* ازدواج، همسر، &، دختران، عشق، زیبا، گرايش، شانس

کمک به رشد رابطه با یک دیگر سرباز زنند. این عقیده حتی به این موضوع منجر می شود که افراد، فرآیند «مشاوره ی پیش از ازدواج» را غیرمؤثر تلقی کنند. در هر حال، نمی توان ازدواج را به شکلی ساده نگریست و باید فاکتورهای اساسی آن به دقت بررسی شود(میر محمد صادقی، 1389).

در ازدواج فقط یک بار شانس اتفاق می افتد: اعتقاد به این باور سبب می شود فرد در فرآیند تصمیم گیری، تحت فشار درونی شانس قرار گیرد؛ زیرا داشتن چنین باوری، همواره این احساس را در فرد ایجاد می کند که اگر قرار باشد، شانس فقط یک بار در خانه ی آدم را بزند، مبادا با ردکردن پیشنهاد ازدواج فرد مورد نظر، شانس ازدواج را برای همیشه از دست بدهم. ترس و اجتناب حاصل از اعتقاد به این باور، سبب می شود فرد عجولانه به موردی که شناخت کافی از وی ندارد پاسخ گوید؛ زیرا نگران است مبادا این مورد را از دست بدهد و مورد مناسبی سر راهش قرار نگیرد. این دختران می توانند به خود بگویند که «شانس نه یک بار، بلکه چند بار در خانه را می زند؛ پس عجله نکنیم و به خود فرصت دهیم(رضوی، 1388).

پس از ازدواج هرگز برگشتی وجود ندارد: این باور قالبی در دختران جوان امروزی کم تر شایع است و در صورت وجود چنین پیش فرضی، بسیار اندک است؛ اما بسیاری از والدین در شهرها و روستاهای کشورمان هم به این نگرش قالبی پای بندند که اگر دختری را با چادر سفید به خانه ی بخت فرستادند، باید به هر روشی با موقعیت دشوار زندگی کنار آید و تنها مرگ می تواند او و شوهرش را جدا کند. اعتقاد به این باور نادرست، در بسیاری از مواقع باعث می شود عروس در یک خانواده ی نابه سامان، تنها راه نجات خود را خودکشی، فرار از خانه، خودسوزی و… بداند. حتی ازدواج با دختری که در خانواده ای با این تفکر غلط رشد کرده، عملی چالش برانگیز است؛ چنین دختری ممکن است از ازدواج هراس داشته باشد و پس از ازدواج به دلیل فقدان حمایت خانوادگی، نقش منفعل و سلطه پذیری داشته باشد و به آزار و بدرفتاری همسرش تن دهد (شفعی، 1391).

اگر شوهرم زیبا باشد، کم تر قابل اعتماد است: این باور غلط نیز در بین دختران جاافتاده است که افراد زیبا وفادار نیستند. چنین چیزی به ترس و اجتناب از افراد جذاب می انجامد. به علاوه سبب می شود فرد بیش از اندازه به یک فرض سطحی بچسبد که اگر با فردی معمولی ازدواج کنم، زندگی ام دوام خواهد داشت. در صورتی که عوامل تداوم و پایداری زندگی زناشویی، نه یک عامل، بلکه چندین عامل است. از طرفی قضاوت کلی درباره ی دیگران، اغلب به نتایج نادرستی منجر می شود. چه بسا افرادی که زیبا نیستند و به معیارهای اخلاقی نیز پای بند نیستند و به همسرشان خیانت می کنند و چه بسا کسانی که بسیار زیبا هستند و به معیارهای اخلاقی پای بندند؛ بنابراین، قضاوت و نتیجه گیری براساس یک ملاک، نوعی نتیجه گیری سطحی و شتاب زده است (پورافکاری و همکاران، 1391).

