت…
    خدا حفظت کنه برادر

    پاسخ
  • امیرگفت:

    مرسی مطالبتون خیلی خوبه . در عین سادگی واقع بین هم هست . و چه قدر خوب که نوشته هایی رو که میزاری مساله خودت هم هست

    پاسخ
  • علی از قمگفت:

    سلام عزیزدلم
    ممنونم دلم زنده شد.
    دوست دارم

    ریشه تمامی مشکلات ما چیست؟

    من و شما دارای مشکلاتی هستیم در زندگی که گاهی اوقات تاثیرات زیادی در آرامش و سطح استرس ما میزاره. افراد زیادی به روشها و راههای گوناگون سعی در حل این مشکلات کرده اند و راهکارهایی هم برای افراد دیگر ارائه می کنند. اما به نظر من اول باید ریشه یابی کرد و دید که این مشکلات از کجا ناشی می شوند، بعد به دنبال راه حل گشت.

    اما ریشه تقریبا بسیاری از مشکلات ما یک چیز است: “ترس”

    بله دوستان همه مشکلات ما از ترس ما ناشی میشه و اگر بتونیم ترس رو در خودمون کنترل کنیم خواهیم توانست بسیاری از مشکلات خود رو هم کنترل کنیم.

    البته این نکته ذکرش در اینجا مهمه که همه افراد در همه زمانها می ترسیده اند!!

    یعنی اینکه حتی انسانهای شجاع که هر کدوم از ما ممکنه تعدادی از اونها رو دیده یا در مورد اونها شنیده باشیم، همگی این ترس را داشته اند و اصلا بشر ترس رو دارد و امکان حذف اون در کسی وجود ندارد.

    تفاوت تنها در برخورد با ترس است. انسانهای شجاع می ترسند ولی ترس خود را کنترل میکنند، و انسانها ترسو، ترس آنها را کنترل میکند.

    در واقع ترس رو نمیشه کنار زد ولی میشه باهاش کنار اومد، اگر بدونید چطور با اون کنار بیایید می تونید با مشکلاتی که ترس برای شما ایجاد میکنه هم کنار بیایید.

    البته ترس داشتنش خوبه، مثلا ترس از آیندست که باعث میشه ما کار کنیم، درس بخونیم و به دنبال فرصتهای جدید باشیم. اما نباید بزاریم این ترس اونقدر به ما غلبه کنه که دیگه از زندگی کردن در حال بیفتیم.

    حالا به بررسی چند مشکل که ریشه در ترس دارند می پردازم.

     

    به تعویق انداختن کارها:

    یکی از بزرگترین مشکلات خود من به تعویق انداختن انجام کارها بوده و همچنان هم هست. میدونم که خیلی از شما دوستان هم به نوعی با این مشکل روبرو هستید.

    حتما میگین چه ارتباطی با ترس داره. یکی از دلایلی که من کارها رو که میدونم باید انجام بدم رو به تعویق میندازم در واقع ترس من از چند چیزه: یکی اینکه فکر میکنم که نمی تونم اون کار رو به نحوه احسنت انجام بدم، دوم اینکه فکر میکنم انجام دادنش سخته و میترسم که من رو ناراحت کنه، سوم اینکه میگم برای انجام دادنش نیاز دارم که یک سری چیزها رو بدونم و می ترسم که نتونم اونها رو یاد بگیرم. حالا شما هم ممکنه به این تعدادی اضافه کنید.

    اما باید بدونم که هر کاری که قابل انجام توسط یک فرد هست و یا قبلا کسی انجام داده، من هم می تونم انجامش بدم. این مهم نیست که اون کار رو به بهترین نحو انجامش بدم مهم اینه که انجامش بدم. و باید ترس اینکه دیگران ممکنه چی بگن، یا ترس از اینکه شاید کسانی باشند که اون کار رو بهتر از من انجام میدن رو بزارم کنار.

