* اینترنت، اعتیاد، اينترنت، اجتماعی، عزت، سلامت، اعتياد، روانی

به اینترنت بر سلامت روان، اعتماد و افسردگی

به رغم برتری ها و مزیت های استفاده از اینترنت، نگرانی های جدیدی در خصوص استفاده از آن و تاثیراتی که این تکنولوژی بر ابعاد مختلف زندگی انسان می گذارد هر روز در حال افزایش است. کاربران در پی استفاده روزافزون از اینترنت و زندگی در فضای مجازی به مدت طولانی، نوعی وابستگی کاذب به آن پیدا می کنند که رهایی از آن امری دشوار است(رسولی و آزادمجد، 1392).

پرداختن هر چه بیشتر به کیفیت دنیاي مجازي بر روحیات و خلق و خوي افراد گوناگون است. لذا استفاده زیاد از اینترنت سبب تنبلی هاي جسمی، تقویت کم تحرکی و کاهش روابط با دیگران در دنیاي واقعی و در نتیجه انزواي اجتماعی می شود. همچنین، افرادي که بیش از حد معمول رایانه استفاده می کنند، بیشتر احتمال دارد که چاق شوند، تهاجمی باشند، احساس اضطراب کنند و در فراگیري فرآیندهاي آموزشی کندتر عمل کنند و در نتیجه سلامت روانی آنها به خطر بیفتد. به طور قطع استفاده زیاد از اینترنت معضلات و بحران هاي روحی و جسمی خاص خود را به همراه خواهد داشت که اگر به موقع تشخیص، به آن پرداخته نشود، می تواند سلامت روانی جامعه را با چالش هاي جدیدي روبرو کند(میرزائیان و همکاران، 1390).

اعتياد به اينترنت شامل اعتياد به اتاق هاي گپ، آنلاين و خريدهاي اينترنتي مي شود. همچون ديگر اعتيادها، اعتياد به اينترنت، فرد معتاد را از خانواده و اطرافيانش منزوي مي سازد. اعتيادهاي رفتاري، همچون اعتياد به شبكه هاي اينترنت مي تواند موجب تخریب سلامت، روابط، احساسات و نهايتا روح و روان فرد گردند. به نظر مي رسد كه استفاده اعتيادي از اينترنت، همانند ديگر انواع اعتياد، داراي دوره تحمل و ترك مشابهي است(ین و همکاران، 2007).

استفاده بيش از حد از اينترنت، انسان ها را از جامعه و ارتباطات اجتماعي واقعي دور ساخته و با حذف تعاملات واقعي اجتماعي و تسلط بر زندگي افراد مي تواند با احساس تنهايي و در نهايت افسردگي در ارتباط باشد. زيرا كاربران اغلب با انتصاب روابط برخطي كه ساختگي و ضعيف است و جايگزيني و ترجيح آن بر تعاملات عيني زندگي، به روابط واقعي زندگي كمتر بها مي دهند و همين موضوع، مي تواند با بروز افسردگي در ارتباط باشد. با افزايش افسردگي و تنهايي، معتادان اينترنتي باز هم بيشتر و هربار براي مدت طولاني تري به اينترنت وصل مي شوند. اين همان چرخهاي است كه در الكلي ها هم ديده مي شود؛ يعني نوشيدن براي فرار از مشكلات، سپس احساس بدتر شدن و سرانجام بيشتر نوشيدن براي رهايي از احساسات ناخوشايند. نتيجه اي كه در اين بحث بدست مي آيد، اثبات اصل همايندي اعتياد به اينترنت با اختلالات ديگر است. يعني اعتياد به اينترنت غالباً با يكي ديگر از ا ختلالات روحي و رواني در افراد همراه است(یانگ، 1998، به نقل از بیدی و همکاران، 1391).

همانند تمام انواع ديگر اعتياد، اعتياد به اينترنت نيز با علائمي همچون اضطراب، افسردگي، کج خلقي، بي قراري و افکار وسواسي يا خيالبافي راجع به اينترنت همراه است. از طرفي، در عين حال که روابط اين افراد در جهان مجازي افزايش مي يابد، در مقابل از دامنه ي روابط آنان در جهان واقعي کاسته مي شود. اختلال اعتياد اينترنتي نوعي اختلال روان شناختي – اجتماعي است که از مشخصه هاي آن، علايم کناره گيري، اختلالات عاطفي و از هم گسيختگي روابط اجتماعي است. اعتیاد اینترنتی، انسان ها را به افرادي رها شده تبدیل می کند و بر روابط اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. در نتیجه استفاده بیش ازحد از اینترنت، بهره وري و بازده کاري کاربران اینترنت، پایین می آید. آنان با تأخیر به محل کار می روند و دچار کم کاري می شوند. عدم تحرك جسمی و چاقی به همراه علایمی چون درد کمر، پشت و ماهیچه، از دیگر تبعات این مسأله اند. این کاربران به هرحال، حتی در صورت کناره گیري از اینترنت، دچار علایم اختلال می شوند(میرزائیان و همکاران، 1390).