باید کامل ترین فرد را برای ازدواج در نظر بگیرم: بسیاری از دختران بر این باورند تا وقتی مرد کاملی را برای ازدواج نیافته اند، نباید به ازدواج تن دهند. چنین طرز فکر کمال گرایانه ای، می تواند مشکلات فراوانی را برای آنان ایجاد کند. همه ی ما در دنیای احتمالات و تصادفات زندگی می کنیم. میل به حقیقت کامل، به بالارفتن بیش از اندازه ی انتظارات منفی و در درازمدت فشار روانی می انجامد. دخترانی که این طرز فکر را رشد داده اند، اغلب درگیر روابط کوتاه مدت می شوند؛ به این معنا که به جای شناخت همه جانبه ی فرد مقابل، آن ها را با معیارهای غیرمنطقی خود ارزیابی می کنند. غلط بودن این عقیده زمانی آشکارتر می شود که فرد مقابل، پس از ازدواج، دیگر آن فرد کامل نیست و ویژگی های واقعی وی مشخص می شود. هنگامی که چنین دخترانی به دنبال فردی بی عیب و نقص می گردند، بسیاری از فرصت های طلایی را برای ازدواج از دست می دهند؛ زیرا با چنین پیش فرضی، تفکر کافی را برای ارزیابی صحیح طرف مقابل نمی کنند و با شتاب زدگی یک ویژگی منفی را برای دادن پاسخ منفی، پیدا می کنند. در حالی که این دختران باید بدانند اساساً فلسفه ی ازدواج، شروعی با حداقل معیارهای لازم و کوشش برای دست یابی به حداکثرهای ایده آل است(آقاجانی، 1390).

عشق و علاقه بعد از ازدواج به وجود می آید: برخی از دختران بر این باور غلط تکیه می کنند که علاقه قبل از ازدواج بی معنی است و عشق و علاقه باید پس از ازدواج به وجود آید. می توان گفت عشق (توأم با شیفتگی و علاقه ی شدید) قبل از ازدواج می تواند تا اندازه ای چالش برانگیز باشد، در حالی که علاقه مند شدن به کسی قبل از ازدواج مانعی ایجاد نمی کند. چه بسا دخترانی که به مردی علاقه مند هستند؛ اما علی رغم علاقه به دیگری، از توانایی قضاوت صحیح برخوردارند؛ یعنی طرف مقابل را با امتیازها و ضعف هایش در نظر می گیرند. در خوش بینانه ترین حالت، علاقه ی قبل از ازدواج به گذشت، همراهی و انعطاف پذیری می انجامد و می تواند روند یک ازدواج معقول و شادمان را تسریع کند و در بدبینانه ترین حالت، علاقه ممکن است مشابه عشق، مانع دیدن واقعیت های موجود شود و به تحریف شناختی بینجامد (نصیری و همکاران، 1389)

باید مرد آرزوهایم با من متفاوت باشد: برخی از دختران، شخصی را برای زندگی زناشویی در نظر می گیرند که ویژگی های شخصیتی اش کاملاً متناقض و متفاوت با وی باشد. این طرز فکر به این نتیجه ی منفی منجر می شود که تلاش می کنند به جای یافتن شباهت ها در پی تضادها باشند؛ برای مثال، شخص معتقد است چون خود فردی درون گراست، پس باید به دنبال فردی برون گرا باشد. این مسئله در درازمدت به تعارض و نارضایتی از زندگی زناشویی می انجامد. تنها به این دلیل ساده که دنیای دو طرف فاصله ای طولانی از هم دارد و فرد برون گرا، نیازهای فرد درون گرا را درک نمی کند(نادری، 1390).