    حالا در این مورد (یعنی مقابله با به تعویق انداختن کارها و یا تنبلی در انجام کارها) چند روش و تمرین هست که من خودم دارم اونها رو انجام میدم که نتایج خوبی هم داشته و بزودی در موردش یک مطلب مفصل خواهم نوشت.

     

    قرض و بدهی:

    اینم یکی از مواردی هست که این روزها زیاد باهاش سرو کار داریم!! حالا بدهی از کجا بوجود میاد؟ وقتی بیشتر از درآمدمون خرج کنیم مجبوریم قرض کنیم و یا پرداختش رو حواله کنیم به بعداً، اینطوری بدهی بوجود میاد. حالا نقش ترس این وسط چیه؟ چرا ما باید بیشتر از درآمدمون خرج کنیم خوب؟

    ترس از نداشتن یک سری چیزها، ترس از به زحمت افتادن و ناراحت شدن، ترس از اینکه دیگران چی میگن در مورد ما، ترس از اینکه اگر الان نگیرم ممکنه دیگه نتونم بگیرم.

    بله واقعا در شرایط فعلی ممکنه خیلی از افراد درگیر همون حداقلهای زندگیشون باشن و برای بدست آوردن همون هم باید قرض کنند و به بدهی های شون اضافه کنند، ولی نکته اینجاست که اگر بتونن با ترس خودشون کنار بیان حداقل کمتر به مشکل قرض و بدهی گرفتار میشن.

    حالا خودتون فکر کنید ببینید واقعاً آخرین لباسی که خریدید، آخرین ماشینی که خریدید و یا هر چیز دیگه رو واقعا چقدر ترس شما در اون نقش داشته. آیا بدون خریدن اون زندگی شما مختل میشد؟ پس ترس از اختلال باعث خریدش بوده. آیا اگر ارزونترش رو میخریدید امکانات و قابلیتهای کمتری داشت؟ پس ترس از اینکه ممکنه احساس راحتی نکنیم باعث خریدش بوده. و خیلی موارد دیگه که خودتون هم می تونید بهش فکر کنید.

     

    مشکلات ارتباطی با دیگران: 

    بیشتر ما برای این در ارتباطاتمون با دیگران مشکل داریم که در واقع انتظار داریم افراد مقابل برخوردی که ما دوست داریم رو انجام بدهند و ترس از اینکه اونها ممکنه اون برخورد رو نداشته باشند،  باعث میشه که ما همیشه در برقراری ارتباط مقاومت کنیم. حتی در مورد روابط جاری که داریم هم همین مشکل هست.

    چند سال پیش من خودم همیشه یکی از بزرگترین مشکلاتی که در کارم داشتم تلفن زدن به مشتری (حالا مشتری احتمالی یا قبلی) بود. واقعا چرا نمی تونستم تلفن بزنم؟ برای اینکه نمی دونستم اون چه برخوردی با من میکنه و چه جوابی میده و یا چه چیزی می خواد. و این در من ترس بوجود میاورد و همین ترس باعث میشد که تلفن زدن رو به تعویق بندازم و خیلی وقتها این باعث از دست رفتن فرصتها میشد و یا موقعیت من رو در کارم بدتر میکرد.

    اما بعد من مدیر فروش یک کارخانه شدم و باید اینکارو انجام میدادم. رفتم دنبال ریشه ماجرا و روزی که فهمیدم ریشه این عدم تمایل من به تماس گرفتن ترسم هست، سعی کردم با اون کنار بیام و گفتم آره ترس داره ولی انجام دادنش بهتر از انجام ندادنش هست. پس ترس رو کنار نزدم و باهاش کنار اومدم. اینطوری شد که تونستم خیلی تو کارم موفق بشم و در مدت کمتر از یک ماه کاری که انجامش ممکن بود ماهها طول بکشه رو انجام دادم.