اعتیاد به اینترنت می تواند منجر به افسردگی افراد شود. افسردگي اختلالي روانشناختي است كه باعث ايجاد تغييرات زيادي در خلق و خو، ديدگاه، كمال طلبي، توانايي تفكر ، ميزان فعاليت و فرايندهاي بدني نظير خواب، انرژي و اشتهاي افراد مي شود. آمار سازمان بهداشت جهاني نشان مي دهد كه نزديك به 41 ميليون نفر از كل جمعيت جهان مبتلا به افسردگي هستند كه علل آن بيش از 50 مورد ذكر شده است. در حالي كه نمازي[41] و همكاران (2005)، دريافتند بين ميزان استفاده از اينترنت و افسردگي كاربران رابطه معنادار وجود ندارد اما كاربراني كه بيشتر از اتاق هاي گفتگو(چت) استفاده مي كنند افسرده تر هستند(به نقل از میرزائیان و همکاران، 1390).. كينگ استورم[42](2003)، افراد معتاد به اينترنت را كمرو، خجالتي و افسرده دانسته. كوبي، لاوين و باروز[43](2001)، ايشان را داراي مشكلات خواب، تحصيلي، تنهايي، جسمي، اضطراب و افسردگي دانسته است.

اعتياد به اينترنت، با عزت نفس نيز در ارتباط است .به نظر برخي پژوهشگران ، افرادي كه عزت نفس پايين و مهارتهاي اجتماعي كمي دارند، بيشتر از همه احتمال دارد كه وسوسه شوند تا در فضاي مجازي، كنترل را به دست بگيرند و احساس هويت و جايگاهي را كه در زندگي واقعي ندارند به دست آورند. با اين همه نوع رابطه بين عزت نفس و اعتياد به اينترنت معلوم نيست و نمي توان گفت كه عزت نفس پايين از اعتياد به اينترنت حاصل مي شود يا اين كه كساني كه عزت نفس پايين دارند به سراغ اينترنت رفته و به آن معتاد مي شوند. رابطه عزت نفس پايين با اعتياد به اينترنت در تحقيقات متعددي، تأييد شده است. (جانسون، 2011).

می توان گفت بین استفاده مفرط از اینترنت و عزت نفس يك رابطه منفی وجود دارد. گریفیث (2000)، در اين رابطه يافته هاي مهمي ارائه كرده است. او بيان مي كند كه استفاده كاربران از اينترنت، بشدت با ادراكشان بعنوان يك سبك مقابله و روشي براي جبران برخي كمبودها مانند عزت نفس پايين، مرتبط است. به گفته وي اين موقعيت به آنها اجازه مي دهد تا احساس بهتري داشته باشند زيرا جايگزيني است براي اينكه آنها شخصيت و موقعيت اجتماعي متفاوتي بدست آورند. به عبارت ديگر آنها در اين راه خودشان را بشدت ارضا مي كنند. همانطور كه ديده ميشود هنگامي كه افراد خودشان را بصورت منفي ارزيابي مي كنند، ممكن است چنين درك كنند كه اينترنت روشي براي جبران كمبودها است و همچنين افزايش استفاده از اينترنت ممكن است به يك رابطه وابسته تبديل شود.

پادوا و كانينگهام[44](2010)، به عوامل اجتماعي مرتبط با اعتياد به اينترنت اشاره ميكنند.طبق گفته آنها بازيهاي آنلاين و چند نفره، افراد جوان را جذب مي كنند، زيرا اين بازيها، ارتباطات اجتماعي را در زندگي واقعي شبيه سازي مي كنند. در ادبيات مربوطه، هنوز به اجماع نرسيده اند كه آيا عزت نفس علت اعتياد به اينترنت است يا معلول آن. رابطه بین اعتیاد به اینترنت و عزت نفس می تواند تعاملی باشد. عزت نفس يكي از عوامل مهم رفتار و فعاليتهاي افراد است. برخي از اين فعاليتها به رشد فرد كمك كرده و برخي براي آن مضر هستند. اعتياد به اينترنت يكي از عواملي است كه با احساس كاهش كنترل خود، ممكن است به كاهش بيشتر عزت نفس منجر شود.