در هرحال، اگر دختران انتظارهایی غیرمنطقی (که در تضاد با واقعیت هستند و افراد را از دست یابی به اهداف اساسی ازدواج بازمی دارد)، در مورد انتخاب همسر داشته باشند، بیش تر احتمال دارد دچار تردید، شکست و ناکامی در موقعیت پس از ازدواج شوند. در صورتی که اگر با شناخت کافی و با آگاهی کامل در مورد پدیده ی ازدواج و عوامل موفقیت آن بیندیشند، انتظارهای واقع بینانه از چالش های ازدواج خواهند داشت و این موضوع باعث می شود، در آینده تعارضات زندگی را به صورت منطقی و مناسب حل کنند و بر سر باورهای اعتقادی با یک دیگر توافق و نقش برابری را در روابط با همسرشان داشته باشند. درست است که نمی توان ازدواج را به طور کامل تضمین کرد؛ اما باید فاکتورهایی را که با موفقیت و عدم موفقیت در زندگی مشترک و ازدواج همراه است، تا حد امکان شناخت. بهتر است حتی برای یک بار هم شده به زندگی تان و انتظاری که از آینده ی ازدواج تان دارید، نگاه کنید و با دلایل منطقی تر در این مورد تصمیم بگیرید(قهاری، 1391).

2-2-8- شیوه های انتخاب همسر

انسان در طول حيات خود، پيوسته در حال انتخاب است. انتخاب همسر نيز يكي از مهم ترين انتخابها است كه عموم افراد حداقل يك بار در زندگي خود با آن روبهرو ميشوند. انسان در هر انتخاب، خواسته يا ناخواسته، ملاكهايي را مبناي انتخاب خود قرار ميدهد. تعدادي از اين ملاكها قائم به فرد بوده و برخي نيز تقريبا بين همهي اعضاي يك گروه، فرهنگ يا جامعه، مشترك هستند(نصیری زاده و همکاران، 1390). ملاكهايي كه افراد در انتخاب همسر مورد توجه قرار ميدهند، يكي از قديميترين موضوعاتي است كه در حوزهي روابط شخصي مورد مطالعه قرار گرفته است. پژوهشهاي مختلف ويژگيهايي مانند جذابیت جسمانی[47]، مهربان و فهمیده بودن[48]، شخصیت مهیج[49]، یار و یاور[50]، باهوش[51] با ملاحظه[52]، صادق[53]، قابل اتکاء[54]، خوش صحبت[55] و وفادار بودن[56] را به عنوان شاخص انتخاب جفت و شریک زندگی در افراد مورد تاکید قرار داد.( هولمس و همکاران[57]، 2009؛ باس و همکاران[58]، 2000؛  بارلدس[59]، 2005؛ فیگیردو و همکاران[60]، 2006).

برخي ملاك خود را در ازدواج مبتني بر عشق و برخي تامين نيازهاي مادي، جسمي، عاطفي و هيجاني و برخي تركيب همه ي این ها ميدانند. اغلب ازدواجها در كشورهاي غربي، از نوع ازدواجهاي داراي آشنايي قبلي به همراه عشق و گاه هوس است(باتابایال،[61] 2002). نتايج پژوهش جهانگيرزاده(1389) در بين دانشجويان دانشگاه شيراز نشان داد كه در بين مردان، معيارهاي مذهبي، بالاترين اولويت را به خود اختصاص میداد و در بين زنان بالاترين اولويت، اخلاق و رفتار همسر است.

در پژوهش هاي مختلف، برخورداري از سلامت روان، تطابق عاطفي، هيجاني، همساني در هوش، تعهد، وفاداري، گذشت، عقايد مشترك، دوستي و صميميت، برادري و مساوات و اعتماد از مهم ترين ملا كهاي انتخاب همسر و ازدواج موفق ذكر شده است(جبرائلی و همکاران، 1393). اهميت اين موضوع باعث شده كه محققان از رشته هاي مختلف به بررسي ملاكها و عوامل تاثيرگذار در آن بپردازند. پژوهشها در اين زمينه، عوامل چندي را مشخص كرده است كه روابط عاشقانه را تحت تاثير قرار ميدهند. براي چگونگي انتخاب همسر به مواردي مانند انتخاب بر اساس تصادف، همتاهمسري يا گرايش به انتخاب همسر مشابه خود، تكميل كنندگي يا گرايش به انتخاب فرد مكمل و جذابيت بين فردي، دلايلي مانند سود بردن از روابط عاشقانه(نظريهي تبادل اجتماعي)، حفظ هماهنگي در تفكر و ارتباطات اجتماعي خود(نظريهي توازن) اشاره شده است(نصیرزاده و همکاران1390).