     

    دوستان من مواردی زیادی هست که خیلی دوست داشتم در موردشون بنویسم ولی الان که فکر میکنم هر کدومش میتونه یک مطلب مفصل باشه پس ترجیح میدم که در آینده در مورد هر کدوم بیشتر بنویسم. مشکل عدم موفقیت در کار، عدم تمایل به ورزش و نرمش کردن، استرس و نگرانی، عدم توانایی یادگیری مطالب که در همه اینها می توان ترس را پیدا کرد.

     

    اگر از خوانندگان مطالب یک تجربه باشید می دونید که من همیشه سعی دارم از تجربیات خودم بنویسم و کمتر علاقه به بازنویسی و یا ترجمه مطالب دارم، برای همین ممکنه فاصله بین نوشتن هام زیاد باشه که این بیشتر به دلیل همین هست که دوست دارم بهترین تجربه هامو اینجا بزارم.

    در واقع این کم نوشتن من یکی از دلایلش همین ترس هست که گفتم!!! ترس از اینکه مطلبی که می نویسم حتما مفید باشه، کامل باشه، کاربردی باشه و… وگرنه من الان اونقدر در سایتها و وبلاگهای دیگر عضو هستم و روزانه حجم زیادی از مطالب میاد که من حداقل یک نگاهی بهشون میندازم و اگر فقط بخوام اونها رو اینجا بازنویسی و یا ترجمه کنم براتون شاید روزی بیش از ۱۰ مطلب بشه ولی با توجه به زمان و وقتی که دارم سعی میکنم اگر می نویسم چیزی باشه که واقعا از تجربه و ذهن خودم باشه. البته که برای نوشتنش قبلش تحقیقاتی میکنم و چند جای دیگه رو هم مطالعه میکنم.

    این رو از این جهت گفتم که در این مدت طولانی که از نوشتن آخرین مطلب من گذشته دوستان زیادی که به من لطف داشتن ابراز نگرانی کردند که چرا دیگه نمینویسم.

    ولی سعی میکنم که با این ترسم کنار بیام و از این به بعد بیشتر بنویسم. البته که برای کنار اومدن با این ترس نیاز به همراهی شما دوستان عزیز دارم که با نظرات، پیشنهادات و تجربیات خودتون به من انگیزه میدید.

     

    موفق باشید و سربلند

    ارسال شده در۰۸ دی ۹۳دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هاآرامش، استرس، به تعویق اندازی، ترس،ریشه مشکلات، غلبه بر مشکلات، مشکل در ارتباطات، مقابله با ترس

    16 دیدگاه برای «ریشه تمامی مشکلات ما چیست؟»

    1. خورشید زیباگفت:

      سلام

      ممنونم که باز مطلب نوشتین.
      من ترس اول رو زیاد دارم و کارهام به تعویق افتاده.
      بی‌صبرانه منتظرم تا مطالبتون در این مورد رو زودتر روی وب‌سایت بگذارین.

      پاسخ
      1. صادق علوی زادهگفت:

        سلام

        در واقع این مشکل رو همه ما داریم من خودم که خیلی باهاش درگیرم ولی مدتی هست که دارم روش کار میکنم بزودی حتما بیشتر در موردش خواهم نوشت.

        در ضمن از نظری که دادی هم ممنونم

        پاسخ
    2. nedگفت:

      بازهم مثل همیشه بسیارخوب و آموزنده. ممنون که برامون مینویسین منتظر مطالب جدیدتون هستم

      پاسخ
      1. صادق علوی زادهگفت:

        ممنون از شما که مطالب رو می خونید.

        پاسخ
    3. کاظمگفت:

      مطلب جالبی بود ولی سعی کنید در نوشتن از ادبیات نوشتاری استفاده کنید .