 

 

 

 

پیشینه پژوهش

پیشینه داخلی

دستجردی و صیادی(1391)، در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی بر اعتیاد به اینترنت و افسردگی در دانشجویان دانشگاه های پیام نور شهر اصفهان، گزارش کردند که بین استفاده از شبکه های اجتماعی و اعتیاد به اینترنت با ضریب 0.147 رو سطح معنی داری 0.010 رابطه معنی داری وجود دارد، ولی بین استفاده از شبکه های اجتماعی و افسردگی با ضریب 0.55 و سطح معنی داری 0.332 رابطه معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین استفاده از شبکه های اجتماعی و اعتیاد به اینترنت براساس متغیرهای جنسیت، سن، گروه تحصیلی تفاوت معنی داری وجود دارد که این تفاوت در بین گروه های سنی و دختران و پسران معنی دار نبود، ولی در بین گروه های تحصیلی، اعتیاد به اینترنت در رشته های گروه علوم پایه کمتر از سایر رشته ها در گروه های علوم انسانی و فنی مهندسی بوده است.

جعفری و فاتحی زاده (1391)، در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت با افسردگی، اضطراب، فشار روانی و هراس اجتماعی در دانشجویان دانشگاه اصفهان، گزارش کردند که بین اعتیاد به اینترنت و هر یک از متغیرهای بالینی افسردگی، اضطراب، فشار روانی و هراس اجتماعی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن است که بین اعتیاد به اینترنت و مجموعه این متغیرهای بالینی رابطه مثبت وجود دارد (r=0.62) و این متغیرهای بالینی می توانند 39 درصد اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کنند.

بیدی و همکاران(1391)، در پژوهشی با عنوان تحلیل ساختاری ارتباط بین اعتیاد به اینترنت با افسردگی، سازگاری اجتماعی و عزت نفس نمونه ای شامل 120 نفر از کاربران کافی نت های دوبی، از ملیت های مختلف، شامل مرد و زن، حداقل 18 سال سن و مسلط به زبان انگلیسی را انتخاب کردند. نتایج حاصل از پرسشنامه ها با آزمون تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که داده ها برازش خوبی با مدل ارائه شده دارند. ضرایب مسیر نشان دادند افسردگی، سازگاری اجتماعی و عزت نفس به طور معنی داری اعتیاد به اینترنت را پیش بینی می کنند.

مسعودنیا(1391)، در پژوهشی با عنوان اعتیاد به اینترنت و خطر بروز اختلال خواب در نوجوانان گزارش کرد که از 535 دانش آموز مطالعه شده در دبیرستان های شهر یزد 21.7 درصد، معتاد به اینترنت بوده اند و 57.2 درصد نیز کیفیت خواب نامطلوب داشتند. کاربران معتاد به اینترنت کیفیت خواب نامطلوب تری (77.6 درصد) در مقایسه با کاربران عادی (51.6 درصد) داشتند. تفاوت معنی داری میان کاربران عادی و کاربران معتاد به اینترنت از نظر کیفیت کلی خواب و نیز مولفه های کیفیت خواب ذهنی، نهفتگی خواب و اختلال در عملکرد روزانه وجود داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی نشان داد که اعتیاد به اینترنت، 4.7 درصد از واریانس کیفیت خواب را تبیین کرد.

خانجانی و اکبری(1390)، در پژوهشی با عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی نوجوانان و اعتیاد آنان به اینترنت گزارش کردند که بين پنج عامل شخصيتى عامل روان نژندگرايي با اعتياد به اينترنت رابطه مثبت و معني دار و بين عامل باوجدان بودن، دلپذير بودن و برون گرايي رابطه منفي با اعتياد به اينترنت وجود دارد و بين انعطاف پذيرى با اعتياد به اينترنت رابطه وجود ندارد. همچنين نتايج حاصل از رگرسيون نشان داد كه عامل هاى شخصيتى دلپذيربودن، باوجدان بودن و عامل هاى شخصيتى روان نژندگرايي، برون گرايي و انعطاف پذيري با اعتیاد به اينترنت رابطه ندارند.