ترجيحات و ملاك هاي مشترك انسان ها براي انتخاب همسر [62]، مورد قبول عموم مردم و همين طور بسياري از رشته هاي علمي، از جمله جامعه شناسي، ژنتيك و زيست شناسي تكاملي است اما باس[63] معتقد است كه همسرگزيني اساسا پديده اي روان شناختي است و رشته هاي مختلف روان شناسي اين پديده را از منظرهاي مختلف مورد بررسي و پژوهش قرار مي دهند(باس، 1990؛ به نقل از آقاجانی، 1393). براي چگونگي انتخاب همسر به مواردي مانند انتخاب بر اساس تصادف از ميان مجموعه ي محدودي از افراد اساسا شبيه به خود فرد، همتا همسري يا گرايش به انتخاب همسر مشابه خود،  تكميل كنندگي يا گرايش به انتخاب فرد مكمل و جذابيت بين فردي، دلايلي مانند سود بردن از روابط عاشقانه(نظريه ي تبادل اجتماعی)[64] حفظ هماهنگي در تفكر و ارتباطات اجتماعي خود(نظريه ي توازن)[65] اشاره شده است. ديدگاه زيست شناسي تكاملي، تبيين خود دربار هي انتخاب همسر را به اين صورت مطرح مي كند كه انسان خود مي شود تا احتمال پخش ژ نهاي خود را به حداكثر برساند. در جريان تنازع بقا، شايسته ترين اعضاي يك گونه به اندازه ي كافي زنده مي مانند كه ويژگي هاي خود را به نسل بعد انتقال دهند(کرین[66]، 2008؛ به نقل از فدایی، 1393).

[1] Siffert, A. & Schwarz

[2] Schudlich&  Cummings

[3] Attitudes about Romance and Mate Selection Scale (ARMSS)

1 Perception

2 Opposition

 3Scarcity

4  Blokage

5  Generation gap

[9] Glasser

[10] Notaruos

1  Crowe.  & Ridley

[12] Hotton & etal

[13]Yalcin & et al

 

[14] Terner

[15] Jacobson and Margulin

1  Good nansi

[17] Yalcin

[18] Young

[19] Rice

[20] Conflict Hierarchy

[21] Rayse

1  Elisse

[23] Beck

2 sellf

[25] Osteobr

[26] Kente

[27] Attitude

[28] Need

1  Miller.s. & Zoradi

1 Durana

2 Christens, & Heavy

3 Gorney, & Jacobson

[33] Hannson & etal

[34] Olsone

[35] Terman

[36] Sharone

1 Asymptomatic

1 Niolan

2 Assortative mating

3Genetic similarity

1Segallon

1 Byrne

2Clore

1Schurmun & Crook

2Clark , Fitness & Brissete

3Kivk patrik

[47] Physical Attractiveness

[48] Kind and Understanding

[49] Exciting Personality

[50] Good Companion

[51] Intelligent

[52] Considerate

[53] Honest

[54] Dependable

[55] Interesting to Talk

[56] Loyal

[57] Holmes & etal

[58] Buss & etal

[59] Barelds

[60] Figueredo

[61] Batabyal

[62] Mate Selection Preferences

[63] Buss

[64] 3Social Exchange Theory

[65] 4Balance Theory

[66] Crain

Previous Entries رابطه تعارض زناشویی با نگرش دختران به ازدواج Next Entries واژه های کلیدی: هوش هیجانی، رضایت شغلی، منزلت اجتماعی