      پاسخ
    4. حامدگفت:

      سلام
      ما باید در بازه زمانی دنیای مادی و اخروی داری یک اصول مشخص و واضح باشیم تا در زیر بازه که یکی دنیا و یکی دنیای اخرت هست بدونیم چه کار باید بکنیم .دوباره در بازه زمانی دنیا که خودش به بازه های (مراحل) کودکی نوجوانی بزرگسالی ازدواج پیری ختم می شود بدونیم چه کاری رو باید کرد. حال هر کدام از ما در یکی از این مراحل قرار داریم و ممکن هست با مشکلاتی روبه رو باشیم حل این مشکلات بر می گردد به اون اصولی (جهان بینی ) که ما در زندگی خود قبول کردیم و نمی توان از جز به کل رسید و نمی توان بدون داشتن تفکر و اصول محکم با مشکلات رو به رو شد چرا که مشکلات بوجود می ان و از بین می رن و ممکن در در زمان از بین رفتنشون ما رو هم با خود از بین ببرن. حال یه سوال کدوم تفکر باید تفکر غالب بر ذهن و عمل ما باشد؟؟؟

      پاسخ
    5. farhadگفت:

      سلام
      ممنون از مطلب مفیدتون و صداقت شما
      گاهی اوقات ترس زندگی منو فلج میکنه ولی یاد گرفتم در موردش با یه نفر صحبت کنم و یا بنویسم. ترس وجود داره و باید پذیرفت و حرکت کرد.

      پاسخ
    6. سجاد …گفت:

      آقا صادق گل روشهای مقابله با به تعویق انداختن کارها یا جلوگیری از تنبلی در انجام کارها رو اگه میشه زود مطالبشو بذارید…خیلی هم عااالی ،ممنونم از مشاوره ی رایگانت…بهترین هارو برات آرزو میکنم?

      پاسخ
      1. صادق علوی زادهگفت:

        سلام دوست خوبم

        چشم در این زمینه تجربه های خوبی دارم که حتما بزودی در موردش می نویسم تا شما و دیگر دوستان هم بتونید از اونها استفاده کنند.

        ممنون از اینکه مطالب رو دنبال میکنید.

        شاد باشید

        پاسخ
    7. واحدگفت:

      خیلی مطلب جالبی بود، به نظر من چیزی به نام ترس بخودی خود بوجود نمیاد بیشتر ترس هایی که ما داریم از ندونستن و کمبود اطلاعات در مورد مساله مورد نظر هست و به نظرم برای غلبه بهش راه های خیلی متفاوت وجود داره منتها الان چیزی که به ذهنم میرسه مورد تکیه گاه های ذهنی آنتونی رابینز تو کتاب به سوی کامیابی به من خیلی کمک کرد ولی از بس من نمی تونم یه چیزی رو واسه خودم عادت قرار بدم بعد از فاصله گرفتن از کتاب همون ترس ها با شدت بیشتری به سمتم سرازیر شدن و الان دقیقا نمی دونم باید کدوم فاکتور رو بیشتر کنترل کنم که دچار همچین مواردی نشم.

      پاسخ
    8. نادیگفت:

      اقای علوی نژادمن بعداز یک ماه لازم بازم تمرین کنم؟

      پاسخ
    9. محمد عليپورگفت:

      سلام

      “خوشحالم که هستید”

      خیلى وقت ها بخاطر کمال گرایى هم هست که ترس به سراغمان میاد با واژه ‘سعى’ میکنم انجامش بدم تا حد زیادى کمک میکنه ترس رو کنترل کنیم

      ممنون که دانشتون رو در اختیارمون گذاشتید تا بتونیم خردمندانه زندگى کنیم.