میرزائیان و همکاران(1390)، در پژوهشی با عنوان اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان و تاثیر آن بر سلامت روان گزارش کردند که سلامت روان و مؤلفه هاي آن شامل نشانگان جسمانی، نشانگان اضطراب، نشانگان اختلال کارکرد اجتماعی و نشانگان افسردگی، در بین دانشجویان سه گروه (بر اساس میزان اعتیاد به اینترنت)، متفاوت بود. نتیجه این که اعتیاد به اینترنت می تواند سلامت روانی افراد را تهدید نماید. ضروري است در زمینه استفاده مناسب از اینترنت، فواید و مضرات دنیاي مجازي اینترنت، فرهنگ سازي و آموزش صحیح در سطح خانواده و جامعه انجام شود.

علوی و همکاران (1389)، در پژوهشی با عنوان بررسی ارتباط علائم روانپزشکی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان دانشگاه های شهر اصفهان گزارش کردند که تفاوت معنی داری بین میانگین علایم روانپزشکی در تمامی خرده مقیاس ها در پرسشنامه S-CL-90-R و سه شاخص GSL, PSDI, PST در دو گروه معتاد به اینترنت و کاربر عادی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین نمرات علائم روانپزشکی (نظیر افسردگی، اضطراب، خودبیمارانگاری، وسواس، حساسیت بین فردی، پرخاشگری، پارانویا، فوبیا و روانپزشکی) و سه شاخص GSL, PSDI, PST با اعتیاد به اینترنت وجود دارد. همچنین اعتیاد به اینترنت با کنترل جنسیت بر علائم روانپزشکی نه گانه تاثیر گذار بود.

قاسم زاده و همکاران (1384)، تحقیقی با عنوان بررسی میزان شیوع اعتیاد به اینترنت و رابطه آن با تنهایی و عزت نفس در دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران، انجام دادند. جامعه آماری این پژوهش، 1968 نفری از دانش آموزان دختر و پسر سه رشته دبیرستانی پنج منطقه تهران بود که به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. از این عده، 977 نفر کاربر اینترنت بودند که براساس مقیاس IAT یانگ، از میان آنها 37 نفر معتاد به اینترنت شناخته شدند. در کل، میزان شیوع به اینترنت در بین دانش آموزان 3.8 درصد بود. براساس نتایج این پژوهش تایید شد که کاربران معتاد به طور معناداری دارای عزت نفس کمتر و تنهاتر از کاربران غیر معتاد هستند. ممکن است تنهایی بر اثر اعتیاد به اینترنت رخ دهد یعنی کسانی که به اینترنت معتاد می شوند، پیامدهای منفی آن مانند تنهایی را تجربه می کنند. همچنین ممکن است چرخه ای معیوب و رابطه ای دوسویه در جریان باشد. یعنی افراد تنها، برای کاهش تنهایی خود به اینترنت روی بیاورند و در نتیجه به تنهایی آنها افزوده شود.

پیشینه خارجی

لی و همکاران (2014)، در پژوهشی با عنوان الگوهای وضعیت استراحت EEG متفاوت بیماران در رابطه با افسردگی در اعتیاد به اینترنت گزارش کردند که بسیاری از محققان رابطه اعتیاد به اینترنت و افسردگی را گزارش کرده اند. به همین دلیل در این مطالعه ما به مقایسه وضعیت استراحت کمی بیماران معتاد به اینترنت همراه با افسردگی و بدون افسردگی و گروه کنترل (افراد عادی) پرداختند. طبق نتایج این تحقیق گروه با اعتیاد به اینترنت که افسردگی نداشتند دلتای مطلق و قدرت بتا در تمام مناطق مغز کاهش یافته بود. گروهی که اعتیاد به اینترنت همراه با افسردگی داشتند نسبت تتا افزایش یافته بودو نسبت قدرت آلفا در تمام نقاط مغز افزایش یافته بود. این تغییرات عصبی فیزیولوژیکی با متغیرهای بالینی مورد مطالعه رابطه نداشتند.

ارسال[45] و همکاران(2013)، در پژوهشی با عنوان بررسی اعتیاد به اینترنت و افسردگی در بین دانشجویان دانشگاه، گزارش کردند که اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان دانشکده اقتصاد، علوم اداری، دانشجویان با درآمد خانوادگی بالا، دانشجویان با خانواده های بزرگ، دانشجویانی که والدینشان فارغ التحصیل دانشگاهی و شاغل بودند، دانشجویان با بیماری های مزمن و دانشجویانی که بیش از 13 ساعت در هر روز از اینترنت استفاده می کردند، به طور معنی داری بیشتر از سایر دانشجویان بود. همبستگی مثبت و معنی داری بین سطح افسردگی و سطح اعتیاد به اینترنت وجود دارد.