      پاسخ
    10. رضاگفت:

      بسیا عالی .سپاس گزارم از لطفتون.مسایل مطرح شده درد من واجتماع من است

      پاسخ
    11. nmeگفت:

      بسیار زیبا دوست من . حس میکنم همش از زبون من مینویسید

      پاسخ
    12. پریاگفت:

      حرف ها و تجربه هاتون خیلی عااااالیه بی صبرانه منتظر بقیه تجربه هاتون هستیم

      پاسخ
    13. saminگفت:

      نوشته هاتون خیلی خوب بود …
      تقریبا راجب هرچی که دنبالش بودم صحبت شده بود . ممنون

      خورده عادتها: عادتهای کوچکتر، نتایج بزرگتر

      قبلا هم گفته بودم که اگر می خواهی کاری را انجام دهی باید اون کار رو کوچک کنی. اما در این تجربه می خوام بگم که در واقع باید انقدر کوچک کرد که دیگه هیچ بهانه ای برای انجام ندادنش نداشته باشی.

      من همیشه یکی از بزرگترین مشکلاتم در ایجاد یک عادت و یا شروع یک کار جدید در واقع همون شروعش و یا اولین گام بوده. اگر شما هم ایده های زیادی دارید و یا می دونید که اگر یک کاری رو در زندگی انجام بدین می تونه نتایج بزرگی براتون داشته باشه ولی هیچ وقت اون کار رو شروع نکردید نگران نباشید این یکی از خصوصیات انسان هست که از تغییر وضعیت فعلی خودش بیزاره و تا می تونه در برابر تغییر مقاومت میکنه.

      مدتی پیش یک کتابی رو خوندم که عنوانش همین عنوان پست من هست Mini Habits: Smaller Habits, Bigger Results

      من قصد ندارم اون کتاب رو اینجا کامل بزارم ولی دوست دارم تجربیات خوبی که ازش داشتم رو اینجا با شما دوستان درمیون بزارم و فکر میکنم که می تونه خیلی مفید باشه.

      جالبه که نویسنده کتاب که در واقع مدرس روشهای ارتقا سطح زندگی و کمک به افراد برای موفقیت در زندگی هست میگه: “من دوست داشتم که به روزی نیم ساعت نرمش کردن عادت کنم ولی هیچ وقت حتی اون رو شروع نکردم و هر وقت که می خواستم شروع کنم به دلیلی نشده.”

      معجزه روزی اتفاق میفته که یک حرکت شنا میره! و روز بعد هم فقط یک شنا و همین طور ادامه میده و بعد از مدتی بدون اینکه متوجه باشه میبینه که عادت کرده به نرمش کردن روزانه!

      خودش تعجب میکنه و میگه باید برای شروع اونو به طرز احمقانه ای کوچک کرد! واقعا یک شنا یا یک حرکت بارفیکس یا حتی یک دراز نشست شاید از نظر خیلی ها نرمش محسوب نشه ولی می تونه شروعی باشه برای ایجاد یک عادت در خود.

      اگر می خواهی به مطالعه عادت کنی کافیه خودت رو مجبور کنی که روزی یک خط (جمله) از کتابی رو بخونی . حتی یک صفحه یا پاراگراف هم نه فقط یک جمله!!

      واقعا باید به شکل کاملا احمقانه ای کوچک کنیم تا شروع کنیم بعد میشه با عادت کردن به همون و از بین رفتن مقاومت ذهن در مقابل اون تغییر، بهش افزود. حتی این افزودن معمولا بصورت خودکار اتفاق میفته.

      من الان دوتا عادت رو که به شدت کوچیک کردم رو مدتی هست شروع کردم که یکیش نوشتن تنها ۵۰ کلمه در هر روز و دیگری انجام دو حرکت شنا صبحها بعد از بیدار شدن از خواب هست .

      حالا تنها کاری باید انجام بدی اینه که نذاری این زنجیر عادتهای کوچک پاره بشه. کم کم با همین عادتهای ریزه میزه می تونی به نتایجی در زندگی دست پیدا کنی که شاید سالها آرزوی رسیدن به اونها رو داشتی.

      برای من که اینطور بوده، امیدوارم که برای شما هم مفید باشه.

      این یک تجربه کوچک بود ولی می تونه تاثیر بزرگی در زندگی ما ایجاد کنه. پس همین الان دو یا سه عادت رو که دوست داری داشته باشی رو انتخاب کن و اون رو تا حد ممکن و حتی احمقانه کوچیک کن و شروع کن.

      اگر هم فکر میکنی عادتهای انتخابیت قابل بیان کردن برای همه هست حداقل من خوشحال میشم که اینجا با من و دیگران در میون بزاری و اون حداقلی که انتخاب کردی رو هم ذکر کنی.

      به امید نتایج بزرگ و اثربخش در زندگی همه ما

      ارسال شده در۱۲ خرداد ۹۳دسته‌هاآموزش های مفیدبرچسب‌هارسیدن به اهداف، عادت، عادتهای کوچک، نتایج بزرگ

      20 دیدگاه برای «خورده عادتها: عادتهای کوچکتر، نتایج بزرگتر»

      1. حسینگفت:

        سلام
        ممنون پس تست میکنیم ببینیم نتیجه میده

        پاسخ
      2. انعکاسگفت:

        دست گلتون درد نکنه .

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          ممنون از شما

          پاسخ
      3. محسن برجیگفت:

        ممنون از این یادداشت عالی.
        واقعا جواب می‌ده.
        من هم اتفاقا برای عادت نوشتن، از این تکنیک استفاده می‌کنم.
        یک راهکار کمکی هم این است که یادآور روزانه یا هفتگی برای پیگیری این عادت‌های کوچک برای خودمان بگذاریم. مثلا یک یادآور دوره‌ای در کلندار گوگل ثبت کنیم که هر روز یا هر هفته انجام آن کار را به ما یادآوری کند.

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          سلام جناب برجی،

          کاملا حق با شماست و باید این عادات را به هر شکل ممکن یادآوری کرد چون اولش عادت نیست تنها یک کار جدید هست و کم کم مبدل به عادت میشه و اون وقت دیگه بصورت خودکار میشه نیازی به یادآوری نیست.

          ممنونم از این نظر بسیار مفیدی که برای من و دوستان گذاشتید.

          پاسخ
      4. شهرامگفت:

        گاهی هم نیاز هستش که یک عادت رو ترک کنیم! من معمولاً برای ترک یک عادت یهو قطعش می کنم! مثل عادت نا پسند و اخخخخِ سیگار کشیدن :دی

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          سلام شهرام عزیز،

          بله برای پیشرفت و رشد چه کاری و چه شخصی باید در کنار ایجاد عادتهای جدید خوب، عادتهای بد رو هم کنار گذاشت. البته باید گفت که روشها و تمرینها برای کنار گذاشتن عادات بد شاید کمی متفاوت باشه و تخصص خودش رو میطلبه.

          مثل ساختمان که مهندس معمار تخصص تو ساختن داره و مهندس تخریب تخصص تو خراب کردن. سعی میکنم در مورد کنار گذاشتن عادات بد هم تجربیاتی رو در اینجا بزارم که امیدوارم مفید باشه.

          موفق باشید

          پاسخ
      5. arsalanگفت:

        تجربه ی خیلی جالبی بود.من وقتی دانش اموز بودم غیر مستقیم تو درسام ازش استفاده می کردم ولی تا حالا بهش دقت نکرده بودم.
        بابت نوشته های خوبتون ممنون

        پاسخ
      6. Maedeگفت:

        سلام، همه مطالب سایتتون رو خوندم، خیلی جالب بود.
        دلم میخواد همه رو انجام بدم! فقط بمباران اطلاعاتی شدم یکم گیجم هنوز!
        خواستم تشکر کنم!!
        مرسی!
        موفق باشید و ادامه بدین!

        پاسخ
      7. حامدگفت:

        سلام – من هم میخوام تجارب م رو اشتراک گذاری کنم – پس ثبت نام برای چی بود؟ من هم میخوام مطلب بگذاری برای ملت

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          سلام دوست عزیز

          این وبلاگ بصورت شخصی راه اندازی شده، ولی شما اگر دوست دارید می تونید در قسمت نظرات تجربیات مرتبط با مطالب گفته شده رو بزارید.