کاس و همکاران (2013)، در پژوهشی با عنوان اعتیاد اینترنت در بزرگسالان: عوامل پیشگیرانه و خطرآفرین، گزارش کردند که 3.7 درصد از نمونه این مقاله به عنوان افرادی که به طور بالقوه قابلیت قرارگیری در طبقه معتادین به اینترنت را قرار دارند، دسته بندی شدند. استفاده از بازی های آنلاین، برنامه های کاربردی اجتماعی (سایت های شبکه های اجتماعی آنلاین و تویتر) خطر ابتلا به اعتیاد اینترنت را افزایش می دهند. در حالی که برون گرایی و با وجدان بودن عوامل محافظت کننده ای در کسانی که به میزان زیادی بازی های آنلاین انجام می دهند، می باشد. یافته ها از موارد موجود در تشخیص DSM-V حمایت می کنند.

ین و همکاران (2007)، در پژوهشی با عنوان مقایسه نشانه های روانپزشکی معتادان اینترنتی: مشکل توجه و اختلال بیش فعالی، افسردگی، هراس اجتماعی و خصومت، به مقایسه ویژگی هاي روانشناختی، شخصیتی و اجتماعی دانشجویانی که استفاده مفرط از اینترنت داشتند، در مقابل سایر دانشجویان پرداختند. نتایج پژوهش هاي آنها نشان داد که میزان افسردگی، اضطراب، افکار خودکشی، بیش فعالی، هراس، ترس اجتماعی، پرخاشگري و خشونت و رفتارهاي ضد اجتماعی در دانشجویانی که به اعتیاد اینترنت مبتلا بودند از سایرین بیشتر بود.

لي و شانگ[46] (2006)، در پژوهشی با عنوان کارکرد اینترنت و رفتار اعتیاد اینترنت، خاطر نشان كردند كه استفاده مفرط از اينترنت، تأثير سوئي روي بهداشت رواني دانشجويان می گذارد.آنان همچنین دریافتند دانشجوياني كه استفاده مفرط و آسيب شناسانه از اينترنت داشتند، در مقايسه با دانشجوياني كه داراي چنين تجرب هاي نبودند، آسيب شناسي و مشكلات رواني بيشتري را نشان دادند. در واقع، افزايش سطوح تجارب کار با اینترنت، با کاهش سطح بهداشت روانی ارتباط دارد. اعتیاد به اینترنت دامنه گسترده ای از افراد را، به طور مستقیم و غیر مستقیم، تحت تاثیر قرار داده است.

کاپلان[47] (2002)، در پژوهشی با عنوان مشکلات استفاده از اینترنت و بهزیستی روانشناختی: پیشرفتی نظریه براساس ابزار های اندازه گیری شناختی رفتاری، دانشجوياني كه به اعتياد اينترنت مبتلا هستند، در مقايسه با دانشجوياني كه اعتياد به اينترنت ندارد، بهزيستي رواني و اجتماعي كمتري دارند.

آندرسون[48] (2001)، در پژوهشی با عنوان یک پژوهش اکتشافی درباره استفاده از اینترنت در بین دانشجویان گزارش کرد که دانشجویانی که به اعتیاد اینترنت مبتلا هستند، در روابط اجتماعی مهارت های لازم را ندارند و از آسیب پذیری بالا و سلامت و بهداشت روانی پایین رنج می برند. به عبارتی دانشجویانی که اعتیاد به اینترنت دارند در مقایسه با دانشجویانی که اعتیاد به اینترنت ندارند، بهزیستی روانی و اجتماعی کمتری دارند.

یانگ و تانگ[49](2007)، در پژوهشی با عنوان مقایسه دانش آموزان دبیرستانی معتاد به اینترنت و عادی در تایوان تفاوت های بین دانش آموزان دبیرستانی معتاد به اینترنت و غیر معتاد را مورد بررسی قرار دادند. آنان بر الگوهای استفاده از اینترنت، لذت ها و لذت های ارتباطی آزمودنی ها تمرکز کردند. آنان 236 دانش آموز دبیرستانی را به عنوان نمونه انتخاب کردند. نتایج تحقیق آنان نشان داد که معتادان به اینترنت به طور میانگین دو برابر دیگر افراد آنلاین هستند. گشت و گذار در اینترنت با اهداف اجتماعی-سرگرمی، انگیختگی و لذت رابطه مثبت معنی داری با اعتیاد به اینترنت داشت. به علاوه نمرات بیشتری در تحمل اینترنت( استفاده اجباری و خروج)، مشکلات مربوط به خانواده و مدرسه، مشکلات بین فردی و مالی کسب کرده بودند. بین اعتیاد به اینترنت و عزت نفس رابطه معکوس معنی داری وجود داشت. به علاوه دانش آموزان با ویژگی های شخصیتی وابسته، کمرو، افسرده و با عزت نفس کم تمایل بیشتری برای اعتیاد به اینترنت داشتند.