          ممنونم از اینکه ابراز علاقه کردید.

          موفق باشید

          پاسخ
      8. عمادگفت:

        سلام
        من هنوز هم امیدوارانه به سایت سر میزنم به امید دیدن یک پست جدید خیلی انتظار طولانی شده ولی چون به نوشته های شما خیلی علاقه دارم هنوز ناامید نشدم امیدوارم خوب و سلامت باشید و مجدداً برگردید

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          سلام آقا عماد

          ممنون از لطفتون. من خیلی خوشحالم که مطالب من مورد توجه شما واقع شده و هم اینکه خیلی متاسفم که فاصله مطالب زیاد شده.

          ولی تمام سعی من بر اینست که از این پس بیش از پیش در خدمت شما دوستان باشم.

          سربلند باشید

          پاسخ
      9. حسینگفت:

        سلام
        ممنون از مطالب خوبتون
        لینک دانلود کتاب رو میتونید بذارید ؟

        پاسخ
        1. صادق علوی زادهگفت:

          سلام دوست عزیز

          متاسفانه لینک دانلودی برای اون من ندارم و خودم تو سایت آمازون اون رو مطالعه کردم.

          موفق باشید

          پاسخ
      10. farhadگفت:

        سلام
        از مطالب مفیدتون سپاسگزارم. برای من بسیار اموزنده بود.

        پاسخ
      11. Faeze kheyrabadiگفت:

        سلام.از مطلب بسیار مفیدتون ممنونم منم تصمیم گرفتم ی عادتو در خودم تقویت کنم واون زود بیدارشدن ازخوابه!شایدخنده دار باشه اماچند وقته شبابیدارم وروزا میخوابم.واین داره کلافم میکنه احساس میکنم زندگیم ازحالت عادی خارج شده…امیدوارم موفق شم

        پاسخ
      12. مرضیهگفت:

        جالب بود- بهانه شروع کار از شنبه را از من گرفت

        پاسخ

        چگونه از شر افکار مزاحم خلاص شویم

        افکار مزاحم یکی از معضلات زندگی های امروزی هست که تمامی افراد با آن درگیر هستند. بله درسته دقیقا تمام افراد. این مشکلی هست که همه روزه افراد با آن دست و پنجه نرم میکنند. برخی به شدت تحت تاثیر آنها قرار میگیرند و برخی دیگر با یادگیری روشهای مقابله با آنها، سعی میکنند تا جای ممکن از آنها تاثیری نگیرند.

        قبلا در مورد اینکه چطور میتونیم ذهن رو خالی کنیم مطلبی نوشته بودم که خیلی هم مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گرفت، اما در این تجربه می خوام روشهایی رو بیارم که بتونه در همه حالتی به افراد در مواجهه با افکار منفی کمک کنه.

        افکاری مانند ترس، نگرانی، منفی بافی و … همیشه در ذهن بشر جریان داشته و ما نمی تونیم کاری کنیم که هیچ وقت آنها به ذهن ما راه پیدا نکنند، اما می تونیم با آنها کنار بیاییم و اجازه ندهیم که زندگی ما را تحت تاثیر خودشون قراربدن و هیچ وقت نباید با اونها درگیر بشیم یا باهاشون بجنگیم.

        در این تجربه که سعی کردم از دانسته های خودم و جستجو در مطالب دیگر جمع آوری کنم، راههایی رو برای کنار اومدن و زندگی کردن با افکار مزاحم رو شرح میدم که مطمئن هستم برای هر کدوم از ما می تونه بسیار مفید باشه. راههایی که در نگاه اول خیلی ساده و بعضا خنده دار میاد ولی با انجام دادنشون خواهید دید که چقدر می تونید در مقابل افکار منفی مقاوم بشین.

        اول اینکه همیشه باید چند سئوال رو، وقتی فکری به ذهنتون میرسه از خودتون بپرسید:

        – آیا این فکر درسته؟

        – آیا این فکر مهمه؟

        – آیا این فکر مفیده؟

        با پرسیدن این سئوالات مقدار زیادی از توجه شما از افکار مزاحم برداشته میشه و بطور اتومات ذهنتون به اونها کمتر توجه میکنه، اما این ساده ترین و اولین قدم هست.

         

        • یک برچسب به افکار خود بزنید.

          بجای اینکه بگین “من یک بازنده هستم” بگین “من فکر میکنم که یک بازنده هستم” یا بجای اینکه بگین “این کار درست انجام نخواهد شد” بگین “من فکر میکنم که اینکار درست انجام نخواهد شد”. شاید این نکته خیلی ساده به نظر بیاد ولی یک نکته خیلی ظریف داره اونم اینه که به ذهن میگه این فقط یک فکر هست و ممکنه که درست نباشه.

         

        • از افکار خود تشکر کنید.

          همیشه وقتی یک فکر منفی میاد تو ذهنتون مثلا نگرانی از اینکه یک اتفاق بدی بیفته از فکرتون تشکر کنید. مثلاً “نکنه که این هواپیما سقوط کنه … یا نکنه خلبان زیاد وارد نباشه و نتونه این پرواز رو با موفقیت به پایان برسونه”، این موقع بگین “ممنون فکر من، از اینکه به فکر سلامتی من هستی و نگران حال من هستی متشکرم، ولی جای نگرانی نیست من خودم حواسم هست” . حتی می تونید هر از گاهی برای فکرتون یک تقدیر نامه بنویسید و بابت اینکه حواسش به شما هست قدردانی کنید.

         

        • افکار منفی را به پرواز درآورید.

          تصور کنید که افکار منفی خود را روی یک برگ یا یک بادکنک می نویسید و آنها را رها می کنید و میبینید که از شما دور می شوند. برای هر فکر یک برگ یا بادکنک تصور کنید و برای فکر منفی بعدی یکی دیگه و همینطور ببینید که اونها دارند پرواز میکنند و از شما دور می شوند.

         

        • افکار مزاحم رو به ترانه تبدیل کنید.

          سعی کنید فکر منفی که میاد تو ذهنتون بصورت آواز در بیارید و اون رو بخونید. اینکار کمک میکنه که به ذهنتون بفهمونید که این فکر خیلی مسخره و پوچ هست. حتی بهتره که این آواز رو به زبون بچه گانه و کمی هم مسخره بخونید.

         

        • برای داستان خود یک نام برگزینید.

          معمولا بیشتر اوقات افکار مزاحم حول محور یک چیز می گردند و در مورد یک داستان هستند. یا در مورد کار هستند یا درس یا یک رابطه و … در اینصورت میتونید برای اون داستان یک نام انتخاب کنید. مثلا فکری که خیلی وقتها وجود داره اینه که “من نمیدونم که الان واقعا دارم چیکار میکنم یا کاری که می کنم درست هست یا نه” در اینجا می تونید بگین که “آهان این ادامه همون داستان “منِ گیج” هست” و به همین سادگی اجازه میدید اون فکر بیاد و بره.

         

        • در هر صورت اقدام کنید.

          نکته خیلی مهمی که باید همیشه مد نظر داشته باشید اینه که شما وقتی که افکار منفی در ذهنتون هست می تونید در همان حال رفتار یا واکنشی هم داشته باشید. یعنی در واقع لازم نیست که بشینین تا اون فکر که تموم شد بعد اقدام کنید. ذهن شما این امکان رو داره که در آن واحد چند کارو با هم انجام بده، پس بلافاصله هنگام ورود فکر به ذهنتون شروع به واکنش نشون دادن بکنید.

         

        در انتها بازهم