آرمسترانگ، فیلیپس و سالینگ[50](2000)، در پژوهشی با عنوان عوامل بالقوه استفاده زیاد از اینترنت، گزارش کردند از آنجایی که اینترنت ممکن است به منظور تحریک و یا فرار از مشکلات مورد استفاده قرار گیرد. باید این را در نظر داشته باشیم که احساس ضعف در عزت نفس منجر به استفاده بیش از حد از اینترنت می شود. طبق نتایج این پژوهش استفاده از اینترنت و عزت نفس پایین با هم رابطه معکوسی دارند.

 

 

 

 

 

 

فصل سوم:

روش شناسی پژوهش

 

 

مقدمه

در این فصل فعالیت هایی که در جریان پژوهش حاضر پرداخته می شود توضیح داده خواهد شد. ابتدا روش تحقیق، جامعه آماری، گروه نمونه و شیوه انتخاب آزمودنی ها شرح داده می شود سپس ابزار گردآوری داده ها و ویژگی های آن توضیح داده خواهد شد و در نهایت شیوه اجرا و روش تجزیه و تحلیل داده ها بررسی می گردد.

روش پژوهش

روش این پژوهش توصیفی و از نوع علی مقایسه ای (پس رویدادی) می باشد. در تحقیق علی – مقایسه‌ای هدف این است که از معلول (متغیر وابسته) به علت احتمالی (متغیر مستقل) برسیم و بدین لحاظ این تحقیق گذشته نگر می‌باشد. این طرح تحقیق زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که تغییر مستقل به دلیل خصیصه‌ای بودن یا غیر اخلاقی و غیر انسانی بودن غیر قابل دستکاری است و محقق می‌خواهد با مطالعه متغیر وابسته (معلول) به متغیرهای مستقل تاثیر گذار (علت) دست یابد.

جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان شهرستان صحنه (1200 دانش آموز) تشکیل می دهند.

حجم نمونه و روش نمونه گیری

در این پژوهش برای انتخاب نمونه از کلیه دانش آموزان شهرستان صحنه از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد به این صورت که ابتدا از بین مدارس این شهرستان 2 مدرسه (یک دبیرستان پسرانه و یک مدرسه دبیرستان دخترانه) انتخاب و سپس تعداد 3 کلاس انتخاب می شود و در نهایت تعداد 140 نفر(70 دانش آموز دختر و 70 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای انتخاب حجم نمونه از جدول کرسجی مورگان استفاده شده است. بدین صورت که با توجه به تعداد جامعه (1200 دانش آموز) تعداد نمونه مورد نیاز مشخص و انتخاب شدند.

ابزار جمع آوری داده ها

در این پژوهش از سه ابزار استفاده شده است که عبارتند از؛

الف) پرسشنامه افسردگی بک

ب) اعتماد به نفس کوپر اسمیت

ج) سلامت روان

د) اعتیاد به اینترنت یانگ

پرسشنامه افسردگی بک

پرسش‌نامه افسردگی بک برای اولین بار در سال 1961 توسط بک و همکاران تدوین شد. در سال 1971 مورد تجدیدنظر قرار گرفت و در سال 1978 منتشر گردید. ماده‌های آزمون در مجموع از 21 ماده مرتبط با نشانه‌های مختلف تشکیل می‌شود که آزمودنی‌ها باید روی یک مقیاس چهار درجه‌ای از صفر تا سه به آن پاسخ دهند. این ماده‌ها در زمینه‌هایی مثل غمگینی، بدبینی، احساس ناتوانی و شکست، احساس گناه، آشفتگی خواب، از دست دادن اشتها، از خود بیزاری و … هستند. به این ترتیب که 2 ماده از آن به عاطفه، 11 ماده به شناخت، 2 ماده به رفتارهای آشکار، 5 ماده به نشانه‌های جسمانی و 1 ماده به نشانه‌شناسی میان‌فردی اختصاص یافته است. به‌این‌ترتیب این مقیاس، درجات مختلف افسردگی را از خفیف تا بسیار شدید تعیین می‌کند و دامنه نمرات آن از حداقل صفر تا حداکثر 63 است(بک، استیر و گاربین[51]، 1988). با جمع کردن نمرات فرد در هر یک از ماده‌ها، نمره فرد به طور مستقیم به دست می‌آید. تشکری و مهریار در سال 1373 ضریب پایایی این پرسشنامه را درایران 78/0 به دست آوردند. در پژوهش‌های دیگر از جمله پژوهش پرتوی در سال 1354، وهاب‌زاده در سال 1352 و چگینی در سال 1381، اعتبار پرسش‌نامه بک، بالا گزارش شده و از 70/0 تا 90/0 متغیر بوده است(ازخوش، 1390).

پرسشنامه اعتماد به نفس کوپر اسمیت

کوپر اسمیت (1967) این پرسشنامه را براساس تجدید نظر در مقیاس راجر و دیموند تهیه کرده است. این مقیاس 58 سوال دارد که به سنجش و ارزیابی احساسات آزمودنی ها در مورد خودشان می پردازد و هشت سوال آن نیز دروغ سنج است که اعتبار آن توسط محققان مختلف (اسمیت، 1976-مورلی و بایچر، 1971؛ وایف، 1969؛ به نقل از موسوی، 1383) مورد تایید قرار گرفته است. ابراهیمی (1370) نیز پایایی نتایج این پرسشنامه را در میان دانش آموزان و دانشجویان ایرانی بررسی کرده است که ضریب پایایی آن در نمونه های دانش آموزی 0.80 و در نمونه های دانشجویی 0.85 گزارش شده است. همچنین ضریب آلفای کرونباخ این آزمون در پژوهش حاضر 0.74 است که اندازه مناسبی می باشد(به نقل از موسوی، 1383).

پرسش نامه سلامت روان(GHQ-28)

پرسش نامه سلامت روان یک پرسشنامه سرندی[52]، مبتنی بر روش خود گزارش دهی ، که در مجموعه بالینی با هدف رد یابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند مورد استفاد قرار می گیرد. پرسشنامه سلامت روان را می توان به عنوان مجموعه پرسش هایی در نظر گرفت که از پایین ترین سطوح نشانه های مشترک که در اختلالهای مختلف روانی وجود دارد تشکیل شده است و بدین ترتیب می تواند بیماران روانی را به عنوان یک طبقه کلی از آنهایی که سالم می پندارند متمایز کند. بنابراین هدف پرسشنامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماری های روانی نیست بلکه به منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماری وسلامت است ، فرم 28 ماده ای پرسشنامه سلامت روان دارای این مزیت است که برای تمام افراد جامعه ، طراحی شده. است این پر سشنامه به عنوان یک ابزار سرندی می تواند احتمال وجود یک اختلال روانی در فرد تعیین کند این پرسشنامه در سال(1979)توسط گلد برگ وهیلر[53] طراحی تدوین شده است. سوالهای آن براساس تحلیل عاملی برروی فرم 60 ماده ای اولیه استخراج شده است. این پرسشنامه شامل 28سوال 4 گزینه ای و دارای 4مقیاس است که هرکدام از مقیاس ها 7 سوال دارد مقیاس های پرسشنامه سلامت روان عبارتند از:«علائم جسمانی »، «اضطراب واختلال خواب »، «اختلال در عملکرد اجتماعی »، «افسردگی شدید»(هومن، 1376). بهترین و مناسب ترین روش نمرگذاری استفاده از مدل لیکرت(با نمره های 0، 1، 2، 3) برای گزینه های مواد پرسشنامه است ، در نمره گذاری این پرسشنامه ، چهار نمره برای مقیاس فرعی ویک نمره به کل مواد پرسشنامه مربوط می شود. نمره 23 وبالاتر نشانگر عدم سلامت روانی ونمره پایین تر از 23 بیانگر سلامت روانی می باشد نقطه برش سلامت عدم سلامت روانی در هر مقیاس نمره 14 می باشد  بدین ترتیب آزمودنی هایی که در هر خرد مقیاس نمره کمتر از 14 می گیرند واجدبیماری تشخیص داده نمی شوند. همچنین در کل مجموعه نیز تفسیر نمره شبیه به مقیاس فرعی است. تاکنون بیش از 70 مطالعه در مورد اعتبار پرسشنامه(GHQ) در نقاط مختلف دنیا انجام شده است، که از این تعداد 43 مطالعه اطلاعات مفصلی راجع به روشهای نمونه گیری ارائه کرده اند که این موجب میشود ، بتوان مقایسه های مستقیمی بین آنها انجام داد. ویلیام گلد برگ و مارسی(1989) این مطالعات را فرا تحلیل نمودند که در آن با توجه به واریانس به هر تخمینی از اعتبار ضریبی داد ه شده است و نتایج نشان داد که متوسط حساسیت پرسشنامه(GHQ) GHQ-28 برابر با 84%بین 89%-70% متوسط ویژگی آن برابر با 82%-85%می باشد.گلد برگ و همکاران(1972)، همبستگی بین داده های حاصل از اجرای دو پرسشنامه GHQ و SCL-90، را بر روی 244آزمودنی به میزان 78%گزارش نموده اند(به نقل از هومن ، 1376). آقا جانی(1381)، در پژوهش خود پایایی خرده مقیاس های پرسشنامه سلامت روان(GHQ) گلد نبرگ را بین62% تا82% بدست آورده است. وی همچنین پایایی کلی مقیاس( GHQ) را 92%گزارش نموده است. یزدان پناه(1375)پایایی پرسشنامه سلامت روان را به روش همسانی درونی وبا استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 84%بدست آورد(به نقل از شرفی، 1382). یعقوبی(1374)، ضریب پایایی کلی این پرسشنامه را 91%و ضریب پایایی خرده آزمونها را بین 50%تا81%گزارش دادند. ولیامز ، گلدنبرگ و مارسی(1988)، چندین بررسی انجام شده با استفاده از(GHQ) را فرا تحلیل نمودند و نتیجه گرفتند که پایایی این آزمون در حدود 80%است(به نقل از شرفی ، 1382).

پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ

پرسش­نامه­ی سنجش اعتیاد اینترنتی یانگ (IAT) اولین بار با 8 سئوال در سال 1994 توسط کیمبرلی یانگ طراحی و سپس فرم تکمیل شده­ی آن با 20 سئوال از سوی وی در سال 1998، ارایه گشت. این پرسش­نامه مشتمل بر 20 سئوال بر مبنای مقیاس لیکرت پنج درجه­ای شامل هرگز، به ندرت، گاهی، اغلب و همیشه می­باشد که به ترتیب نمره­ی 1 تا 5 را به خود اختصاص می­دهند. دامنه­ی نمرات بین 20 تا100 و کسب نمره­ی بالاتر، نشانه­ی وابستگی بیشتر به اینترنت است. نقطه­ی برش پیشنهادی این پرسش­نامه در اکثر مطالعات انجام شده از جمله مطالعه­ی درگاهی و رضوی بر روی ساکنان منطقه­ی 2 غرب تهران، شامل طیف 20-49 طبیعی،50-79 در معرض خطر و نیازمند غربالگری، 80-100 وجود اعتیاد به اینترنت است، اما در مطالعه­ی علوی و همکاران بر روی دانشجویان دانشگاه­های اصفهان، نقطه­ی برش 46 به دست آمده است، به ترتیبی که امتیاز بالاتر از 46، نشانگر وجود اعتیاد اینترنتی در فرد می­باشد. یانگ و همکاران اعتبار درونی این پرسش­نامه را 92/0 برآورد کردند و اعتبار به روش بازآزمایی نیز معنی­دار گزارش شده است. ویدیانتو و مک­موران، روایی صوری این پرسش­نامه را بسیار بالا ذکر کرده­اند. هم­چنین از طریق تحلیل عوامل، شش عامل برجستگی، استفاده­ی بیش از حد، بی­توجهی به وظایف شغلی، فقدان کنترل، مشکلات اجتماعی و تاثیر بر عملکرد را به دست آوردند. علوی و همکاران در پژوهش خود همسانی درونی پرسش­نامه­ی یانگ را برابر 88/0=α برآورد کردند (علوی و همکاران، 1389).

روش اجرای پژوهش

در این پژوهش با همکاری آموزش و پرورش شهرستان صحنه، ابتدا تعداد کل دانش آموزان شهرستان صحنه که در سال تحصیلی 94-93 مشغول به تحصیل بودند(1200 دانش آموز)، مشخص شد. سپس برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد به این صورت که ابتدا از بین مدارس این شهرستان 2 مدرسه (یک دخترانه و یک پسرانه) انتخاب و سپس تعداد 3 کلاس انتخاب شد و در نهایت تعداد 140 نفر (70 دانش آموز دختر و 70 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه و به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای انتخاب حجم نمونه از جدول کرسجی مورگان استفاده شده است. لازم به ذکر است که یکی از مدارس انتخاب شده دبیرستان (مدرسه دخترانه)

Previous Entries کلماتی که با ها جمع می شوند - بگرد Next Entries * اعتیاد، اینترنت، سلامت، اعتماد، افسردگی، روان، واریانس، اينترنت